ب اسوة حسنه. بديهي است آنچه مربوط به خواب و خوراک و پوشاک و اعاشه و معاشرت آن‌جناب است پس از حضرتش حکم آن منقطع خواهد بود. پس حکم خمس غنيمت که يک سهم آن که متعلق به رسول‌ خدا و يک سهم آن مال ذي‌القربي است نيز حکمش منقطع است. زيرا استفاده از اموال غنيمت براي خوردن و پوشيدن و رفع حوائج زندگي است و استفاده از آن منوط و موقوف و مشروط بوجود حيات است پس از حيات تمام اين خواص و احکام منتفي است. و نيز چون ذي‌القربي کسي است که قرابت نزديک با رسول خدا دارد خصوصاً که بصيغه مفرد آمده‌است و معلوم مي‌دارد که منحصر بيک شخص است و احاديث نيز مي‌رساند که مراد از ﴿وَلِذِي الْقُرْبَى﴾ در آية شريفة ديگر ﴿وَآَتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ﴾ (الإسراء/26)، تنها حضرت زهرا سلام‌الله عليها بوده چنانکه در جلد هشتم بحارالانوار (ص91، چاپ تبريز) از مناقب ابن شهرآشوب در باب نزول، رسول خدا به فدک آورده مي‌نويسد: ((وَأَسْلَمَ مَنْ أَسْلَمَ مِنْهُمْ، فَأَقَرَّهُمْ فِي بُيُوتِهِمْ وَ أَخَذَ مِنْهُمْ أَخْمَاسَهُمْ. فَنَزَلَ: ﴿وَآتِ ذَا الْقُرْبى‏ حَقَّهُ﴾. قَالَ: وَمَا هُوَ؟ قَالَ: أَعْطِ فَاطِمَةَ فَدَكاً، وَهِيَ مِنْ مِيرَاثِهَا مِنْ أُمِّهَا خَدِيجَةَ، وَمِنْ أُخْتِهَا هِنْدٍ بِنْتِ أَبِي هَالَةَ، فَحَمَلَ إِلَيْهَا النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ مَا أَخَذَ مِنْهُ، وَأَخْبَرَهَا بِالْآيَةِ.))، که معلوم مي‌دارد مراد از ذي‌القربي هرگاه خويشان رسول خدا باشند جز فاطمه سلام‌الله عليها نخواهد بود.

در تاريخ هم معلوم است در هنگام نزول آيه شريفه: ﴿وَاعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَأَنَّ لِـلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبى..﴾: که مقارن يا در حين جنگ بدر بوده و در ماه پانزدهم يا شانزدهم هجرت رسول‌الله (ص) بمدينه‌است رسول خدا داراي خويشاني که بتوان آنها را ذوي‌القربي ناميد نبوده‌است مگر حضرت زهرا (ع) که او نيز در خانه و کفالت رسول خدا بود. زيرا در آن زمان از فرزندان رسول خدا جز زينب که زن ابي‌العاص بود و رقيه که زن عثمان بود که وفات کرد و بلافاصله عثمان با دختر ديگر رسول خدا که ام‌کلثوم است ازدواج نمود و فاطمه زهرا (ع) که هنوز با اميرالمؤمنين علي (ع) ازدواج نکرده و در کفالت پدرش (ص) بود کس ديگري نبود. و از ازواج آن‌حضرت (هر چند زوجه را نمي‌توان ذي‌القربي ناميد) جز سوده بنت زمعه زن ديگري نداشت و از اعمال آن‌حضرت هم جز حمزه و از بني اعمام آن‌حضرت هم جز علي (ع) مسلماني ديگر نبود زيرا عباس عموي ديگر پيغمبر و پسرانش و عقيل بن ابيطالب و نوفل بن حارث بن عبدالمطلب پسرعموهاي پيغمبر در حال کفر بسر مي‌بردند و چون حمزه و علي خود از مجاهدين و غانمين بودند مشمول سهم خمس‌الله نمي‌شدند و از اقربان پيغمبر هم مسلماني ديگر نبود تا بتوان از خمس غنائم به او داد. و او را (ذي‌القربي) دانست!

و سيرة رسول‌الله (ص) نيز شاهد است که آن حضرت از غنائم جنگ به هيچ‌يک از خويشان خود بهره‌اي نداد جز حضرت زهرا (ع) آن هم نه از غنائم بدر بطور ممتاز و معلوم بلکه بهمان اندازه که در تحت کفالت آن‌حضرت بود و از خمس غنيمت اعاشه مي‌نمود! پس اگر مراد از ذي‌القربي خويشان رسول خدا باشد انحصار به حضرت فاطمه (ع) دارد که مي‌بايست رسول خدا از غنيمت موجوده (ما غنمتم) به فرد يا افراد موجود ذي‌القربي مي‌داد، و خمس غنائم ناموجود حرب ناموجود، چيزي نيست که به ارث به ديگران منتقل شود (يعني چيزي ناموجود به افراد و اشخاص ناموجود؟؟!) مگر آنچه را که خود رسول‌الله به کسي از ذي‌القربي داده باشد و آن شي موجود به‌ وارث ذي‌القربي برسد، اين در صورتي است که کلمة (ذي‌القربي) را در اينجا به رسول‌الله (ص) نسبت دهيم (در حالي‌که اين نسبت مورد ترديد است).

7-   نکته هفتم: اگر کلمه ﴿ذِي الْقُرْبَى﴾ را بطور اطلاق واگذاريم چنانکه در آيات ديگر قرآن است در آن صورت معني آيه چيز ديگري غير از آنچه مشهور است خواهد بود. مانند اين آيات شريفه که در آنها نيز کلمة ﴿ذِي الْقُرْبَى﴾ مانند آيه غنيمت بدون قيد است.

الف - در سورة مبارکه (البقره) آيه 83 مي‌فرمايد: ﴿وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ لَا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللهَ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالمَسَاكِينِ..﴾.

در اين آيه که خدا از بني‌اسرائيل پيمان گرفته‌است که جز خدا را نپرستند و به والدين و خويشاوندان و يتيمان و مسکينان احسان کنند، کلمات ((ذي‌القربي واليتامي والمساکين)) همانسان مرتب و منظم است که در آية غنيمت آمده‌است. و پر واضح است که اين ذي‌القربي، ذي‌القرباي رسول خدا نيست.

ب - در آيه 177 همين سوره مبارکه مي‌فرمايد: ﴿لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ المَشْرِقِ وَالمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آَمَنَ بِاللهِ وَالْيَوْمِ الْآَخِرِ وَالمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآَتَى المَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ..﴾.

که در اين آيه نيز ذوي‌القربي واليتامي والمساکين وابن‌السبيل چون آيه غنيمت رديفند و جز اينکه ذوي القربي بصيغة جمع است.

ج - در آية 36 سوره النساء مي‌فرمايد: ﴿وَاعْبُدُوا اللهَ وَلَا تُشْـرِكُوا بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَبِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالمَسَاكِينِ.. ﴾.

که در اين آيه نيز ذي‌القربي بهمان رديف آيه غنيمت است و شکي نيست که هرگز منظور از آنها ذي‌القربي و يتامي و مساکين آل‌ محمد نيستند.

د - در آيات حَکَمي سوره (الاسراء) از آيه 23 تا آيه 29 که مي‌فرمايد: ﴿وَقَضَى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ...... ﴾ تا آنجا که مي‌فرمايد: ﴿وَآَتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَلَا تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا﴾.

ه‍ - و همچنين در سوره الروم آيه 38 مي‌فرمايد: ﴿فَآَتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ...﴾

و - و در آيه 8 سوره النساء کلمه ذو القربي - أولو القربي آمده‌است آنجا که مي‌فرمايد: ﴿وَإِذَا حَضَـرَ الْقِسْمَةَ أُولُو الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينُ فَارْزُقُوهُمْ﴾.

که در تمام اين آيات کلمه ذي‌القربي به‌معناي عام خويشاوندان هر مسلماني است که در امم گذشته و اين امت است. بر نيکي کردن و چيز دادن به خويشاوندان توصيه شده‌است. و در هيچکدام از آنها مراد از (ذي‌القربي) خويشاوندان رسول خدا نيست و نبايد هم‌چنين باشد(9)، چنانکه بتوفيق خدا بعد از اين بيان خواهد شد انشاالله. 

بلي آنچه مسلم است آن است که رسول خدا (ص) از خمسي که از غنائم برمي‌داشت به پاره‌اي از خويشان خود سهمي از آن مي‌داد يا حوائج آنان ‌را برمي‌آورد چنانکه در کتاب المغازي واقدي (ص381) آمده‌است و در المصنف (ص237، ج5): ((و