ي‌ كاش‌ انجام‌ نمي‌دادم‌، آرزومي‌كنم‌ كه‌ هتك‌ خانه‌ فاطمه‌ نمي‌كردم‌ و آن‌ را به‌ حال‌ خود واگذارمي‌كردم‌! اين‌ تعبيرات‌ به‌ خوبي‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ تهديدهاي‌ عمر اجمالاًتحقّق‌ يافت‌. 8ـ ابن‌ عبد ربه‌ و «عقد الفريد»ابن‌ عبد ربه‌ اندلسي‌ مؤلّف‌ كتاب‌ «العقد الفريد» (متوفاي‌ 463هـ.ق)در كتاب‌ خود از عبدالرحمن‌ بن‌ عوف‌ نقل‌ مي‌كند: من‌ در بيماري‌ ابي‌بكر بر او وارد شدم‌ تا از او عيادت‌ كنم‌، اوگفت‌: آرزو مي‌كنم‌ كه‌ اي‌ كاش‌ سه‌ چيز را انجام‌ نمي‌دادم‌ و يكي‌ ازآن‌ سه‌ چيز اين‌ است‌:وددت‌ انّي‌ لم‌ أكشف‌ بيت‌ فاطمة‌ عن‌ شي‌ و ان‌ كانوا اغلقوه‌ علي‌الحرب‌.  (عقد الفريد: 4/93، چاپ مکتبة الهلال) اي‌ كاش‌ در خانه‌ فاطمه‌ را باز نمي‌كردم‌ هر چند آنان‌براي‌ نبرد درِ خانه‌ را بسته‌ بودند. و نيز اسامي‌ و عبارات‌ شخصيت‌ هايي‌ كه‌ اين‌ بخش‌ از گفتارخليفه‌ را نقل‌ كرده‌اند خواهد آمد. 9ـ سخن‌ نظّام‌ در كتاب‌ «الوافي‌ بالوفيات‌» ابراهيم‌ بن‌ سيار نظام‌ معتزلي‌ (160-231) به‌ خاطر زيبايي‌كلامش‌ در نظم‌ و نثر به‌ نظّام‌ معروف‌ شده‌ است‌ و در كتابهاي‌متعددي‌، واقعه‌ بعد از حضور در خانه‌ فاطمه سلام الله عليها را نقل‌ مي‌كند. اومي‌گويد:ان‌ّ عمر ضرب‌ بطن‌ فاطمة‌ يوم‌ البيعة‌ حتي‌ ألقت‌ المحسن‌ من‌بطنها. (الوافي بالوفيات: 6/17، شماره 2444؛ ملل و نحل شهرستاني: 1/57، چاپ دار المعرفة، بيروت. و در ترجمه نظام به کتاب بحوق في الملل و النحل: 3/248-255 مراجعه شود)عمر در روز اخذ بيعت‌ براي‌ ابي‌بكر بر شكم‌ فاطمه‌ زد، اوفرزندي‌ كه‌ در رحم‌ داشت‌ و نام‌ او را محسن‌ نهاده‌ بودند، سقط‌ كرد!!(دقت‌ كنيد  10ـ مبرد در كتاب‌ «كامل‌»محمّد بن‌ يزيد بن‌ عبدالاكبر بغدادي‌ (210-285) اديب‌، ونويسنده‌ معروف‌، صاحب‌ آثار گران‌ سنگ‌، در كتاب‌ «الكامل‌»خود، از عبدالرّحمن‌ بن‌ عوف‌ داستان‌ آرزوهاي‌ خليفه‌ را مي‌نويسد،و يادآور مي‌شود: وددت‌ انّي‌ لم‌ أكن‌ كشفت‌ عن‌ بيت‌ فاطمة‌ و تركته‌ و لو أغلق‌ علي‌الحرب‌.(شرح نهج البلاغة، 2/47، چاپ مصر.) آرزو مي‌كردم‌ اي‌ كاش‌ بيت‌ فاطمه‌ را هتك‌ حرمت‌ نمي‌كردم‌ وآن‌ را رها مي‌نمودم‌ هر چند براي‌ جنگ‌ بسته‌ باشد. 11ـ مسعودي‌ و «مروج‌ الذهب‌»مسعودي‌ (متوفاي‌ 325) در مروج‌ الذهب‌ مي‌نويسد:آنگاه‌ كه‌ ابوبكر در حال‌ احتضار چنين‌ گفت‌:سه‌ چيز انجام‌ دادم‌ و تمنا مي‌كردم‌ كه‌ اي‌ كاش‌ انجام‌ نمي‌دادم‌يكي‌ از آن‌ سه‌ چيز:فوددت‌ انّي‌ لم‌ أكن‌ فتشت‌ُ بيت‌ فاطمة‌ و ذكر في‌ ذلك‌ كلاماً كثيراً. (مروج الذهب: 2/301، چاپ دار اندلس، بيروت)آرزو مي‌كردم‌ كه‌ اي‌ كاش‌ هتك‌ حرمت‌ خانه‌ زهرا را نمي‌كردم‌ و در اين‌ مورد سخن‌ زيادي‌ گفت‌! مسعودي‌ با اينكه‌ نسبت‌ به‌ اهل‌ بيت‌ گرايش‌هاي‌ نسبتاً خوبي‌دارد؛ ولي‌ باز اينجا از بازگويي‌ سخن‌ خليفه‌ خودداري‌ كرده‌ و باكنايه‌ رد شده‌ است‌ و اينكه‌ او سخن‌ زيادي‌ در اين‌ مورد گفت‌. حالااين‌ سخن‌ زياد چه‌ بود؟خدا مي‌داند و بندگان‌ خدا هم‌ اجمالاًمي‌دانند. 12ـ ابن‌ أبي‌ دارم‌ در كتاب‌ «ميزان‌ الاعتدال‌» «احمد بن‌ محمّد» معروف‌ به‌ «ابن‌ ابي‌ دارم‌» محدث‌ كوفي‌(متوفاي‌ 357)، كسي‌ كه‌ محمّد بن‌ أحمد بن‌ حماد كوفي‌ درباره‌ اومي‌گويد: «كان‌ مستقيم‌ الامر، عامة‌ دهره‌»: او در سراسر عمر خودپوينده‌ راه‌ راست‌ بودبا توجه‌ به‌ اين‌ موقعيت‌ نقل‌ مي‌كند كه‌ در محضر او اين‌ خبرخوانده‌ شد: ان‌ّ عمر رفس‌ فاطمة‌ حتي‌ أسقطت‌ بمحسن‌ عمر لگدي‌ بر فاطمه‌ زد و او فرزندي‌ كه‌ در رحم‌ به‌ نام‌ محسن‌داشت‌ سقط‌ كرد!(ميزان الاعتدال: 3/459)(دقت‌ كنيد)
13ـ عبدالفتاح‌ عبدالمقصود و كتاب‌ «الامام‌ علي‌»وي‌ هجوم‌ به‌ خانه‌ وحي‌ را در دو مورد از كتاب‌ خود آورده‌است‌ و ما به‌ نقل‌ يكي‌ بسنده‌ مي‌كنيم‌:«والّذي‌ نفس‌ عمر بيده‌، ليخرجن‌َّ أو لاحرقنّها علي‌ من‌ فيها...»!قالت‌ له‌ طائفة‌ خافت‌ اللّه‌، و رعت‌ الرسول‌ في‌عقبه‌:«يا أبا حفص‌، ان‌ّ فيها فاطمة‌...»!فصاح‌ لا يبالي‌:«واءن‌...»!و اقترب‌ و قرع‌ الباب‌، ثم‌ّ ضربه‌ و اقتحمه‌...و بداله‌ علي‌ّ...و رن‌ّ حينذاك‌ صوت‌ الزهراء عند مدخل‌ الدار... فان‌ هي‌ الا طنين‌ استغاثة‌...(عبد الفتاح عبد المقصود، علي بن ابي طالب: 4/276-277) قسم‌ به‌ كسي‌ كه‌ جان‌ عمر در دست‌ اوست‌ يا بايد بيرون‌ بياييد ياخانه‌ را بر سر ساكنانش‌ آتش‌ مي‌زنم‌ عده‌اي‌ كه‌ از خدا مي‌ترسيدند و رعايت‌ منزلت‌ پيامبر را پس‌ ازخود او مي‌كردند، گفتند: «اباحفص‌، فاطمه‌ در اين‌ خانه‌ است‌».بي‌پروا فرياد زد: «باشد!». نزديك‌ شد، در زد، سپس‌ با مشت‌ و لگد به‌ در كوبيد تا به‌ زور وارد شود. علي عليه السلام پيدا شد. طنين‌ صداي‌ زهرا در نزديكي‌ مدخل‌ خانه‌ بلند شد... اين‌ ناله‌استغاثه‌ او بود...». نتيجه‌: آيا با اين‌ همه‌ مدارك‌ روشن‌ كه‌ عموماً از منابع‌ خودتان‌نقل‌ شده‌ است‌ باز هم‌ مي‌گوئيد «افسانه‌ شهادت‌...!»
انصاف‌ كجاست‌؟! پاسخي‌ به‌ تمام رواياتي که براي اثبات شهادت از آن استدلال شده است بويژه مقاله‌ دردانه‌ي كوثر و يورش‌ به‌ خانه ي‌ وحي‌
عصمت‌ حضرت‌ زهرارضي‌الله عنها از ديدگاه‌ اهل‌ سنت‌ و جماعت‌:
احاديث‌ و رواياتي‌ كه‌ از رسول‌ اكرم درباره‌ي‌ حضرت‌ فاطمه‌ زهرا رضي‌الله عنها نقل‌ شده‌اند همه‌ آنها دلالت‌ بر مقام‌ والا ومرتبه‌ بلند آن‌ بانوي‌ بزرگوار نزد خداوند عزوجل‌ و پيامبر او دارند و به‌ همين‌ خاطر پيامبر(صلي الله عليه وسلم) فرمودند: انما فاطمة‌ بضعة‌ مني‌،يؤذيني‌ ما آذاها (صحيح مسلم بشرح النووي- ج 8، ص: 243، دار ابي حيان 1415هـ 1995م) فاطمه‌ پاره‌ي‌ تن‌ من‌ است‌ مي‌آزارد مرا آنچه‌ سبب‌ آزار او شود.
و همچنين‌ در روايتي‌ آمده‌: يا فاطمة‌ إن‌ الله يغضب‌ لغضبك‌ و يرضي لرضاك (حاکم، مستدرک حاکم، ج 4، ص: 139، شماره ي حديث: 4783، دار المعرفتة، 1418هـ، 1998م) اي‌ فاطمه‌! خداوند با ناخشنودي‌ تو ناخشنود و با خشنودي‌ تو خشنود مي‌گردد.
در همه‌ اين‌ گونه‌ روايات‌ به‌ مقام‌ و مناقب‌ حضرت‌ فاطمه‌ زهرا رضي‌ الله عنها تصريح‌ شده‌ است‌، نه‌ بر عصمت‌ آن‌ بزرگوار؛ چه‌ درهيچ‌ يك‌ از روايات‌ به‌ عصمت‌ حضرت‌ زهرا رضي‌الله عنها تصريح‌ نشده‌ است‌. و به‌ همين‌ خاطر، امام‌ شرف‌ الدين‌ نووي‌ در ذيل‌حديث‌ انما فاطمة‌ بضعة‌ مني ... مي‌نويسد: 
آنچه‌ رنجيدگي‌ و ايذاء حضرت‌ فاطمه‌ رضي‌الله عنها را فراهم‌ آورد، سبب‌ ايذاء پيامبر اسلام‌ (صلي الله عليه وسلم) مي‌گردد كه‌ علما آن‌ را حرام‌ قرار داده‌اند. (شرح النووي- ج 8، ص: 243، دار ابي حيان 1415هـ 1995م)
و اگر قرار باشد كه‌ ما از احاديث‌ فضايل‌ و من