ری قمری، یعنی سه سال قبل از قتل عثمان، از دنیا رفت»(25) . 
اینها حوادثی است در رابطه با موضع ابن مسعود. اما برخی اخباری که در بعضی از کتاب‌های شیعی آمده است بر این باورند که ابن مسعود از مخالفت با عثمان تنها بعد از آزار و شکنجه‌اش توسط عثمان، دست برداشت. [نوری محدث] طبرسی می‌گوید: بسیاری از دانشمندان اهل سنت مثل شهرستانی در الملل و النحل به نقل از نظام، شکنجه و آزار ابن مسعود توسط عثمان را روایت کرده‌اند و شارح المقاصد [سعد تفتازانی] و شارح التجرید [فاضل قوشچی] هم آن را پذیرفته‌اند. شارح التجرید می‌گوید: «وقتی عثمان خواست تا مردم را به مصحف واحدی گرد آورد. مصحف عبدالله بن مسعود را طلب کرد و عبدالله بن مسعود با وجود زیادت و نقصانی که در مصحفش بود، از تحویل آن به عثمان ابا کرد لذا عثمان او را شکنجه کرد تا بپذیرد»(26) . 
در روایت دیگری، طبرسی آورده است که عثمان دو دندة او را شکست و او هم به سبب همین ضربه از دنیا رفت»(27) . 
این خبرها ضعیف است و در رد آن کافی است بگوییم که هیچ گاه ابن مسعود در طول زندگی‌اش که بیشتر آن را در کوفه سپری کرد، از چنین بیماری‌ای شکایت نکرده است بلکه خبرهای درست بیان می‌کنند که او به پشتیبانی از موضع عثمان تلاش می‌کرده است و به آموزش قرائت از مصحف او که موافق با جمهور امت بوده می‌پرداخت و چنان که گذشت، در میان اجماع‌کنندگان بر این مصحف نیز بود. 
گاهی آدمی، عالمی را به خاطر خطا در فهم موضعی از بحث یا ارزیابی آن می‌بخشد اما گاهی آن شخص عالم به خاطر دروغ‌گویی یا نسبت دادن سخنانی به گذشتگان که آن را به زبان نیاورده‌اند، تحقیر خود را از سوی آدمی موجب می‌شود، چون این کار خیانتی است به امانتداری در علم و تهمتی است به دانشمندان پیشین. 
در این قول طبرسی «بسیاری از دانشمندان اهل سنت مثل شهرستانی در الملل والنحل از نظام، شکنجه و آزار ابن مسعود توسط عثمان را روایت کرده‌اند». با این که سخنی کوتاه است ولی سه اشکال وجود دارد: 
1- طبرسی در میان بسیاری از دانشمندان اهل سنت، تنها چهار نفر مثل شهرستانی، نظام، شارح المقاصد و شارح التجرید را آورده است که اینها به نظر وی «بسیاری» هستند. 
2- به شهرستانی در این مسأله تهمت زده شده است چون وی این حادثه را در مقام محکوم کردن نظام و بیان زشتی‌های وی بیان کرده است، از جمله «گرایش وی به رفض [شیعه] و بدگویی او دربارة صحابة بزرگ»(28) . شهرستانی در ادامه به بیان افترا و تهمت و نظام به عثمان (رض) می‌پردازد که گفت: «عثمان، عبدالله بن مسعود را به خاطر حاضر نمودن مصحف و سخنی که به عثمان گفت، زده است». سپس شهرستانی دربارة نظام می‌گوید: «آن‌گاه نظام بر این رسوایی عثمان افزود که وی علی و عبدالله بن مسعود را به خاطر آن که گفتند: «أقول فیها برأیی» عیب گرفته و ابن مسعود را در روایت «السعید من سعد في بطن أمه والشقي من شقي في بطن أمه» دروغگو دانسته است؛ و دیگر دروغ‌های زشت دربارة صحابة پیامبر(ص)»(29) . آیا شهرستانی، بدین نحو از بسیاری دانشمندان است که شکنجه عثمان (رض) نسبت به ابن مسعود (رض) را روایت کرده‌اند؟ 
3- از همه مهمتر، آن که طبرسی، نظام را از دانشمندان دانسته است و حال آن که چنان که دیدیم، شهرستانی وی را از خروج‌کنندگان بر اهل سنت، می‌داند، چنان که ابن حزم نیز وی را به کفر محض توصیف نموده است(30) . ولی با این همه، طبرسی، از این که او را جزء دانشمندان اهل سنت آورد، شرمی نداشته است، و بعد از این چه ارزشی برای نقل این کتک زدن و آزار از سوی گویندة آن، برای خواننده وجود خواهد داشت؟ 
آنچه که طرفداران این خبرها را وامی‌دارد تا روایت‌های مختلف و گاه ساختگی را به مصحف ابن مسعود (رض)، نسبت دهند، آن است که آنان را در نشر ادعاهای باطلشان پیرامون سلامت قرآن از تحریف یاری رساند، چه از لوازم ساختگی بودن این داستان، جعل کردن چنین خبرهایی است که آن را به شکل روایت مجسم ساخته‌اند تا مقدمه‌ای با شما برای بیان عبارت‌هایی که داخل در متن قرآن بوده‌اند (20). 
به این مسأله در بررسی مصحف علی‌بن ابیطالب (رض)، اما اکنون سخن در جنبة تاریخی مصحف ابن مسعود (رض) برای ما کافی است. 
مهمترین مطلب در بررسی روایت‌های این مصحف، بررسی مجموعه‌ای است که در آن جنبه‌های قرائت لهجه‌ای نمایان است و ما آن را با ذکر نمونه‌هایی چند از آن، نه به صورت بررسی تمام، مورد کنگاش قرار خواهیم داد. سپس روایت‌های قرائتی ترادف را در این مصحف ارائه می‌نماییم تا بیان کنیم که روایت‌هایی هستند متفاوت با متن نگاشته شدة مصحف عثمانی که فقط ویژگی‌ تفسیر و توضیح در آنها وجود دارد. 
------------------------------------------------------------------------------
1) نک : (نساء، 4 / 34) قرائت عمومی: (فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللّهُ )«پس زنان درستکار، فرمانبردارند [و] به پاس آنچه خدا [برای آنان] حفظ کرده، اسرار [شوهران خود] را حفظ می‌کنند».
2) ابوحیان، البحر المحیط، ج 3، ص 240. 
3) (نحل، 16 / 112) قرائت عمومی:(فَأَذَاقَهَا اللّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ) «و خدا هم به [سزای] آنچه انجام می‌دادند طعم گرسنگی و هراس را به [مردم] آن (شهر) چشانید. در خصوص خبر مستفیض بنگرید به : [محمد جمال الدین القاسمی، قواعد التحدیث، ص 124]. 
4) ابوحیان، البحر المحیط، ج 5، ص 543. 
5) ابوحیان، البحر المحیط، ج 6، ص 25. 
6) نک : (کهف، 18 / 16)، قرائت عمومی : (وَمَا يَعْبُدُونَ)  است. در خصوص قرائت ابن مسعود مقایسه کنید با : [الالوسی، روح المعانی، ج 15، صص 220-221 و القرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج 10، ص 367]. 
7) ابوحیان، البحر المحیط، ج 6، ص 106. 
8) ابوحیان، البحر المحیط، ج 6، ص 401. 
9) نک : (آل‌عمران، 3 / 19)، قرائت عمومی :(إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ ).
10) ابوحیان، البحر المحیط، ج 2، ص 410. 
11) ابوعبدالله محمدبن احمد القرطبی، الاجامع لأحکام القرآن، ج 4، ص 43. 
12) شمس‌الدین محمد بن الجزری، غایة النهایة فی طبقات القراء، ج 1، ص 261. 
13) همان، ج 1، ص 346. 
14) همان، ص 535. 
15) همان، ص 535. 
16) همان، ص 459. 
17) ابوحیان، البحر المحیط، ج 1، ص 161. 
18) آرتور جفری، ماتریال، ص 97. 
19) ابن ابی‌داود السجستانی، المصاحف، ج 2، ص 57. 
20) جمال‌الدین القاسمی، قواعد التحدیث من فنون مصطلح الحدیث، ص 111، 1925 [شاذ حدیثی است که در مقابل و معارض حدیث مشهور یا حدیثی که راویانش حافظ‌تر است، واقع شود. [کاظم مدیر شانه‌چی، درایة الحدیث، ص 61].
21) احمدبن علی‌بن حجر العسقلانی، تقریب التهذیب، ج 1، ص 331. 
22) حافظ عثمان بن ابی‌نصر شافعی (درگذشته به سال 643 ه‍. ق.) در کتاب خود، علوم الحدیث معروف به مقدمه ابن صلاح، اول 1326، صص 28-29 چنین می‌گوید : «تدلیس دو نوع است : 
الف : تدلیس در اسناد بدین معنا که راوی از کسی که او را ملاقات کرده، چیزی را روایت کند که آن را از او نشنیده است ولی طوری سند را بیاورد که دیگران گمان کنند، از او شنیده است. یا آن که راوی از کسی که هم عصر اوست، چیزی روایت کند در صورتی که