<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:2.xml">شورش اهل رده</a></body></html>خداوند در سوره مائده آیه 54 می فرماید:
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَن يَرْتَدَّ مِنکُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْکَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ ذَلِکَ فَضْلُ اللّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ) (مائده/54)
«ای کسانی که ایمان آورده‌اید، هر که از شما از دین خود مرتد شود به زودی خداوند قومی را می آورد که دوستشان دارد و آنها نیز خدا را دوست دارند و نسبت به مومنان مهربان و فروتن و با کافران سختگیرند، در راه خدا (به جهاد) می‌کوشند و از ملامت هیچ ملامتگری نمی‌هراسند، این فضل الهی است که به هر کس که بخواهد ارزانی می‌دارد و خداوند گشایشگر داناست».
بسیاری از مفسران قدیم بر آنند که این آیه درباره ابوبکر و اصحاب پیامبر (ص) و مسلمانان تحت فرمان اوست که شورش اهل رده را سرکوب کردند، طبری و میبدی و زمخشری و فخر رازی در تنها قولشان و طبرسی و ابوالفتح و قرطبی و بیضاوی در یکی از اقوالشان به این امر اشاره دارند.
 و اما بسیاری از روحانیون شیعه در عصر حاضر تفسیرهای دیگر را قبول دارند، مثل اینکه این آیه در مورد حضرت علی و یارانش است که با ناکثین (اهل بصره)، قاسطین (معاویه و اهل شام) و مارقین (خوارج) نبرد کردند، البته باید توجه داشته باشند که در لشکر حضرت علی(ع) در نبرد با ناکثین و قاسطین، خوارج نیز حضور داشته‌اند، و در آیه آمده قومی که خدا دوستشان دارد، و به طور حتم از نظر شما خداوند خوارج را دوست ندارد، و باید در آیه به جدایی این گمراهان از این قوم اشاره‌ای می‌شده پس بیشتر نظر شیعه روی همان جنگ حضرت علی و یارانش با خوارج است، و این نیز اشتباه است، چون در آیه به گروهی اشاره دارد که از دین مرتد می‌شوند، و آیا خوارج مرتد بوده‌اند، حتی اهل بصره و شام نیز در جنگهای جمل و صفین مرتد(1)  نبوده اند بلکه حضرت علی(ع) نسبت به ایشان حکم مسلمان یاغی(2)  را انجام می دهد (و بر جنازه آنها نماز میت می‌خواند، آیا برای مرتدین نماز می‌خوانند؟) و اصلاً حضرت علی(ع) در زمان خلافت خود با مرتدین جنگ نداشته است که بخواهیم آیه را به او و یارانش نسبت دهیم، تازه یارانی که او در بسیاری از خطبه‌های نهج البلاغه از ایشان بیزاری جسته و از بی‌همتی ایشان نسبت به امر جهاد شکایت کرده، و خیلی از همین به اصطلاح شیعیان اهل بیت در کربلا نیز به حسین خیانت می‌کنند و او را تنها می‌گذارند(3) . پس اختصاص دادن آیه بدیشان اشتباه است، به طور مثال حضرت علی(ع) در نهج البلاغه خطبه 116 خطاب به پیروان زمان خودش فرموده: «به خدا سوگند دوست داشتم که خدا میان من و شما جدایی اندازد، و مرا به کسی که نسبت به من سزاوارتر است ملحق فرماید». در نامه 35 به ابن عباس فرموده: «از خدا می‌خواهم به زودی مرا از این مردم نجات دهد، به خدا سوگند اگر در پیکار با دشمن آرزوی من شهادت نبود و خود را برای مرگ آماده نکرده بودم دوست می‌داشتم حتی یک روز با این مردم نباشم و هرگز آنان را دیدار نکنم». در خطبه 125 نهج البلاغه فرموده: «نفرین بر شما چقدر از دست شما ناراحتی کشیدم یک روز آشکارا با آواز بلند شما را به جنگ می‌خوانم و روز دیگر آهسته در گوش شما زمزمه دارم، نه آزاد مردان راستگویی هستید به هنگام فرا خواندن، و نه برادران مطمئنی برای رازداری هستید».
----------------------------------------------------------------------------------------------
1) مرتد به کسی گویند که اول اسلام داشته و سپس از دین برگشته است ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَن يَرْتَدَّ مِنکُمْ عَن دِينِهِ﴾، کدامیک از سپاهیان جمل یا صفین یا خوارج از دین برگشته بودند، آنها هنوز به اسلام معتقد بوده اند و جنگهای آنها بیشتر جنبه سیاسی داشته، خود حضرت علی نیز بر جنازه آنها نماز میت می خواند و آیا به جنازه مرتدین نماز می خوانند؟ البته لابد از نظر شیعه جنگ با امامت و ولایت، حکم کفر و ارتداد دارد!!!
2) آیا نعوذ بالله طلحه و زبیر و عایشه مرتد بوده اند، خود حضرت علی در جواب شخصی که از او می‌پرسد: آیا اینها کافرند یا منافق؟ به چند تن از فقها و علمایی که میان آنها بوده اند اشاره می‌کند و می‌گوید: چطور فلانی با آنکه فقیهی متبحر است کافر است، و سپس به او می‌گوید که اینها برادران ما بودند که بر ما خروج کردند و حکم مسلمانی که طغیان می‌کند را دارند و حتی نسبت به ام المومنین عایشهل با احترام فراوان برخورد می‌کند و بر جنازه کشته شدگان نماز می‌خواند.
3) خود ایرانیان در این زمان دائم شعار می دهند: ما اهل کوفه نیستیم، و خود معترف هستند که اهالی کوفه علی یا حسین را در جنگها یاری نکردند (در ضمن شاید بیشتر نامه‌های ارسالی به حسین از جانب عربها بوده، ولی ایرانیانی که این شعار را می‌دهند باید بدانند که بیشتر اهل کوفه ایرانی بوده اند).ملاحظه می‌کنید که در این خطبه حضرت علی (ع) آنها را به جنگ خوانده و آنها بی‌همتی کرده‌اند، پس آیا می‌توان گفت: آیه مورد نظر در مورد ایشان بوده، در خطبه 113 نهج البلاغه فرموده: «نه یکدیگر را یاری می‌کنید و نه خیرخواه یکدیگرید، و نه چیزی به یکدیگر می‌بخشید و نه به یکدیگر دوستی می‌کنید».
در خطبه 180 نهج البلاغه فرموده: «خدا خیرتان دهد آیا دینی نیست که شما را گرد آورد، آیا غیرتی نیست که شما را برای جنگ با دشمن بسیج کند».
در خطبه 131 نهج البلاغه فرموده: «من شما را به سوی حق می‌کشانم اما چونان بزغاله‌هایی که از غرش شیر فرار کنند می‌گریزید، هیهات که با شما بتوانم تاریکی را از چهره عدالت بزدایم و کجی‌ها را که در حق راه یافته راست نمایم».
در خطبه 27 نهج البلاغه فرموده: «ای مردنمایان نامرد (یا أشباه الرجال ولا رجال) ای کودک صفتان بی خرد که عقل های شما به عروسان پرده نشین شباهت دارد، چقدر دوست داشتم که شما را هرگز نمی‌دیدم، و هرگز نمی‌شناختم. شناسایی شما جز پشیمانی حاصلی نداشت، و اندوهی غم‌بار پایان آن شد، خدا شما را بکشد که دل من از دست شما پر خون، و سینه‌ام از خشم شما مالامال است».
شیعه می‌خواهد کارهای خوب ابوبکر و عمر را به علی نسبت دهد و حتی لقب صدیق و فاروق را به علی نسبت می‌دهند، شیعیان باید بفهمند که حضرت علی خودش صفات خوب دارد، و همچنین صحابه دیگر و نیازی به دروغ‌پردازی برای آنها نیست، و شما اگر راست می‌گوئید پیرو اعمال حضرت علی باشید نه اینکه صبح تا شام فقط آنها را بازگو کنید.
در سوره مائده/54 آمده: قومی که خدا آنها را دوست دارد و آنها نیز خدا را دوست دارند. ﴿بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ﴾، این آیه با یکصد آیه دیگری که در تمجید از صحابه آمده کاملاً موافق است، و در آیه آمده که آنها نسبت به کافران سختگیرند(1) ، و مقابله صحابه با شورش اهل رده نیز همینگونه بود