ه علیه و سلم  فرموده  است‌:" أقرب ما يكون أحدكم من ربه وهو ساجد، فأكثروا فيه من الدعاء)، وقال: (ألا إني نهيت أن أقرأ راكعا أو ساجدا فأما الركوع فعظموا فيه الرب، وأما السجود فاجتهدوا في الدعاء فقمن (1) أن يستجاب لكم "[شما  در سجده  بیش  از همه  احوال  به  پروردگارتان  نزدیكید  پس  در آن  بسیار دعا كنید“  و  فرمود: ‌“‌هان  من  منع  شده‌ام ‌كه  در ركوع  و  سجود  قراء‌ت‌ كنم‌،  پس  در ركوع  خداوند  را  تعظیم ‌كنید  و  در  سجود  بسیار  دعا كنید كه  شایسته  است  دعایتان  پذیرفته  شود]"‌.  بروایت  احمد  و  مسلم‌.  احادیث  فراوانی  در  این  باره  آمده  است  كه  در  ذیل  می‌آید:

1-‌از  علی  بن  ابی‌طالب  روایت  شده  است ‌كه‌:  پیامبر صلس اللهعلیه و سلم  هر  وقت  به  سجده  می‌رفت‌،  می‌گفت‌:" اللهم لك سجدت، وبك آمنت، ولك أسلمت، سجد وجهي للذي خلقه فصوره فأحسن صوره، فشق سمعه وبصره: فتبارك الله أحسن الخالقين  "[‌خداوندا  تنها  برای  تو  سجده ‌كردم  و  بتو ایمان  آوردم  و  خود  را  به  تو  تسلیم  نمودم‌،  چهره  و صورت  من  برای‌ كسی  سجده  می‌كند كه  آن  را  آفرید  و بسیار زیبا  تصویر آن  را  كشید  و  در آن ‌گوش  و  چشمش  را  باز كرده  است‌.  پس‌،  مبارك  است  الله ‌كه  بهترین  و  شایسته‌ترین  آفریننده  است‌]‌"‌،  بروایت  احمد  و  مسلم‌.

2-‌از ابن  عباس  روایت  شده  است‌ كه  در وصف  نماز تهجد  (‌شب‌)  پیامبر صلی الله علیه و سلم  گفته  است‌:“‌سپس  برای  نماز  بیرون  رفت‌،  نمازگزارد  و  در  نماز  یا  سجودش  می‌گفت‌:" اللهم اجعل في قلبي نورا، وفي سمعي نورا، وفي بصري نورا، وعن يميني نورا، وعن يساري نورا، وأمامي نورا، وخلفي نورا، وفوقي نورا، وتحتي نورا، واجعلني نورا    [خداوندا  قلب  و گوش  و چشم  و  طرف  راست  و  پائین  مرا  سرشار  از  نور كن  و  مرا  نور گردان  یا  برایم  نور  قرار  ده‌]"‌.  بروایت  مسلم  و  احمد  و  دیگران‌،  نووی‌ گفته  است‌:  علماء ‌گفته‌اند:  مراد  از  خواستن  نور در  همه  اندامها  و  جهات‌،  بیان  حق  و  هدایت  به  سوی  آنست‌.  او  تقاضای  نوركرد  در همه  اندامها  و جسمش‌،  و تصرفاتش  و  اوضاع  دگرگونش  و حالاتش  و همه  چیزش و  جهات  ششگانه‌اش  تا  اینكه  هیچكدام  منحرف  نشوند.  ا ه‌ .

٣-‌از  عایشه  نقل  شده  است‌ كه‌:  او  شبی  پیامبر صلی الله علیه و سلم  را  در  رختخوابش  نیافت‌،  با  دستش  او  را  جستجو  می‌كرد كه  او  را  در  سجده  می‌یافت ‌كه  می‌گفت‌:" رب أعط نفسي تقواها، وزكها، أنت خير من زكاها، أنت وليها ومولاها "[پر‌وردگارا  به  روحم  تقوا  و  پرهیزكاری  عطا كن  و آن  را  تزكیه  نما كه  تو  بهترین  تزكیه ‌كننده آن  هستی‌،  تو  سرپرست  و  مولای  آن  می‌باشی‌]‌"‌.  بروایت  احمد.

٤-‌از  ابوهریره  روایت  است‌ كه‌:  پیامبر صلی الله علیه و سلم  در  سجده‌اش  می‌فرمود:" اللهم اغفر لي ذنبي كله، دقه وجله (1) وأوله وآخره، وعلانيته وسره  [‌خداوندا  همه ‌‌گناهان ‌كوچك  و  بزرگم  را  اولش  و  آخرش  و  آشكار و  نهانش  را  بیامرز]"‌.

5-از  حضرت  عایشه  روایت  است ‌كه ‌گفت‌:  شبی  پیامبر صلی الله علیه و سلم  را  (‌در  رختخواب‌)  نیافتم  با  دست  او  را  در  سجده‌گاه  می‌جستم‌،  او  را  در  سجده  یافتم ‌كه  قدمهایش  بحالت  عمودی  بود  و  می‌گفت‌:" أللهم إني أعوذ برضاك من سخطك، وأعوذ بمعافاتك من عقوبتك، وأعوذ بك منك لا أحصي ثناء عليك أنت كما أثنيت على نفسك [‌خداوندا  از  خشم  تو  به  رضای  تو  پناه  می‌برم‌،  از عقوبت  تو  به  عفو  تو  پناه  می‌برم‌،  از  تو  به  تو  پناه  می‌برم‌،  آنگونه ‌كه  تو شایسته  ثنا  و ستایش  هستی  و خود  را ثنا گفته‌ای‌،  از  عهده  من  بیرون  است  و  من  نمی‌توانم  آن  را  به  پایان  برم‌]"‌.

6-باز  هم  از  ایشان  روایت  شده‌ كه‌ گفته  است‌:  شب  پیامبر صلی الله علیه و سلم  را  در  رختخواب  نیافت  و گمان  برد كه  به  پیش  یكی  از  زنانش  رفته  است‌،  به  جستجوی  او  پرداخت‌،  ناگاه  او  را  در  ركوع  یا  سجده  یافت ‌كه   ‌گفت‌:" سبحانك اللهم وبحمدك، لا إله إلا أنت  "،  فقالت‌:  بأبي أنت وأمي، إني لفي شأن وإنك لفي شأن آخر "[‌خداوندا  تو منزه  و پاك  هستی  و  ترا  می‌ستایم‌،  هیچ  الهی  نیست  جز  تو“‌.  عایشه ‌گفت‌:‌“‌پدر  و  مادرم  بفدایت‌،  من  در  فكری  و  تو  در  فكری  دیگر  هستی‌...]"‌’‌،  بروایت  احمد  و  مسلم  و  نسائی‌.

٧-‌پیامبر صلی الله علیه و سلم  در  حال  سجده  می‌گفت‌:" اللهم اغفر لي خطيئتي وجهلي، وإسرافي في أمري، وما أنت أعلم به مني اللهم اغفر لي جدي وهزلي، وخطئي، وعمدي، وكل ذلك عندي اللهم اغفر لي ما قدمت وما أخرت، وما أسررت وما أعلنت أنت إلهي لا إله إلا أنت "  [‌خداوندا گناهم  و  نادانیم  و  اسرافم  و  آنچه  را كه  تو  داناتر  بدان  هستی  از  من‌،  همه  را  بیامرز.  خداوندا  جدی  و شوخی  و اشتباه  و عمدم‌ كه  همه  را  دارم  از من  صرف  نظر  كن‌.  خداوندا  آنچه  را كه  قبلا  انجام  داده‌ام  و  آنچه  را كه  بعدا  انجام  می‌دهم  و آنچه  را  كه  نهانی  و  آشكارا كرده‌ام  همه  را ببخش  فقط  تو  خدای  من  هستی  بجز  تو  خدائی نیست]".استحقاق‌ تقسيم ‌تركه بغير از طريقه ارث 

در قانون مواريث (‌مصر) در ماده ٤ چنين آمده است‌: 
هرگاه ورثه‌اي وجود نداشته باشد، ميراث بطريق زير تقسيم مي‌شود.
اول‌:‌كسي استحقاق تركه ميت را پيدا مي‌كنندكه ميت به نسب وي به خود اقرار كرده باشد. 
دوم‌: آنچه‌كه وصيت مازاد بر حد مجاز وصيت باشد تنفيذ مي‌شود. هرگاه يكي  از اين‌ها نبود تركه‌،‌يا باقيمانده آن به خزانه عمومي و بيت‌المال مي‌رسد. بنابراين هرگاه‌كسي مرد و ورثه‌اي نداشت سه دسته از وي ارث مي‌برند:

1-‌كسي‌كه ميت به نسب وي به خود اقراركرده باشد. 
٢- تنفيذ وصيت در مازاد بر ثلث مجاز.         
٣-‌بيت‌المال و خزانه‌داري عمومي‌.     
اينك از هريك از اين سه دسته سخن خواهيم‌گفت‌:
كسي‌كه به نسب وي به خود اقرار شده است
 
قانون مورد عمل در مصر اينست‌: 
هرگاه ميت به داشتن نسب بر غير خود اقراركرد و او را به خود نسبت داد، آن شخص‌كه بنفع وي اقرار شده استحقاق تركه ميت را پيدا مي‌كند. مشروط بر آنكه آن شخص مجهول النسب باشد و نسبش براي غير ثابت نشده و اقرار كننده از اقرار خود پشيمان نشده باشد ودراين حالت شرط است‌كه آن شخص‌كه به نسب وي اقرار شده در وقت مرگ اقرار كننده و يا در وقتي‌كه حكم بمرگ اقرار كننده مي‌شود زنده باشد و مانع از موانع ارث دربين نباشد.       

 و در بخشنامه و دستورالعمل توضيحي آمده است‌كه‌:‌كسي‌كه به نسب وي اقرار شده وارث نيست‌. چون ارث بر ثبوت نسب اعتماد دارد و نسب به اقرار تنها ثابت نمي‌شود ليكن فقهاء در بعضي احوال حكم وارث را بر آن اجراكرده‌اند مانند اينكه اگرميت براي‌كسي مازاد بر ثلث تركه وصيت‌كرده باشد، به نسبت مازاد، شخصي كه به نسب وي اقرارشده برموصي له مقدم است و باعتبار اينكه خلف مورث در ملكيت است‌، مي‌تواند چيز معيوب خريداري شده را بسبب عيب ردكند و 