ت بجا  آورده  است‌)  سپس  پیش  از  سلام  دادن  دو  سجده  سهو  ببرد،  اگر  پنج  رکـعت  خواند،  آن  دو  سجده  نماز  او  را  بصورت  شفع  و جفت  در می‌آورند  و  اگر آن  رکعت  اتمـام  چهار رکعت  بود  آن  دو سجده  بخاطر  مخالفت  با  وسوسه  شیطان  و  علی ‌رغم  او  است‌]"‌.  به  روایت  احمد  و  مسلم‌.  این  دو  حدیث  مبنای  رای  جمهور  است ‌که  می‌گویند  هرگاه  نمازگزار  در  تعداد  رکعات  شک  نمود،  بنا  را  بر  اقل  می‌گذارد  و  بعد سجده  سهو  می‌برد.  
--------------------------------------------------------------------------------
[1] -‌از  این  حدیث  برمی‌آید که  باید  بقیه  نماز  را  از  همانجا که  ترک  شده  است  از  سر گرفت،  خواه  از  دو  رکعت  سلام  داده  باشد  یا  از  بیشتر  یا کمتر. 
[2] - در  حدیث  آمده  است  اگر  امام  سهو کند،  ماموم  نیز  باید  با  او  به  سجده  برود.  بنا  به  رای  حنفی‌ها  و  شافعی‌ها،  ماموم  بجهت  سهو  امام  همراه  او  به  سجده  سهو  می‌رود،  ولی  اگر  خودش  سهو کند  نباید  به سجده  برود.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:139.txt">نماز جماعت</a><a class="text" href="w:text:140.txt">چگونگی  ایستادن  امام  و مامومین  در  نماز</a></body></html>انواع پليديها[1] و نجاسات

1-مردار:  
مردار  حیوانی  است  که  بدون  ذبح  شرعی  مرده  باشد  و گوشت  بریده  شده  از  حیوان  زنده  نیز  حکم  مردار  را  دارد،  زیرا  ابو واقد  لیثی  از  پیامبر  روایت‌ کرده  است‌:  (قال  رسول  الله صلي الله عليه و سلم‌:  (ما قطع من البهيمة وهي حية فهو ميتة)  [‌پیامبرگفته  است‌:  آنچه  از  حیوان  زنده  بریده  می‌شود،  حکم  مردار  را  دارد  و  مردار  است‌]‌‌.  ابوداود  و  ترمذی  این  حدیث  را  نقل‌ کرده‌اند  و  ترمذی  آنرا  حسن  دانسته  است  وگفته  است  اهل  علم  بدان  عمل  می‌کنند.  از  مردار  و  میته‌ي حیوانات‌،  چیزهای  زیر  مستثنی  است  و  پلید  نیست:  

الف  -‌ماهی  مرده  و  ملخ  دریائی  مرده‌،  اینها  پاكند،  زیرا  ابن  عمر رضی  الله  عنهما  از  پیامبر صلي الله عليه و سلم  روایت‌ کرده  است‌:  (أحل لنا ميتتان و دمان: أما الميتتان فالحوت والجراد، و أما الدمان فالكبد و الطحال)   [دو  مردار  و  دو  خون  برای  ما  حلال  شده  است‌:  مردار  ماهی  و  مردار  ملخ  دریائی  و  خون‌ کبد  و  خون  اسپرز].  این  حدیث  را  احمد  و  شافعی  و  ابن  ماجه  و  بیهقی  و  دارقطنی  روایت  کرده‌اند.  این  حدیث  “‌‌ضعیف‌“‌  است‌،  لیکن  امام  احمد  و  ابوزرعه  و  ابوحاتم  “‌‌وقف‌“‌  آنرا  صحیح  دانسته‌اند.  حکم  اینگونه  احادیث  “‌رفع‌“  می‌باشد،  زیرا  وقتی  صحابی  بگوید:  “‌اُ‌حل  لنا کذا  و  حرم  علینا ‌کذا”‌  مثل  اینستکه  بگوید  به  ما  امر شد  و به  ما  نهی  شد  و سابقاً  سخن  پیامبر را  درباره‌ي دریا  نقل  کرده‌ایم ‌که  فرموده  بودند:  (هو الطهور ماؤه الحل ميتته) [‌آب  دریا  پاک  و  پاک  کننده است  و  مردار  دریا  حلال  است‌]‌‌.  

ب  -‌مردار  چیزهائی‌ که  خون  جهنده  ندارند،  مانند  مورچه  و  زنبور عسل  و  امثال  آنها.  اینها  پاكند،  هرگاه  در  چیزی  بیفتند  و  بمیرند،  آن  چیز  پلید  و  نجس  نمی‌شود. ابن‌المنذر گفته  است‌:  در  پاکی  اینها  خلافی  نشنیده‌ام‌،  جز  آنکه  از  شافعی  روایت شده  است ‌که  بنا  به  مشهور  مذهب  او  نجسند،  ولی  وقتی‌ که  در مایعی  بیفتند  و آنرا تغییر  ندهند،  از آن  عفو  شده  است‌.  

ج  -‌استخوان  و  شاخ  و  ناخن  و  موی  و  پر و  پوست  مردار  و  چیزهائی ‌که  از  این  قبیل  باشند،  همه  پاكند،  زیرا  اصل  دراین  چیزها  طهارت  و  پاکی  است  و  دلیلی  بر  پلیدی  آنها  نداریم‌.

زهری  درباره‌ي استخوان  فیل  مرده  و  امثال  آن ‌گفته  است‌:  ‌“‌محضر  چند  نفر  از  

علمای  سلف  را،  دریافته‌ام ‌که  با  استخوان  فیل  موی  خود  را  شانه  می‌کردند  و  از  روغندان  ساخته  شده  از  آن‌،  موی  خود  را  روغن  می‌زدند  و  در  آن  اشکالی  

نمی‌دیدند”‌‌.  بخاری  این  مطلب  را  نقل  کرده  است‌.  از  ابن  عباس  رضی  الله  عنهما روایت  شده  است‌ که  گفته  است‌:  به  یکی  از کنیزان  میمونه‌، ‌گوسفندی  بخشیده  بودند که  مردار  شد،  پیامبر صلي الله عليه و سلم   که  از  آنجا  می‌گذشت  فرمود:  (وهلا أخذتم إهابها فدبغتموه فانتفعم به؟. فقالوا: إنها ميتة، فقال: (إنما حرم أكلها)  [‌چرا  پوست  آنرا  دباغی  نکردید  تا  از آن  سود  ببرید؟‌ گفتند:  آن  مردار  شده  است‌، ‌گفت‌:  تنها  خوردن  آن  حرام است‌]‌‌.  جماعت  محدثین  جز ابن  ماجه  این  حدیث  را  روایت‌ کرده‌اند.  در  سنن  ابن  ماجه  این  حدیث  از  میمونه  نقل  شده  است‌.  و  در  بخاری  و  نسائی  از  دباغت  آن‌،  ذکری  به  میان  نیامده  است‌.  از ابن  عباس  -  رضی  الله  عنهما  -‌نقل  شده  است‌ که  این  آیه  را  خوانده  (قل لا أجد فيما أوحي إلي محرما على طاعم يطعمه إلا أن يكون ميتة)[2] تا  آخر  آیه‌،  وگفت‌: (إنما حرم ما يؤكل منها وهو اللحم، فأما الجلد والقد (2) والسن والعظم والشعر والصوف فهو حلال) [بگو  در آنچه  بر من  وحی  شده  است  هیچ  غذای  حرامی  را  برای  هیچکس  نمی‌یابم‌،  مگر  اینکه  مردار  باشد  یا  ...  بعد  ابن  عباس‌ گفت‌:  از مردار  تنها  آنچه ‌که  خورده  می‌شود،‌ که ‌گوشت  است‌،  حرام  است‌،  اما  پوست  و  ظرفی‌ که  از  آن  می‌سازند  و  دندان  و  استخوان  و مو  و  پشم  آن‌،  همه  حلال  هستند]‌‌.  ابن  المنذر و ابن  حاتم  این  حدیث  را  روایت  کرده‌اند.  و  همچنین  شیردان  و  شیر  مردار  نیز،  پاک است‌،  زیرا  اصحاب  پیامبر  وقتی‌ که  عراق  را  فتح ‌کردند  از  پنیر  مجوسیها  =  زردشتیان  خوردند،  در  حالیکه  پنیر  وسیله‌ي شیردان  ساخته  می‌شود[3]‌.  و  حیوان‌.  ذبح  شده‌ي زردشتیان‌،  مردار  محسوب  مي‌گردد.  از  سلمان  فارسی‌ رضي الله عنه در‌باره‌ي پنیر  و  روغن  و پوست‌، سوال‌ کردند،  ایشان  جواب  داد:  “‌‌حلال  آنست  که  خداوند  در  قرآن  آن  را  حلال ‌کرده  است‌،  و  حرام  آنست ‌که  خداوند  آن  را  در  قرآن  حرام ‌کرده  است  و آنچه  را  که  مسکوت  گذاشته  است‌،  از  آن  صرفنظر  فرموده  است‌“‌‌.  و  بدیهی  است ‌که  از  پنیر زردشتیان  سوال  شده  بود،  چون  سلمان  از  طرف  عمر بن  خطاب  بر مداین  حکومت  می‌کرد.  و آنوقت  چنین ‌گفته  است.

2-  خون‌:  
خون  پلید  است‌،  خواه  خون  جاری  و جهنده  باشد،  مانند  خون  حیوان  ذبح  شده‌،  و  خواه  خون  قاعدگی  باشد.  لیکن  خون كم،  مورد  عفو است  و از آن  صرف  نظرشده  است‌.  از  ابن  جریج  نقل  شده که ‌گفته  است  مراد  از  (أو دما مسفوحا)   (‌قسمتی  ازآیه  ١٤٥  سوره  انعام‌)‌،  خونی  است  که  ریخته  می‌شود.  و  خونی‌ که  در  رگهای ‌گوشت حیوان  ذبح  شده  می‌ماند،  اشکال  ندارد.  ابن  المنذر  این  مطلب  را  نقل ‌کرده  است‌.  از  “‌ابومجلز“‌»  درباره‌‌ي خوني ‌که  در  محل  ذبح  حیوان  باقی  می‌ماند  و  خونی ‌که  روی  دیگ  می‌ماند،  سوال ‌کردند؟‌ گفت‌:  “‌اشکال  ندارد،  فقط  از  خون  جهنده  و  جاری  نهی  شده است‌.  عبد  بن  حمید  و  ابوالشیخ  این  مطلب  را  از  او نقل ‌کرده