اند.  از عایشه  -‌رضی  الله  عنها  -‌روایت  شده‌ که‌: كنا نأكل اللحم والدم خطوط على القدر  [‌ما گوشت  می‌خوردیم  در  حالیکه  خطوط  خون‌،  بر  روی  دیگ  نمایان  بود]‌‌.

و  حسن  گفته  است‌:  “‌‌همواره  مسلمانان  با  زخمهای  خونین  نماز  می‌خواندند”‌‌.  بخاری  این  مطلب  را  ذکر کرده  است‌.  حافظ  در کتاب  “‌‌الفتح‌“ ‌‌گفته  است‌:  “‌‌عمر رضي الله عنه  نماز  خواند،  در  حالیکه  خون  از زخمش  جاری  بود”‌  و  ابوهریره رضي الله عنه  در  یک  قطره  و دو  قطره  خون  برای  نماز  خواندن  اشکالی  نمی‌دید.  و  بنا  به  مفهوم  این  احادیث‌،  خون  “‌‌ککها”‌  و  خون  دمل  و  جراحت  مورد  عفو  است‌.  از  “‌‌ابوملجز”‌  درباره‌‌ي تراوش چرک‌، ‌که  بدن  و  لباس  را  آلوده ‌کند،  سوال  شد؟‌ گفت‌:  اینها  چیزی  نیست‌،  و  خداوند تنها  خون  را  ذکر کرده  است  نه  چرک  و  تراوش  زخم  را.  ابن  تیمیه ‌گفته  است‌:  شایسته  است  لباسی  را که  با  چرک  و  تراوش  زخم  آلوده  شده  است  بشویند  ولی  دلیلی  بر  نجاست  و  پلیدی  آن  اقامه  نشده  است‌“‌‌.  بهتر  آنست  که  بقدر  امکان‌،  انسان  از  آن پرهیز کند. 

٣-‌گوشت خوک‌:
خداوندگوید:  (قل لا أجد فيما أوحي إلي محرما على طاعم يطعمه إلا أن يكون ميتة أو دما مسفوحا أو لحم خنزير فإنه رجس...)[4] [بگو  درآنچه  برمن  وحي  شده  است‌،  هیچ  غذای  حرامی  را،  برای  هیچکس  نمی‌یابم‌،  مگر  اینکه  مردار  باشد،  یا  خونی ‌که  از  بدن  حیوان  بیرون  ریخته‌،  یا گوشت  خوک‌ که  اینها  همه  پلیدند...]‌‌،  اینها  همه  پلیدند  و  طبیعت  سالم  از آنها  نفرت  دارد.  ضمیر “‌فإنَّه‌“‌  به  هر سه  بر مي‌گردد.  بنا  به  اظهر اقوال  علمای  فقه‌،  می‌توان  از  پشم  خوک‌،  برای  بند  دانه  تسبیح  و  غیر آن  استفاده ‌کرد.

6-5-4-‌قی  و ادرار  و  مدفوع آدمی:  
پلیدی  این  سه  چیز مورد  اتفاق  همه  است‌،  اما  قی‌  اگر اندک  باشد،  مورد  عفو  واقع  شده  و  در  تطهیر  و  پاک ‌کردن  ادرار  بچه‌ای‌ که  طعام  و  خوراکی  غیر از  شیر نمی‌خورد،  تخفیف  داده  شده  است‌،  و  در  تطهیر آن  با  پاشیدن  آب  بر آن‌،  اکتفا  می‌شود  نه  شستن آن‌.  و  دلیل  آن  حدیثی  است‌ که از  ام  قیس  -‌رضی  الله  عنها  -‌نقل  شده  است‌ که‌:  “‌‌او  به  حضور پیامبر  رفت  و پسرش  را که  هنوز خوراک  نمی‌خورد،  با  خود  برد  و  پسرش  در  آغوش  پیامبر  بود، ‌که  ادرار کرد،  پیامبر صلي الله عليه و سلم  آب  خواست  و  بر  روی  لباس  خود،  آب  پاشید  و  آنرا  نشست‌“‌‌.  این  حدیث  مورد  اتفاق  همه‌ي محدثین  است‌.  از  علی‌ رضي الله عنه   روایت  شده‌ که ‌گفته‌: قال رسول الله صلى الله عليه وسلم (بول الغلام ينضح عليه، وبول الجارية يغسل) [‌رسول  خدا صلي الله عليه و سلم فرمود:  بر  ادرار  پسر  آب  پاشیده  می‌شود  و  ادرار  دختر  شسته می‌شود]‌‌.  قتاده ‌گفته  است‌ که  این  وقتی  است‌ که  به  غیر از  شیر،  خوراک  نخورند،  اما اگر  خوراک  بخورند  هر  دو  را  باید  شست‌.  متن  این  حدیث  از  امام  احمد  است  و اصحاب  سنن  بجز  نسائی  همه  این  حدیث  را  روایت ‌کرده‌اند.  حافظ  درکتاب  “‌‌الفتح‌“‌  گفته  است‌:  اسناد  این  حدیث  “‌صحیح‌“‌  است‌،  آب  پاشیدن  وقتی  صحیح  است‌ ‌که  بچه  تنها  شیر بخورد،  اما  وقتی ‌که  بعنوان  تغذیه  خوراک  بخورد،  بدون  خلاف  باید  آن  

را  شست‌.  شاید  سبب  رخصت  اکتفا،  به  پاشیدن  آب‌،  آن  باشد، ‌که‌،  مردم  به‌ کودکان  علاقه  دارند  و آنها  را  فراوان  بغل  می‌کنند،  چنانچه  هر بار،  آنرا  بشویند  موجب  مشقت  و  دشوار می‌گردد،  لذا  آن  تخفیف  داده  شده  است‌.

٧-‌وَدِی يا ‌وَذِی
ودی  آب  سفید  غلیظی  است‌ که  بعد  از ادرار،  خارج  می‌شود  و  این  آب  بدون  خلاف  پلید  است.  عایشه  -‌رضی  الله  عنها  گفته  است‌:  "‌ودی  بعد  از ادرار می‌آید، ‌که باید  آلت  و  هر  اندامی‌ که  به  آن  آلوده  شود  شسته‌ گردد،  و آنوقت  وضو گرفت نه غسل‌“‌  یعنی  موجب  جنابت  نیست‌.  ابن  المنذر این  حدیث  را  روایت ‌کرده  است‌.  و از  ابن  عباس  روایت  شده  است‌که‌: المني والودي والمذي، أما المني ففيه الغسل، وأما المذي والودي فيهما إسباغ الطهور) [منی‌،  موجب  غسل  جنابت  است‌،  و  برای  مذی  و  ودی  تمیز  شستن  و  وضوی‌ کامل ‌کافی  است‌]‌‌.  اثرم  و  بیهقی  این  حدیث  را  نقل ‌کرده‌اند  و  متن  حدیث  را  بیهقی  بدینصورت  نقل ‌کرده  است‌:  (وأما الودي والمذي فقال: اغسل ذكرك أو مذاكيرك وتوضأ وضوءك في الصلاة) [اگر  مذی  و  ودی  را  بخود  ديدی  آلت  و  جای  آن  را  بشوی  و آنوقت  همانطوری ‌که  برای  نماز وضو  می‌گیری‌،  وضو  بگیر]‌‌.  

8- مذی  
مذی  آبی  است  سفید  رنگ  و  لزج  و  چسبناک ‌که  بوقت  تفکر  درباره‌‌ي جماع  و  همبستری‌،  یا  بوقت  شوخی  و  ملاعبت  با  زن‌،  از آلت  تناسلی  مرد  یا  زن  خارج  می‌شود  و گاهی  انسان  خروج  آنرا  احساس  نمی‌کند،  زن  و  مرد  هر  دو آن را  دارند  لیکن  زنان  بیشتر  دارند،  این  آب  باتفاق  علما  نجس  و  ناپاک  است‌،  هر گاه  به  بدن  اصابت نماید،  شستن  آن  واجب  است‌،  ولی  اگر  به  لباس  اصابت ‌کند  پاشیدن  آب  بر آن‌ کافی است‌،  زیرا  این  نجاستی  است‌ ‌که  پرهیز  از  آن  برای  جوانان  مجرد،  دشوار  است  و  رخصت  برای  آن‌،  شایسته‌تر  است‌،  تا  ادرار کودک‌.  از  علی‌ رضي الله عنه نقل  شده  است  که‌:  (كنت رجلا مذاء فأمرت رجلا أن يسأل النبي صلى الله عليه وسلم، لمكان ابنته فسأل، فقال: توضأ واغسل ذكرك) [من  مردی  بودم‌ که  بسیار  مذی  به  خود  می‌دیدم‌،  خودم  بخاطر  دختر  پیامبر شرم  داشتم‌،  از  او  سوال  کنم‌،  لذا  مردی  را  فرستادم  که  از  او  سوال  کند،  ایشان  فرمودند:  وضو  بگیر  و آلت  خود  را  بشوی‌]‌‌.  بخاری  و  دیگران  این  حدیث  را  روایت  کرده‌اند.  و  از  سهل  بن  حنیف رضي الله عنه نقل  شده  که‌ گفته  است‌:  “‌‌من  از کثرت  مذی  بتنگ آمده  بودم  و  بعلت  وجود  آن‌،  فراوان  غسل  می‌کردم‌،  تا  اینکه  آنرا  با  پیامبر صلي الله عليه و سلم  درمیان  گذاشتم‌،  فرمودند:  (إنما يجزيك من ذلك الوضوء) [تنها  وضو گرفتن  برایت‌ کافی  است  و  غسل  لازم  نیست‌] ‌‌گفتم‌:  اگر  به  لباسم  اصابت‌ کند  چطور؟  فرمودند:  (يكفيك أن تأخذ كفا من ماء فتنضح به ثوبك حيث أنه قد أصاب منه)  [کافی  است‌ که  یک‌ کف  دست  را  پر  از  آب  نموده  و  بر  آنجا  از  جامه‌ات ‌که  بدان  اصابت  کرده  است بپاشی‌]‌‌. ابوداود  و  ابن  ماجه  و  ترمذی  این  حدیث  را  روایت  کرده‌اند  و  ترمذی  گفته است‌ که  حدیثی  است  “‌‌حسن‌“‌  و  “‌‌صحیح‌“‌  و  در  میان  این  حدیث  محمد  بن  اسحاق  وجود  دارد  و  او  هر  وقت  بطور  معنعن  روایت ‌کند  “‌‌ضعیف‌“‌  است  چون  “‌‌مدلس‌“‌  است‌،  ولی  در این  حدیث  بشیوه  “‌حدثنی  فلان‌”  روایت‌ کرده  است‌.  و  “‌‌اثرم‌“ ‌‌عطف  متن  حدیث  را  چنین  روایت  کرده‌:  (كنت ألقى من المذي عناء فأتيت النبي صلى الله عليه وسلم فذكر