ت له ذلك. فقال: يجزئك أن تأخذ حفنة من ماء فترش عليه.) [‌از  مذی  در  رنج  بودم  لذا  به  خدمت  پیامبر صلي الله عليه و سلم رفتم  و  آنرا  با  وی  در  میان  گذاشتم‌،  فرمود:  یک  مشتِ  پُر  آب  بگیرید  و  بر  آن  بپاشید،‌ کافی  است‌]‌‌.

٩-‌المنی:  
بعضی  از دانشمندان  فقه‌،  به  ناپاکی  و  پلیدی  منی  رای  داده‌اند،  ولی  چنان  به  نظر  مي‌رسد،‌ که  پاک  باشد،  لیکن  مستحب  است‌ که  اگر تر باشد  آنرا  بشویند  و اگر خشک  شده  باشد،  بر آن  دست  بمالند  و  پاکش‌ کنند.  حضرت  عایشه  -‌رضی  الله  عنها  -گفته  است‌:  (كنت أفرك المني من ثوب رسول الله صلى الله عليه وسلم إذا كان يابسا وأغسله إذا كان رطبا) [هرگاه  منی  روی  لباس  پیامبر خشک  می‌شد  آنرا  با  دست  می‌مالیدم  و پاکش  می‌کردم  و  هرگاه  تر  و  نمناک  می‌بود،  آنرا  می‌شستم‌]‌‌.  دارقطنی  و  ابوعوانه  و  بزار آنرا  روایت  کرده‌اند.  از  ابن  عباس  -  رضی  الله  عنهما  -‌روایت  شده  است‌ که‌:  “‌‌از  پیامبر صلي الله عليه و سلم  سوال  شد  درباره‌ي منی ‌که  به  لباس  اصابت‌ کند، فرمود:  (إنما هو بمنزلة المخاط والبصاق، وإنما يكفيك أن تمسحه بخرقة أو بإذخرة[5]) [‌منی  درست  مانند  آب  بینی  و آب  دهان  است‌،  کافی  است‌، ‌که  آنرا  با کهنه  یا  علفی  پاک  نمود]‌‌.  دارقطنی  و  بیهقی  و  طحاوی  این  حدیث  را  روایت‌ کرده‌اند،  در  “‌‌رفع‌“‌  و  “‌‌وقف‌“‌  آن  اختلاف  است‌.

10-‌ادار  و  مدفوع  حیوانی که ‌گوشت‌ آن  حلال  نیست:
بنا  به  حدیث  ابن  مسعود رضي الله عنه  این  دو  تا  ناپاکند:  “‌‌پیامبر صلي الله عليه و سلم  به  قضای  حاجت رفت  (‌در آنجا  آب  نبود)  و به  من  فرمود که  سه  تکه  سنگ  برایش  بیاورم‌،  فقط  دو تا پاره  سنگ  پیدا کردم  و  بجای  سومی‌،  مدفوع  خشک  شده‌ي حیوانی  را  برایش  بردم‌،  دو  تا  پاره  سنگ  را گرفت  و  مدفوع  را  دور  انداخت  و  فرمود:  هذا  رجسٌ  [این  یکی  ناپاک  است‌...]  بخاری  و  ابن  ماجه  و  ابن  خزیمه  آنرا  روایت‌ کرده‌اند،  و  ابن  خزیمه  در  روایتی  بر آن  افزوده  است‌:  (إنها ركس إنها روثة حمار)   [‌بيگمان  آن  یکی  ناپاک  است‌،  آن  مدفوع  الاغ  است‌].  لیکن  مقدار  اندک  از  آن  مورد  عفو  است‌،  زیرا  پرهیز  از  آن  دشوار  است‌.  ولید  بن  مسلم  گفته  است‌:  از  اوزاعی  درباره‌‌ي ادرار  حیواناتی  از  قبیل  استر  و  خر  و  اسب‌،  سوال‌ کردم‌،  ایشان ‌گفتند:  “‌‌در  جنگها  بدانها  مبتلا  بودند  و  لباس  و  بدن  را  از  آنها  نمی‌شستند”‌‌.

و  اما  ادرار  و  مدفوع  حیواناتی ‌که‌ گوشتشان  حلال  است‌،  امام  مالک  و  امام  احمد  و  گروهی  از  شافعی  مذهبان‌،  به  پاکی  آن  رای  داده‌اند.  ابن  تیمیه‌ گفته  است‌:  هیچیک  از  یاران  پیامبر  از  ناپاکی  آنها  حرف  نزده‌اند،  بلکه  قول  به  نجاست  آنها،  سخنی  است جدید که  در  نزد  اصحاب  سابقه  ندارد.

انس ‌رضي الله عنه گفته  است‌:  (قدم أناس من عكل أو عرينه فاجتووا المدينة فأمرهم النبي صلى الله عليه وسلم بلقاح وأن يشربوا من أبوالها وألبانها)  [گروهی  از  قبیله‌ي عکل  یا  قبیله‌ي عرینه  به  مدینه  آمدند  و  به  شکم  درد  طولانی  مبتلا  شدند،  پیامبر  دستور داد که  شتران  شیر ده  بیاورند  و  از  ادرار  و  شیر  آنها  بنوشند]‌،  احمد  و  مسلم  و  بخاری  این  حدیث  را  روایت  کرده‌اند،  این  روایت  دلالت  بر آن  دارد که  ادرار شتر  پاک  است  و  ادرار دیگر  حیوانات حلال  گوشت‌،  بقیاس  بر  آن  پاک  است‌.  ابن  المنذر گفته  است‌:  “‌‌کسی  که  پنداشته  است ‌که  این  حکم  اختصاص  بدان  قوم  داشته  است‌،  پندارش  درست  نیست‌،  زیرا  ویژگیها،  بدون  دليل  ثابت  نمی‌شوند”‌‌،  و گفته  است‌:  “‌‌اینکه  اهل  علم‌ گذاشته‌اند  که  در  بازارهایشان  پشکل  و  فضله‌ي ‌گوسفندان  بفروش  برسد  و  در  دواهایشان  ادرار  شتر  را  استعمال‌ کنند،  بدون  اینکه  در  قدیم  یا  جدید،  با  آن  مخالفت‌ کرده  باشند،  دليل  است  بر  پاکی  و  طهارت  آنها”‌‌.

شوکانی  گفته  است‌:  “‌ظاهر  آنست  که  ادرار  و  سرگین  هر  حیوانی  که  گوشتش خوردنی  باشد  (‌حلال  باشد)  پاک  است  و علت  آن  “‌‌تمسک  به  اصل‌“‌  و  “‌‌استصحاب براء‌ت  اصلی‌“‌  است‌،  و  نجاست  یک  حکم  شرعی  است‌ که  حکم  مقتضای  “‌‌اصل‌“‌  و  “‌‌براء‌ت‌“  را  تغیير می‌دهد،  پس  قول  مدعی  نجاست  بدون  دلیلی ‌که  شایستگی  تغییر آن  دو  حکم  را  داشته  باشد،  پذیرفته  نمی‌شود،  و  حال  آنکه  برای  ادعای  قائلین  به  نجاست  “‌آنها”  دليی  نيافتیم‌“‌‌.

11-‌جُلّالة‌:  
از  سوار شدن  “‌‌جلاله‌“‌  و  خوردن ‌گوشت  و  نوشیدن  شیر آن  نهی  شده  است‌.  از  ابن  عباس  -  رضی  الله  عنهما  -  نقل  شده: ‌(نهى رسول الله صلى الله عليه وسلم عن شرب لبن الجلالة)  [‌پیامبر صلي الله عليه و سلم   از  نوشیدن  شیر  “‌‌جلاله‌“‌  نهی‌کرده  است‌]‌‌.  پنج  نفر  از  محدثین  بجز  ابن  ماجه‌،  آنرا  روایت  کرده‌اند،  و  ترمذی  آن  را  “‌‌صحیح‌“‌  دانسته  است‌.  و  در  روایتی  دیگر،  آمده  است‌:  (نهي عن ركوب الجلالة) [ازسوار  شدن  جلاله  نهی  فرموده  است‌]‌‌.  ابوداود  آنرا  روایت‌ کرده  است‌.

از  عمر  بن  شعيب  و  او  از  پدرش  و  از جدش  -‌رضی  الله  عنهم  - ‌روایت‌کرده  است‌: نهى رسول الله صلى الله عليه وسلم عن لحوم الحمر الاهلية، وعن الجلالة: عن ركوبها وأكل لحومها [‌پیامبر صلي الله عليه و سلم  از  خوردن  گوشت  خر  اهلی  و  از  جلاله‌:  از  سوار  شدنش  و  خوردن گوشتش‌،  نهی  فرموده  است‌]‌‌.  احمد  و  نسائی  و  ابوداود  آنرا  روایت‌ کرده‌اند.  

جلالة‌:  عبارت  است  از  حیوان  حلال‌ گوشتی‌ که  بدنبال  مدفوع  بگردد  و  آنرا  بخورد،  مانند  شتر و گاو  و گوسفند  و  بز و  مرغ  و  غاز  و  امثال  آنها که  آنقدر  بخورند  تا  بویشان  تغییر کند.  اگر آن  حيوان  را  مدتی  از خوردن  مدفوع  و نجاسات  دور نگه  دارند  و  خوراک  پاک  بدان  دهند،  در  نتیجه ‌گوشت  آن‌،  پاک  مي‌گردد  و  نام  جلاله  از آن  برداشته  شود،  آنوقت‌گوشت  و  شيرشان‌،  حلال  می‌گردد،  زیرا  علت  نهی  از  آن‌،  تغییری  بود که  بوسیله‌ي خوراک  ناپاک‌،  در آنها  پدید  آمده  بود  و  حالا که  آن  علت برطرف  شده  است  حکم  نیز بر طرف  می‌شود. 

1٢-‌شراب  و می  
باتفاق  جمهور  علماء  شراب  و  می پلید  و  ناپاک  است‌،  زیرا  خداوند  می‌فرماید:  (يا ايها الذين آمنوا إنما الخمر والميسر والانصاب والازلام رجس من عمل الشيطان فاجتنبوه لعلكم تفلحون)[6] [ای‌ کسانی  که  ایمان  آورده‌اید،  بیگمان  شراب  و  قمار  و بتها  و  ازلام  (‌که  یکنوع  تیرهای  مخصوص  بخت‌آزمائی  بوده  است‌)  پليدند  و از عمل  شیطانند،  پس  از آنها  دوری‌کنید  تا  رستگار  شوید]‌‌.  لیکن‌ گروهی  به  پاکی  می  و  شراب  رای  داده‌اند  وکلمه‌ي “‌رجس‌“‌  را  در  آیه  به  پلیدی  و  ناپاکی  معنوی  تعبیر کرده‌اند،  زیرا  “‌‌رجس‌“‌  خبر از ناپاکی  شراب  و  می  و کلماتی  معطوف  بر آن‌،  م