نظور  نگهداری  تملك‌كرده  و  نیت  تجارت بدان  عارضی  و  بعدا  پیدا  شده  است‌. و  تنها  با  نیت‌كردن  تجارت‌،‌كالای  تجارتی  نمی‌شود. همانگونه‌،‌كسی‌كه  هنوز  به  سفر  نرفته  ولی  نیت  و  قصد  مسافرت‌كرده  است‌،  حكم  سفربرای  او  ثابت  نمی‌شود،  تا  زمانی‌كه  عملا  به  مسافرت  نرفته  باشد. اگركسی  چیزی  وكالائی  را  به  نیت  تجارت  خریداری  نمود،  سپس  قصد  نگهداری  آن راكرد،  آن‌كالا،‌كالای  خانگی  محسوب  و  زكات  آن  واجب  نیست‌. [2]

چگونگی  پرداخت  زكا‌ت  از ما‌ل  التجا‌ره
اگركسی‌كالائی  تجارتی  را  تملك‌كند  و  آن‌كالا  به  حد  نصاب  زكات  برسد  و  یكسال  ازآن  نیزبگذرد. درآخرسال  باید  به  نرخ  و  بهای  پولی  آن  را  تعیین  و  زكات  آن  را  بپردازد،‌كه  یك  چهارم  از  یك  دهم  بهای  آن  می‌باشد  یعنی 5/2% و  هر  سال  باید  تاجر  این  عمل  را  انجام  دهد. 

سال  مالی  زكات‌كالای  تجارتی  از  زمانی  است‌كه‌كالا  به  حد  نصاب  زكات  برسد. بنابراین  اگركسی  كالائی  داشته  باشد  كه  حد  نصاب  زكات  ندارد  و  مدتی  از  آن  می‌گذرد  و  هنوزكالا  به  حد  نصاب  نرسیده  است‌،  سپس  به  سبب  اینكه  درآن‌كالا،  درآمد  و  افزایش  بهاء‌،  پیش  آید  یا  بسبب  تغییر  نرخ  و  بالا  رفتن  نرخ‌كالا،  آن‌كالا  به  حد  نصاب  رسید،  یا  آن‌كالا  را،  به  بهائی  فروخت‌،‌كه  حد  نصاب  حاصل  می‌شد،  یا  اینكه  در  طی  سال‌كالائی  دیگر  یا  پولهائی  را  مالك  شدكه  حدنصاب  را،‌كامل  می‌كرد،  در  همه  این  احوال  ابتدای  سال  مالی  پرداخت  زكات  از  همان  وقت  حصول  حدنصاب  محاسبه  می‌شود  و  مدت  زمانی  كه‌كالا  به  حد  نصاب  نرسیده  است‌،  محاسبه  نمی‌گردد. (‌ولی  امام  مالك  می‌گوید: اگركالائی‌،  در  اول  سال  به  حدنصاب  نرسیده  باشد،  ولی  در  آخر  سال  به  حدنصاب  برسد  باید  زكات  یكساله  آن  تماما پرداخت  گردد)‌. 

ثوری  و  حنفی‌ها  و  امام  شافعی  و  اسحاق  و  ابوعبید  و  ابوثور  و  ابن  المنذر  نیز  چنین  رای  دادند. 

بنا  به  رای  امام  ابوحنیفه  اگر  در  ابتدا  و  انتهای  سال  مال  التجاره  به  حدنصاب  برسد،  ولی  در  طی  سال  از  حد  نصاب‌كاهش  داشته  باشد،  اشكال  ندارد  و  سال  قطع     نمی‌شود  چه  اینكار  مستلزم  آنست‌كه  شخص  همیشه  نرخ  وبهای‌كالای  خود  را  بداند  و  متوجه  باشدكه  حدنصاب  به  حال  خود  باقی  است  و  این  امر  دشوار  است‌. پس‌كاهش  از  حدنصاب  در  طی  سال  اشكال  ندارد. ولی  حنبلی‌ها  می‌گویند: اگر  در  طی  سال  حدنصاب‌كاهش  یافت  سپس  دوباره  در  طی  سال  افزایش  پیداكرد  و  به  حدنصاب  رسید،  سال  مالی  زكات  آن‌كالا  از  همان  زمان  افزایش  و  دوباره  به  حد  نصاب  رسیدن  آن  محاسبه  می‌شود. چه  باكاهش  از  حدنصاب  سال  مالی  آن  قطع می‌گردد. 
--------------------------------------------------------------------------------
[1] -حشر/7.
[2] - براستی  این  مباحث  با  فلسفه  زكات  و  مقاصد  الشریعه  نمی‌خواند  و  بسیار  متحجرانه  این  مباحث مطرح  می‏‎گردد.  مترجم  زكات  محصولات كشاورزي  و  ميوه‌جات  

دليل  وجوب ‌آن‌: 
خداوند  درباره  وجوب  زكات  محصولات ‌كشاورزي  و  ميوه‌جات  می‌فرمايد: " يأيها الذين آمنوا أنفقوا من طيبات ما كسبتم ومما اخرجنا لكم من الارض)  [1][ای‌كساني  كه  ايمان  آورده‌ايد  از  نيكوترين  و  پاكيزه‌ترين  چيزی‌ كه كسب‌ كرده‌ايد  و  ازآنچه‌كه  براي  استفاده  شما  از  زمين  بيرون  آورده‌ايم  زكات  پرداخت‌كنيد. ]"‌. بديهي  است‌كه  زكات  نفقه  ناميده  می‌شود. خداوند  می‌فرمايد: "  وهو الذي أنشأ جنات معروشات وغير معروشات والنخل والزرع مختلفا أكله والزيتون والرمان متشابها وغير متشابه كلوا من ثمره إذا أمثر وءاتوا حقه يوم حصاده      [2]  [خداست‌كه  براي  شما  باغات  انگور  بوجود  آورده  است‌كه  بعضي  روي  چوب  وستون  وبرخي  ديگرروي  زمين  حاصل  می‌دهد. همچنين  براي  شما  درختان  انگور  و  حبوبات  و  محصول‌كشاوزي  بوجود  آورده‌كه  ميوه  آنها  در  طعم  مختلف  می‌باشند  و  همچنين  براي  شما  زيتون  و  انار  پديد  آورده  است‌كه  بعضي  ازآنها  با  بعض  ديگردررنگ  و  طعم  شباهتي  دارد  و  بعضي  شباهت  ندارد. از  ميوه  و  محصول  درختان  مذكور  چون  ميوه  آرند،  بخوريد  حلال  است  و  زكات  آنها  را  بوقت  چيدن  و  دروكردن  بدهيد]‌". 

 ابن  عباس‌گفته  است‌: مراد  ازحق  آن‌،  زكات  واجب  و  فرض  می‌باشدكه  يك  دهم  يا  نصف  يك  دهم  می‌باشد. 

محصولات‌ كشا‌ورزي كه  در  زما‌ن  پيا‌مبر صلي الله عليه و سلم   از آنها  زكا‌ت‌ گرفته  می‌شد: 

در  زمان  پيامبر صلي الله عليه و سلم   زكات  از گندم‌،  جو،  خرما  و كشمش  و  مويز گرفته  می‌شد. ابوبرده  از  ابوموسي  و  معاذ  روايت‌ كرده  است‌ كه‌ گفته‌اند: “‌پيامبر صلي الله عليه و سلم    آنان  را  به  يمن فرستاد،  تا  امور  ديني  را  به  مردم  بياموزند  و  بدانان  فرمودكه  فقط  از  اين  چهار  نوع‌: گندم‌،  جو،  خرما  و  مويز  وكشمش  زكات  بگيرند“‌. دارقطني  و  حكم  و  طبراني  و  بيهقي  آن  را  روايت‌كرده‌اند  و  بيهقي ‌گفته  است ‌كه  راويان  آن  موثوق  به  و  سند  آن متصل  است‌. 

ابن  المنذر  و  ابن  عبدالبرگفته‌اندكه‌: اجماع  علما  بر  آنست‌كه  زكات  گندم‌،  جو،  خرما  وكشمش  و  مويز  واجب  می‌باشد. و  در  روايت  ابن  ماجه  آمده  است  كه‌: 

“‌‌پيامبر صلي الله عليه و سلم    تنها  زكات گندم  و  جو  و  خرما  و  مويز  وكشمش  و  ذرت  را  بيان  فرموده  است‌”‌‌. دراسناد  اين  روايت  “‌محمد  بن  عبيدالله  عزرمی‌“  هست‌كه  او  “متروک‌”‌  است‌.

محصولات‌كشا‌ورزی‌كه  در  زما‌ن پيامبر صلي الله عليه و سلم    زكا‌ت‌آنها‌گرفته  نمی‌شد:
از  سبزيجات  و  ميوه‌جات  بجز  انگور  و  خرماي  رطب‌،  زكات ‌گرفته  نمی‌شد. از  عطاء  پسر  سايب  روايت  شده  است‌كه‌: عبدالله  پسر  مغيره  می‌خواست  از  سبزيجات  زمين  موسي  پسرطلحه‌،  زكات  بگيرد،  موسي  پسرطلحه  به  وی‌گفت‌: شما  چنين  حقي  نداری‌،  چه  پيامبر صلي الله عليه و سلم   فرمود: “‌‌ازآن  زكات  واجب  نيست‌“‌. دارقطني  و  حكم  و  اثرم  در  سنن  خود  آن  را  روايت‌كرده‌اند. اين  حديث  از  احاديث “‌مرسل‌“  قوي  است‌. موسي  پسر  طلحه‌گفته  است‌كه‌: درباره  زكات  پنج  چيز،  از  پيامبر صلي الله عليه و سلم    خبررسيده  است‌: جو،‌گندم‌،  سلت  =  نوع  جو  مخصوص‌،  مويز  يكشمش  و  خرما. از  غيرآنها  از  چيزهايی‌كه  از  زمين  می‌رويد  عشر  (يكدهم)  آن  بعنوان  زكات‌گرفته  نمی‌شود  و گفت‌:  “‌‌معاذ  بن  جبل  از  سبزيجات  زكات  نمی‌گرفت‌”‌‌.     

بيهقی‌گفته  است‌: اين  حديثها  همه  از  جمله  احاديث  “‌مرسل‌”‌  می‌باشند. ولي  از  راههاي  مختلف  روايت  شده‌اندكه  بعضي  ازآن  روايات  بعضي  ديگر  را تاييد  و  تقويت  می‌كنند  و  سخن  بعضي  ازاصحاب  ازجمله  عمروعلي  و  عايشه  نيزآنها  را  تاييدمی‌كند.             

اثرم  روايت  كرده  است  كه‌: يكي  ازكارگزاران  و  عاملان  صدقات  براي  حضرت  عمر  نوشت‌: دربا