 احمد  حدنصاب  را  برای  آن  شرط  می‌داند  و  می‌گوید  حدنصاب  آن  ده  “‌‌فرق‌“،  می‌باشد. هر“‌فرق‌“  شانزده  رطل  عراقی  است =  ١٦٠  رطل  عراقی‌که  هررطل  ١٣٠  درهم  می‌باشد. -‌ وبین  زمین  عشری  وزمین  خراجی  فرقی  قائل  نیست  ودرست  عکس  رای  ابوحنیفه  است‌. 

ابویوسف  می‌گوید: حدنصاب  آن  ده  رطل  است‌. 
و  محمد  (‌بن  حسن  شیبانی‌)  ازیاران  ابوحنیفه‌گفته  است‌: حد  نصاب  عسل‌،  پنج  “‌‌فرق‌”‌  و  هر  “‌‌فرق‌”‌  سی  و  شش  رطل  است‌. زکات  حیوانات 

دراحادیث  صحیح  نبوی  به  وجوب  زکات  ازشتروگاو  وگوسفند  تصریح  شده‌و  به  اجماع  امت  اسلامی  ازآنها  زکات  واجب  است‌. 
 شرایط  وجوب  زکا‌ت  حیوانات  ودام  بشرح  زیرمی‌با‌شد: 

ا)  بایستی  از  نظر تعداد  به  حدنصاب  برسند. 

٢)  بایستی  یکسال  از  حدنصاب  بگذرد. 

٣)  بایستی  در  بیشتر  اوقات  سال‌،  در  چراگاه  مباح  و  همگانی  و  آزاد  بچرند: “‌‌سائمه  باشند“‌. (‌البته  این  رای  ابوحنیفه  و  امام  احمد  است  ولی  امام  شافعی  می‌گوید: اگر  در  ظرف  سال  بیش  از  دو  روز  آن  را  تعلیف  نمایند  از “‌سائمه  بودن‌”‌  خارج‌می‌شود)‌. 

جمهور  علماء  و  فقهاء  شرط  “‌‌سائمه  بودن‌“  را  معتبر  می‌دانند  ولی  امام  مالک  و  لیث  آن  را  معتبرنمی‌دانند  و  می‌گویند  بطورکلی  زکات  چهارپایان  واجب  است  خواه  "سائمه‌“  باشند  یا “‌معلوفه‌“‌. وسیله  حمل  ونقل  ویار  باشند  یا  خیر  لیکن  دراحادیث  نبوی  قید  “‌سائمه‌“  تصریح  شده  و  از  مفهوم  مخالف  آن  برمی‌آیدکه  زکات  از  چهارپایان  “‌معلوقه‌“  واجب  نیست‌. در  غیر  اینصورت  قید  “‌سائمه‌“  در  احادیث  زائد  و  بیمعنی  خواهد  بود  و  سخن  پیامبر صلی الله علیه و سلم    برتر  ازآنست‌که  درباره  آن  چنین  تصوری برود. ابن  عبدالبر  می‌گوید: در  میان  علماء  و  دانشمندان  شهرهای  مختلفی  کسی  را  سراغ  ندارم‌ که  بمانند  مالک  و  لیث  در  این  باره  رای  داده  باشند. 

زکات  شتر  و  حد نصا‌ب ‌آن: 
شترها  تا  به  پنج  نفرنرسند  زکات  ازآنها  واجب  نمی‌شود. چنانچه تعداد  آنها  به  پنج  رسید  و  سائمه  بودند  و  یکسال  برآنهاگذشت  از  بابت  آنها  یک‌گوسفند  جوان  یکساله  یا  یک  بز  جوان‌که  یک  سال  را  تمام‌کرده  باشد،  داده  می‌شود  و  چون  به  ده  عدد  رسیدند  دوگوسفند  و  چون  به  پانزده  عدد  رسیدند  سه‌گوسفند  و  چون  به  بیست  عدد  رسیدند  چهارگوسفند  داده  می‌شود. و  چون  تعداد  شتران  به  بیست  و  پنج  رسید  از  بابت  آنها  یک  شتر  تازه  جوانی‌که  یکسال  را  تمام‌کرده  و  پا  به  دوسالگی  نهاده  باشد  داده  می‌شود  -‌بنت  مخاض  -‌یا  یک  شتر  جوان  نری‌که  دو  سال  را  تمام  کرده  پا  به  سه  سالگی  نهاده  باشد  -‌ابن  لبون  -‌داده  می‌شود. اگرتعداد  شتران  به  سی  و  شش  رسید  از  بابت  زکات  آنها  یک  ماده  شتری‌که  دو  سال  را  تمام‌کرده  و  پا  به  سه  سالگی  نهاده  باشد  -‌بنت  لبون  -‌داده  می‌شود. چون  تعداد  آنها  به  چهل  و  شش  رسید  زکات  آنها  ماده  شتری  است‌که  سه  سال  را  تمام‌کرده  و  پا  به  چهارسالگی  نهاده  باشد: -  حقه  -  

چون  تعداد  آنها  به  شصت  و  یک  برسد  زکات  آنها  یک  شترماده‌ای  است‌که  چهار  سال  را  تمام‌کرده  و  پا  به  پنج  سالگی‌نهاده  باشد: -‌جذعه  -‌. 

و  چون  تعداد  آنها  به  هفتاد  و  شش  برسد  زکات  آنها  دو  شترماده‌ای  است‌که  دو  سال  را  تمام‌کرده  و  پا  به  سه  سالگی  نهاده  باشند: -‌دو  بنت  لبون  -

از  نود  و  یک  شتر  تا  یکصد  و  بیست  شترزکات  آنها  دو  شترماده‌ای  است‌که  سه سال  را  تمام‌کرده  و  پا  به  چهار  سالگی  نهاده  باشند: -‌دو  حقه  -‌. 

چون  تعداد  شتران  ازیکصد  و  بیست  ویک‌گذشت‌،  زکات  آنها  به  نسبت  هرچهل شتر  یک  شتر  ماده‌ای‌که  دو  سال  را  تمام‌کرده  و  پا  به  سه  سال  نهاده  و  به  نسبت  هر  پنجاه  شتر  یک  شتر  ماده‌ای‌که  سه  سال  را  تمام‌کرده  و  پا  به  چهار  سالگی  نهاده  باشد،  داده  می‌شود. 
برای  توضیح  بیشتر  به  نمودار  زیر  توجه  فرمائید: 

جد‌ول  زكات  شتر: 
حد نصاب
 مقدار  زکات  
 ٩  -‌٥
 یک‌گوسفند  یکساله  یا  یک  بز  دو  ساله‌. 
١٤  -١٠
 دوگوسفند  یکساله  یا  دو  بز  دو  ساله  
١٩  -‌١٥
  سه‌گوسفند  یکساله  یا  سه  بز  دو  ساله
٢٤  -٢٠
 چهارگوسفند  یکساله  یا  چهار  بز  دو  ساله  
٣٥  -‌٢٥
 یک  شتر  ماده‌ای‌که  یکسال  را  تمام‌کرده  باشد  = بنت  مخاض 
٤٥  -‌٣٦
 یک  شتر  ماده‌ای‌که  دو   سال  را  تمام‌کرده  باشد  = بنت  لبون  
٦٠  -  ٤٦
 یک  شتر  ماده‌ای‌که  سه  سال  را  تمام‌کرده  باشد =  حقه
٧٥-  ٦١
  یک  شتر  ماده‌ای‌که  چهار  سال  را  تمام  کرده  باشد  =  جذعه  
٩٠  -‌٧٦
 دو  شتر  ماده‌ای‌که  دو  سال  را  تمام‌کرده  باشند  = بنت  لبون  
١٢٠  -  ٩١
 دو  شترماده‌ای‌که  سه  سال  را  تمام‌کرده  باشند  = حقتان  
١٢٩  -١٢١
 سه  (بنت  لبو ن)  
١٣٩  -  ١٣٠
 یک  حقه  +  دوبنت  لبون
١٤٩ -١٤٠
 دو  حقه  +  یک  بنت  لبون   
١٥٩  -  ١٥٠  
 سه  حقه  
 ١٦٩  -  ١٦٠  
 چهار  بنت  لبون  
١٧٩  -  ١٧٠ 
 سه  بنت  لبون  +  یک  حقه  
١٨٩  -  ١٨٠  
 دو  بنت  لبون  +  دو  حقه
1٩٩   -١٩٠
 سه  حقه  +  یک  بنت  لبون  
٢٠٩  -٢٠٠
 چهارحقه  یا  پنج بنت  لبون  
 
 هرگاه  سن  شترهایی ‌که  واجب  است  برابر  حد نصاب  داده  شود  متفاوت  باشد باید  بشرح  زبر  عمل‌ کرد: 
اگر کسی  بایستی  برابر  حدنصاب “‌جذعه‌“  - ‌شترماده  چهارساله  -‌را  بعنوان  زکات  بدهد  ولی  آن  را  نداشت  بلکه  “‌حقه‌“  -‌شتر  ماده  سه  ساله  -‌داشت‌. “‌حقه‌”‌  همراه  دو  گوسفند  یا  بیست  درهم  ازاو  پذیرفته  می‌شود  (‌حقه  +  ٢گوسفند. یا  حقه  +  بیست  درهم‌)‌. 

اگر کسی  بایستی  برابر  حدنصاب “‌حقه‌“  بدهد  ولی  جز  “‌جدعه‌“  نداشت  ‌"جذعه‌“  از  او  پذیرفته  می‌شود  لیکن  زکات‌گیرنده  باید  دوگوسفند  یا  بیست  درهم  را  برای  زکات  دهنده  استرداد  نماید. اگرکسی  می‌بایست  “‌حقه‌“  بدهد  ولی  نداشت  بلکه  ”‌بنت  لبون‌“  داشت‌،  “‌بنت  لبون‌“  همراه  با  دوگوسفند  یا  بیست  درهم  از  او  پذیرفته  می‌شود. واگرعکس  این  مطلب  باشد  بدینمعنی ‌که  باید  “‌بنت  لیون"  بدهد  ولی  آن  را  نداشت  بلکه  “‌حقه‌“  داشت‌،  “‌حقه‌“  از  او  پذیرفته  می‌شود،  ولی  در  عوض  زکات گیرنده  دوگوسفند  یا  بیست  درهم  (‌مابه‌التفاوت‌)  را  به  وی  مسترد  دارد. 

و  اگرکسی  می‌بایستی  برابرحدنصاب  “‌بنت  لیون"  بدهد  ولی  آن  را  نداشت  بلکه  “‌بنت  مخاض‌“  داشت‌،  “‌بنت  مخاض‌“  همراه  با  دوگوسفند  یا  بیست  درهم  از  او  پذیرفته  می‌گردد. 

و  اگرکسی  می‌بایستی  “‌‌بنت  مخاض‌“  بدهد  ولی  نداشت  بلکه  “‌ابن  لبون  =  شتر  نری  که  دو  سال  را  تمام  کرده  باشد“  داشت‌، “‌ابن  لبون‌”‌  بجای  آن  از  او  پذیرفته  می‌گردد  بدون  اینکه  چیزی  اضافه  بدهد  یا  چیزی  بعنوان  مابه‌التفاوت  بگیرد. 

اگرکسی  تنها  چهار  شترداشت‌،  چیزی  بعنوان  زکات  بر  وی  واجب  نیست  مگر  اینکه  خودش  داوطلبانه  