 يسألكم خيره، ولم يأمركم بشره     [سه  چیز  است‌که  هرکس  آنها  را  انجام  دهد  بدرستی  مزه  ایمان  را  چشیده  است‌: ‌کسی‌که  تنها  “‌الله‌“  را  بپرستد  وگواهی  دهدکه  جز  “الله  هیچ  معبود  بحقی  وجود  ندارد. وکسی‌که  هرسال  با  طیب  خاطرومشتاقانه  زکات  مال  خویش  را  می‌دهد  وکسی‌که  حیوان  پیر  و  “‌‌گر“  و  بیمار  وکوچک  بیمقدار  شرور  و  حیوانی  که  از  شیر  دادن  امتناع  می‌کند،  بعنوان  زکات  نمی‌دهد،  بلکه  زکات  را  باید  از  اموال  متوسط  خود  -‌نه  بهترین  نه  بدترین  -‌بدهید: بی‌گمان  خداوند  بهترین  مال  را  ازشما  نخواسته  و  به  بدترین  آن  نیز  امر  نکرده  است‌]"‌. به  روایت  ابوداود  و  طبرانی  با  سند  “‌‌جید“  آن  را  روایت‌کرده است‌. 

 زکات  غیر از انعا‌م [1]‌:
در  میان  چهارپایان  تنها  از  “‌‌انعام‌“  زکات  واجب  است‌. بنابراین  زکات  اسب  و  قاطر  و  خر  واجب  نمی‌باشد  مگر  اینکه  جزوکالای  تجارتی  باشند. 

از  علی  بن  ابی‌طالب  روایت  است‌که  پیامبر صلی الله علیه و سلم    فرمود: "  قد عفوت لكم عن الخيل والرقيق، ولا صدقة فيهما [‌شما  را  از  زکات  اسب  و  برده  معاف  داشتم‌]"‌. به  روایت  احمد  و  به  روایت  ابوداود  با  سند  “‌جیدی‌“. 

از  ابوهریره  روایت  است‌که‌،  از  پیامبر صلی الله علیه و سلم    در‌باره  زکات  خر  و  الاغ  سوال  شد؟  او  فرمود: "  ما جاء فيها شئ إلا هذه الاية الفذة فمن يعمل مثقال ذرة خيرا يره ومن يعمل مثقال ذرة شرا يره  [2]  [در‌باره  زکات  الاغها  چیزی  وارد  نشده  ولی  اگرزکات  آن  را  داد،  مشمول  مفهوم‌کلی  این  آیه  است‌: -‌هرکس  باندازه  ذره‌ای  نیکی  کند  پاداش  آن  را  خواهد  دید  و  هرکس  باندازه  ذره‌ای  بدی‌کند  سزای  آن  را  خواهد  دید]"‌. به  روایت  احمدکه  قبلا  نیز  ازآن  سخن  رفت‌. 

ازحارثه  بن  مضرب  روایت  است‌که  او  همراه  حضرت  عمربه  حج  رفته  بود  ودر  آن  هنگام  بزرگان  شام  به  حضور  ایشان  آمدند  وگفتند: یا  امیرالمومنین‌: ما  بردگان  و  چهارپایانی  -  (‌غیر  از  انعام‌)  -  را  بدست  آورده‌ایم‌،  پس  زکات  آنها  را  از  ما  بگیر  تا  بدینوسیله  ما  را  از  بیماریهای  روحی  -‌بخل  و  طمع  و  حسد  -‌پاک‌گردانی  و  زکات  اموال  ما  را  نیزگرفته  باشی‌. حضرت  عمرگفت‌: این  عمل  را  حضرت  محمد  و ابوبکر  پیش  ازمن  انجام  نداده‌اند  ولی  منتظرباشید  تا  ازمسلمانان  نیزسوال‌کنم‌. هیثمی  این  روایت  را  آورده  وگفته  است‌: احمد  و  طبرانی  در  “‌الکبیر  آن  را  روایت‌کرده‌اند  و  راویان  آن  “‌موثوق  به‌”‌  هستند. 

زهری  از  سلمان  بن  یسار  روایت‌کرده‌که‌: مردم  شام  به  ابوعبیده  بن  جراح‌گفتند: از  اسبان  و  بردگان  ما  زکات  بگیر،  ابوعبیده  ازاینکار  امتناع‌کرد. سپس  این  خواسته  را  برای  حضرت  عمر  نوشت‌که  او  نیز  امتناع‌کرد. مردم  مجدداً  با  ابوعبیده  در  این  باره  سخن‌گفتند،  ابوعبیده  آن  را  برای  حضرت  عمر  نوشت‌که  در  جواب  وی‌گفت‌: “‌‌اگر  دوست  دارند  زکات  آنها  را  از  ایشان  بگیر  و  به  فقرای  خودشان  بده  و  روزی  بردگان  شان  را  تامین‌کن‌. به  روایت  مالک  و  بیهقی‌. 

زكا‌ت  بچه‌های  شتر و گوسا‌له  و بره  و بزغاله  
اگرکسی  شتر  وگاو  وگوسفند  باندازه  حد  نصاب  داشت  و  در  طی  سال  زاده  شدند،  همینکه  یکسال  تمام  بر  آن  حدنصاب‌گذشت  بنا  به  رای  اکثر  اهل  علم  بایستی  از  بابت  همه  آنها  بزرگ  وکوچک  زکات  بدهد. زیرا  مالک  و  شافعی  ازسفیان  بن  عبدالله  ثقفی  روایت‌کرده‌اندکه‌،  عمر  بن  خطاب  (‌به  وی‌)‌گفت‌: “‌‌بره  و  بزغاله‌ای  که  چوپان  آن  را  حمل  می‌کند  و  تازه  زاده  شده  است  برایشان  به  حساب  آور ولی  خود  آن  را  بجای  زکات  مگیر  و  همچنین  حیوان  نازا  و  شیرده  وآبستن  وقوچ  را  نیزقبول  نکن  بلکه‌گوسفند  یکساله  ماده  و  بزغاله  دو  ساله  ماده  را  می‌گیری  واین  حد  متوسط  مال  است‌”‌‌. 

ابوحنیفه  و  شافعی  و  ابوثور  می‌گویند: بره  وگوساله  و  بچه  شتر  به  حساب  نمی‌آیند  و  معتبر  نیستند  مگر  اینکه‌گوسفندان  وگاوان  و  شتران  بزرگ  خود  به  حد  نصاب  رسیده  باشند. ابوحنیفه  می‌گوید: بره‌ها  وگوساله‌ها  و  بچه  شترها  بر  حدنصاب  افزوده  می‌شوند  خواه  از  حیواناتی  که  به  حدنصاب  رسیده‌اند،  زاده  شده  یا  اینکه  آنها  را  خریده  باشند  و  هر  وقت  یکسال  تمام  بر  حدنصاب‌گذشت  زکات  مجموع  آنها  باید  داده  شود. لیکن  امام  شافعی  می‌گوید: وقتی  بره‌ها  وگوساله‌ها  و  بچه  شترها  به  حدنصاب  افزوده  می‌شوند  که  زاده  همان  حیواناتی  باشند  که  در  ملکیت  وی  به  حدنصاب  رسیده  و  پیش  از  تمام  شدن  سال  ازآنها  زاده  شده  باشند. اما  اگرکسی  از  بره  یاگوساله  یا  بچه  شتر  به  حدنصاب  داشته  باشد  بنا  به  رای  امام  ابوحنیفه  و  محمد  وداود  و  شعبی  و  درروایتی  ازامام  احمد  بروی  زکاتی  از بابت  آنها  واجب  نیست‌. چه  امام  احمد  و  ابوداود  و  نسائی  و  دارقطنی  و  بیهقی‌ و  سوید  بن  غفله  روایت‌کرده‌اندکه‌گفت‌: عامل  جمع‌آوری  زکات  پیامبر صلی الله علیه و سلم   پیش  ما  آمد  و  ازاو  شنیدم  که  می‌گفت‌: “‌‌در  دستورالعملی  که  من  دارم‌،  آمده  است  که  از  حیوانات  شیرخوار،  زکات  نگیریم‌. . . الحدیث‌”‌‌. از  جمله  راویان  این  حدیث  هلال  بن  حباب  است‌که  عده  زیادی  او  را  موثوق  به  دانسته  و  بعضی  دباره  وی  خرده ‌گرفته‌اند. ولی  به  مذهب  مالک  و  بروایتی  از  امام  احمد  از  حیوانات‌کوچک  و  بزرگ  یکسان  زکات  واجب  می‌باشد،  چون  آن  حیوانات‌کوچک  را  اگر  با  حیوانات  بزرگ  به  حساب  می‌آورند  معتبر  است  بنابراین  اگر  خودشان  تنها  هم  باشند  باید  به  حساب  آورند  معتبراست  بنابراین  اگر  خودشان  تنها  هم  باشند  باید  به  حساب  آیند  وازآنها  زکات  داده  شود. امام  شافعی  و  ابویوسف  (‌از  یاران  ابوحنیفه‌)  می‌گویند  از  حیوانات  کوچک  (‌بره‌،  بزغاله‌،‌گوساله‌،  بچه  شتر)  واجب  است‌که  یک  راس‌کوچک  ازآنها  داده  شود. 

آنچه‌که  دربا‌ره  جمع  وتفریق  حیوانات  و  سها‌م  متفرقه  بمنظور فرار از  زکا‌ت یا گرفتن  زکا‌ت‌،‌ آمده است‌: 
1-‌از  سوید  بن  غفله  روایت  است‌که‌: عامل  جمع‌آوری  زکات  از  طرف  پیامبر صلی الله علیه و سلم    به  میان  ما  آمد  و  از  وی  شنیدم‌که  می‌گفت‌: “‌‌ما  از  شیرخواران‌،  زکات  نمی‌گیریم  و  بمنظور  افزایش  در  میزان  زکات  جمعی  را  ازهم  جدا  وگروه  متفرق  را  با  هم  جمع  نمی‌کنیم  و  مردی  شتر  چاق  وکوهان  بزرگی  را  برایش  آورد،  او  از  پذیرفتن  آن  خودداری‌کرد  چه  از  بهترین  مال  او  بود“‌. به  روایت  احمد  و  ابوداود  و  نسائی‌.  

2-‌انس‌گفته  است‌که‌: حضرت  ابوبکر  به  وی  نوشت‌: اینست  فریضه  زکاتی‌که  پیامبر صلی الله علیه و سلم   بر  مسلمانان  فرض‌کرده  است‌،  و  درآن  آمده  بود: " ولا يجمع بين متفرق، ولا يفرق بين مجتمع خشية الصدقة، وما كان من خليطين، فإ