  و  بخورید  و  بیاشامید،  تا  آنزمان‌که  سپیده  صبح  از  سیاهی  شب  آشکار  و  مشخص  می‌شود،  سپس  بعد  ازآن‌،  روزه  را  تا  شب  باتمام  برسانید]‌"‌.  مراد  دراین  آیه  ازخیطه  ابیض  وخیط  اسود،  سپیده  صبح  وسیاهی  شب  است‌.  از  بخاری  و  مسلم  روایت  شده  است‌که  عدی  بن  حاتم‌گفت‌:  بهنگام  نزول  آیه  فوق‌،  یک  عقال  سفید  و  یک  عقال  سیاه  را  زیر  بالش  و  متکای  خویش  نهادم  و  شب  بدانها  می‌نگریستم‌که  برایم  مشخص  نمی‌گردید.  فردایش  پیش  پیامبر صلی الله علیه و سلم    رفتم  وآن  را  برایش  نقل‌کردم‌که  فرمود:  مراد  سپیده  صبح  و  سیاهی  شب  است‌.

2-‌نیت‌:  خداوند  می‌فرماید:" وما أمروا إلا ليعبدوا الله مخلصين له الدين    [‌بدانان  دستور  داده  نشده  است  مگر  اینکه  خداوند  را  خالصانه  و  با  اخلاص  نیت  پرستش  کنند]"‌.  و  پیامبر صلی الله علیه و سلم    می‌فرماید:" إنما الاعمال بالنيات، وإنما لكل امرئ ما نوى  [‌بیگمان  هرکاری  توام  با  نیت  ارزش  پیدا  می‌کند  و  بهرکس‌،  آنچیزی  می‌رسدکه  نیت  آن  را  کرده  است‌]"‌.  و  لازم  و  واجب  است‌که  نیت  کردن  روزه‌،  پیش  از  طلوع  فجر  برای  هریکی  از  شبهای  رمضان  صورت  می‌گیرد.

   زیرا  حفصه  ام  المومنین‌گفت‌:  پیامبر صلی الله علیه و سلم    فرمود:" من لم يجمع الصيام قبل الفجر، فلاصيام له.     [‌هرکس  پیش  از  سپیده  صبح ، نیت  و  تصمیم  روزه‌گرفتن  را  نداشته  باشد،  روزه‌اش  صحیح  نیست‌]‌"‌.  امام  احمد  و  صاحبان  سنن‌،  آن  را  روایت  کرده  و  ابن  خزیمه  وابن  حبان  آن  را  ‌“‌صحیح‌“  دانسته‌اند.  در  هرجزئی  از  شب  نیت  و  قصد  روزه  کند،  صحیح  است  و  تلفظ  بدان  شرط  نیست  چون  نیت  یک  عمل  قلبی  است  وزبان  در  آن  دخالتی  ندارد،  چون  حقیقت  نیت  آنست  که  بمنظور  امتثال  و  اجرای  فرمان  خداوند  و  طلب  رضای  او،  قصد  و  نیت  انجام‌کاری‌کرده  شود.  بنابراین‌،  هرکس  شب  برای  خوردن  سحری  و  با  قصد  و  نیت  روزه‌گرفتن  و  تقرب  بخداوند،  بیدارشود  و  بعد  ازآن  امساک‌کند،  در  حقیقت  او  نیت  صحیح  بجای  آورده  است‌،  و  هرکس  در  طی  روز  از  انجام  کارهای  مبطل  روزه‌،  خودداری  کند  و  بخاطر  خدا  اینکار  را  انجام  دهد،  او  نیز  نیت  و  قصد  شرعی  را  بجای  آورده  است‌،  اگرچه  سحری  نیز  نخورده  باشد.  بسیاری  از  فقها  می‌گویند  نیت  روزه  سنت  و  داوطلبانه  اگر  در  روز  نیز  صورت  گیرد  صحیح  است‌،  مشروط  برآنکه  چیزی  نخورده  باشد.  حضرت  عایشه‌گفته  است‌:  روزی  پیامبر صلی الله علیه و سلم    بحجره  من  آمد  وگفت‌:"  هل عندكم شئ؟   [‌آیا  چیزی  داریم  بخوریم‌؟‌]‌"‌گفتیم‌:  نخیر.  او  فرمود:"  " فإني صائم      [‌بنابراین  من  روزه‌ام‌]"‌.  بروایت  مسلم  و  ابوداود.  

حنفی‌ها  می‌گویند  وقتی  نیت  روزه  سنت  درروز  صحیح  است‌،‌که  پیش  اززوال  خورشید  ازخط  استوا  صورت‌گیرد  و  قول  مشهور  امام  شافعی  نیز  چنین  است‌.  و  از  ظاهر  سخن  ابن  مسعود  و  امام  احمد  برمی‌آیدکه  نیت  روزه  سنت  پیش  اززوال  وبعد  از  زوال  هر  دو  جایز  است‌.  چه ‌کسا‌نی  مجازند  در  رمضا‌ن  روزه  نگیرند  ولی ‌قضا‌ی ‌آن  بر آنها  واجب  است‌؟‌

برای  بیماری‌که  بهبودی  وی  انتظار  می‌رود  و  امید  بهبودی  دارد  و  برای  مسافر  مباح  است‌،‌که  در  رمضان  روزه  نگیرند  ولی  قضای  آن‌،  بر  آنها  واجب  می‌باشد.  خداوند  می‌فرماید:"  ومن كان منكم مريضا أو على سفر فعدة من أيام أخر    [‌و  هرکس  از  شما  در  ماه  رمضان  بیمار  باشد،  یا  بمسافرت  رفت  برای  او  مباح  است‌که  روزه  رمضان  را  نگیرد  و  بعد  ازماه  رمضان  بتعداد  روزه‌هائی‌که  نگرفته  است  روزه  باشد  و  آنها  را  قضا  نماید]"‌.  احمد  و  ابوداود  و  بیهقی  با  سند  صحیح  از  معاذ  روایت‌کرده‌اند  که‌: ‌“‌خداوند  بر  پیامبر صلی الله علیه و سلم    روزه  را  فرض  نمود  و  فرمود:" يأيها الذين آمنوا كتب عليكم الصيام كما كتب على الذين من قبلكم" تا می رسد به:  "وعلى الذين يطيقونه فدية طعام مسكين"     آنوقت  هرکس  می‌خواست  روزه  می‌گرفت  و  هرکس  می‌خواست  روزه  را می خورد  و  بجای  هر  روزه‌،  مسکینی  را  اطعام  می‌داد  و  این  عمل  برایش‌کافی  بود.  سپس  خداوند  آیه‌ای  دیگر  را  نازل  فرمود:" شهر رمضان الذي أنزل فيه القرآن "تا آیه:"فمن شهد منكم الشهر فليصمه "     از  آنوقت  ببعد،  روزه‌گرفتن  برای‌کسی‌که  تندرست  باشد،  و  مسافر  نباشد  واجب  و  ثابت‌گردید  و  به  بیمار  و  مسافر،  اجازه  داده  شد  که  روزه  نگیرند  (‌وآن  را  بعداً  قضاکنند)  و  به  پیرانی‌که  توانائی  روزه‌گرفتن  را  ندارند،  این  رخصت  را  دادکه  بجای  هرروزه‌ای‌،  یک  نفر مسکین  را  اطعام ‌کنند‌“‌.  بیماریی‌که  روزه  خوردن  را  مباح  می‌کند،  عبارت  است  از  بیماری  شدیدی‌،‌که  روزه‌گرفتن  موجب  افزایش  آن  می‌گردد،  یا گمان  می‌رود که  روزه  بهبودی  آن  را  بتاخیر  اندازد.

صاحب  مغنی  گفته  است‌:  “‌‌بعضی  از  پیشینیان‌گفته‌اند:  هر  نوع  بیماری  مجوز  روزه‌خواری  است‌،  حتی  اگر  دندان  درد  یا  درد  انگشتان  باشد  زیراکلمه  مریض  عام  است  و  مسافر  برایش  مباح  است‌که  روزه  نگیرد  اگرچه  نیازی  بدان  سفر  نیز  نداشته  باشد.  بنابراین  مطلق  بیماری  هم  مجوز  روزه  خواری  است‌.  این  رای  به  بخاری  و  عطاء  و  ظاهریه  نسبت  داده  شده  است‌.  صحیح  آنست‌که  اگرکسی  بحقیقت  نگران  باشدکه  با  روزه‌گرفتن  بیمار  می‌شود،  حکم  بیمار  را  دارد  و  می‌تواند  روزه  نگیرد  و  همچنین‌کسی‌که  تشنگی  وگرسنگی  بروی  چیره  شده  ومی‌ترسدکه  هلاک  شود،  بر  وی  لازم  است‌که  روزه  را  بخورد  وآن  را  قضاکند،  اگرچه  تندرست  هم  باشد.  چه  خداوند  فرموده  است‌:"  ولا تقتلوا أنفسكم إن الله كان بكم رحيما  [1]  [خودتان  را  نکشید،  بیگمان  خداوند  نسبت  به  شما  بسیار  مهربان  است‌]"‌." وما جعل عليكم في الدين من حرج  [2]  [و  خدا  در  امور  دینی  شما  را  در  تنگنا  قرار  نداده  است‌]"‌.  اگر  شخص  بیمار،  روزه  راگرفت  ومشقت  را  تحمّل‌کرد،  روزه  وی  صحیح  می‌باشد.  لیکن  بعلت  اینکه  از  رخصتی‌که  خداوند  دوست  دارد  و  به  وی  اعطاء‌کرده  است  استفاده  ننموده  است  مکروه  می‌باشد  و  شاید  به  وی  زیان  برساند.

درزمان  پیامبر صلی الله علیه و سلم    بعضی  از  یارانش  درآن  حال  روزه  می‌گرفتند  و  بعضی  روزه  را نمی‌گرفتند  و  هر  دوگروه  از  فتوای  پیامبر صلی الله علیه و سلم    پیروی  کرده‌اند.  حمزه  اسلمی  به  پیامبر صلی الله علیه و سلم   گفت‌:  ای  رسول  خدا  من  در  مسافرت  توانائی  روزه‌گرفتن  را  در  خود  می‌بینم‌،  آیاگناه  داردکه  روزه  باشم‌؟  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفت‌: " هي  رخصة من الله تعالى فمن أخذ بها، فحسن، ومن أحب أن يصوم فلا جناح عليه  [این  یک  رخصت  است  از  جانب  خداوند،  هرکس  بدان  عمل‌کرد  نیک‌کرده  است‌،  و  هرکس  خواست‌که  روزه  بگیرد   بر  وی  گناهی  نیست‌]‌..  برو