ت بها - ولاهل نجد قرن فاستبن

 اینها  بود  مواقیتی‌که  پیامبر صلی الله علیه و سلم    تعیین‌کرده  بود.  هرکس  ازآن  محلها  عبورکند،  از  آنجا  باید  احرام  ببندد،  خواه  مردم  آن  دیارباشدکه  پیامبر صلی الله علیه و سلم    نام  برده  است  یا  خیر  بنابراین  اگریک  نفرشامی  ازراه  مدینه  به  مکه  می‌رفت‌،  میقات  او  ذوالحلیفه  است  نه  “‌رابغ‌”  و  بهمین  منوال  برای  دیگر  جهات‌.  درحدیث  پیامبر صلی الله علیه و سلم    آمده  است‌:" هن لهن ولمن أتى عليهن من غيرهن لمن أراد الحج أو العمرة   [‌این  میقاتها  برای  مردمان  آن  جهات  است‌که  نام  بردم  و  برای‌کسانی‌که  اهل  آنجاها  نیستند  ولی  ازآنجا  عبور  می‌کنند  و  برای  هرکس‌که  قصد  و  اراده  حج  یا  عمره  را  دارد]"‌.  پس  اگرکسی  اهل  این  مناطق   ‌نباشدکه  نام  برده  شده  است‌،  اگر  بقصد  انجام  مناسک  حج  و  عمره‌،  به  مکه  بیاید،  باید  برای  احرام  به  یکی  از  این  اماکن  برود.

میقات  مکانی  برای  مردمان  مکه‌،‌که  اراده  حج‌کنند،  منازل  مکه  است‌.  و  اگر  اراده  عمره‌کنند،  باید  از  زمین  حرم  خارج  شده  و  در  زمین  “‌حل‌“  احرام  ببندندکه  نزدیکترین  جا  “‌تنعیم‌”  است  و  برای‌کسانی‌که  منزلشان  در  فاصله  بین  میقات  مکانی  و  مکه  قرار  دارد،  میقات  همان  منزلشان  است‌.  ابن  حزم‌گفته  است‌کسی‌که  راهش  از  هیچیک  از  این  مواقیت  نمی‌گذرد،  از  هرجا  بخواهد  احرام  می‌بندد،  دریا  باشد  یا خشکی  فرقی  ندارد.  احرام  بستن  پیش ‌از  رسیدن  به  میقا‌ت‌:

ابن  المنذر گوید:  اگر کسی  پیش  از میقات  احرام  بست  باجماع  اهل  علم  احرام  او  درست  است‌.  ولی  بعضی ‌گفته‌اند:  مکروه  است‌،  زیرا  اینکه  صحابی  گفته  است  پیامبر صلی الله علیه و سلم  فلان  محل  را  برای  فلان  میقات  قرار  داده  اسث‌،  مقتضی  آنست‌،‌ که  باید  از  آنجا  احرام  بسته  شود  و  تلبیه  شروع‌گردد  و  زیادت  و  نقص  نباشد.  زیادت  اگر  حرام  نباشد  لااقل  مکروه  است‌.٧-  وقتی  موی  سر  و  ریش  بلند گردید  باید  بدان  رسید  و  آنرا  پاك  و  تمیز  و  شانه  نمود،  زیرا  ابوهریره رضي الله عنه  گفته  است  كه‌:  پیامبر صلي الله عليه و سلم  فرمود: (من كان له شعر فليكرمه)  [‌هركس  موی  ریش  و  سر  دارد  آن  را گرامی  دارد]‌‌.  ابوداود  آنرا  رو‌ایت  كرده  است‌.  

از  عطا‌ء  بن  یسار رضي الله عنه  روایت  شده  كه‌: : أتى رجل النبي

صلى الله عليه وسلم ثائر الرأس  واللحية فأشار إليه رسول الله صلى الله عليه وسلم كأنه يأمره بإصلاح شعره ولحيته، ففعل ثم رجع، فقال صلى الله عليه وسلم: (أليس هذا خيرا من أن يأتي أحدكم ثائر الرأس كأنه شيطان)  [‌مردی  به  خدمت  پیامبر صلي الله عليه و سلم  آمد كه موی  سر  و  ریشش  پریشان  بود،  پیامبر صلي الله عليه و سلم   به  وی  اشاره ‌كرد،  مثل  اینكه  به  او  دستور  می‌داد،  كه  مویش  و  ریشش  را  اصلاح  كند،  آن  مرد  رفت  و  اصلاح  كرد و  برگشت،  آنگاه  پیامبر صلي الله عليه و سلم  فرمود:  آیا  این  بهتر نيست  از آن ‌كسی ‌كه  با  موی  پریشان  می‌آید،‌ گو اینكه  شیطان  است‌؟‌]‌‌.  مالك  آنرا  روایت  كرده  است‌.

از  قتاده‌ رضي الله عنه   روایت  شده  است  كه‌:  “‌او  موی  پرپشت  و  بلندی  داشت  و  درباره‌ي آن از  پیامبر صلي الله عليه و سلم   سوال ‌كرد؟  پیامبر صلي الله عليه و سلم  به  وی  فرمود كه‌:  بدان  خوب  برسد  و  هر  روز  آن  را  شانه  كند”‌‌.  نسائی  آنرا  روایت  كرده  است‌.  و  مالك  در  موطأ  آنرا  چنین  روایت  كرده  است‌:  (قلت: يا رسول الله إن لي جمة أفأرجلها؟ قال (نعم...وأكرمها) [‌گفتم  ای  رسول  خدا،  من  موي  بلندی  دارم‌،  آیا  آنرا  شانه‌ كنم‌؟  فرمود:  آری  ...  و  آن  را گرامی  دار]‌‌.  و  ابوقتاده  رضي الله عنه  دوبار  در  روز  آنرا  روغن  می‌زد  و  می‌گفت  پیامبر صلي الله عليه و سلم   فرموده  است‌:  "و  اكر‌ِمْها“‌  تراشیدن  موی  سر  و  نتراشیدنش  برای  كسی  كه  آن  را  تمیز  نگاه  دارد  مباح است‌،  زیرا  ابن  عمر  رضی  الله  عنهما گفته  است‌: (أن النبي صلى الله عليه وسلم قال: (احلقوا كله أو ذروا كله)   [‌پیامبر صلي الله عليه و سلم  فرموده  است‌:  همه‌ي موی  سر را  بتراشید  و  یا  همه  را  بگذارید]‌‌.  احمد و  مسلم  و  ابوداود  و  نسائی  آنرا  روایت ‌كرده‌اند.  اما  اینكه  بعضی  از سر  را  بتراشند  و  بعضی  دیگر را  نتراشند،  مكروه  است  و  بهتر آنست‌كه  از آن  دوری ‌كنند.  زيرا  نافع  از  ابن  عمر  روایت  كرده  است  كه‌:  (نهى رسول الله صلى الله عليه وسلم عن القزع، فقيل لنافع: ما القزع؟ قال: أن يحلق بعض رأس الصبي ويترك بعضه) [‌پیامبر صلي الله عليه و سلم  از  قزع  نهی  فرمود،  از  نافع  سوال  شد كه  قزع  چیست‌؟‌ گفت‌:  آن  است‌ كه  بعضی  از  سر كودك  را  بتراشید  و  قسمت  دیگری  را  نتراشید]‌‌.  این  حدیث  متفق  علیه  است‌.  و  باز هم  حدیث  قبلی  ابن  عمر  بر كراهت  آن  دلالت  دارد.احرام  و تعریف ‌آن:

احرام  یعنی  قصد  انجام  مناسک  حج  یا  عمره  یا  هر  دو  با  هم‌.  احرام  رکن  حج  است‌،  زیرا  خداوند  می‌فرماید:" وما أمروا إلا ليعبدوا الله مخلصين له الدين   [‌بدانان  دستور  داده  نشده  است  مگراینکه  عبادت‌کنند  و  دین  را  خالصانه  ازآن  خدا  بدانند  و  اخلاص  داشته  باشند]"‌.  بدیهی  است‌که  داشتن  اخلاص‌،  خود  نیت  و  قصد  است  و  برای  حج  این  اخلاص  از  طریق  احرام  صورت  می‌گیرد.  و  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفته  است‌:"  إنما الاعمال بالنيات، وإنما لكل امرئ ما نوى     [ارزش  هر  عمل  وکاری  از  نیت  و  قصد  آن  عمل  سرچشمه  می‌گیرد  و  بهرکس  ثواب  وپاداش  چیزی  می‌رسد،‌که  نیت  وقصد  آن  را،  کرده  است ]"  .

 قبلا  در  باب  وضوء  از  حقیقت  “‌نیت‌”  سخن‌گفتیم  و  خاطرنشان  ساختیم‌که  محل  نیت  قلب  و  دل  انسان  است‌.کمال  بن  الهمام‌گوید:  راویان  نسک  و  مناسک  پیامبر صلی الله علیه و سلم    معلوم  نیستند.  یکی‌گفته  است‌:  از  او  شنیدم  که  می‌گفت‌:" نويت العمرة، أو نويت الحج ".آداب  احرام

احرام  آداب  ویژه‌ای  دارد که  مراعات  آنها  لازم  است ‌که  بشرح  زیر  می‌باشند: 

1-نظافت‌:‌ که  باگرفتن  ناخن  و کوتاه‌ کردن  موی  سبیل  و کندن  موی  زیر  بغل  و  تراشیدن  موی  شرمگاه  وگرفتن  وضو  یا  غسل‌کردن‌که  بهتر  است  و  شانه‌کردن  موی ریش  وسر،  تحقق  می‌پذیرد.  ابن  عمرگفته  است‌:  سنت  است  اگرکسی  اراده  احرام  و  اراده  دخول‌ در  مکه  را  نمود،  به  نیت  احرام  غسل‌کند.  بروایت  بزار  و  دارقطنی  و  حاکم‌که  آن  را  صحیح  دانسته  است‌.

ابن  عباس  گفت‌:  پیامبر صلی الله علیه و سلم    فرمود:" إن النفساء والحائض تغتسل   وتحرم، وتقضي المناسك كلها، غير أنها لا تطوف بالبيت حتى تطهر    [زنان  بعد  از  زایمان  و  در  حال  قاعدگی‌،  اگر  اراده  حج‌کنند،  باید  غسل‌کنند  و  احرام  ببندند  و  همه  مناسک  را  انجام  دهند  جزطواف  خانه‌کعبه‌،‌که  نباید  آن  را  انجام  دهند،  تا  اینکه  ازحیض  و  نفاس  پ