حتى يكونا أسفل من الكعبين  [نبایدکسی‌که  دراحرام  است  پیراهن  و  عمامه  و  هر  جامه‌ای‌که‌کلاهش  از  خودش  باشد  و  زیر  پیراهن  و  جامه  و  پارچه  رنگ شده  با  مواد  خوشبو  از  قبیل  “‌ورس‌”  و  “‌زعفران‌”  و  خفین  بپوشد  و  اگر  نعلین  پیدا  

 نکرد،  خفین  را  طوری  پاره‌کندکه  پایینتر  از  قوزک  پا  قرارگیرند]"‌.  بروایت  بخاری  و  مسلم‌.  

باجماع  علما  اینها  اختصاص  به  مردان  دارد  و  برای  مردان  حرام  است‌.  ولی  زن  می‌تواند،  همه  آنها  را  بپوشد،  مگر  جامه  رنگ  شده  با  مواد  خوشبو  و  نقاب‌،  و  از  پوشیدن  دستکش  ونقاب  و  لباس  رنگ  شده  با  ورس  و  زعفران  منع  شده  است  چون  ابن  عمرگفته  است‌که  پیامبر صلی الله علیه و سلم    زنان  را  نهی‌کرد  از  این‌که  دراحرام  دستکش  و  نقاب  و  لباس  رنگی  ورسی  و  زعفرانی  بپوشند.  و  غیر  ازآنها  هر  چه  دلشان  می‌خواهد،  بپوشند  از  لباسهای  رنگارنگ  معصفر  و  یا  خزو  حریر  و  یا  وسایل  زینت‌آلات  و  یا  نه‌برشلوارو  یا  پیراهن  ویا  خف‌.  بروایت  ابوداود  وبیهقی  وحاکم‌که  رجال  آن  صحیح  است  .  

بخاری‌گفت‌:  عایشه  لباس  معصفر  را  پوشیده  بود  در  حالیکه  در  احرام  بود  و  گفت‌:  روبند  و  نقاب  نزنید  وجامه  رنگ  شده  با  ورس  وزعفران  نپوشید  و  جابرگفت‌:  من  لباس  معصفر  را  داخل  در  مواد  رنگی  خوشبو  نمی‌دانم‌.

عایشه ‌گفت‌:  من  در  زینت‌آلات  و  لباس  سیاه  وگلی  رنگ  و  خف  برای  زنی‌که  در  احرام  است‌،  اشکالی  نمی‌بینم‌.  

بخاری  و  احمد  بنقل  از  او گویند:  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفت‌:" لا تنتقب المرأة المحرمة، ولا تلبس القفازين    [زنی‌که  در  احرام  است  نقاب  نزند  و  دستکش  نپوشد]"‌.  این  حدیث  بیانگر  احرام  زن  درباره  صورت  وکف  دستانش  می‌باشد.  علما  گفته‌اند  اگر  چهره‌اش  را  با  چیزی  پوشانید،  اشکالی  ندارد  و  زن  می‌تواند  چهره  خود  را  ازمرد  با  چتر  وامثال  آن  بپوشاند.  اگر  نگران  ایجاد  فتنه  و  آشوب  باشد،  واجب  است‌که  چهره  خویش  را  بپوشاند.  عایشه‌گفته  است‌:  “‌ما  همراه  پیامبر صلی الله علیه و سلم   بودیم  و  در  احرام  بودیم  و  هرگاه  کاروانیان  ازکنار  ما  می‌گذشتند،  یکی  از  ما  پیراهن  یا  ملافه‌ای  را،  بر  روی  خویش  می‌کشید  و  چون  از  ما  می‌گذشتند  و  دور  می‌شدند،  ما  از  چهره  خود  پرده  برمی‌داشتیم‌”‌.  بروایت  داود  و  ابن  ماجه‌.  عطا  و  مالک  و  ثوری  و  شافعی  و  احمد  و  اسحاق‌،  فروهشتن  جامه  را  جایز  می‌دانند.

 کسی  ازار  -‌زیرپوش  و  ردا  -‌بالاپوش  و  نعلین  نیابد کسی‌که  اینها  را  نیاید  هرچه  یافت  می‌پوشد.  ابن  عباس‌گفت‌:  پیامبر صلی الله علیه و سلم    در  عرفات  خطبه‌ای  ایراد  کرد  و  در  ضمن  آن  گفت‌:" إذا لم يجد المسلم إزارا فليلبس السراويل، وإذا لم يجد النعلين فليلبس الخفين     [‌هر  مسلمانی‌که  ازارنیافت  بیجامه  بپوشد  و  اگر  نعلین  نیافت  خف  بپوشد]‌"‌.  بروایت  احمد  و  بخاری  و  مسلم‌.

در  روایتی  از  عمر  و  بن  دینار،  احمدگفت‌:  ابوالشعثاء  از  ابن  عباس  خبر  می‌دهدکه  او  از  پیامبر صلی الله علیه و سلم   شنیده  است‌که  در  خطبه  می‌گفت‌:" من لم يجد إزارا ووجد سراويل فليلبسها، ومن لم يجد نعلين ووجد خفين فليلبسهما    گفتم‌:  نگفت  آنها  را  پاره‌کنید؟  گفت‌:  نه  و  احمد  با  توجه  بدان  درپوشیدن  بیجامه  = سراویل‌،  و خف  برای‌ کسی ‌که  ازار  و  نعلین  ندارد  بهمان  شکلی  خودشان  برای  محرم‌  اشکال  نمی‌بینند  و  فدیه  لازم  نیست‌.  جمهورعلما  شرط  می‌دانندکه  خفها  را  تا  پائین‌تر  از  قوزک  پا  قطع‌کنند،  برای  کسی‌که  نعلین  ندارد،  چون  دراین  حالت  خف  حالت  نعلین  پیدا  می‌کند.  همانگونه  که  قبلا  هم  در  حدیث  منقول  از  ابن  عمر  آمده  بود.  حنفی‌هاگویند  دراین  صورت‌،  باید  زیرجامه  از  هم  جدا  و  چاک‌گردد،  اگر  آن  را  بحال  خود  بپوشد  باید  فدیه  بدهد.  بقول  مالک  وشافعی  چاک‌کردن  زیرجامه  لازم  نیست  و  فدیه  هم  واجب  نمی‌شود.  چون  جابر  بن  زید  از  ابن  عباس  خبر  داده  است‌که  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفت‌:" إذا لم يجد إزارا فليلبس السراويل، وإذا لم يجد النعلين، فليلبس الخفين وليقطعهما أسفل من الكعبين     [‌هرگاه  سراویل  پوشید  و  بعداً  زیرپوش  و  ازارپیداکرد،  باید  فوراً  سراویل  وزیرجامه  را  از  تن  بیرون  بیاورد.  اگر  بالاپوش  و  ردا  نیافت  نباید  بجای  آن  پیراهن  بپوشد،  زیرا  آن  را  بصورت  ردا  درمی‌آورد  چون  آنوقت  امکان  ندارد،‌که  سراویل  را  بجای  زیرپوش  بپوشد]"‌.  به  روایت  نسائی  با  سندی  صحیح‌.

٥-‌کسی‌که  در  احرام  است  نمی‌تواند  برای  خویش  یا  دیگران  بولایت  یا  بوکالت  عقد  نکاح‌کند  و  اگرعقد  صورت‌گرفت‌،  باطل  می‌باشد  وآثار  شرعی  برآن  مترتب  نیست‌.  چون  مسلم  و  دیگران  از  عثمان  بن  عفان  روایت‌کرده‌اندکه  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفت‌:" لا ينكح المحرم، ولا ينكح، ولا يخطب    [کسی‌که  در  احرام  است  نه  خودش  عقد  نکاح  می‌کند  و  نه  برایش  عقد  می‌بندند]"‌.که  در  روایت  ترمذی  ”‌و  لایخطب‌“  ندارد.

وآن  حدیث  را  حسن  صحیح  دانسته  است  وعمل  بعضی  ازیا‌ران  پیامبر صلی الله علیه و سلم    نیزبر  این  است  و  مالک  و  شافعی  و  احمد  و  اسحاق  نیزاین  رای  را  قبول‌کرده‌اند  و  اگرنکاح  کند  نکاحش  باطل  است‌.  اینکه  درحدیثی  آمده  است‌که  پیامبر صلی الله علیه و سلم    میمونه  را  درحال  احرام  عقد  بستند،  حدیث  مسلم  آن  را  نقض  می‌کندکه  اوگفته  است  پیامبر صلی الله علیه و سلم    پس  از  پایان  احرامش  او  را  نکاح‌کردند.  ترمذی‌گفته  است  درباره  ازدواج  پیامبر صلی الله علیه و سلم    با  میمونه‌،  اختلاف‌کرده‌اند.  زیرا  او  را  در  راه  مکه  به  عقد  خویش  درآوردند.  بعضی  گفته‌اند  در  حال  احرام  نبود،  بعد  از  نکاح‌کردن  وی  احرام  بست‌،  و  مردم  وقتی  آن  خبر  را  شنیدندکه  پیامبر صلی الله علیه و سلم    احرام  بسته  بود.  سپس  بعد  از  اینکه  احرامش  به  پایان  رسید  در  محلی  بنام  “‌سرف‌”  در  راه  مکه  با  او  زفاف  نمود.  حنفیه‌گویند:  عقد  نکاح برای  محرم  جایزاست  زیرا  احرام  مانع  صلاحیت  زن  برای  عقد  بستن  وی‌،  نیست‌.  آنچه‌که  ممنوع  است  جماع  است  نه  صحت  عقد  نکاح‌.

6-٧-‌نبایدکسی‌که  در  احرام  است  ناخن  بگیرد  و  موی  را  بتراشد  یاکوتاه‌کند،  خواه  موی  سر  یا  موی  دیگر  اندامها،  چون  خداوندگوید: " ولا تحلقوا رؤوسكم حتى يبلغ الهدي محله   [‌سرتان  را  متراشید  تا  اینکه  قربانی  به  جای  خویش  می‌رسد]"‌.  باجماع  علماء‌گرفتن  ناخن  بدون  عذر  حرام  است‌،  ولی  اگر  ناخن  شکسته  شد  می‌تواند  آن  را  بردارد  بدون  اینکه  فدیه  داشته  باشد.  اگرماندن  موی‌،  موجب  اذیت  و  آزارباشد  برداشتن  آن  جایزاست  ولی  باید  برای  آن  فدیه  بدهد  -‌خون  بریزد  =  قربانی  کند  -‌مگراینکه  موی  چشم  باشدکه  برداشتن  آن  ب