خورید  ]"‌.

کسی‌که  در  احرام  است  می‌تواند  ازگوشت  شکاری  بخوردکه  خود  آن  را  شکار  نکرده  است  ویا  برای  اوشکار  نشده  است  و  یا  اوبه  شکاران  اشاره  نکرده  است  یا  در  شکار آن‌ کمکی  ننموده  است‌.  چون  مطلب  از  جابر  روایت‌کرده  است‌که  پیامبر صلی الله علیه و سلم   گفت‌:" صيد البر لكم حلال وأنتم حرم ما لم تصيدوه أو يصد لكم     [‌شکار  خشکی  برایتان  حلال  است‌،  در  حالیکه  در  احرام  باشید،  مشروط  برآنکه  خود  آن  را  شکار  نکرده  یا  برای  شما  شکارنشده  باشد]‌"‌.  به  روایت  احمد  و  ترمذی‌که‌گفته  است  حدیث  جابر  مفسر  است  و  نشنیده‌ایم  که  مطلب  از  جابر  شنیده  باشد.  بعضی  از  اهل  علم  بدان  عمل  می‌کنند  و  در  خوردن‌گوشت  شکار  برای‌کسی‌که  در  احرام  است  و  خود  آن  را  شکار  نکرده  و  برای  او  شکار  نشده  است  اشکالی  نمی‌بینند.  امام  شافعی  می‌گوید:  

این  حدیث  بهترین  حدیث  است  دراین  باره  و  قابل  قیاس‌ترین  روایت  می باشد.  امام  احمد  واسحاق  ومالک  و  جمهور فقها  هم  آن  را  پذیرفته‌اند.  اگرخود  آن  را  شکارکند  یا  برایش  شکار  شده  باشدگوشتش  برای  او  حرام  است  باجازه  او  یا  بدون  اجازه  او  باشد  .  

اما  اگرکسی‌که  دراحرام  نیست  یک  حیوان  خشکی  را  شکارکرد،  برای  خودش  نه  برای ‌کسی ‌که  در  احرام  است‌،  سپس  او  ازگوشت  آن  به  محرم  اهداء‌کرد  یا  فروخت‌،  برای  او  حرام  نیست‌.  عبدالرحمن  بن  عثمان  تیمی‌گفت‌:  همراه  طلحه  بن  عبیدالله  بیرون  آمده  بودیم  و  همگی  درحال  احرام  بودیم  به  وی  پرنده‌ای  اهدا  شده  بود  و  او  خواب  بود.  بعضی  ازما  ازآن  خورد  و  بعضی‌:‌ازآن  امتناغ  ورزیدند.  چون  طلحه  بیدار  شد،  برای  آنان‌که  خورده  بودند،  دعای  توفیق  نمود  وگفت‌:  ما  همراه  پیامبر صلی الله علیه و سلم    ازآن  خوردیم‌.  بروایت  احمد  و  مسلم‌.  

 وآنچه‌که  در  برخی  از  احادیث  آمده  و  از  خوردن  آن  منع  می‌کنند  مانند  حدیث  صعب  بن  جثامه  لیثی  که‌:  “‌او  به  پیامبر صلی الله علیه و سلم    در  ابواء  یا  ودان گورخری  اهداء  کرد،  پیامبر صلی الله علیه و سلم    آن  را  به  وی  برگرداند.  چون  پیامبر  صلی الله علیه و سلم  آثار ناخشنودی  را  درچهره  صعب  دید  فرمود:  “‌ما  چون  در  احرام  هستیم  آن  را  به  تو  برگرداندیم‌“  بدانجهت  است‌ که  احتمال  دارد که  صعب  آن  را  شخصاً  بمنظور اهداء  به  پیامبر صلی الله علیه و سلم شکار کرده  باشد.  و  بر  این  معنی  حمل  می‌شود،  آنوقت  اشکالی  پیش  نمی‌آید:

ابن  عبدالبرگوید:  کسی‌که  این  مذهب  دارد  از  اینطریق  احادیث  مربوط  به  این  باب  را  تصحیح  می‌کند.  بنابراین  تضاد  و  اختلافی‌،  پیش  نمی‌آید  پس  باید  احادیث  را  با  هم  تلفیق  وتطبیق  نمود  وتا  امکان  داشته  باشد  نباید  دربین  آنها  تعارض  پدید  آید.  و  ابن  القیم  این  مذهب  را  ترجیح  داده  وگفته  است‌:  اخبار  مروی  از  اصحاب  رسول  خدا  این  تفصیل  را  می‌رساند.حکم ‌کسی‌ که  یکی ‌از محظورات  و ممنوعا‌ت  احرام  را  انجام  داده  است؟

اگر کسی  با  عذر  و  از  روی  نیاز  یکی  از  محظورات  احرام  را  بغیر از "‌جماع‌“  مرتکب  شد  مانند  تراشیدن  موی  و  پوشیدن  لباس  دوخته  بمنظور  پرهیز  ازگرما  و  سرما  و  امثال  آن  بر  وی  لازم  می‌شود که‌ گوسفندی  را  فدیه  دهد  و  یا  شش  نفرمسکین  را  اطعام‌کند،  از  قرار  هر  نفر  نیم  صاع‌،  یا  اینکه  سه  روز  روزه  بگیرد.  بهرحال  او  مختار  است‌که  هریک  از  آنها  را  انتخاب ‌کند.

حج  یا  عمره  با  ارتکاب  هیچیک  از  محظورات  و  ممنوعات  احرام‌،  باطل  نمی‌گردد،  مگربا  ارتکاب  عمل  جماع‌که  با  عمل  جماع  حج  یا  عمره  باطل  می‌گردد.  عبدالرحمن  بن  ابی  لیلی  ازکعب  بن  عجره  روایت  می‌کندکه  پیامبر صلی الله علیه و سلم    درحدیبیه  ازکنار  اوگذشت  وگفت‌:" قد آذاك هوام رأسك    [جانوران  سرت  تو  را  آزار  می‌دهند؟‌] گفتم‌:  آری‌.  پیامبر صلی الله علیه و سلم   گفت‌:"  احلق،راسک ثم اذبح شاة نسكا، أو صم ثلاثة أيام، أو أطعم ثلاثة آصع من تمر على ستة مساكين   [‌سرت  را  بتراش  سپس‌ گوسفندی  را  بعنوان  فدیه  ذبح ‌کن  یا  سه  روز روزه  بگیر یا  سه  صاع  خرما  به  شش  نفر مسکین  بده‌]‌".  بروایت  بخاری  و  مسلم  و  ابوداود.  باز  هم  او  در  روایت  دیگری‌گوید:  در  سرم  جانور  پیدا  شده  بود  و  حال  آنکه  من  درحدیبیه  همراه  پیامبر صلی الله علیه و سلم    بودم‌،  بگونه‌ای‌که  ازبینائی  خویش  نگران  بودم‌که  این  آیه  نازل  شد:" فمن كان منكم مريضا أو به أذى من رأسه ففدية من صيام أو صدقة أو نسك.
[‌هرکس  بیمار  شد  یا  موی  سرش  او  را  آزار  می‌داد،  سرش  را  بتراشد  و  فدیه  بدهد:  روزه  یا  صدقه  یا  ذبح‌گوسفندی‌]"‌.  پیامبر صلی الله علیه و سلم   مرا   خواند  و  گفت‌:" احلق رأسك، وصم ثلاثة أيام، أو أطعم ستة مساكين فرقا  من زبيب.أو انسك شاة، فحلقت رأسي ثم نسكت    [بروسرت  را  بتراش  و  سه  روزروزه  بگیر  یا  ١٦  رطل  عراقی  مویز  به  شش  نفرمسکین  بده  یاگوسفندی  ذبح‌کن‌.  من  سرم  را  تراشیدم  سپس‌گوسفندی  ذبح‌کردم‌]"‌.  نسبت  به  وجوب  فدیه  امام  شافعی  غیر  معذور  را  بر  معذور قیاس‌ کرده  است‌.  ابوحنیفه  ذبح  را  بر  غیرمعذور واجب  دانسته  اگر  قدرت  آن  را  داشته  باشد  نه  برمعذور،  همانگونه‌که  قبلا  ازآن  سخن  رفت  (‌یعنی  بر معذور فدیه واجب  نیست‌).اگر کسی  بعضی  از  موها را کوتاه کرد یا کند:  

عطاء‌ گوید:  اگر  محرم  سه  مو  یا  بیشتر  را کنده  باید گوسفندی  ذبح‌ کند.  بروایت  سعید  بن  منصور،  شافعی  از او  روایت ‌کرده  است‌ که  فدیه  یک  مو  یک  مد  طعام  و  فدیه  دو  مو  ٢  مد  طعام  و  فدیه  سه  مو  و  بیشتر ذبح  یک ‌گوسفند  است‌.حکم  روغن ما‌لیدن  به  موی  و تن

مولف  مسوی‌ گفته  است‌:  روغن  مالیدن  اگر با  روغن  زیتون  خالص  یا  سرکه  خالص  انجام  گیرد،  بنا  برای  ابوحنیفه‌،  به هریک  از  اندامهای  بدن  مالیده  شود  موجب  ذبح  گوسفندی  است‌.  شافعیه  می‌گویند:  اگر موی  سر و ریش  را  با  روغنی ‌که  بوی  خوش  نداشته  باشد  چرب‌ کرد  فدیه  لازم  می‌آید  و  برای  دیگر  اندامهای  بدن  فدیه‌ای  لازم  نیست‌.  اگر كسی ‌اشتباهاً  یا  از  روی‌ نادانی‌،  لباس  دوخته  بپوشد  یا  مواد  خوشبو استعمال‌ كند، اشكالی  ندارد:

اگر كسی  در  حال  احرام‌،  لباس  دوخته  پوشید  یا  مواد  خوشبو  استعمال‌كرد  بعلت  اینكه  از  حرمت  آن  اطلاع  نداشت‌،  یا  اینكه  حالت  احرام  خویش  را  فراموش‌كرده  بود،  فدیه  بر  وی  لازم  نمی‌گردد.  یعلی  بن  امیه‌گفت‌:  مردی  در  “‌جعرانه‌“  به  حضور  پیامبر صلی الله علیه و سلم    آمدكه  جبه‌ای  پوشیده  بود  و  موی  سر  و  ریش  خویش  را  رنگ  زده  بود،  گفت‌:  ای  رسول  خدا  با  همین  شكل  و  قیافه‌ام‌كه  می‌بینی‌،  احرام  به  عمره  بسته‌ام‌.  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفت‌:" اغسل عنك الصفرة، وانزع عنك الجبة، وما كنت صانعا في حجك فاصنع في عمرتك   [برورن