 و  مادرش  سربريده  شد  وهمان  ذبح  و  سربريدن  مادرش‌،  براي  آن‌كفايت  مي‌كند،  اگر در آنجا  بميرد  يا  نيمه  جان  بيرون  آيد.  چون  پيامبر صلي الله عليه و سلم    فرمود:" ذكاته ذكاة أمه     [سر  بريدن  جنين  همان  سر  بريدن  مادرش  مي‌باشد]‌".  احمد  و  ابن  ماجه  و  ابوداود  و  ترمذي  و  دارقطني  و  ابن  حبان  بگونه  صحيح  آن  را  از  ابوسعيد  روايت ‌كرده‌اند.

ابن  المنذرگفت‌:  از  جمله  كساني  كه  سر  بريدن  مادرش  را  براي  جنين  نيزكافي  دانسته‌اند،  بدون  اينكه  اشاره  كنند  باينكه  آيا  جنين  شعور  داشته  باشد  يا  نداشته  باشد،  علي  بن  ابيطالب  و  سعيد  بن  المسيب  و  احمد  و  اسحاق  و  شافعي  برآن هستند.  ابن  المنذر گفت‌:  از  هيچ  يك  از  اصحاب  و  علماء  روايت  نشده  است‌كه  جنين  احتياجي  به  سر  بريدن  مستقل  داشته  باشد  مگركه  از  ابوحنيفه  روايت  شده  است .  
ابن  القيم‌گفت‌:  سنت  صحيح  و  صريح  و آشكار و  محكم  بدين  وارد  شده  است‌كه  سربريدن  جنين  همان  سر  بريدن  مادرش  مي‌باشد  و  اين  خلاف  اصول  است‌كه  ميته و  مردار  حرام  است‌.
گفته‌اند:‌ كسي‌كه  بر زبان  وي  از حرام  بودن  مردار  سخن  رفته  است  ماهي  و ملخ  را  از  مردار  استثناء  كرده  است  پس  چگونه  مردار  جنين  استثناء نمي‌شود  در  حاليكه  جزئي  از  اجزاء  مادرش  مي‌باشد  و  اثر  سر  بريدن  در  همه  اجزاء  و  اعضاء  آن  جاري است  و  هر  جزء‌ش  احتياج  بيك  سر  بريدن  مخصوص  ندارد  و  جنين  تابع  مادرش  مي‌باشد  و  جزئي  ازآن  است  واينست  مقتضي  اصول  صحيح  حتي  اگر سنت  هم  از  مباح  بودن  آن  حرفي  نمي‌زد.
پس  چگونه  حلال  نيست  و  حال  آنكه  سنت  ازمباح  بودن  آن  سخن‌ گفته  و موافق  با  قياس  و اصول  است  پس  نص  و اصل  و  قياس  دراين  مورد  با  هم  متفق  و سازگارند  ولله ‌الحمد.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] - حلقوم  وگلو  یعنی  مجرای  تنفس  و  مری  یعنی  مجرای  طعام  و  شراب  ازگلو.  مترجم  
[2] -‌این  مذهب  امام  شافعی  و  احمد  است  و  بقول  مالك  و  ابوحنیفه  بایستی  هر  دو  شاهرگ  همرا ه گلو  قطع  و  بریده گردند  والا  ذبح  صحیح  نیست‌.  مولفصيد=‌شكار  

صيد  عبارت  است  از  شكار كردن  حيوان  حلال‌گوشت‌،‌كه  طبيعتاً  وحشي  است  و  برآن  قدرت  و  دست‌يابي  نيست‌.
حكم  صيد  آنست‌كه  خداوند  آن  را  مباح  كرده  است‌: " وإذا حللتم فاصطادوا  ...  مائده  ٢  [هرگاه  ازاحرام  بيرون  آمديد  صيدكردن  براي  شما  مانعي  ندارد]"‌.  همه  انواع  صيد  مباح  است‌،  بجز  صيد  سرزمين  حرم‌كه  از  سرزمين  حرم  در  باب  حج  از آن  سخن  رفت‌.  وصيد  دريائي  در هر حالي  جائزاست  وهمچنين  صيد  خشكي  مگر در  حال  احرام  خداوند  مي‌فرمايد:" أحل لكم صيد البحر وطعامه متاعا لكم وللسيارة وحرم صيد البر ما دمتم حرما    مائده  ٩٦  [صيد  و  خوراك  دريا  براي  شما  حلال  گرديد  تا  شما  و مسافران  ازآن  بهرمند  شويد  ولي  تا  وقتي ‌كه  محر‌م  هستيد  و  در احرام  مي‌باشيد  شكار  حيوانات  خشكي  بر  شما  حرام  است‌]"‌.

شكار  حرام
 شكاري‌كه  مباح  است‌،  شكاري  است‌كه  مقصود  از آن  ذبح  و  سر  بريدن  حيوان  شكاري  باشد،  چنانچه  مقصود  از آن  شكار،  ذبح  و  سر  بريدن  نباشد،  حرام  است‌.  
موضوع  تباه  ساختن  و  تلف  نمودن  حيوان  بدون  منفعت
پيامبر صلي الله عليه و سلم    از كشتن  حيوان  حلال  گوشت‌،  جز  براي  خوردنش  نهي  كرده  است‌.  نسائي  و  ابن  حبان  روايت  كرده‌اندكه  پيامبر صلي الله عليه و سلم   گفت‌:" من قتل عصفورا عبثا عج  إلى الله يوم القيامة يقول: يا رب، إن فلانا قتلني عبثا ولم يقتلني منفعة     [هر كس‌گنجشكي  را  به  عبث  و  بيهوده  بكشد  روز قيامت  آن‌گنجشك  زبان  به  شكايت  مي‌گشايد  ومي‌گويد:  خداوندا  فلانكس  مرا  بيهوده‌ كشت‌،  نه  براي  منفعتي‌]"‌.  و  مسلم  ازابن  عباس  روايت  كرده  است‌كه  پيامبر صلي الله عليه و سلم    گفت‌:" لا تتخذوا شيئا فيه الروح غرضا     [چيزي‌كه  جان  دارد  بيهوده  و  براي  سرگرمي  آماج  و  هدف  تير  قرار  ندهيد]"‌.  پيامبر صلي الله عليه و سلم   گروهي  را  ديد كه  پرنده‌اي  را  آماج  و  هدف  ضربات  خود  قرار  داده  بودند  فرمود:" لعن الله من فعل هذا    [خدا  لعنت  و  نفرين ‌كنادكسي‌كه  چنين‌كند]‌".

شرايط  شكارچي
براي  شكارچي‌اي  كه  خوردن‌گوشت  شكارش  حلال  است‌،  همان  شرايطي  در  نظر گرفته  شده  است‌كه  در  ذبح‌كننده  شرط  است  پس  بايد  مسلمان  ياكتابي  باشد  بنابراين  شكار يهودي  و  نصراني  حكم  ذبيحه  آنها  را  دارد  همانگونه‌كه  در  فصل  ذبح  شرعي  توضيح  داده  شد  همين  مطالب  براي  شكار  نيز  صدق ‌كند.

صيد  و  شكار  با  اسلحه  برنده  و  به  وسيله  حيوان
گاهي  شكار  به  وسيله  اسلحه  برنده  و  زخم  رسان  صورت  مي‌گيرد  مانند  نيزه  و  شمشير  و  تير و  امثال  آنها.
خداوند  مي‌فرمايد:" يا أيها الذين آمنوا ليبلونكم الله بشئ من الصيد تناله أيديكم ورماحكم مائده  ٩٤  [‌اي  مومنان  خداوند  شما  را  به  تحريم  نوعي  از  صيد  و  شكار  مي‌آزمايدكه  با  دستها  و  نيزه‌هاي  خود  بدان  دست  مي‌يابيد]"‌.
وگاهي  شكار  توسط  حيوان  صورت  مي‌گيردكه  خداوند  مي‌فرمايد:" يسألونك ماذا أحل لهم قل أحل لكم الطيبات وما علمتم من الجوارح مكلبين تعلمونهن مما علمكم الله فكلوا مما أمسكن عليكم واذكروا اسم الله واتقوا الله إن الله سريع الحساب  [‌از  تو  مي‌پرسندكه  خوردن  چه  چيزهائي  براي  آنها  حلال  شده  است‌؟  بگو  همه‌گوشتهاي  مطبوع  و  پاكيزه  براي  شما  حلال‌گرديده  است  و  نيز  خوردن  شكارشده  سگهائي‌كه  شما  صيد  و  شكار را  به  آنها  آموخته‌ايد  سگهائي‌كه  آنها  را  ازآنچه  خدا  به  شما  آموخته  است  تعليم  داده  باشيد.  پس  ازآنچه‌كه  براي  شما  مي‌گيرند  بخوريد  و  برآن  نام  خدا  را  يادكنيد  يعني  وقتي ‌كه  سگ  را  رها  مي‌كنيد  نام  خدا  را  يادكنيد  يا  وقتي ‌كه  آن  را  دريافتيد  و  ذبح ‌كرديد  نام  خدا  را  يادكنيد.  و  تقواي  الهي  را  بكار بريد كه  خداوند  درحسابرسي  سريع  است‌]". 
از  ابوثعلبه  خشني  روايت  شده  است ‌كه ‌گفت‌:‌گفتم  اي  رسول  الله  من  در  سرزميني  هستم‌كه  حيوان  شكاري  دارد  و من  با  تير و كمانم  و با  سگ  تعليم  ديده‌ام  و  سگ  تعليم  نديده‌ام  شكار  مي‌كنم  خوردن  گوشت  كداميك  برايم  حلال  است‌؟  پيامبر صلي الله عليه و سلم    گفت‌:" ما صدت بقوسك فذكرت اسم الله عليه فكل وما صدت بكلبك غير المعلم فأدركت ذكاته فكل     [گو‌شت  حيواني  را  كه  با  تير  و  كمان شكارمي‌كني  و  بهنگام  انداختن  تيرنام  خدا  را  يادكردي  بخور و گوشت  حيواني  راكه  با  سگ  تعليم  نديده  شكار  مي‌كني  و  آن  را  دريافتي  و  ذبح‌كردي  بخور]‌".  بخاري  و  مسلم  آن  را  روايت  كرده‌اند.                                                                    

شرايط  شكار با اسلحه
در شكار  با  اسلحه  شراط  زير  لازم  است‌:
1-  اسلحه  بايد  بدن  حيوان  شكاري  را  سوراخ ‌كند  و  از  آن  نفوذكند.  در  حديث  عدي  بن  حاتم  آمده  است‌كه‌گف