 او  از  عمه‌اش  روایت‌کرده  است‌که‌گفت‌:  گفتم  ای  پیامبر  خدا صلی الله علیه و سلم   چه‌کسی  به  بهشت  می‌رود؟  اوگفت‌:" النبي في الجنة، والشهيد في الجنة، والمولود في الجنة    [پیامبر  و  شهید  و  اطفال  در  بهشتتد]‌"‌.  بقول  حافظ  اسناد  آن  حسن  است‌.سئوال‌ قبر  

بنا  باتفاق  آراء  علمای  اهل  سنت  و  جماعت‌،  هر  انسانی  بعد  از  مرگش  مورد سئوال  واقع  می‌شود.  خواه  درگور  مدفون  باشد  یا  خیر  اگرکسی  را  درندگان  خورده  باشند  یا  سوخته  باشد  یا  جسم  وی  درهوا  متلاشی  شده  یا  دردریا  غرق  شده  باشد،  مورد  بازخواست  اعمال  قرار  می‌گیرد  و  در  جزای  اعمال  خیر  و  پاداش  نیک  و  در  جزای  اعمال  بد  پاداش  بد  می‌بیند.  و  اتفاق  دارند  بر  اینکه  پاداش  نیک  و  بد  برای  روح  و  بدن  هر  دو  می‌باشد.  ابن  القیم‌گفته  است‌:  بمذهب  سلف  امت  و  برای  پیشوایان  دین‌،  هرگا‌ه‌کسی  مرد  یا  در  عذاب  است  یا  در  نعمت  و  شادی  و  این  عذاب  یا  نعمت‌،  برای  روح  و  بدن  هر  دو  می‌باشد  و  روح  بعد  از  جدا  شدن  از  بدن‌،  یا  در  نعمت  است  یا  در  عذاب‌.  و  روح‌گاه‌گاهی  با  بدن  تماس  حاصل  می‌کند  و  از  این  راه  برای  او  نعمت  یا  عذاب  پیش  می‌آید.  سپس‌که  رستاخیز  بزرگ  پیش  آمد  ارواح  به  بدنها  برمی‌گردند  و  ازگور  بیرون  می‌آیند  و  در  پیشگاه  بارگاه  عدل  الهی  می‌ایستند  و  معاد  جسمانی  بین  مسلمین  و  یهود  و  نصاری  متفق  علیه ‌است‌.  

مروزی‌ گفته  است‌:  امام  احمدگفته  است‌:  عقیده  به  عذاب  قبرحق  است‌، ‌کسی آن  را  انکار  نمی‌کند  مگر  اینکه‌گمراه  وگمراه‌کننده  باشد.  ابن  حنبل  گوید  به  امام  احمدگفتم‌:  درباره  عذاب  قبر  چه‌گوئی‌؟  او  جواب  داد:  ما  احادیث  صحاح  دراختیار  داریم‌که  بدانها  ایمان  داریم  وآنها  را  قبول  می‌نمائیم‌.  و  هر  روایتی‌که  با  اسناد  جید  و  معتبر  از  پیامبر صلی الله علیه و سلم     برسد  بدان  اقرار  می‌کنیم‌.  زیرا  اگر  ما  سخنان  پیامبر صلی الله علیه و سلم   را  قبول  نکنیم‌،  این  سخن  الله  را" وما آتاكم الرسول فخذوه  [هر  آنچه  راکه  پیامبر صلی الله علیه و سلم   برایتان  می‌آورد  و  می‌گوید  بپذیرید]"‌.  رد  کرده‌ایم  و  با  آن  مخالفت  نموده‌ایم‌.  به  وی  گفتم‌:  مگر  عذاب  قبر  حق  است‌؟  اوگفت‌:  آری  اهل  عذاب  درگور  عذاب  می‌شوند.  او گفت  از  ابوعبدالله  -‌احمد  بن  حنبل  -‌شنیدم‌که  می‌گفت‌:  به  عذاب  قبر  و  به  سئوال  “‌منکر“  و  “‌نکیر“  و  سئوال  در  قبرایمان  داریم‌.  و" يثبت الله الذين آمنوا بالقول الثابت في الحياة الدنيا وفي الآخرة [‌خداوند  مومنان  را  دردنیا  وآخرت  با  سخن  استوار،  محکم  و  استوار  نگه  می‌دارد]"‌.  مراد  از  فی  الاخره  درآیه  در  قبر  می‌باشد. 

احمد  بن  القاسم‌گفت‌:  ازاحمد  بن  حنبل  پرسیدم  آیا  تو  به  منکرونکیروآنچه‌که  درباره  عذاب  قبر  آمده  است  اقرار  می‌کنی‌؟  اوگفت‌:  سبحان  الله  ...  آری  بدان  اقرار  می‌کنیم  وآن  را  می‌گوئیم‌.گفتم‌:  عیناً  لفظ  منکر و نکیر می‌گوئی  یا  به  لفظ  دو فرشته‌؟  گفت‌:  دقیقاً  منکر و نکیر گفتم‌: ‌گویند  لفظ  منکر و نکیردر  حدیث  نیست‌.  بلی  مراد  از  این  دو  فرشته  منکر  و  نکیر  است‌.  حافظ  در  الفتح‌گفته  است‌:  احمد  بن  حزم  و  ابن  هبیره‌گویند  تنها  روح  مورد  سئوال  واقع  می‌شود  بدون  اینکه  به  جسد  برگردد.  ولی  جمهوربا  این  رای  مخالف  می‌باشند  ومی‌گویند  روح  به  جسد  یا  به  بعضی  ازآن  برمی‌گردد،  همانگونه‌که  درحدیث  آمده  است‌.  اگرتنها  به  روح  تعلق  داشت  ذکربدن  بیمورد  بود.  متلاشی  شدن  جسم  مانع  ازاین  نمی‌شودکه  روح  به  جسم  برگردد  چون  خداوند  قادراست‌که  جزئی  از  بدن  را  زنده‌کند  و  مورد  سئوال  واقع  شود  همانگونه  که  قادر  است  تمام  اجزاء  بدن  را  هم  زنده‌کند.کسانی‌که  می‌گویند  تنها  روح  مورد  سئوال  واقع  می‌شود،  از  این  جهت  چنین‌گفته‌اند  که  مشاهده  می‌شود  که  در  میت  بهنگام  سئوال  اثری  پدیدارنیست‌که  بنشیند  یا  بایستد  یاگورش  تنگ  یا  وسیع  باشد.  

 و  همچنین  اثری  هم  در  بدار  آویختگان  و  دیگران  نیز  مشاهده  نمی‌شود.  در  جواب  اینها  بایدگفت‌:‌که  اینگونه‌ کارها  از  قدرت  خارج  نیستند  و  در  حال  عادی  نیز  نظیر  اینها  دیده  می‌شود،  مثلاکسی‌که  خوابیده  و  خواب  می‌بیند،  لذت  و  الم  را  احساس  می‌کند  بدون  اینکه  همنشین  وی  آن  را  دریابد،  بلکه  شخص  بیدارگاهی  در  اثر  شنیدن  یا  تفکراحساس  لذت  و  الم  می‌کند  و  همنشین  او  ازآن  بی‌خبر  است‌.  چیزی  که  این  اشخاص  را  دچار اشتباه‌ کرده  است‌،  قیاس  غائب  برشاهد  وقیاس  احوال  بعد  ازمرگ  براحوال  پیش  ازمرگ  است‌.  چنان  پیدا  است‌که  خداوند  این‌کار  را  از  چشم  و  گوش  مردم  پنهان  داشته  است  تا  توانائی  زنده  ماندن  را  داشته  باشند  و  پنهان  نشوند  و فرار  نکنند.  و  اندامهای  دنیوی  انسان  قدرت  و  توانائی  ادراک  امور  ملکوت  و  معنوی  را  ندارند،  مگرکسانی‌که  خدا  بخواهد.  واین  عقیده  جمهور،  بموجب  احادیث  نبوی  بثبوت  رسیده  است‌.  زیرا  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفته  است‌:" إنه ليسمع خفق نعالهم    [‌بیگمان  مرده  صدای  بهم  خوردن‌کفش  مشایعین  را  می‌شنود]‌".  و  " تختلف أضلاعه لضمة القبر  [‌دنده‌هایش  از  فشارگوردرهم  می‌شکند  ]"‌.  و  " يسمع صوته إذا ضربه بالمطراق    [چون  او  را  با  تازیانه  بزنند  صدای  او  شنیده  می‌شود]"‌.  و  " يضرب بين أذنيه    [بین  دوگوش  وی  زده  می‌شود]"‌.  " ‌ فيقعدانه [‌او  را  می‌نشانند]"‌.  و  امثال  اینگونه  تعابیرکه  در  احادیث  آمده  است  و،  همگی  از  جمله  صفات  جسمانی  می‌باشند.  اینک  به  برخی از  احادیث  صحیح  در  این  باره  اشاره  می‌کنیم‌:

1-‌مسلم  اززید  بن  ثابت  روایت‌کرده  است‌که‌گفت‌:  موقعیکه  پیامبر صلی الله علیه و سلم    در  باغی متعلق  به  بنی  النجاربرپشت  استر  خویش  سواربود  و  ما  همراه  وی  بودیم‌.  نزدیک  بودکه  استرش  اورا  برزمین  زند.  بناگاه  متوجه  شدیم‌که  آنجاگورشش  یا  پنج  یا  چهار  نفر  وجود  دارد.  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفت‌:  چه‌کسی  صاحبان  این‌گورها  را  می‌شناسد؟  مردی  گفت‌:  من  آنها  را  می‌شناسم  اوگفت‌:  چه  موقع  اینان  مرده‌اند؟  او  جواب  داد:  آنان     بهنگام  شرک  مرده‌اند  و  مشرک  بوده‌اند [1]‌.  پیامبر صلی الله علیه و سلم   گفت‌: " ان هذه الامة تبتلى في قبورها.فلولا أن لا تدافنوا لدعوت الله أن يسمعكم من عذاب القبر الذي أسمع منه     [‌بیگمان  این  امّت  درگور  مورد  آزمایش  قرار  می‌گیرد.  اگر  خوف  این  نبودکه  شما  پوشیده  نمی‌دارید  از  خداوند  می‌خواستم  آنگونه‌که  من  عذاب  قبررا  می‌شنوم‌،  شما  نیزآن  را  بشنوید]"‌.  سپس  به  ما  روی  نمود  وگفت‌:  ازعذاب  دوزخ  به  خدا  پناه  ببرید.  همه‌گفتند:  "نعوذ بالله من عذاب النار  "  وگفت‌:  از  فتنه‌ها  و  آشوبهای  آشک