ر  و  پنهان  به  خدا  پناه  ببرید.  همه  گفتند: " نعوذ وا بالله من الفتن ما ظهر منها وما بطن  "گفت  از  فتنه  دجال  و  آشوبگر  تباه‌کار  به  خدا  پناه  ببرید.  همه‌گفتند: " نعوذ بالله من فتنة الدجال  ".

2-‌بخاری  و  مسلم  از  قتاده  و  او  از  انس  روایت  کرده‌اند  که  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفت‌: " إن العبد إذا وضع في قبره وتولى عنه أصحابه، وإنه ليسمع قرع نعالهم، أتاد ملكان فيقعدانه، فيقولان له: ما كنت تقول في هذا الرجل؟ - لمحمد - فأما المؤمن فيقول: أشهد أنه عبد الله ورسوله. قال: فيقولان: أنظر إلى مقعدك من النار قد أبدلك الله به مقعدا من الجنة، فيراهما جميعا. وأما الكافر، والمنافق، فيقال له ما كنت تقول في هذا الرجل؟ فيقول: لا أدري، كنت أقول ما يقول الناس. فيقولان. لادريت ولاتليت ، ويضرب بمطارق من حديد ضربة فيصيح صيحة فيسمعها فيسمعها من يليه، غير الثقلين.  [بیگمان  هر  بنده‌ای  وقتی‌که  درگور  نهاده  شد  و  یارانش  او  را  بحال  خودگذاشتند  و  برگشتند،  او  صدای  پای  آنها  و  بهم  خوردن  کفشهایشان  را  می‌شنود،  دو  فرشته  به  نزد  او  می‌آیند  و  او  را  می‌نشانند  و  به  وی  می‌گویند:  درباره  این  مرد  -‌محمد  بن  عبدالله  -‌چه  می‌گفتی‌؟  اگرآن  مرده  مومن  باشد  می‌گوید:‌گواهی  می‌دهم‌که  او  بنده  و  فرستاده  الله  است‌.  سپس  به  وی  می‌گویند:  بنگرجای  خود  را  دردوزخ‌که  خداوند  آن  را  با  بهشت  برایت  عوض  نموده  است  و  هردورا  می‌بیند.  ولی  اگرکافر  یا  منافق  باشد  به  وی‌گفته  می‌شود:  درباره  این  مرد  چه می‌گفتی‌؟  می‌گوید:  نمی‌دانم‌،  همان  چیزی  را  می‌گفتم‌که  مردمان  می‌گفتند.  فرشتگان  می‌گویند:  خود  نمی‌دانستید  و  ازکسی  هم  نپرسیدید  و  نخواندید؟  آنگاه  با  تازیانه  آهنین  ضرباتی  به  وی  زده  می‌شودکه  از  درد  و  رنج  بخود  می‌پیچد  و  فریادی  سر  می‌دهدکه  بغیر  از  انس  و  جن  همه  صدای  او  را  می‌شنوند]‌".

٣-‌بخاری  و  مسلم  و  صاحبان  سنن  از  براء  بن  عازب  روایت‌کرده‌اندکه  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفت‌:  “‌مسلمان  هرگاه  درگور  مورد  سئوال  واقع  شد  وگواهی  دادکه  لااله  الا  الله  و  محمّد  رسول  الله  آنوقت  مشمول  مفهوم  این  آیه  می‌شود:  يثبت الله الذين آمنوا بالقول الثابت في الحياة الدنيا وفي الاخرة  "   و  در  روایت  دیگری  آمده  است‌که  به  وی‌گفته  می‌شود:  خدای  توکیست‌؟  او  می‌گوید: " الله ربي، ومحمد نبيي  "  واینست‌که  این  آیه  فوق  شامل  حال  او  می‌شود.   

٤-‌در  مسند  امام  احمد  و  صحیح  ابی  حاتم  آمده  است‌که  پیامبر صلی الله علیه و سلم   گفت‌:  “‌هرگاه  میت  درگور  نهاده  شد،  او  صدای  پایشان  را  می‌شنود  که  می‌خواهند  برگردند.  اگر میت  مومن  باشد  نماز  او  نزدیک  سرش  و  روزه  در  طرف  راستش  و  زکات  در  طرف  چپش  و  افعال  خیرازقبیل  صدقه  واحسان  و  صله  رحم  و  نیکی  و  بخشش  نزدیک  پاهایش  می‌ایستند.  هرگاه  خواستند  از  طرف  سر  او  را  مورد  سئوال  قرار  دهند  نماز  

می‌گوید  ازاینجا  راه  نیست‌.  سپس  ازطرف  راست  روزه  و  ازطرف  چپ  زکات  و  از  طرف  پاها  خیرات  و  مبرات  می‌گویند  ازاینجا  به  سوی  او  راه  نیست‌.  آنگاه  به  وی گفته  می‌شود:  بنشین  و  او  می‌نشیندکه  خورشید  در  برابر  او  مجسم  شده  و  در  شرف  غروب  است‌.  آنوقت  ازوی  سئوال  می‌شود:  درباره  این  مردکه  درمیان  شما  بود  چه  می‌گوئی  و  چگونه  بر  وی  شهادت  می‌دهی‌؟  او  جواب  می‌دهد:  بگذارید  من  نماز  بخوانم  و  بر  وی  درود  بفرستم‌.  به  وی  می‌گویند  بعداً  اینکاررا  می‌کنید،  فعلا  به  سئوال  ما  جواب  بده‌،  بگو  ببینیم  درباره  آن  مرد  چه  می‌گوئی  و  چگونه  شهادت  می‌دهی‌؟  او  جواب  می‌دهد:  محمد  را  می‌گوئید،‌گواهی  می‌دهم‌که  او  رسول  خدا  است  وازجانب  حق  آمده  و  حق  را  آورده  است‌.  به  وی‌گفته  می‌شود:  براینقول  زنده بودی  و  برآن  مردی  و  با  تصدیق  بدان  ان  شاء  الله  زنده  خواهی  شد.  سپس  برای  او  دری  از  بهشت‌گشوده  می‌گردد  و  به  وی‌گفته  می‌شود:  این  است  جای  تو  وآنچه‌که  خداوند  درآنجا  برای  تو  تهیه  دیده  است‌.  او  از  مشاهده  آن  بسیار  خوشحال  می‌شود،  سپس‌گوراو  باندازه  هفتاد  ذراع‌گسترش  می‌یابد  و  روشن  و  منور  می‌گردد.  و  جسد  او  بدان  چیز  برمی‌گرددکه  از  آن‌،  ساخته  شده  بود  و  روح  او  بدرون  پرنده‌ای  بنام  -  النسیم  الطیب  -  می‌رودکه  بر  بالای  درخت  بهشت  است‌.  و  اینست‌که  خداوند  می‌فرماید: " يثبت الله الذين آمنوا بالقول الثابت في الحياة الدنيا وفي الاخرة  " .  و  درباره‌کافر  عکس  این  موضوع  را  ذکرکرده  است‌.  تا  اینکه‌گفت‌:  سپس‌گور  بروی  تنگ  می‌گردد  تا  اینکه  دنده‌هایش  را  می‌شکند  و  اینست  آن  زندگی  تنگی‌که  خداوند  ازآن  خبرداده  است‌:"  فإن له معيشة ضنكا ونحشره يوم القيامة أعمى  [بیگمان  او  را  خواهد  بود  زندگی  سخت  و  تنگی  و  او  را  روزرستاخیزکور  زنده  خواهیم‌کرد  و  به  محشر  می‌بریم  ]‌"‌.

5-‌در  صحیح  بخاری  از  سمره  بن  جندب  آمده  است‌که‌گفت‌:  پیامبر صلی الله علیه و سلم    هرگاه  نمازی  می‌گزارد  به  ما  روی  می‌آورد  و  می‌گفت‌:  “‌چه‌کسی  از  شما  دیشب  خوابی  دیده  است‌؟  اگرکسی  رویائی  می‌دید،  آن  را  بازگو  می‌کرد.  و  آنچه‌که  خدا  می‌خواست  می‌گفت‌.  روزی  از  ما  سئوال  کرد  وگفت‌:  کسی  از  شما  خواب  دیده  است‌؟‌گفتیم‌:  نخیر  اوگفت‌:  لیکن  من  دیشب  دو  نفررا  درخواب  دیدم‌که  به  نزد  من  آمدند  و  دستم  راگرفتند  و  مرا  به  سرزمین  مقدس  بردند،  آنجا  دیدم  مردی  نشسته  است  و  مردی  هم  ایستاده  است‌که  یک  چنگ  آهنین  دردست  دارد  وآن  را  درفک  و  گوشه‌لپ  خود  فرومی‌کند  تا  اینکه  به  پشت  سرش  می‌رسید  وآنگاه  درفک‌گوشه  لپ  دیگرش  فرو  می‌کندکه  فک  اولش  خوب  می‌شد  و  بهم  می‌پیوست  و  دوباره  همین  عمل  را  تکرار  می‌کرد.گفتم‌:  چیست  این‌؟‌گفتند:  برو،  رفتیم  تا  اینکه  ازکنار  شخصی‌گذشتیم‌که  بر  پشت‌گردن  خوابیده  بود  و  مردی  بر  سرش  ایستاده  بود  و  سنگی  در  دست  داشت  و  سر  او  را  بدان  می‌شکست‌.  هرگاه  آن  را  می‌زد  سنگ  در  دستش  می‌چرخید  و  سر  می‌خورد،  چون  آن  شخص  می‌خواست  دوباره  سنگ  را  بردارد،  سنگ  به  سوی  او  برنمی‌گشت  تا  اینکه  سرش  التیام  می‌یافت  و  مثل  اول  می‌شد  و  آنگاه  دوباره  این  عمل  تکرار  می‌گردید.  گفتم‌:  این  چیست‌؟‌گفتند:  برو،  رفتیم  تا  اینکه  به  شکافی  چون  تنوررسیدیم‌که  دهنه  وبالای  آن  وپایین  آن‌گشاد  بود  و  درآن  آتش  مشتعل  بود،  متوجه  شدیم‌که  درآنجا  زنان  و  مردان  برهنه‌ای  هستندکه  در  زیرشان  آتش  می‌سوزد  و  زبانه  می‌کشد،  چون  شراره  آتش  بآنان  نزدیک  می‌شد،  آنان  تا  نزدیک  دهنه  آتشدان‌،  بالا  می‌آمدند  و  چون  شراره  فروکش  می‌کرد  و  خاموش  می‌شد،  آنان  به  جای  اول  برمی‌گشتند. گفتم‌:  این 