لَيْهِ بَاعاً، وإنْ أَتَانِي يَمْشِي أَتَيْتُهُ هَرْوَلَةً [هر گونه  بنده‌ام  به  من‌ گمان  ببرد  من  با  وی  چنان  رفتار  می‌كنم‌:  اگرگمان‌كردكه  خداوند  دعایش  را  می‌پذیرد  و  دعاكرد  خداوند  دعای  او  را  می‌پذیرد  و  اگر گمان‌ كرد كه  خداوند  او  را  می‌آمرزد  و  طلب  استغفار  نمود خداوند  اورا  می‌آمرزد.  وقتی‌كه  بنده  من  مرا  یادكند  من  با  وی  هستم‌،  اگرمرا  در  دل  خویش  بخواند  و  یادكند،  من  نیزاورا  همانطوریاد  می‌كنم  (‌یعنی  پاداش  آن  را  به  وی  می‌دهم‌)  و  اگر  مرا  در  ملاء  عام  یاد كند  من  او  را  در  ملاء  عامتر  یاد كنم  (‌یعنی  پاداش  برابر عمل  است  و از نوع  آن  می‌باشد)  و اگر باندازه  یك  وجب  با  اعمال  خویش  از من  نزدیك  شود  من  باندازه  یك  ذراع  به  او  نزدیك  می‌شوم‌.  بدان  پاداش  می‌دهم  و  پاداش  بیش  از  عمل  او  است‌.  و  اگر  باندازه  یك  ذراع  به  من  نزدیك  شود،  من  باندازه  یك  باع  به  وی  نزدیك  می‌شوم  و اگر او  با گامهای  آهسته  به  سو  من  آید،  من  دوان  به  سوی  اومی‌روم‌،  یعنی  هراندازه  انسان  بیشتر به  سوی  خدا  روی  آورد  خداوند  بیشتر  به  وی  لطف  و مرحمت  می‌كند]"‌.

٣-‌خداوند  اهل  ذكر  را  به  “‌تفرد“  سبقت  گرفتن  اختصاص  داده  است‌.  پیامبر صلی الله علیه و سلم    در  راه  مكه  ازكناركوه  جمدان  گذشت  وگفت‌: " سبق المفردون    [‌هان  شتاب‌كنید  كه  “‌مفردون‌“  از  ما  پیش  می‌گیرند]"‌.  گفتند:  آنان  كیانند؟  ای  رسول  خدا،  فرمود:  " الذاكرون الله كثيرا والذاكرات     [‌مردان  و  زنانی  كه  فراوان  یاد  خداوند  می‌كنند]"‌.  بروایت  مسلم‌.  

٤-‌پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفت‌:  زنده  حقیقی  ذكرگویان  هستند.  از  ابوموسی  روایت  است‌كه  پیامبر صلی الله علیه و سلم   گفت‌:"  مثل الذي يذكر ربه والذي لا يذكر مثل الحي والميت     [‌مثل  آنكسی‌كه  یاد  خدا  می‌كند  وآنكس‌كه  یاد  خدا  نمی‌كند،  مثل  زنده  ومرده  است‌]"‌.كه  ذكرگویان زنده  هستند.  بروایت  بخاری‌.  

5-ذكر  و  یاد  خداگل  سرسبد  اعمال  صالحه  است‌.  هركس  موفق  به  ذكرویاد  خدا  شود  منشورولایت  خدا  را  بدست  آورده  است‌.  لذا  پیامبر صلی الله علیه و سلم    همواره  دریاد  خدا  بود وشخصی  به  پیشگاه  اوآمد  وگفت‌:  ای  رسول  خدا  شرایع  اسلام  برمن  فراوان  شده  است‌.  چیزی  را  به  من  بگوكه  بدان  تمسك‌كنم  وآن  را،  بكار  بندم‌.  پیامبر صلی الله علیه و سلم   گفت‌:"   لا يزال فوك رطبا من ذكر الله    [‌همواره  دهانت  ازیاد  خدا  سیراب  باشد.  یعنی  همراره  یاد  خدا  بر  زبانت  باشد]"‌.  و  به  یاران  خود  می‌گفت‌: " ألا انبئكم بخير أعمالكم وأزكاها عند مليككم وأرفعها في درجاتكم وخير لكم من إنفاق الذهب والورق   وخير لكم من أن تلقوا عدوكم فتضربوا أعناقهم، ويضربوا أعناقكم؟  [‌آیا  دوست  دارید  از  بهترین  اعمال و  پاكترین‌كارهایتان‌،  بنزد  خداوند  شما  را  خبر  دهم‌،‌كه  بیش  از  همه  چیز  درجه  و  منزلت  شما  را  بالا  می‌برد  و  برای  شما  بهتراست‌،  ازبخشیدن  طلاو  نقره  و  بهتراست  ازانكه  با  دشمن  روبروشویدكه  شماگردن  آنها  را  بزنید  وآنهاگردن  شما  را  بزنند  “‌یعنی  جهاد”‌]‌"،  همه‌گفتند:  آری  ای  رسول  خدا  دوست  داریم‌كه  ما  را  از  آن  باخبر  كنید.  فرمود:  “‌ذكر  الله‌”  (‌یاد  خدا)‌.  بروایت  ترمذی  و  احمد  و  حاكم‌كه  آن  را  صحیح  الاسناد  دانسته  است‌.

6-ذكر  خداوند  راه  نجات  می‌باشد  -  معاذ  گفته  است‌كه  پیامبر صلی الله علیه و سلم    فرمود: " ما عمل آدمي قط أنجى له من عذاب الله، من ذكر الله عز وجل   [انسان  هیچ  عملی  را  انجام  نداده  است  كه  باندازه  یاد  و  ذكر  خداوند  در  رهائی  او  از  عذاب  خدا  موثر  باشد]‌"‌.  بروایت  احمد.

٧-‌نزد  احمد  چنین  آمده  است‌كه  پیامبر صلی الله علیه و سلم گفت‌:" إن ما تذكرون من جلال الله عزوجل من التهليل والتكبير والتحميد يتعاطفن حول العرش، لهن دوي كدوي النحل يذكرن بصاحبهن، أفلا يحب أحدكم أن يكون له ما يذكر به؟[‌آنچه  راكه  شما  از  عظمت  خداوند  یاد  می‌كنید  از  قبیل  “‌تهلیل‌”  و  “‌تكبیر“  و  “‌تحمید”  -  لاال  الا  الله  و  الله‌اكبر  والحمد  لله  -‌در  پیرامون  عرش  خدا  فراهم  می‌آیند  و  جمع  می‌شوند  و  بدورآن‌،  می‌گردندكه  صدائی  همچون  صدای  زنبور  عسل  دارند  و  از  صاحب  خود  یاد  می‌كنند.  آیاكسی  از  شما  دوست‌نداردكه  درآنجا  ازاو  یاد  شود  و  چیزی  داشته  باشد  كه  موجب  یادآوری  او  باشد]‌"‌.تیمم  

1-‌تعریف‌ آن‌:  
کلمه‌ي تیمم  از  نظر  لغوی  بمعنی  قصد  و  اراده  است‌.  و  از  نظر  شرعی  و  فقهی‌، بمعنی  قصد کردن  خاک  است‌،  تا  بدان  صورت  و  دستها  را  مسح ‌کرد  همراه  با  ‌(نیت‌)  و  اراده‌ي مباح‌ کردن  نماز  و  امثال  آن‌.

2-دلیل  شرعی‌ آن‌:  
شرعی  بودن  عمل  تیمم  بنص  قرآن  و  سنت  نبوی  و  اجماع  ثابت  شده  است‌.  خداوند  می فرماید:" (وإن كنتم مرضى أو على سفر، أو جاء أحد منكم من الغائط، أو لامستم النساء فلم تجدوا ماء فتيمموا صعيدا طيبا فامسحوا بوجوهكم وأيديكم إن الله كان عفوا غفورا)[1] [‌و  اگر  بیمار  یا  در سفر  بودید، یا قضای حاجت ‌کردید  و  یا  با  زنان  

تماس  داشتید،  و  در  این  حال  آب  (‌برای  وضو  و  غسل‌)  نیافتید  با  خاک  پاکی  تیمم  کنید  به  این  طریق ‌که  صورتها  و دستها  را  با  آن  مسح ‌کنید،  خداوند  بخشنده  و آمرزنده است ]"‌‌.

اما  دلیل  آن  از  سنت  نبوی‌،  از  ابوامامه‌ رضی الله عنه  روایت  است  که‌:  پیامبر صلی الله علیه و سلم،  فرمود:" (جعلت الارض كلها لي ولامتي مسجدا وطهورا، فأينما أدركت رجلا من أمتي الصلاة فعنده طهوره)[همه‌ي خاک  زمین  برای  من  و  امتم‌،  جای  سجده  و  نماز  و  پاک  کننده است‌.  پس  هر  جا  کسی  از  امت  من‌،  وقت  نماز  را  دریابد،  وسیله‌ي پاکی  و  طهارت  (‌خاک‌)  نزد  او  است‌]"‌‌.  احمد  آنرا  روایت‌ کرده  است‌.  و  اما  دلیل  آن  از  اجماع‌: بدینجهت  است ‌که  همه  مسلمانان  اجماع  دارند  بر  اینکه  تیمم  یک  عمل  شرعی  است  و  تحت  شرایط  ویژه‌ای  جای  وضوو  غسل  را  می‌گیرد.

٣-‌تیمم  از اختصا‌صا‌ت  امت  اسلامی  است‌:
تیمم  یکی  از  ویژگیهایی  است‌ که  خداوند،  این  امت  را  بدان  اختصاص  داده  است‌.  از  جابر رضی الله عنه  روایت  شده  است‌ که  رسول  الله‌ صلی الله علیه و سلم ،  فرموده‌اند:" (أعطيت خمسا لم يعطهن أحد قبلي : نصرت بالرعب مسيرة شهر، وجعلت لي الارض مسجدا وطهورا، فأيما رجل من أمتي أدركته الصلاة فليصل، وأحلت لي الغنائم ولم تحل لاحد قبلي، وأعطيت الشفاعة، وكان النبي يبعث في قومه خاصة، وبعثت إلى الناس عامة) [پنج  چیز  به  من  اعطاء  شده  است ‌که به هیچ ‌کس  پیش  از  من  داده  نشده  است‌:  خداوند  پیروزی  را  نصیب  من ‌کرده‌،  از  اینراه ‌که  تا  فاصله‌ي یک  ماه  راه‌،  دورتر  از  خود  قبل  از  اینکه  من برسم  ترس  و خوف  را  به  دل  دشمان  من‌،  انداخته  است‌.  همه‌ي زمین  برایم  جای