ت‌:  اي  رسول  الله  ما  قومي  هستيم‌كه  با تير  شكار  مي‌كنيم  چه  چيزي  برايمان  حلال  است‌؟‌گفت‌:"  يحل لكم كل ما ذكيتم وما ذكرتم اسم الله عليه فخزقتم  فكلوا    [هرحيواني  راكه  سر بريديد  و  هر  حيواني  راكه  با  تيرزديد  و  بهنگام  انداختن  تير  نام  خدا  را  ياد كرديد  و آن  را  مجروح  ساختيد  ازآن  بخوريدكه  برايتان  حلال  است‌]‌".                                                        
شوكاني‌گفته  است  از  اين  روايت  برمي‌آيدكه  معتبر  مجروح  ساختن  و  سوراخ  كردن  بدن  شكار است  اگر چه ‌كشتن  به  وسيله  چيزي  سنگين  هم  باشد.  پس  شكار و  صيد  به  وسيله  تفنگهاي  شكاري  باروتي  و گلوله‌اي  سربي  حلال  است‌،  چون‌گلوله  سربي  بيشتر  از  اسلحه‌هاي  ديگر  ايجاد  جراحت  و  سوراخ‌مي‌كند،  پس  حكم  اسلحه‌هاي  ديگر  را  دارد  و  هرگاه  شكارچي  بهنگام  انداختن‌گلوله  نام  خدا  را  يادكند  و  حيوان  را  زنده  درنيابدكه  ذبح‌ كند گوشتش  حلال  است‌.
و  اما  نهي  كه  درباره  خوردن  از گوشت  شكاري  با  “‌بند  قيته‌”  آمده  است‌كه  سر  بريده  نشده  باشد  و آن  را  ازقبيل  موقوذه  حيواني‌كه  با  زجر و  ضربه  سنگ‌ كشته  شده  باشد  بحساب  آورده‌اند  مقصود از آن  تفنگهاي  باروتي  وگلوله  سربي  نيست  بلكه  مقصود  “‌بند  قيه‌اي‌“  بوده  است ‌كه‌گلوله‌هاي  آن  را  ازگل  مي‌ساختند  سپس  خشك  مي‌شد  وآن  را  بطرف  حيوان  شكاري  مي‌انداختند  اين  نوع  با  تفنگ  باروتي  وگلوله  سربي  فرق  دارد.  همانگونه ‌كه  اسلام  از  خوردن‌گوشت  شكار  باگلوله ‌گلي  نهي‌كرده  است‌،  از  خوردن‌گوشت  شكار  با  سنگ  و  امثال  آن  نيز  نهي‌كرده  است‌.  پيامبر صلي الله عليه و سلم   در  علت  اين‌كار  فرموده  است‌:" إنها لاتصيد صيدا ولا تنكأ عدوا، لكنها تكسر السن وتفقأ العين  [چنين  تفنگي‌كه‌گلوله‌گلي  دارد  حيوان  را  شكار  نمي‌كند  و  دشمن  را  مجروح  نمي‌سازد  و  نمي‌كشد  بلكه  دندان  مي‌شكند  يا  چشم  راكور  مي‌سازد]"‌.  و  گوشت  حيواني‌كه  با  چيزسنگي  يا  ضربه  عصا  و امثال  آن‌كشته  شود  نيزحرام  است‌،  مگر  اينكه  آن  را  زنده  دريابند  و  سرببرند.  در  حديث  عدي  بن  حاتم  آمده  است  از  پيامبر صلي الله عليه و سلم   سوال‌كردم  وگفتم  من  با  تيري  شكار مي‌كنم‌ كه  نه  پيكان  دارد  و  نه  نوك  تيز،  پيامبر صلي الله عليه و سلم    گفت‌:" إذا رميت بالمعارض فخزق  فكل.وإن أصابه بعرضه فلا تأكل    [‌هرگاه  با  چنين  تيري  "‌معراض‌“  سوي  شكار انداختي  اگر آن  را  مجروح‌كرده  بود  و  خون  جاري  شده  بود،  از آن  بخور  و  اگر  در  جهت  عرض  و  پهنايي  بدان  اصابت‌كرده  و  آن  را  مجروح  نساخته  بود  و  مرده  بود،  ازآن  مخور]"‌.
٢-‌بايد  شكارچي  بهنگام  انداختن  تير  بطرف  شكار  نام  خدا  را  يادكند  و  پيشوايان  فقهي  در  اين  باره  اختلاف  ندارند  چون  ياد  كردن  نام  خدا  در  هنگام  شكار  عملي  است  شرعي  و  مشروع‌،  بخاطر  همان  حديث‌كه  قبلا  از  ابوثعلبه  نقل  شد  و  احاديث  ديگري  نيز  در  اين  باره  آمده  است‌.                          
بلكه  اختلافشان  در  حكم  اين  تسميه  است‌كه  ابوثور  و  شعبي  و  داود  ظاهري  و  جماعتي  ازاهل  حديث  بهرحال  تسميه  و  بردن  نام  خدا  را  شرط  مباح  بودن  خوردن  گوشت  شكارمي‌دانند  ومي‌گويند  اگرنام  خدا  را  نبرد  عمداً  يا  سهواً  حلال  نيست  ...  و  اين  ظاهرترين  روايت  از  احمد  است‌.  ابوحنيفه‌گويد  در  حاليكه  بياد  داشته  باشد،  شرط  است  و اگر آن  را  فراموش‌كرده  بود،  شكارحلال  است  و  اگر بعمد  آن  را  ترك كند  حرام  است‌.  و  مشهور قول  مالك  نيز  چنين  است‌.
امام  شافعي  و  جماعتي  از مالكيه ‌گفته‌اند  ذكرنام  خدا  سنت  است  اگرآن  را  ترك  كند،‌.حتي  اگربعمد  هم  باشد  شكارحرام  نيست  وخوردن‌گوشتش  حلال  است  وامر  به  تسميه‌“  را  بر  ندب  و  استحباب حمل‌كرده‌اند.

شرايط  صيد با  حيوانات  شكاري  
شكار با  جوارح  و  پرندگان  و  حيوانات  شكاري  مانند  باز  و شاهين  و  پلنگ  و  سگ  شكاري  و  امثال  آنهاكه  تعليم‌ مي‌گيرند  برابر  شرايط  زير  جايز  است‌:
1-‌حيوان  شكار را  آموخته  باشد  و  نشانه  تعليم  آن  اينست ‌كه  قبول  امرو  نهي‌كند  هرگاه ‌گفتند  برو  برود  و  هرگاه‌ گفتند  بايست‌،  بايستد  و  مطيع  امر  و  نهي  صاحبش باشد  .  
 ٢-  حيوان  شكاري  شكار  را  براي  صاحبش  نگه  دارد  و  ازآن  نخورد  پس  اگر از آن  بخورد  آن  را  براي  خود  نگه  داشته  است‌،  نه  براي  صاحبش‌،  آنوقت  شكارش  اگر مرده  باشد گوشتش  حلال  نيست‌،  در  حديث  عدي  بن  حاتم  آمده  است‌كه  پيامبر صلي الله عليه و سلم    به  وي‌گفت‌:" إذا أرسلت كلابك المعلمة وذكرت اسم الله عليها فكل مما أمسكن عليك، وإن أكل الكلب فلا تأكل، فإني أخاف أن يكون مما أمسك على نفسه    [‌هرگاه  سگان  شكاري  تعليم  ديده‌ات  را  رها  ساختي  و  نام  خدا  را  يادكردي  ازآنچه  براي  شما  نگاه  داشته‌اند  ومرده  بود  بخوريد  واگرسگ  ازگوشت  شكارخورد  و مرده  بود  ازآن  نخور،  چون  در  اين  صورت  خوف  آن  دارم‌كه  براي  خود  نگه  داشته  باشد  نه  براي  تو]"‌.
٣-‌بايد  شكارچي  وقتي  حيوان  شكاري  خود  را  رها  مي‌كند  نام  خدا  را  يادكند  قبلا  از  تسميه  و  نام  خداگفتن  سخن‌گفتيم  و  اما  قصد  و  اراده  رهاكردن  وگسيل  داشتن  حيوان  شكاري  بدنبال  شكار  يكي  از  شرايط  شكار  است  پس  اگر  حيوان  خود  بدون  قصد  و  تشويق  شكارچي  روان  شد،  و  شكاركرد  و  شكار  در  زير  دست  آن  مرد  بقول  شافعي  و  ابوثور و  اصحاب  راي  خوردن ‌گوشتش  حلال  نيست  چون  براي  خود  شكار  كرده  و  نگه  داشته  است  بدون  اينكه  شكارچي  آن  را  رهاكرده  باشد  و  شكارچي  در  اين  بين  نقشي  ندارد  تا  شكار  به  وي  نسبت  داده  شود،  چون  مشمول  اين  حديث  نمي‌شود كه‌:" إذا أرسلت كلابك المعلمة...إلخ  ‌كه  قبلا  از  آن  سخن‌گفتيم  چون  از  مفهوم   حديث  مذكور  برمي‌آيدكه  اگر  حيوان  شكاري  از  جانب  شكارچي‌ گسيل  نشود  اين  حكم  را  ندارد.  عطاء  و  اوزاعي‌گفته‌اند  اگر  حيوان  شكاري  تعليم  ديده  باشد  و  براي شكار  بيرون  رود  و  شكار  زير  دست  آن  بميرد  و  از  آن  نخورده  باشد  حلال  است‌.  

شركت  دو  حيوان  شكاري  در  شكار
هرگاه  دو  حيوان  شكاري  در  صيد  شكار  شركت‌كنند،  حلال  است  مشروط  بر  آنكه  هر  دو  از  طرف  صاحبشان  براي شكار گسيل  شده  باشند.  ليكن  اگر  يكي  را  صاحبش‌گسيل  داشته  باشد  و  ديگري  خود  رفته  باشد  درآنصورت‌گوشت  شكار كه  زير دست  آنها  مرده  است  حلال  نيست  چون  پيامبر صلي الله عليه و سلم  ‌گفت‌:" فإنما سميت على كلبك ولم تسم على غيره    [تو تنها  برسگ  خودت  نام  خدا  برده‌اي  نه  برغير آن‌]"‌.  (‌و  مي‌گفت‌:  چون  تو  تنها  بر  شكار  سگ  خود  بسم‌الله ‌گفته‌اي  نه  بر  شكار  غيرآن‌)‌.

شكار  با  سگ ‌يهودي  و  نصراني
شكار  با  سگ  تعليم  ديده  و  باز  و  شاهين  يهودي  و  نصراني  نيز  جايز  است‌.  اگر  شكارچي  مسلمان  باشد  يعني  اگر  حيوان  شكار، زير  دست  حيو