رده باشند. 

١٦-‌حدیث عالی‌: زنجیره راویان آن تا بحضرت رسول می‌رسد، اندك باشند. 

١٧-‌حدیث نازل‌: حدیثی ‌كه زنجیره راویان آن و واسطه‌ها، تا به حضرت رسول سرسد، فراوان باشند. 

١٨-‌مُعلل‌: حدیثی‌ كه بر حسب ظاهر شرایط صحیح را دارد ولی در واقع ناقدان حاذق حدیث‌، در آن عیوبی و اشكالاتی می‌بینند كه بر دیگران مخفی باشد. 

١٩-‌حدیث صالح‌: مرتبه آن پايین‌تر از مرتبه «‌حسن‌» است‌، ‌گاهی بسیار ضعیف است و گاهی بمرتبه حسن و گاهی بمرتبه صحیح مي‌رسد و قابل اعتبار است‌. 

٢٠-‌مُضعّف‌: حدیثی ‌كه بر ضعف آن اجماع نباشد، بلكه در متن یا سند آن ضعف موجود باشد. 

٢١-‌مُعَنْعَن‌: حدیثی ‌كه در آن ‌گفته شده باشد. روی فلان عن فلان ... بدون اینكه تصریح شود باینكه ‌گفته باشد شنیده‌ام‌، یا برایم ‌گفته است یا بمن خبر داده است‌. مشروط بر آنكه راویان آن معروف و مشهور و پیوسته بهم بوده و ملاقات بین آنان روی داده باشد. 

٢٢-‌مُؤَنَّن‌: حدیثی‌ كه در آن راوی ‌گوید: حدثنا فلان اَنَّ فلاناً قال و شرایط معنعن نيز داشته باشد. 

٢٣-‌منكر: حدیثی ‌كه متن آن تنها از یكنفر راوی نقل شده و متابع و شاهد ندارد. 

٢٤-‌حدیث مضطرب‌: حدیثی كه از راههای مختلف روایت شده و در زنجیره راویان آن اضطراب و پریشانی وجود داشته باشد،‌ كه ‌گاهی این نابسامانی در متن و  گاهی در راویان آن وجود دارد. 

٢٥-شاذ: حدیثی‌ كه یكنفر عادل و موثوق به آن را نقل‌كرده و متن روایت او با روایت اشخاص موثوق به یا روایت شخص موثوق‌تر از او، اختلاف داشته باشد. 

٢٦-‌موضوع‌: حدیثی ساختگی و دروغین ‌كه در سند آن‌، یك نفر یا چند نفر، دروغگو باشد، ‌كه حدیث را جعل و به پیامبر صلي الله عليه و سلم نسبت داده باشند. روایت آن با علم به دروغ بودنش‌، حرام است‌، مگر مقصود از روایت آن‌، بیان ساختگی آن باشد و عمل بدان نیز حرام است‌. 

٢٧-‌مقلوب‌: حدیثی كه متن آن را، یكنفر راوی روایت كرده است ولی برای اعتبار بیشتر، آن را براوی دیگری‌ كه مشابه آن است و معتبر است نیز نسبت دهند یا زنجیره راویان حدیثی را، برای متن حدیث دیگری‌، ذكر كنند تا محدث را امتحان كنند. مشهور است كه اهل بغداد، سند یكصد حدیث را بجهت امتحان امام بخاری‌ تغییر دادند كه با استمداد از هوش و حافظه خویش‌، همه را بوجه صحیح خود برگرداند و موجب تحبر و تحسین همه واقع شد. 

٢٨-‌مركب‌: حدیثی كه در آن نام یك راوی بنام راوی دیگر عوض شود یا زنجیره‌ای‌، برای متن این حدیت ذكر شود كه مربوط به متن دیگری است و زنجیره 

این حدیث اشخاص دیگرند. 

٢٩-‌منقلب‌: آن است ‌كه بعضی از الفاظ حدیث‌، از طرف راوی‌، جابجا گردد، ‌كه موجب تغییر معنی حدیث باشد. 

30-‌مُدْیَح‌: عبارت است از روایت دو نفر صحابی راوی هم‌عصر از یك دیگر مانند روایت حضرت عایشه ا‌ز ابوهریره و برعكس و روایت دو نفر تابعی همعصر از 

یك دیگر مانند روایت زهری از عمر بن عبدالعزیز و برعكس‌. 

٣١-‌مصحف‌: حدیثی‌ كه در آن با تغییر نقطه حروف یا حركات یا سكنات‌، تصحیفی صورت‌ گرفته باشد مانند اینكه جابر حدیثی را از «اُ‌بی‌» نقل‌ كرده و گفته است‌: «‌رَمَی اَبی یَوْ‌مَ ا‌لا‌حْزابِ‌»‌.. چنان وانمود كرده ‌كه مقصود «اَبی‌» بمعنی پدرش است در حالیكه مقصود «اُ‌بَیِّ ‌بْنِ ‌كَعْب‌» است‌. كه اُ‌بَی با اَبِی مشتبه می‌شود.

٣٢-‌مختلف‌: دو حدیثی ‌كه بحسب ظاهر در معنی با هم تضاد داشته باشند و علما بین آنها، جمع و توفق به عمل آورند. 

اجماع
اتفاق مجتهدین امت بعد از وفات حضرت رسول در یك عصری در مورد بیان حكم امری یا اموری از امور دینی یا وقایع روز را اجماع مي‌گویند. 

قياس 
قیاس آنست حكمی را كه بواسطه نص شرعی‌، درباره چیزی‌، محقق است‌، به امری دیگر یا امور دیگری‌ كه منصوص علیه نیستند، ولی با آن چیزی منصوص علیه‌، در علت حكم‌، همانند می‌باشند، سرایت و تعميم دهند. 
برای جمهور علما، قیاس حجت و دلیل شرعی است‌، بدین معنی ‌كه اگر حكم واقعه‌ای‌، بوسیله قرآن و سنت نبوی و اجماع ثابت نشده باشد، استناد به قیاس برای بیان حكم آن‌، صحیح و معتبر است‌. 
برای بیان اركان و شرایط اجماع و قیاس بكتب اصول فقه از جمله جمع الجوامع و اصول فقه ابوزهره و اصول فقه خضری بگ مراجعه شود. والسلام علیكم و رحمة الله و بركاته‌. 

محمود ابراهیمی سنندج 7/7/64 نماز  خواندن  کسی  که  فاقد  طهورین  =‌(آب  و  خاک پاك‌)  باشد  

کسی ‌که  به  آب  و  خاک  پاک‌،  دسترسی  نداشته  باشد،  بهرحال  نماز  خود  را  می‌خواند  و  اعاده‌ي آن  لازم  نیست‌،  زیرا  مسلم  از  عایشه  رضی  الله  عنها  روایت  کرده  است‌ که‌:  ‌‌ایشان  از  اسماء  گردنبندی  را  به  عاریه ‌گرفته  بود،  آن  گردن  بند  گم  شد.  پیامبر صلي الله عليه و سلم  کسانی  از  یارانش  را،  برای  پیدا کردن  و  جستجوی  آن‌، ‌گسیل  داشت‌،  وقت  نماز،  آنان  را  دریافت‌،  موقع  نماز  فرا  رسید،  بدون  وضو  نماز  خواندند،  وقتی  که  به  حضور  پیامبر صلي الله عليه و سلم  باز آمدند،  از  این  حال  شکوه ‌کردند،  در  پی  آن  آیه‌ي تیمم  نازل  شد،  اُسید  بن  حصیر گفت‌:  خدا  ترا  =  (‌ای  عایشه‌)  پاداش  خیر  دهد،  به  خدای  سوگند، هرگز،  برای  تو  پیش‌ آمدی  روی  نداده  است‌،  مگر  اینکه  خداوند،  راه  بیرون  رفتن  از  آنرا  نیز  برایت  آفریده  است‌،  و آن  را  برای  مسلمانان  نیز  خیر و  برکت  قرار  داده  است‌“‌‌. بنابر این  آن  دسته  از  یاران  پیامبر صلي الله عليه و سلم ‌،  وقتی‌که  به  وسیله‌ي پاک ‌کننده  “‌طهور”‌  دسترسی  نداشتند،  نماز  خود  را  خواندند  و  از  آن  حالت  که  پيش  آمده  بود  نزد  پیامبر  شکوه  کردند  و  پیامبری  در باره‌ي آن  چیزی  نفرمود  و  بدانان  نیز  دستور نداد که  نماز خود  را  اعاده  کنند.  "نووی‌“‌  گفته  است‌ که‌:  این  حدیث  قویترین  دلیل  است  بر  این  مطلب‌.دعای  مسافر  بوقت  سوار شدن

از  علی  بن ربیعه  روایت  است‌که‌گفت‌:  علی  بن  ابیطالب  را  دیدم‌ که  مرکوبی  برایش  آوردند  تا  برآن  سوار شود،  چون  پای  در  رکاب  نهاد،‌ گفت‌:  بسم  الله  و  چون  بر  پشت  آن  قرارگرفت‌، ‌گفت‌: " الحمد لله  سبحان الذي سخر لنا هذا وما كنا له مقربين    [‌پاک  و  منزه  است  آن  خدای‌که  آن  را  برایمان  رام‌کرده  است  در  حالیکه  ما  قدرت  بر  آن  نداشتیم‌،  و  ما  به  سوی  پروردگارخویش  برمی‌گردیم‌]"‌.  سپس  سه  بارالحمد  لله  و  سه  بار  الله  اکبرگفت‌،  سپس‌گفت‌: " سبحانك لا إله إلا أنت، قد ظلمت نفسي فاغفر لي، إنه لا يغفر الذنوب إلا أنت   "،  سپس  خندید،  من  به  وی‌گفتم‌:  ای  امیر  مومنان  از  چه چیزی  خنده‌ات  گرفت‌،  گفت‌:  پیامبر صلی الله علیه و سلم    را  دیده‌ام  که  همین  کارها  را  انجام  داد  و  سپس  خندید،  و  من  نیز  ازاو  پرسیدم‌که  چرا  می‌خندی  ای  رسول  خدا؟‌گفت‌:  وقتی  که  بنده  می‌گوید:  رب  ا‌غفرلی  خداوند  ازوی  تعجب  می‌کند  و  می‌گوید:  بنده  می‌داند که  غیرازمن‌کسی  