ه  عقد  ازدواج  وقتی  درست  است  و  منعقد  می‌شود، ‌كه  برهان  و  دلیل  آشكاری  در  بین  باشد  و  این  وقتی  است‌،‌كه  در  حال  اجرای  صیغه  عقد  نكاح‌،‌ گواهان  حضور  داشته  باشند  و  بدون  حضورآنان  عقد  منعقد  نمی‌شود،  حتی  اگر  بوسیله  دیگری  نیز  اعلام  شود  باز  هم  بدون  حضور گواهان  صحیح  نیست‌.

هرگاه‌گواهان  بهنگام  عقد،  حاضربودند  و  بنا  به  سفارش  طرفین  عقد،  آن  راكتمان  كنند  ومیان  مردم  ازآن  سخن  نگویند،  دراین  صورت  عقد  نكاح  صحیح  است‌ [1]‌.  و  به  دلایل  زیر  استناد  كرده‌اند:

١-‌ابن  عباس‌گوید:  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفت‌:" البغايا اللاتي ينكحن أنفسهن بغير بينة    [زنان  فاحشه  و  بدكاره  آنها  هستندكه  بدون  حضورشاهد  وگواه  و  بینه  خود  را  بعقد  نكاح  درمی‌آورند  ]"‌.  بروایت  ترمذی‌.

٢-عایشه ‌گوید:  پیامبر صلی الله علیه و سلم    فرمود: " لا نكاح إلا بولي وشاهدي عدل   [هیچ  نكاحی  بدون  حضور  ولی  و  سرپرست  زن  و  حضورگواهان  عادل  صحیح  نیست‌]"‌.  بروایت  دارقطنی‌.  مفهوم  نفی  در  این  حدیث  متوجه  صحت  است  یعنی  صحیح  نیست‌.  اگر  بدون‌گواهان  صحیح  نباشد  پس  حضورگواهان  شرط  صحت  است  یعنی  بدون  گواهان  صحیح  نیست‌.  اگر  بدون‌گواهان  صحیح  نباشد  پس  حضورگواهان  شرط  صحت  است  چون  عدم  حضورگواهان  موجب  عدم  صحت  نكاح  است  وهرچیزی  كه  بدینگونه  باشد  شرط  است‌.

٣-  ابوزبیر  مكی‌ گوید:  در  نزد  عمر  خطاب  از  نكاحی  سخن  بمیان  آمد كه ‌گواهان  آن  یك  مرد  و  یك  زن  بودند،  اوگفت‌:  این  نكاح  پنهانی  است  و  من  آن  را  جایز  نمی‌دانم  و  اگر  من  بدان  اقدام  می‌كردم  رجم  می‌شدم‌”‌.

بروایت  امام  مالك در موطاء‌:  این  احادیث  اگرچه  ضعیف  هستند  ولی  همدیگررا  تقویت  می‌كنند.  ترمذی‌گفت‌:  عمل  اهل  علم  از  اصحاب  پیامبر صلی الله علیه و سلم    و  از  تابعین  و  دیگران  نیز  بر  اینست  وگفته‌اند:  نكاح  بدون  حضورگواهان  درست  نیست  و  در  میان  آنان  در  این  باره  اختلافی  پیش  نیامده  است  ولی  بعضی  ازمتاخرین  ازاهل  علم  درآن  اختلاف  كرده‌اند.  

٤-‌چون  حق  غیرمتعاقدین  به  حضورگواهان  تعلق  می‌گیردكه  فرزند  است  پس  برای  حفظ  نسب  فرزند  حضورگواهان  شرط  است  تا پدر منكر نسب  وی  نشود  و  نسب  فرزند  ضایع  نگردد.  بعضی  ازاهل  علم‌گویند،  بدون  حضورگواهان  عقد  نكاح  صحیح  است‌:

از  جمله  اینان  شیعه  و  عبدالرحمن  بن  مهدی  و  یزید  بن  هارون  و  ابن  المنذر  و  داود  هستند  و  ابن  عمر  و  ابن  الز‌بیر  نیز  بدان  عمل‌ كرده‌اند.  روایت  شده  است  كه  حسن  فرزند  علی  بن  ابیطالب  بدون  حضور گواهان  ازدواج ‌كرد،  سپس  اعلام  نمود كه  نكاح  كرده  است‌.                

ابن  المنذر گفت‌:  درباره  حضور  دو  شاهد  وگواه‌،  در  نكاح  خبری  و  حدیثی  به  ثبوت  نرسیده  است‌.  یزید  بن  هارون‌گفت‌:  خداوند  به  حضور گواهان  درمعاملات  و  بیع  امركرده  است  نه  در  نكاح‌.  صاحبان  رای  برای  نكاح  حضورگواهان  را  شرط  دانسته‌اند  نه  برای  بیع  و  معاملات‌.  هرگاه  عقد  نكاح  بصورت‌كامل  صورت‌گرفت  و  طرفین  عقد  آن  را  پنهان‌كردند  وبكتمان  آن  توصیه  نمودند،  عقد  صحیح  است  ولی  چون  امر  به  اعلان  آن  شده  است  این‌كتمان‌كراهت  دارد.  مذهب  شافعی  و  ابوحنیفه  و  ابن  المنذر  چنین  است‌.  از  جمله‌كسانی‌كه  آن  را  مكروه  دانسته‌اند،  عمر  و  عروه  و  شعبی  و  نافع  می‌باشند.  امام  مالك‌گوید  اگرآن  را  پنهان‌كنند،  نكاح  فسخ  می‌شود.  ابن  وهب  از  مالك  روایت ‌كرده  است ‌كه  اگر  مردی  با  زنی  ازدواج‌كرد  با  حضور  دو  مرد  سپس  ازآنان  خواست‌كه  آن  راكتمان‌كنند،  باید  از  هم  جدا  شوند  و  مرد  زن  را  طلاق  دهد  و  نكاح  درست  نیست  و  در  این  صورت  اگرمرد  با  زن  همبسترشده  باشد،‌باید  مهریه‌اش  را  نیز  بپردازد  وگواهان  مورد  بازخواست  و  تعقیب  قرار نمی گیرد. 
--------------------------------------------------------------------------------
[1] -مالك  و  یاران  او  حضورگواهان  در  عقد  نكاح  را  فرض  نمی‌دانند.  بلكه‌گویند:  اعلام  آن  و  مشهور  شدن  بین  مردم‌كافی  است‌.  می‌گویند:  خداوند  از  حضورگواهان  بهنگام  عقد  معاملات  و  داد  و  ستد  ذكری  بمیان  آورده  است  در  حالی‌كه  دلیل  محكم  داریم  بر  اینكه  حضورگواهان  در  عقد  معاملات  فرض  نیست‌،  حالاكه  خداوند  در  نكاح  نامی  از  حضورگواهان  نبرده  است  پس  بطریق  اولی  حضورگواهان  در  آن  فرض  و  شرط  نیست‌.  بلكه  هدف  آنست‌كه  این  پیوند  ازدواج  بین  طرفین  عقد،  بمنظور  حفظ  نسب  و  نژاد،  در  میان  مردم  اعلان  شود  و  آشكارگردد.شرایط گواها‌ن  

شاهدان  بایستی  عاقل  و  بالغ  باشند  و  سخن  طرفین  عقد  را  بشنوند  و  بدانند كه  مقصود  طرفین  عقد  از  آن  سخنان‌،  عقد  ازدواج  است  (‌اگر گواهان ‌كور  باشند  بایستی  بیقین  صدای  طرفین  عقد  را  از  هم  تشخیص  بدهند  و  بشناسند)‌.  اگر گواهان  نابالغ  یا  دیوانه  یا كر یا  مست  باشند،  عقد  نكاح  صحیح  نیست‌،  چون  وجود  اینها  از نظر شرع  با  عدم  وجودشان‌،  یكسان  است‌.شرایط  عدالت‌ گواها‌ن

حنفیه‌ گویند:  عدالت‌ گواهان  شرط  صحت  عقد  ازدواج  نیست  و  با  حضور  گواهان  فاسق  نیز  عقد  نكاح  صحیح  است‌.  هركس  شایسته  ولایت  ازدواج  باشد،  شایستگی  گواهی  و  شهادت  بر  ازدواج  را  نیز  دارد.  چون  مقصود  از  حضورگواهان  اعلان  ازدواج  است‌.

شافعیه  با  توجه  به  حدیث"  لا نكاح إلا بولي وشاهدي عدل  " .  حضورگواهان  عادل  را  شرط  می‌دانند.  اگر  عقد  ازدواج  با  حضورگواهان  مجهول  الحال  صورت‌گیرد  دو  رای  وجود  دارد  و  مختار  مذهب  شافعی  آنست‌كه  صحیح  است‌.

چون  ازدواج  درروستاها  و  بیابان  و  میان  عامه  مردم  صورت  می‌گیردكه  حقیقت  عدالت  آنان  شناخته  نیست  و  اعتبار  عدالت  ایجاد  مشقت  می‌كند،  لذا  بظاهر  حال  اكتفا  می‌شود  وكافی  است‌كه  حال‌گواهان  مجهول  باشد  و  فسق  آنها  ظاهر  نباشد.  

هرگاه  بعد  از  عقد  معلوم  شد،‌كه‌گواه  فاسق  بوده  است  اشكالی  ندارد  چون  شرط  عدالت  آنست‌كه  فسق  او  ظاهر  و  آشكار  نباشد  و  هنگام  عقد  فسق  او  مستور  و  پوشیده  بوده  است  پس  عدالت  تحقق  یافته  است‌.  گواهی  دادن  زنان

شافعیه  و  حنابله  در گواهان  نكاح  مرد  بودن  و  ذكورت  را  شرط  می‌دانند،  بنابراین  اگر  عقد  ازدواج  با  حضور  یك  مرد  و  دو  زن  صورت‌گیرد  صحیح  نیست‌.  زیرا  ابوعبیده  از  زهری  نقل‌كرده  است‌كه‌گفته  است‌:  “‌سنت  پیامبر صلی الله علیه و سلم   برآن  بوده  است  كه‌ گواهی  زنان  درباره  “‌حدود“  و  “‌نكاح‌“  و  "‌طلاق‌”  جایز  نیست‌.  چون  عقد  ازدواج‌،  عقد  مالی  نیست  و  مقصود  ازآن  مال  نمی‌باشد  و  معمولا  بیشتر  مردان  درآن  وقت  حضور  دارند  پس  با  شهادت  دو  زن  بثبوت  نمی‌رسد،  مانند  “‌حدودات‌”  شرعی‌.  ولی  حنفیه  این  شرط  را  قبول  ندارند  ومی‌گویند  شهادت  وگواهی  دومرد  یا  یك  مرد  و  دوزن‌كاف