عدد  زوجات  وچند  همسری  مورد  توجه  او  نبوده  و  بدنبال  هدف  مصلحتی  آن  نیست‌.  و  چه  بسا  پیش  می‌آیدکه  پس  ازازدواج  بعدی  بحقوق  اولیه  زن  او  تجاوز  می‌کند  و  فرزندانش  را  از  آن  زن‌،  دچار  زیان  و  خسران  می‌نماید  و  آنها  را  از  میراث  محروم  می‌سازد  آنوقت  است‌که  آتش‌کینه  و  دشمنی  در  میان  برادران  و  خواهران  متولد  شده  از  هووها  مشتعل  می‌گردد  و  این  آتش  بکانون  خانواده‌ها  سرایت  می‌کند  و  دشمنی  نیرومی‌گیرد  وهرزنی  تلاش  می‌کندکه  ازهووی  خود  انتقام  بگیرد  واین  ملاحظات  کوچک‌،‌گاهی  آنچنان  شدت  می‌گیرد  و  بزرگ  می‌شودکه  در  پاره‌ای  از  موارد  به  قتل  منجر  می‌گردد.  این  بود  بعضی  از  آثار  ونتایج  تعدد  زوجات‌که  سبب‌گردیده  چند  همسری  مقید  به  قیودی‌گردد،  و  ما  می‌گوئیم‌:  منع  چیزی‌که  خداوند  مباح‌کرده  است‌،  چاره‌کار  نیست‌،  بلکه  چاره‌کار  تعلیم  و  تربیت  صحیح  و  آموزش  احکام  دین  بمردم  است‌.  خداوند  خوردن  و  نوشیدن  را  بدون  اینکه  از  حد  خویش  تجاوزکند،  مباح‌کرده  است  ولی  هرگاه  انسان  اسراف  و  زیاده‌روی‌کند  و  بیش  از  حد  لازم  بخورد  و  بیاشامد  مبتلا  به  بیماریها  و  دردها  می‌شود  و  اینکار  مربوط  به  خود  خوردن  و  نوشیدن  نیست‌،  بلکه  مربوط  به  پرخوری  واسراف  است  وچاره  آن  منع  خوردن  و  نوشیدن  نیست‌،  بلکه  چاره  آموزش  مراعات  آداب  خوردن  و  پرهیز  از  چیزهای  زیانمند  است‌.  پس‌کسانی‌که  چند  همسری  را  جایز  نمی‌دانند  و  بر  این  رای  خویش  باوضاع  و  احوال  واقعی‌کسانی‌که  امروز  بیش  از  یک  همسر  دارند،  استدلال  می‌کنند،  آنان  مفاسد  و  زیانهای  منع  این‌کار  را  نمی‌دانند،  یا  نسبت  بدانها  تجاهل  می‌کنند.  زیرا  براستی  زیان  تعدد  زوجات  و  چند  همسری‌،  خیلی‌کمتر  است  از  زیان  منع  چند  همسری‌،  پس  واجب  است  با  انجام  چیزی‌که  ضررش‌کمتر  است‌،  از  چیزی‌که  ضررش  بیشتر  است‌،  بپرهیزیم  و  قاضی  را  بحال  خود  بگذاریم  تا  درکاری‌که  امکان ضبط  آن  نیست‌،  دخالت  نکند،  زیرا  آنچنان  مقیاس  ومعیارهای  صحیح  و  درستی  در  دست  نیست‌،‌که  قاضی  بوسیله  آنها  شرایط  و  اوضاع  و  احوال  زندگی  مردم  را  تشخیص  دهد  و  حکم  اجازه  همسر  دومی  را  صادرکند،  وگاهی  زیانش  بیش  از  نفع  آن  می‌باشد.  براستی  مسلمانان  از  آغاز  تا  بامروز  ازدواج  با  بیش  از  یک  زن  را  جایز  دانسته  و  بدان  عمل‌کرده‌اند  وکسی  را  سراغ  نداریم‌که  در  صدد  منع  چند  همسری  برآمده  باشد  یا  آن  را  بصورت  پیشنهادی  مقیدکرده  باشد.

پس  شایسته  است‌که  ما  نیزهمچون  آنان  بدان  راضی  باشیم  و  دایره  را  برخویش  تنگ  نسازیم  وشایسته  نیست  دایره‌گسترده  رحمت  خدا  را  برخود،  تنگ‌کنیم  ومزایا  و  فضایل  و  برتریهای  قانونگذاریی  که  دشمنان  بدان  گواهی  داده‌اند،  تا  چه  رسد  بدوستان‌،‌کاهش  دهیم  و  آن  را  ناقص‌کنیم‌.

تاریخ ‌تعدد  زوجا‌ت  و چند  همسری
در  حقیقت  این  نظام  چند  همسری  پیش  از  ظهور  اسلام  در  میان  ملت‌های  فراوانی  وجود  داشته  است‌:  از  جمله  در  میان  ملل  عبری  وعربی  و  صقلبی  یا  اسلاوی‌که  بیشتر  مردمان‌کشورهای  امروزی  روسیه  و  لیتوانی  و  لیتونی  و  استونی  و  بلغاری  و  چکسلواکی  و  یوگوسلاوی  بدان  نژاد  منسوب  می‌باشند،  این  نظام  حکم  فرما  بوده  است‌.  و  همچنین  درمیان  بیشترملتهای  آلمانی  و  سکسونی‌که  بیشتر  مردمان‌کشورهای  آلمان  و  اتریش‌.  و  سویس  و  بلژیک  و  هلند  و  دانمارک  و  سوید  و  نروژ  و  انگلیس  بدان  منسوبند،  نیز  وجود  داشته  است‌،  پس  صحیح  نیست‌که  ادعا   کنندکه  این  تنها  اسلام  است‌که  نظام  چند  همسری  را  رایج‌کرده  است‌،  در  واقع  و  نفس  الامر،  نیز  این  نظام  چند  همسری  تا  بامروزهم‌،  درمیان  ملل  غیراسلامی  مانند  آفریقا  و  هندوستان  و  چین  و  ژاپن  این  رسم  وجود  دارد.  پس  ادعای  انحصار  این  نظام  در  میان  ملل  مسلمان  نیز  صحیح  نیست‌.  در  حقیقت  دین  مسیح  نیزدر  اصل  پیوندی  با  تحریم  چند  همسری  ندارد،  چون  در  انجیل  نصی  صریح  یافت  نمی‌شود،‌که  بموجب  آن  چند  همسری  حرام  باشد.  اگر  می‌بینیم‌که  مردمان  اولیه  مسیحی  اروپائی‌،  نظام  تک  همسری  را  انتخاب  کرده‌اند،  بدینجهت  بوده  است  که  بیشتر  ملتهای  اروپائی  بت‌پرست‌،‌که  در  آغاز  مسیحیت  در  میان  آنها  منتشرگشته  است  از  جمله  رومیها  و  یونانیها،  آداب  و  رسوم  رایج  در  میانشان  پیش  از  مسیحی  شدن‌،  بر  تحریم  نظام  چند  همسری  استوار  بوده‌که  بعد  از  پذیرفتن  دین  مسیح  هم‌،  بر  نظام  قبلی  اجدادشان  مانده‌اند،  پس  نظام  تک  همسری  نظامی  نبوده  است‌که  دین  جدید  مسیحیت  آن  را  بدانان  ارزانی  داشته  باشد،  بلکه  نظامی  بوده‌که  در  دوران  بت‌پرستی  پیش  از  مسیحیتشان‌،  بر  آن  بوده‌اند،  تنها  چیزی‌که  هست‌،  اینست  که  نظامهای  کلیسائی  پدید  آمده  بعد  از  پذیرفتن  دین  مسیح  در  میان  آنها،  همین  تحریم  چند  همسری  را  پذیرفته  و  آن  را  جزو  تعالیم  و  رهنمودهای  دینی  خود  اعتبارکرده  است‌،  علی‌رغم  اینکه  در  اسفار  انجیل  چیزی  نیامده‌که  براین  تحریم  دلالت‌کند.

در  حقیقت  نظام  تعدد  زوجات  و  چند  همسری‌،  تنها  درمیان  ملتهای  پیشرفته  و  متمدن  بوضوح  و  آشکار  ظاهر  شده  و  در  میان  ملتهای  ابتدائی  و  عقب  مانده  اندک  بوده  است  یا  اصلا  وجود  نداشته  است‌.  همانگونه  که  این‌ مطلب  را  دانشمندان  جامعه‌شناس  و  مورخین  تمدنها،  بیان‌کرده‌اند  که  در  راس  آنان  “‌وسترمارک‌”  و  “‌هوبهوس‌“  و  “‌هیلبر“  و  "گنربرگ‌“  قرار  دارند.

براستی  مشاهده  می‌شودکه  نظام  تک  همسری  در  میان  بیشتر  ملتهای  عقب‌مانده  و  ابتدائی  حکم‌فرما  بوده  است‌که  زندگی  خویش  را  از  راه  شکار  حیوانات  و  میوه  درختان  که  در  طبیعت  بوفور  و  بدون  زحمت  وجود  داشته  است‌،‌گذرانده‌اند  و  همچنین  در  میان  ملتهایی  که  از  دوران  ابتدائی  خویش‌،  بسیار  فاصله‌گرفته  و  جدیدا نظام‌کشاورزی  را  برگزیده‌اند.  در  حالیکه  نظام  چند  همسری  بصورت  واضح  و  آشکار،  تنها  در  میان  ملتهائی  پدیدار  شده  است‌که  مراحل  بزرگی  از  تمدن  را  پست  سر  نهاده‌اند،  که  عبارت  هستند  از  ملتهائی  که  از  مرحله  شکار  ابتدائی  گذشته  و  بمرحله  اهلی  کردن  حیوانات  و  پرورش  و  نگاهداری  و  بهره‌برداری‌،  از  آنها  قدم  نهاده‌اند  و  همچنین  ملتهائی‌که  از  مرحله  ابتدائی  جمع‌آوری  میوه  د‌رختان  جنگلی و  کشاورزی  ابتدائی  گذشته  و  بمرحله  کشاورزی  واقعی  رسیده‌اند،دانشمندان  جامعه‌شناس  و  مورخین  تمدنها،  بر  این  رای  هستند  که  دایره  نظام  چند  همسری‌،  بطور  حتمی  و  بزودی‌گسترش  می یابد  و  هراندازه  تمدن  و  پیشرفت  دایره‌اش  وسعت گیرد،  ملتهای  بیشتری  نظام  چند  همسری  را  می‌پذیرند.  پس  ادعای  این