  غيرت  خود  راه  اعتدال  پيش‌گيرد  و  بسيار  سوء‌ظن  نداشته  باشد  و  راه  مبالغه  و  اسراف  پيش  نگيرد،‌كه  تمام  حركات  و  سكنات  زن  خويش  را دنبال‌كند  و  سوء‌ظن  را  از  حد  بگذراند  ونبايد  درپي  عيب  جوئي  وي  باشد،  زيرا  اين  گونه  اخلاق  ورفتارپيوند  ورابطه  زناشوئي  را  بهم  مي‌زند  وموجب  قطع  صله  رحم  مي‌گرددكه  خداوند  به  صله  رحم  امركرده  است‌.

پيامبر صلي الله عليه و سلم   مي‌فرمايد:" إن من الغيرة ما يحبه الله، ومنها ما يبغضه الله، ومن الخيلاء ما يحبه الله، ومنها ما يبغضه الله، فأما الغيرة التي يحبها الله: فالغيرة في الريبة، والغيرة التي يبغضها الله: فالغيرة في غير ريبة ... والاختيال الذي يحبه الله اختيال الرجل بنفسه عند القتال، وعند الصدمة...، والاختيال الذي يبغضه الله الاختيال في الباطل...   [‌براستي  غيرتي  است‌كه  خداوند  آن  را  دوست  دارد  و  غيرتي  است‌كه  خداوند  آن  را  دوست  ندارد  و  خودپسندي  و  تكبري  است‌كه  خداوند  آن  را  دوست  دارد  و  خودپسندي  و تكبري  است‌كه  خداوند  آن  را  دوست  ندارد. غيرتي‌كه  خداوند  آن  را  دوست  دارد  آنست‌كه  بر  اثر  شك  وگمان  پيش  آيد  و  غيرتي‌كه  خداوند  ازآن  خوشش  نمي‌آيد  آنست‌كه  بدون  شك  وگمان  باشد  بلكه  ناشي  از  سوظن  و  بدگماني  باشد. و  خودپسندي  و  تكبري‌كه  خدا  ازآن  راضي  است  آنست‌كه  بهنگام  جنگ  و  برخورد  با  دشمن  مرد  از  خود  نشان  مي‌دهد. وآنچه‌كه  خداوند  ازآن  ناخشنود  است  آنست‌كه  خودپسندي  و  تكبر  بيهوده  و  باطل  باشد]"‌. بروايت  ابوداود  و  نسائي  و  ابن  حبان  از جابر  ابن  عنبره‌. 

 حضرت  علي ‌گفته  است‌: “‌نسبت  بزنت  بيش  از  اندازه  غيرتي  مباش‌ كه  از  خويشتن  نيز  سوء‌ظن  داشته  باشي‌“‌. 

٣-‌مباشرت  و همبستري  با همسر  
ابن  حزم‌گفته  است  برمرد  فرض  وواجب  است‌كه  با  همسرخود  جماع  نمايد  و  همبسترگردد،  حداقل  در  هر  بار  طهركه  از  قاعدگي  پاك  مي‌گردد،  يك  بار  با  وي  آميزش  نمايد،  اگر  قدرت  آن  را  داشته  باشد،  در  غير  اين  صورت  مرتكب  عصيان  و  نافرماني  خداوند  شده  است‌. چون  خداوند  مي‌فرمايد: " فإذا تطهرن فأتوهن من حيث أمركم الله... [‌چون  زنانتان  از  قاعدگي  پاك  شدند،  آنگونه  كه  خداوند  بشما  اجازه  داده  است  با  آنان  نزديكي و  آميزش ‌كنيد]".

جمهور  علماء  نيز  همچون  ابن  حزم‌گفته‌اند،  اگر  مرد  عذري  نداشته  باشد،  اين  عمل  در  مدت  طهر  يك  بار  بر  وي  واجب  است‌. اما  شافعي‌گفته  است  اين‌كار  بر  وي  واجب  نيست‌،  چون  جماع  و  آميزش  حق  او  است  و  مانند  ديگرحقوق  بر  او  واجب  نيست‌كه  استيفاي  حق  نمايد. امام  احمدگفته  است  بر  مرد  واجب  است‌كه  در  مدت  چهار  ماه  حداقل  يك  بار  با  زنش  آميزش  نمايد،  چون  خداوند  براي  “‌مو‌لي =‌كسي‌كه  ايلاء  كرده  است‌”  اين  مدت  را  مقدركرده  است  پس  براي  ديگران  نيز  چنين  است‌. 

امام  احمدگفته  است  اگرمردي  به  مسافرت  رفت  وزنش  را  با  خود  نبرد  و  بدون  عذر  و  پوزش  مراجعت  نكرد،  تنها  شش  ماه  مي‌تواند  مراجعت  نكند،  پس  از  آن  بوي  نوشته  مي‌شودكه  برگردد  اگربرنگشت‌،  حاكم  بين  زن  و  شوهرجدائي  مي‌اندازد  و  زن  را  طلا‌ق  مي‌دهد. دليل  او  روايتي  است‌كه  ابوحفص  با  اسناد  خود  از  زيد  بن  اسلم  روايت  كرده  كه  گفت‌:

شبي  عمر  بن  خطاب  در  مدينه  به‌گشت  و  حراست  پرداخت  و  ازكنار  خانه‌اي گذشت‌كه  زني  در  آن  اين  ابيات  را  مي‌خواند: 
تطاول هذا الليل واسود جانبه           وطال علي أن لا خليل ألاعبه    
والله لولا خشية الله وحده                لحرك من هذا السرير جوانبه 
ولكن ربي والحياء يكفيني              وأكرم بعلي أن توطأ مراكبه       

 چقدر  اين  شب  دراز و  تاريك  است  و مدتي  است  طولاني ‌كه  دوستي  ندارم  تا  با  وي  ملاعبت  كنم  بخداي  سوگند  اگر  تنها  ترس  از  خدا  نبود، ‌كناره‌هاي  اين  تخت  تكان  مي‌خورد  و  ديگري  بر آن  مي‌خوابيد  و ليكن  خدا  و  شرم  و  حياء  از  او،  مانع  من  مي‌شود  و  شوهر  خود  را  بزرگ  مي‌دارم  و  نمي‌گذارم‌ كسي  پا  جاي  پاي  او  بگذارد  و  كسي  بر مركوب  او  سوار شود]‌. عمر  بن  خطاب  از  حال  وي  پرسيد،‌ گفتند: اين  زني  است‌ كه  شوهر او  در راه  خدا  مي‌جنگد  و  مدتي  است  غايب  است  عمر  نزد  او  فرستاد و گفت  به  خانه  او  بيايد  تا  احساس  تنهائي  نكند  و  شوهرش  را  نيز از  جبهه  جنگ برگرداند. سپس  پيش  دخترش  حفصه  ام‌المومنين  رفت  و  از  او  پرسيد كه  يك  زن  چقدر  مي‌تواند  دوري  شوهرش  را  تحمل ‌كند؟  حفصه ‌گفت‌: سبحان  الله‌ كسي  چون  تو  از  همچون  من ‌كسي‌،  چنين  سوالي  را  مي‌كند؟  عمر گفت‌: اگر  بخاطر  حال  مسلمانان  نبود  چنين  سوالي  را  از تو  نمي‌كردم‌. حفصه ‌گفت‌: تا  پنج  يا  شش  ماه  زن  مي‌تواند  دوري  شوهر  را  تحمل ‌كند. لذا  عمر  براي  جنگجويان  اسلامي  شش  ماه  را  تعيين  نمود كه  يك  ماه  را  در راه  باشند  و چهارماه  در ميدان  جنگ  بمانند  و  يك  ماه  را  هم  در  راه  مراجعت  صرف ‌كنند كه  جمعاً  مدت  دوري  از  خانواده‌شان  شش  ماه  طول  بكشد.

امام  محمد  غزالي  از  علماي  شافعيه‌ گفته  است  شايسته  است‌كه  هر  چهار  روز  يك  بارمرد  با  همسرخود  آميزش  نمايد  واين‌كاربعدالت  نزديكتراست‌،  چون  تعداد  زنان  مجاز  شرعي  چهار  تا  است  پس  تا  اين  اندازه  تاخيرروا  است‌. البته  اين  مقدار  بر حسب  نياز  زن  به  خويشتن  داري ‌كم  و  زياد  مي‌شود  و  بر  مرد  واجب  است‌كه  نياز  جنسي  زن  را  تامين‌كند  اگرچه  بعلت  شرم  و  حياء  و  دشواري  اثبات‌،  دعوي  مطالبه  جماع  و  آميزش  ثابت  نمي‌گردد  و  وفاي  بدان  دشوار  است‌.

محمد  بن  معن  غفاري‌گفت‌: زني  نزد  عمربن  خطاب  آمد  وگفت‌: اي  امير مومنان  براستي  شوهرمن‌،  در روز روزه  است  و  بشب  مشغول  عبادت  مي‌باشد  و  من  دوست  ندارم  از  او  شكايت  كنم  در  حاليكه  مشغول  اطاعت  خداوند  است‌. عمر  به  وي‌گفت‌: آري  شوهر،  شوهرتواست‌. بازهم  زن  اين  سخن  را  تكراركرد  و  عمرهمين  جواب  را  به  وي  داد...كعب  اسدي‌گفت‌: اي  امير  مومنان  اين  زن  شكايت  و  شكوه دارد،  از  اينكه  شوهرش  از  بستر  او  دور  است  و  با  او  همبستر  نمي‌شود. عمرگفت‌: همانگونه‌كه  مقصود  وي  را  فهميده‌اي‌،  در  بين  آنان  داوري‌كن‌.كعب‌گفت‌: شوهر  اين زن  را  پيش  من  حاضركنيد،  و  او  را  حاضركردند.كعب  به  وي‌گفت‌: زنت  از  تو  شكايت  دارد. اوگفت‌: اين  شكايت  در باره  خوراك  و  آشاميدني  است‌؟ ‌گفت‌: نخير. 

 پس  آن  زن  به  سخن  آمد  وگفت‌: 
يا أيها القاضي الحكيم رشده        ألهى خليلي عن فراشي مسجده 
زهده في مضجعي تعبده            فاقض القضا، كعب، ولا ترده
 نهاره وليله ما يرقده             فلست في أمر النساء أحمده

‌[اي  قاضي  كه  از  روي  رشد  و  آگاهي  داوري  مي‌كني  و  داوريت  خردمندانه  است عبادت  و  نماز  شب  موجب‌گرديده‌كه  شوهر  از  همبستريم  غافل‌گردد. عبادت  او  را  بترك  همخوابگي‌كش