  طلاقه  مي‌شود.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] -‌اگرکسی  بزن  خودکه  با  وی  همبستر  شده  است  بگوید:  انت  طالق‌،  انت  طالق‌،  انت  طالق  اگر  مقصودش  تکرار  باشد  یا  اصلا  قصدی  نداشته  باشد  زنش  یک  طلاقه  می‌شود  و  اگر  مقصودش  تکرار  نباشد  بلکه  هریک  را  جداگانه  اراده‌کند  و  هریکی  را  غیر  دیگری  بداند،  هر  سه  طلاقش  می‌افتد،  البته  این  برای  کسانی  است‌که  طلاق  ثلاثه  را  معتبر  می‌دانند  و  مولف.‌قائل  به  طلاق  ثلاثه  

کساني ‌که  مي‌گويند  سه  طلاقش  مي‌افتد  بدلايل  زير  استدلال ‌کرده‌اند:
1-‌آيه" فإن طلقها، فلا تحل له من بعد حتى تنكح زوجا غيره  [هرگاه  زنش  را  طلاق  داد  ديگر  بعد  ازآن  اين  زن  براي  او  حلال  نيست  مگر  اينکه  باکسي  ديگرازدواج‌کند  و  از  او  طلاق  بگيرد  و  مجدداً  با  شوهر  اولي  ازدواج‌کند  آنوقت  حلال  است‌]"‌.

٢-‌آيه‌:" وإن طلقتموهن من قبل أن تمسوهن وقد فرضتم لهن فريضة... [اگرزنان  خود  را  پيش  ازآنکه  با  آنان  همبستر  شده  باشيد  طلاق  داديد  و  مهريه‌اي  را  براي  آنان  بر  خود  فرض  کرده  باشيد.... ]"‌.

٣-‌آيه‌:" لا جناح عليكم إن طلقتم النساء...   [بر  شماگناهي  نيست  اگر  زنان  خود  را  طلاق  داديد...]"‌. ازظاهر  اين  آيات  چنين  پيدا  است‌که  يک  طلاقه  يا  دو  طلاقه  يا  سه  طلاقه  صحيح  است‌،  چون  دراين  آيات  بين  يک  طلاقه  يا  دوطلاقه  يا  سه  طلاقه  فرقي  نيامده  است‌.

 ٤-‌آيه‌:" الطلاق مرتان، فإمساك بمعروف أو تسريح بإحسان...و"  [1] از  ظاهر  اين  آيه  برمي آيدکه  سه  طلاقه  يا  دوطلاقه  بيک  باره  يا  بدفعات  متعدد  جايزاست  ومي‌افتد  و  معتبر  است‌.

٥-  حديث  سهل  بن  سعدکه‌گفت‌:"  لما لا عن أخو بني عجلان امرأته، قال: يا رسول الله ظلمتها إلى أمسكتها: هي الطلاق، هي الطلاق، هي الطلاق     [وقتي‌که  يکي  از  بني‌عجلان  با  زنش  ملاعنه‌کردگفت‌: اي  رسول  خدا  من  اگر  او  را  نگاه  دارم  بوي  ظلم  مي‌کنم‌،  پس  او  مطلقه  است‌،  او  مطلقه  است  او  مطلقه  است‌]‌’‌’‌. بروايت  احمد.

٦-‌از  حسن  روايت  است‌که‌گفت‌: “‌عبدالله  بن  عمر  برايمان  نقل‌کردکه  زنش  را  در  حال  حيض  يک  طلاقه‌کرد. سپس  خواست  بعد  ازدو  حيض  و  دو  طهرديگراو  را  دو طلاق  ديگر  دهد. اين  خبر  بگوش  پيامبر صلي الله عليه و سلم    رسيد  وگفت‌: اي  ابن  عمر  خداوند  بتو چنين  امر  نکرده  است‌،  براستي  تو  خلاف  سنت  رفتارکردي. سنت  آنست‌که  به  استقبال  طهر  و  پاکي  بروي  و  براي  هر  طهري  او  را  يک  طلاق  دهي‌“‌. عبدالله‌گفت‌: پيامبر صلي الله عليه و سلم    به  من  امرکردکه  من  به  زنم  مراجعه‌کردم‌،  سپس‌گفت‌: هرگاه  زنت  پاک  شد  يا  او  را  طلاق  ده  يا  او  را  به  نيکي  وشايسته  نگاه  دار  و  بزندگي  با  او  ادامه  ده‌. گفتم‌: اي  رسول  خدا  اگر او  را  سه  طلاقه ‌کنم  مي‌توانم  به و‌ي  مراجعه‌ کنم‌. فرمود: نخير،  با  سه  طلاقه  او  از  شما  جدا  مي‌شود  -  بائنه  مي‌گردد  -  و  از  تو  دور  مي‌گردد. بروايت  دارقطني  . 

٧-‌عبدالرزاق  درکتاب “‌مصنف‌‌“  خود  بنقل  از  عباده  بن  الصامت‌گويد: “‌نياي  من  يک  زن  خود  را  يکهزارطلاقه‌کرد. سپس  او  به  حضورپيامبر صلي الله عليه و سلم    رفت  واين  مطلب  را  براي  او  نقل  کرد،  پيامبر صلي الله عليه و سلم    به  عباده  گفت‌:" ما اتقى الله جدك، أما ثلاث فله.وأما تسعمائة وسبع وتسعون فعدوان وظلم.
إن شاء الله عذبه وإن شاء غفر له    [نياي  تو  تقواي  خدا  را  پيشه  نکرد  و  ازمعصيت  او  پرهيز  ننمود. او  تنها  حق  سه  طلاق  دارد  و٩٩٧ طلاق  ديگر  ظلم  و  ستم  است  و  نافرماني  خدا  است‌،‌که  خداوند  اگر  بخواهد  او  را  مي‌بخشد]‌’‌’‌. در  روايت  ديگري  آمده  است" إن أباك لم يتق الله فيجعل له مخرجا.بانت منه بثلاث على غير السنة، وتسعمائة وسبع وتسعون، إثم في عنقه   [‌براستي  پدرت  تقواي  خدا  نکرده  است  تا  او  را  از  عذاب  دوزخ  برهاند. طلاق  زنش  سه  تا  است  و  با  سه  طلاق‌که  خلاف  سنت  است  از  او  براي  هميشه  جدا  مي‌شود  و  ٩٩٧  طلاق  ديگر  گناهي  است  درگردن  او]"‌.

٨-‌در  حديث  رکانه  آمده  است‌که  پيامبر صلي الله عليه و سلم    او  را  قسم  دادکه  مرادش  از  طلاق  بتي  وسه  طلاقه  فقط  يک  طلاق  بوده  است‌؟  وازاين  حديث  برمي‌آيد  اگراوسه  طلاق  را اراده  مي‌کرد “‌طلاق  معتبر  بود  و  سه  طلاقش  مي‌افتاد. و  اين  در  طلاق  بتي  پيش  مي‌آيد  بدينگونه‌که  به  زنش  بگويد: ا‌نت  طالق  البته‌.

اينست  مذهب  جهمور  تابعين  وگروه  بسياري  از  اصحاب  و  پيشوايان  مذاهب چهارگانه  فقهي  اماکساني‌که  مي‌گويند  طلاق  ثلاثه  بيک  باره‌،  يک  طلاق  بحساب مي‌آيد  به  دلايل  زير  استدلال  کرده‌اند:

١  -‌مسلم  روايت‌کرده  است‌که  ابوالصهباء  به  ابن  عباس‌گفت‌: “‌مگر  ندانسته‌اي‌که  سه  طلاقه‌،  بيک  باره  درزمان  پيامبر صلي الله عليه و سلم    و  زمان  ابوبکروآغاز  دوره  خلافت  عمر  يک طلاقه  بحساب  مي‌آمد؟  ابن  عباس‌گفت‌: آري  مي‌دانم  بازهم  ازاو  روايت  شده  است  که‌گفت‌: در  زمان  پيامبر صلي الله عليه و سلم    و  دوره  خلافت  ابوبکر  و  دو  سال  از  خلافت  عمر  سه طلاق‌،  بيک  باره‌،  يک  طلاق  بحساب  مي‌آمد. سپس  عمرگفت‌: مردم  در  چيزي‌که  بدانان  مهلت  داده  شده  است  و  صورت  تدريجي  آن  توصيه  شده  است‌،  شتاب  مي‌کنند  -  بدانان‌گفته  شده  در  سه  نوبت  و  بتدرج  از  حق  سه  طلاقه  استفاده‌کنند،  ولي  بيک  باره  از  آن  استفاده  مي‌کنند،  ولي  بيک  باره  از  آن  استفاده  مي‌کنند.ايکاش اين  عمل  آنان  را  به  اجرا  درمي‌آورديم  -‌يعني  هرکس  سه  طلاقه  بر  زبان  آورد،  سه  طلاق  برايش  حساب‌کنيم‌،  وبه  وي  حق  مراجعت  ندهيم‌،  سرانجام  اين  حکم  را  اجرا  کرد  و  بدان  عمل  نمود“‌‌. يعني  قبلا  بجاي  سه  طلاق‌،  يک  طلاق  را  بحساب  مي‌آوردند،  و  حال  آنکه  ازدو  سال  خلافت  عمرببعد  تا  امروزسه  طلاق  را  بيک  باره‌،  سه  طلاقه  بحساب  مي‌آورند.

٢-  عکرمه  از  ابن  عباس  روايت‌کرده  است‌که “‌رکانه‌‌“  در  يک  مجلس  زن  خود  را  سه  طلاقه‌کرد. سپس  پشيمان  شد  و  براي  زنش  بسيار  اندوهگين‌گرديد... پيامبر صلي الله عليه و سلم  از  او  سوال  کرد  چگونه  او  را  طلاق  گفته‌اي‌؟ “‌رکانه‌‌“  گفت‌: سه  طلاقه‌اش  کرده‌ام‌. پيامبر صلي الله عليه و سلم    گفت‌: “‌در  يک  مجلس‌‌“‌؟  اوگفت‌: آري‌. پيامبر صلي الله عليه و سلم    گفت‌: فإنما تلك واحدة.فأرجعها إن شئت.فراجعها    [‌بدرستي  اين  سه  طلاقه  شما  چون  در  يک  مجلس  بوده  است‌،  يک  طلاقه  بحساب  مي‌آيد  پس  اگردلت  مي‌خواهد  بوي  رجوع‌کن  و  پشيمان  شو. و  او  چنين‌کرد  و  به  وي  مراجعت‌کرد]‌". بروايت  احمد  و  ابن  تيميه‌.

ابن  تيميه  در  فتاواي  خويش  (‌ج  3/22)گفته  است‌:

‌“‌در  ادله  شرعي‌“  قرآن‌،  و  سنت  نبوي‌،  و  اجماع‌،  و  قياس‌“  چيزي  نداريم‌که  بموجب  آن  اگرکسي  بيک  بارزن  خود  را  سه  طلا