ن  شهادت  به  رسالت  پیامبر صلی الله علیه و سلم وجود  داشته  باشد  چون  اطاعت  از  خدا  تنها  از  جهت  پیامبر صلی الله علیه و سلم  شناخته  می‌شود،  لذا  به  دنبال  آن  دعوت  به  نماز  صورت  می‌گیرد  و  بدنبال  آن  دعوت  به  رستگاری  و  بقای  همیشگی  وضمناً  اشاره  به  ‌“‌معاد“  نیز صورت  می‌گیرد.  سپس  بجهت  تاکید  بیشتر،  آن  الفاظ  تکرار  می‌گردند.طلاق  رجعي  موجب‌ کاهش  شماره  طلاق  است

هر  شوهري  مالک  سه  طلاق  بر  همسر  خود  مي‌باشد،  طلاق  رجعي  موجب  کاهش  تعداد  طلاق  مي‌شود،  بنابراين  اگر  طلاق  رجعي  براي  بار  اول  باشد،  دو  طلاق  باقي  مي‌ماند  و  اگر  براي  بار  دوم  باشد  و  بحساب  آيد،  يک  طلاق  باقي  مي‌ماند  و  مراجعه  بعد  ازآن  اين‌کاهش  عدد  را  از  بين  نمي‌برد. بلکه  اگرشوهراو  را  بحال  خود  بگذارد  تا  اينکه  عده‌اش  بپايان  برسد  و  به  و‌ي  مراجعه  نکند،  وزن  براي  خود  شوهر  ديگري  اختيار کند، ‌سپس  از  او  طلاق  بگيرد  و  مجددا  با  شوهر  اولش  نکاح  نمايد، اين‌کاهش  عدد  طلاق  بحال  خود  باقي  است‌،  و  شوهرکردن  او  براي  مرتبه  دوم  در  اين‌کاهش  هيچ‌نه  اثري  ندارد. بازهم  تنها  يک  طلاق  باقي  مي‌ماند. زيرا  از  عمربن  خطاب  سوال  شد: مردي  زنش  را  دو  طلاقه‌کرده  و  عده‌اش  بپايان  رسيده  و  اين  زن  با  شخص  ديگري  ازدواج  نموده  و  سپس  از  او  طلاق‌گرفته  و  مجددا  با  شوهر  اول  ازدواج  کرده  است‌؟

گفت‌: او  همچنان  دو  طلاقه  است  -‌يعني  شوهرش  تنها  حق  يک  طلاق  ديگردارد  و  بعد  از  آن  اگر  او  را  طلاق  دهد،  ديگر  براي  او  حلال  نيست  و  حق  مراجعت  ندارد  مگر  اينکه  شوهري  ديگر  اختيارکند  و  بعد  از  جدا  شدن  از  او  دوباره  با  وي  ازدواج  کند  و  اين  مطلب  از  علي  بن  ابيطالب  و  زيد  و  معاذ  و  عبدالله  بن  عمرو  و  سعيد  بن  المسيب  و  حسن  بصري  نيزنقل  شده  است‌. طلاق  بائن  

قبلا گفتيم‌: طلاق  بائن  آنست‌که  مکمل  طلاق  ثلاثه  -‌سومين  طلاق  -‌باشد  يا طلاق  دادن  پيش  از  همبستري  با  زن  يا  طلاق  دادن  در  برابر  مال  باشد. ابن  رشد  در  بدايه  المجتهد  مي‌گويد: جدايي  و  بينونت  در  طلاق  بائن‌،  از جهت  عدم  همبستري  و  ازجهت  تکميل  سه  طلاقه  و  ازجهت  عوض  مالي  درخلع‌،  ناشي  شده  است  اگرچه  فقهاء  درباره  خلع  اختلاف  دارند،‌که  خلع  طلاق  است  يا  فسخ  نکاح‌.

همه  علماء  اتفاق  نظر  دارند  بر  اينکه  سه  طلاقه  وقتي  موجب  بينونت  و  جدائي کامل  زن  آزاده  مي‌گردد،‌که  بدفعات  متعدد  صورت‌گرفته  باشند،  نه  بيک  باره‌،  زيرا  خداوند  مي‌فرمايد: “‌الطلاق  مرتان‌...‌“  و  درباره  سه  طلاقه  بيک  باره  با  يک  لفظ  فقهاء  با  هم  اختلاف  دارند[1]‌.

ابن  حزم  براين  راي  است‌که  طلاق  بائن  طلاقي  است  مکمل  سه  طلاقه  باشد  يعني  سومين  طلاق  است  يا  طلاق  دادن  زن  پيش  ازوقوع  همبستري  با  وي  مي‌باشد،  و  فقط  همين  دو  نوع  است‌. و  مي‌گويد:

ما  در  دين  اسلام  ازکلام  خدا  و  پيامبرش‌،  هرگز  چيزي  نيافته‌ايم‌که  بموجب  آن  طلاق  بائني ‌که  مراجعت  بزن  در  عده  بدنبال  آن  صحيح  نيست‌،  جز  طلاق  سه‌گانه‌،  خواه  با  يک  لفظ  و  بيک  باره  يا  بدفعات  متفرقه  باشد  وجزطلاق  دادن  زني‌که  هنوز  شوهرش  با  وي  همبستر نشده  است  تنها  همين  دوصورت‌،  طلاق  بائن  است  و  غير از  اين  هر چه ‌گفته‌اند  سخنان  بدون  دليل  و  حجت  است‌[2]‌.

قوانين  احوال  شخصيه  -‌در  مصر  -‌طلاق  دادن  بسبب  وجود  عيب  در  شوهر  يا بسبب  غيبت  شوهر يا  زندان  بودن  او يا  بسبب  زيان  وضرر را،  نيزبطلاق  بائن  ملحق  ساخته‌اند  و  بعد  ازآن  هم  حق  مراجعت  براي  شوهر نيست‌.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] -بدایه المجتهد ج 2/60.
[2] -المحلی ج10/216و240.اقسام  طلاق  بائن  

طلاق  بائن  بدو  قسمت  بينونت  صغري‌که  طلاق‌کمتر  ازسه  طلاقه  است  و  بينونت‌کبري‌که  طلاق  مکمل  سه  طلاقه  است  تقسيم  مي‌شود.
حکم  طلاق  بينونت  صغري  يا  جدائي  موقت
طلاق  بائن  اگربينونت  صغري  باشد  يعني‌کمتر از سه  طلاق‌،  بمجرد  اينکه  طلاق  واقع  شد  پيوند  زناشوئي  را  ازبين  مي‌برد  و  همينکه  اين  پيوند  ازبين  رفت‌،  ديگر اين  زن  براي  شوهرش  حکم  بيگانه  دارد  و  براي  شوهرش  حلال  نيست  درمدت  عده  از  وي  بهره‌مند  و برخوردار گردد  و  اگر يکي  اززن  و  شوي  پيش  ازانقضاي  عده  يا  بعد  از  آن  بميرد،  هيچکدام  از  همديگر ارث  نمي‌برند  و  مهريه‌اي ‌که  مهلتش  مرگ  يا  طلاق  باشد  بمحض  وقوع  طلاق  بائن  موعد  پرداختش  سر  مي‌رسد. البته  شوهري‌که  زن خود  را  بصورت  بينونت  صغري  طلاق  داده  باشد،  يعني  هنوزسه  طلاقه  نشده  باشد  مي تواند  مجدداً  با  نکاح  مجدد  و  مهريه  مجدد  او  را  بعقد  ازدواج  خويش  درآورد  بدون  اينکه  نياز  به  تحليل  باشد،  هرگاه  او  را  مجدداً  بعقد  ازدواج  درآورد،  تعداد  طلاق  بهمان  صورت  قبلي  است  يعني  اگر يک  طلاق  داده  بود  هنوز مالک  دو  طلاق  و  اگر  دو  طلاق  و  دومين  طلاق  بود  مالک  يک  طلاق  ديگر که  سومين  طلاق  است مي باشد. 

حکم  طلاق  بائن  بصورت  بينونت‌کبري
حکم  بينونت‌کبري  بتمامي  مانند  بينونت  صغري  است  مگر  اينکه  نکاح  مجدد  براي  شوهر  جايز  نيست  مگر  اينکه  زن  شوهر  ديگري  اختيارکند  وآن  شوهر  با  وي  همبستر  شود  و  قصد  تحليل  نداشته  باشد،  آنگاه  زن  پس  از  طلاق  و  انقضاي  عده  مي‌تواند  مجددا  با  شوهر  اوليش  ازدواج ‌کند،  چون  در  اين  صورت  زن  سه  طلاقه شده  است‌.

خداوند  مي‌فرمايد:" فإن طلقها فلا تحل له من بعد حتى تنكح زوجا غيره   [‌يعني  اگر  شوهرزن  خود  را  سه  طلاقه‌کرد  يا  سومين  طلاق  راگفت  ديگراين  زن  براي  شوهرش  حلال  نيست  و  نکاح  و  مراجعت  صحيح  نيست‌]"‌،  مگر  اينکه  زن  شوهر  ديگري  اختيارکندکه  بعد  از  طلاق  از  او،  نکاح  مجدد  براي  شوهر  اوليش  جايز  است  چون  پيامبر صلي الله عليه و سلم    به  زن  رفاعه ‌که  سه  طلاقه  شده  بود گفت‌:" لا.حتى تذوقي   عسيلته ويذوق عسيلتك   [نخيرحق  بازگشت  به  شوهرخود  رفاعه  را  نداري  تا  اينکه  شوهرديگري  را اختيارکني‌که  هر  دو  مزه  جنسي  همديگر  را  بچشيد  و  بصورت  واقعي  همبستري  صورت‌گيرد،  و آنوقت  بعد  از طلاق  از  او،  مي‌تواني  با  شوهرت  رفاعه  مجددا  ازدواج  کني‌]"‌. بروايت  بخاري  و  مسلم‌.

مساله  هدم  =  از  بين  بردن  تعداد  طلاقهاي  کاهش  يافته‌: باتفاق  نظر  همه  علماء  بعد  از  بينونت‌کبري  هرگاه  زن  با  شخصي  ديگر ازدواج ‌کرد،  سپس  از او  طلاق‌ گرفت و  بعد  از  انقضاي  عده  پيش  شوهر  اول  برگشت  و  با  وي  مجددا  ازدواج  کرد. اين  ازدواج  مجدد  حلال  بودن  تازه‌اي  را،  برايشان  پديد  مي‌آورد  و  شوهر  مجددا  مالک  سه  طلاق  ديگرمي‌گردد. چون  وسيله  شوهردوم  حلال  بودن  ازدواج اول  و عوارض  آن  پايان  پذيرفته  وکاهش  طلاقهاي  اولي  از  بين  رفته  است‌.

ولي  درباره  زني‌که  بعد  از  بينونت  صغري  شوهر  ديگري  اختيارکند  و  سپ