م  و  حاکم  و  شاهدان  بوقت  رجم</a><a class="text" href="w:text:807.txt">حاضر  شدن ‌گروهي  از  مومنين  در  وقت  رجم</a><a class="text" href="w:text:808.txt">شلاق  زدن  حد</a><a class="text" href="w:text:809.txt">مهلت  دادن  بزناکار  ازدواج  ناکرده</a><a class="text" href="w:text:810.txt">آيا کسي‌ که  در  اثر  يکصد  ضربه  شلاق  حد  بميرد  ديه‌اي  دارد</a></body></html>حد  زنا  

1-‌اسلام  مردم  را  به  ازدواج  خوانده  و  آن  را  تشويق  مي‌كند،  زيراكه  ازدواج  سالمترين  طريقه  بكارگيري  و  تصرف  در  نيروي  غريزه  جنسي  مي‌باشد  و  بهترين  وسيله  ممكن  است‌،  براي  ايجاد  نسلي‌كه  زن  و  شوهر  به  تربيت  آن  مي‌پردازند  و  پرورش  و  مراعات  و  سرپرستي  وي  را  بعهده  مي‌گيرند  و  ازدواج  نيكوترين  وسيله  كاشتن  نهال  عواطف  مهرو  محبت  و  پاكي  و  شادي  و  رحمت  متقابل  و  شرافت  و  نزاهت  و  عزت  نفس  و  بلند  طبعي  است  و  از  اين  راه  است‌كه  سلاله  و  فرزند  انسان  مي‌تواند  بگونه‌اي  پرورش  يابدكه  مسئوليت  خويش  را  انجام  دهد  و  با  تلاش  و  كوشش  خود  در پيشرفت  و تعالي  و  برتري  زندگي  سهيم‌ گردد.
٢-‌همانگونه ‌كه  اسلام  نيكوترين  راه  را  براي  بهره‌گيري  وتصرف  درغريزه  جنسي  و  توجيه  آن  وضع‌ كرده  و معين  نموده  است‌،  انسان  را  ازتصرف  در  غريزه  جنسي  در  راه  غيرمشروع  منع‌كرده  است  و  انسان  را  برحذرداشته  است  ازاينكه  با  هر  وسيله‌اي  اين  غريزه  را  برانگيزد  تا  اينكه  اين  غريزه  از  راه  و  روش  مرسوم  خويش  منحرف  نگردد،  بنابراين  اسلام  اختلاط  زن  و  مرد  و  رقص  مشترك  و  تصاوير  شهوت‌انگيز  و آو‌از  و  موسيقي  زشت  و  مستهجن  و  نگاههاي  شهوت‌آلود  و  هرچيزي  راكه  برانگيزانند‌ه  شهوت  و  غريزه  جنسي  نامشروع  باشد  يا  انسان  را  به  فحش  و  ناسزا  بكشاند،  منع  نموده  و  حرام‌كرده  است‌. تا  ازاين  راه  عوامل  ضعف  و  سستي  و  انحلال  در  خانه  و  خانواده  راه  نيابد  و  نفوذ  نكند.
٣-‌اسلام  زنا  را  يك  جرم  و  جنايت  قانوني  مي‌داند،‌كه  مستحق  سخت‌ترين  عقوبتها  است‌،  زيراكه  عواقب  آن  بسيار  وخيم  است  و  سبب  بسياري  از  بديها  و جرائم  مي‌گردد. 
پيوندهاي  بي‌بند  و  بار  و  معاشرتهاي  جنسي  نامشروع‌،  جامعه  را  به  پرتگاه  نيستي  و  از  همپاشيدگي  تهديد  مي‌كند،  علاوه  بر  اينكه  از  پست‌ترين  رذالتها  است‌،  خداوند  مي‌فرمايد:" ولا تقربوا الزنا إنه كان فاحشة وساء سبيلا [‌يعني  هرگز گرد كارهائي  نگرديد  كه  انسان  را  بزنا  مي‌كشاند  (‌مانند  نظربا  شهوت  و  لمس  و  بوسه  و  غير  ذلك  از  مقدمات  زنا،  پس  وقتي‌كه  مقدمات  حرام  باشد،  خود  زنا  بطريق  اولي‌)  -‌بيگمان  زنا  فحشاء  و  جرم  آشكار و  قبيح  و  بد  روشي  است‌]‌’‌’‌.
٤-‌زنا  سبب  مستقيم  انتشار  بيماريهاي  خطرناكي  است‌كه  بدن  و  جسم  را  بنابودي مي‌كشاند  و  اين  بيماريها  را  از  طريق  وراثت  از  پدران  بفرزندان  و  نوه‌ها  و  نسلهاي  بعدي  منتقل  مي‌سازد  مانند: سيفليس  و كورك  و  زخم  -  و  امروز  ايدز  -‌و  امثال  آن‌. 
 ٥-‌زنا  يكي  ازاسباب  و  راههائي  است‌كه  به  جرم  و  جنايت  قتل  منتهي  مي‌گردد  چون  وجود  غيرت  درانسان  طبيعي  وسرشتي  مي‌باشد  وكمترپيش  مي‌آيدكه  جوان مرد  و  انسان  با  مروت  و  زن  پاكدامن‌،  به  انحراف  جنسي  تن  در  دهد،  بلكه  مرد  در اينگونه  مواردگمان  مي‌كند،  چيزي‌كه  مي تواند  لكه  عار  و  ننگ  را  از  دامان  او  و خانواده‌اش  بشويد،  تنها  خون  است  و  لذا  به  قتل  مبادرت  مي‌كند. 
٦-‌زنا  نظام  خانواده  را  بفساد  مي‌كشاند  وزيربناي  خانواده  را  بهم  مي‌ريزد  و  پيوند  زناشويي  را  مي‌گسلاند  و  فرزندان  را  در  معرض  سوء  تربيت  و  پرورش  ناهنجار  قرار مي‌دهد،  چه  بسا  به  آوارگي  و  انحراف  و  جرم  و  جنايت  منجرگردد. 
 ٧-‌زنا  موجب  ضايع  شدن  نسب  و  تمليك  اموال  بغير صاحبان  حقيقي  آن  در ارث  مي‌شود  چون  ممكن  است  فرزند  ازآن  ديگري  باشد.
٨-‌زنا  موجب  فريب  و زيان  شوهرمي‌گردد،  چون  ممكن  است  زنا  به  حاملگي  منجر  شود  آنگاه  شوهر  بچه‌اي  را  مي‌پروراند كه  در  حقيقت  ازآن  او  نيست‌. 
٩-‌زنا  يك  پيوند  موقتي  است‌كه  هيچگونه  مسئوليت  را  بدنبال  ندارد  و  يك  عمل  حيواني  صرف  است‌كه  يك  انسان  شريف  از چنين  عملي  پرهيز مي‌كند  و آن  را  شايسته  خويش  نمي‌داند. خلاصه  سخن  اينست ‌كه  بطور  قطعي  به  اثبات  رسيده  است  كه  زيانهاي  زنا  بسيار  است  و كسي  در  آن  شك  ندارد،‌ كه  اين  عمل  شنيع  بزرگترين  سبب  فساد  و  انحطاط  آداب  واخلاق  و  پديد  آورنده ‌كشنده‌ترين  بيماريهاي  جنسي  و  رواج  دهنده  پرهيز  از  ازدواج  و  روي  آوردن  به  معشوقه  بازي  و  بزرگترين  انگيزه  خوش‌گذراني  و  اسراف  و  ارتكاب ‌گناه  و  فسق  و  فجور  مي‌باشد.

بدون  شك  تعقيب  زناكار  و  بعقوبت  رساندن  او  اگر چه  موجب  زيان  و  ضرر  و  هلاك  مجرم  مي‌گردد،  ولي  دراجراي  اين  عقوبت  حفظ  نفوس  و آبروها  و حمايت  از  خانواده‌ها  مي‌باشد،  چون  خانواده  خشت  زيربناي  جامعه  مي‌باشند،‌كه  اگر  خانواده  سالم  و  درست  باشند،  جامعه  سالم  و  درست  است  واگرفاسد  و  تبه‌كارباشند  جامعه  نيز  فاسد  است‌،  ماندگاري  و  بقاي  ملتها  بوسيله  اخلاق  فاضله  وآداب  عالي  و  دوري  از  پستي  و  آلودگي  و گناه  و  انحطاط  است‌،  اسلام  به  غريزه  جنسي  توجه‌كامل  نموده  است‌،  همانگونه‌كه  ازدواج  را  مباح  دانسته  است  تعدد  زوجات  را  نيز  برابر  ضوابط  شرعي  جايز  دانسته  است  تا  بوسيله  حلال‌،  بتواند  از  ارتكاب  حرام  پرهيزكند  و عذري  براي  مرتكب  جنايت  باقي  نماند. 

اسلام  بمان  اندازه ‌كه  مردم  را  از  ارتكاب  اين  جرم  شنيع  برحذر  داشته  و  از  آن ترسانده  است‌،  درباره  اجراي  عقوبت  سخت  آن  نيز  احتياط  نموده  است:
1-‌ازجمله  احتياط  اينست‌كه  حدود  با  وجود  شبهه  ساقط  مي‌شوند  وتنها  وقتي  حد  زنا  اجرا  مي‌گردد كه  وقوع  اين  جريمه  بطورقطعي  به  ثبوت  رسيده  باشد.
٢-‌براي  اثبات  اين  جريمه  و  جنايت  چهار  شاهد  وگواه  مرد  عادل  ضروري  است وگواهي  زنان  و  مردان  فاسق  مورد  پذيرش  نيست‌. 
٣-‌بايد  همه‌گواهان  بطور  محسوس  و  يقيني  عمل  جنسي  و  ارتكاب  زنا  را مشاهده ‌كرده  باشند  همانگونه ‌كه  ميله  را  در  سرمه‌دان  و  طناب  را  در  چاه  آب مي‌بينند  و  بديهي  است‌كه  اثبات  چنين  چيزي  اگر محال  نباشد،  بسيار سخت  است‌. 
٤-‌چنانكه  سه  نفر  از اين  چهار  نفرگواهي  بوقوع  اين  جريمه  بدهند  و  نفر چهارمي  برخلاف  گواهي  آنان‌گواهي  دهد،  يا  اينكه  يكي  از  اين  چهار  نفر  ازگواهي  خويش  منصرف‌گردد،  بايد  حد  قذف  درباره  اين‌گواهان  اجراگردد.

اينست  احتياطي‌كه  اسلام  براي  اثبات  اين  جرم  و  جريمه  مقرركرده  است‌كه اثبات  قطعي  آن  ممكن  نيست  -‌يا  بسياردشواراست  -‌اين  عقوبت  بيشتر  به  تهديد  و  ترساندن  و  اعلام  خطر  مي‌ماند  تا  به  تحقق  و  اجراي  آن  شايدكسي  سوال‌كند: اگر  اجراي  حد  زنا  بعلت  دشواري