  است‌]"‌.
  جهاد  درراه  خدا  مظهر و  ثمره  عشق  وايمان  و  يقين  و  توکل  بخدا  است  و مظهراعلاي  فداکاري  با  جان  و مال  است  و معامله  و  داد  و ستد  است  با  خدا  با  جان  و  مال‌، که  خداوند  مي‌فرمايد:
" إن الله اشترى من المؤمنين أنفسهم وأموالهم بأن لهم الجنة يقاتلون في سبيل الله فيقتلون ويقتلون وعدا عليه حقا في التوراة والانجيل والقرآن ومن أوفى بعهده من الله فاستبشروا ببيعكم الذي بايعتم به وذلك هو الفوز العظيم  ‌توبه  ١١١  [‌حقاکه  خدا  جانها  و  مالهاي  مسلمانان‌:  مومنان  را  خريد  تا  برايشان  بهشت  باشد  کسانيکه  جان  و  مال  خود  را  بخدا  فروخته‌اند  ببهاي  بهشت‌.  درراه  خدا  مي‌جنگند  و  در  اينراه  مي‌کشند  و کشته  مي‌شوند.  اين  نويد  حق  است  و  ثابت  است  براي  مومنان  نزد  خدا:  درتورات  و  انجيل  به  ثبوت  رسيده  همانگونه‌که  درقرآن  نيزثابت  است  و  چه‌کسي  است‌که  وفاکننده‌تر به  پيمان  خود  از خدا  باشد  بنابراين  بر  شما  مژده  باد  و  خوش  وقت  باشيد  به  خريد  و  فروش ‌که  با  خداي  خود  انجام  داده‌ايد  و آنچه  فروخته  شده  مايه  بهره‌مندي  بزرگ  است‌ که  منتهاي  آرزوي  مومن  را  دربر  دارد]‌’‌’‌.
اسلام  جهاد  را  بسيار  بزرگ  مي‌داند  و  ببزرگي  از  آن  يادکرده  است‌.  در  سوره‌هاي  مدني  قرآن‌،  و  بسختي‌کساني  را  که  جهاد  را  ترک  کرده  و  از  آن  روي  برگردانده‌اند،  مورد  نکوهش  قرار  داده  و  آنان  را  به  نفاق  و  بيمار دل  وصف کرده  است‌.

مجاهد  بهترين  مردم  است
از  ابن  عباس  روايت  است  که  پيامبر صلي الله عليه و سلم    گفت‌:" ألا أخبركم بخير الناس؟ رجل ممسك بعنان فرسه في سبيل الله  ألا أخبركم بالذي يتلوه: رجل معتزل في غنيمة له يؤدي حق الله فيها.ألا أخبركم بشر الناس: رجل يسأل باللهولا يعطي به    [‌هان  نمي‌خواهيد  بشما  خبردهم‌که  بهترين  مردم‌‌ کيانند؟‌کساني‌که  زمام  و  افسار اسب  خويش  را  در  راه  خدا  نگه  داشته‌اند  يعني  مجاهدان  في  سبيل  الله‌،  مي‌خواهيد  بشما  خبر  دهم‌که  بعد  از  او  چه  کساني  قرار  دارند؟  مردي  که  گله‌اي  کوچک  از گوسفندان  دارد  و  از  مردم کناره‌گرفته  و  حقوق  الله  را  درباره  اين ‌گله ‌کوچک  خويش  ادا  مي‌کند.  آيا  نمي‌خواهيد که  بشما  خبربدهم‌که  بدترين  مردم  چه‌کسي  است‌؟  مردي‌که  بنام  خدا  چيزي  از  او بخواهند  و  او  نمي‌دهد  يعني  از  او  خواسته  مي‌شودکه  ترا  بخدا  فلان  چيز  را  به  من  بده  و  او  نمي‌دهد  و  احترام  نام  الله  را  نگه  نمي‌دارد  يا  اين‌که  او  بنام  خدا  از  مردم  چيزي  مي‌طلبد  ولي  اگر  مردم  بنام  خدا  از  او  چيزي  بطلبند  نمي‌دهد]"‌.
از  پيامبر صلي الله عليه و سلم   سوال  شدکه  بهترين  مردم  چه‌کسي  است‌؟  قال‌:" مؤمن يجاهد في سبيل الله بنفسه وماله ".قالوا: ثم من؟ قال: " مؤمن في شعب من الشعاب يتقي الله ويدع الناس من شره    [‌مومني‌که  با  جان  و مال  خود  در راه  خدا  مي‌جنگد.گفتند:  سپس  چه  
کسي‌؟  فرمود:  مومني  که  بدور  از  مردم  در  دره‌اي  از  دره‌ها،  از  مردم  کناره  گرفته  و  بتقواي  خدا  مشغول  است‌،  و  شرش  بمردم  نمي‌رسد]"‌.  از  اين  حديث  برمي‌آيدکه  عزلت  وگوشه‌نشيني  و  پرهيز  از  اختلاط  و  آميزش  با  مردم  نيکو  است‌،  و  در  اين مطلب  بين  علما  اختلاف  مشهود  است‌:
بنا  بمذهب  شافعي  و  بيشترين  علماء  اختلاط  و  آميزش  با  مردم  بهتر  است‌،  مشروط  بر  آنکه  اميد  سلامتي  از  فتنه‌ها  باشد  وگروهي  معتقدندکه  اعتزال  وگوشه  نشيني  بهتر  است‌.
جمهور  علما گويند  مقصود  از  اين  حديث‌،  اعتزال  و گوشه‌نشيني  در  زمان  فتنه‌ها  و  جنگ  است‌،  درآن  وقت  اعتزال  و گوشه‌نشيني  بهتر  است  يا  درباره‌ کسي  است‌که  مردم  از  شر  او  ايمن  نيستند  و  او  تاب  تحمل  مردم  را  ندارد  و  يا  امثال  اينگونه  اشخاص‌.  
بيگمان  پيامبران  صلوات  الله  عليهم  و  جمهور  اصحاب  و  تابعين  و  علماء  و  پارسايان  همواره  با  مردم  اختلاط  و  آميزش  داشته‌اند  و  از  فوايد  اين  عمل  برخوردار بوده‌اند،  از  قبيل  نماز  جماعت  و  نماز  جمعه  و  تشييع  جنازه  و  عيادت  بيماران  و  حلقه‌هاي  ذکر  و  امثال  آن‌.  نام  “‌شعب‌”  =  دره  براي  مثال  است  و  مقصود  ازآن  مطلق  اعتزال  وگوشه‌نشيني  است  چون  معمولا  اينگونه  محلات  از  مردم  خالي  بوده‌اند  و  نظير  اين  حديث  نيز  داريم ‌که  از  پيامبر صلي الله عليه و سلم    درباره  نجات  و  رهائي  سوال  شد  فرمود: " أمسك عليك لسانك، وليسعك بيتك، وابك على خطيئتك [‌زبان  خويش  را  نگه  دار  و  ملازم  خانه‌ات  باش  و  برگناه  خويش‌گريه‌کن‌]"‌.

بهشت  از آن  مجاهد  است  
از  ترمذي  روايت  است‌که  مردي  قلبا  متمايل  به  عزلت  و گوشه‌نشيني  بود  و  در  اين  زمينه  از  پيامبر صلي الله عليه و سلم   سوال‌کرد،  پيامبر صلي الله عليه و سلم    گفت‌:" لا تفعل، فإن مقام أحدكم في سبيل الله أفضل من صلاته في بيته سبعين عاما، ألا تحبون أن يغفر الله لكم ويدخلكم الجنة: اغزوا في سبيل الله. من قاتل في سبيل الله فواق ناقة وجبت له الجنة     [‌اين‌کار  را  نکن‌.  چون  براستي  اقامت  يکي  از  شما  در  جهاد  در  راه  خدا  برتر  است  از  نماز  خواندن  وي  هفتاد  سال  در خانه‌اش  آيا  دوست  نداريد که  خداوند  شما  را  بيامرزد  و  شما  را  به  بهشت  ببرد.  برويد  در  راه  خدا  جهادکنيد  هرکس  باندازه  اينکه  شتري  را  مي‌دوشند  و  انگشتان  را  براي دوشيدن  پستان  مي‌بندند  و  باز  مي‌کنند،  يا  باندازه  فاصله  بين  دو  بار دوشيدن  شتر،  در  راه  خدا  جهادکند،  بهشت  براي  او  واجب  مي‌گردد]"‌.

مقام  مجاهد  در  بهشت  يکصد  درجه  ارتفاع  دارد
ازابوسعيد  خدري  روايت  شده‌که  پيامبر صلي الله عليه و سلم    گفت‌:" أبا سعيد، من رضي بالله ربا، وبالاسلام دينا، وبمحمد نبيا وجبت له الجنة   [‌اي  ابوسعيد  هرکس  الله  را  بپروردگار  خود  و  اسلام  را  بدين  خود  بپذيرد  و  محمد  را  بپيامبري  قبول‌کند  بهشت  براي  او  واجب مي‌گردد]  
ابوسعيد  از  آن  بسيار  خوشحال‌گرديد  و گفت‌:  اي  پيامبر صلي الله عليه و سلم    خدا  آن  را  بار  ديگر برايم  تکرارکن  و  چنين  کرد.  سپس  گفت‌: " وأخرى يرفع بها العبد مائة درحة في الجنة ما بين كل درجتين، كما بين السماء والارض  [‌عمل  ديگري  است  که  مقام  بنده  را  در  بهشت  يکصد  درجه  رفعت  مي‌بخشدکه  ارتفاع  هر  درجه  باندازه  بين  آسمان  و  زمين  مي‌باشد]"‌.  ابوسعيدگفت‌:  چيست  اين  عمل  اي  رسول  خدا؟‌گفت‌:" الجهاد في سبيل الله، الجهاد في سبيل الله " .  پيامبر صلي الله عليه و سلم    گفت‌:" إن في الجنة مائة درجة، أعدها الله للمجاهدين في سبيل الله، مابين الدرجتين كما بين السماء والارض، فإذا سألتم الله فاسألوه الفردوس، فإنه أوسط الجنة، وأعلى الجنة، وفوقه عرش الرحمن، ومنه تفجر أنهار الجنة  [‌بيگمان  در  بهشت  يکصد  درجه  و  پله  هست‌،  که  خداوند  اين  درجات  رفيع  را  براي  مجاهدان  در  راه  خدا  آماده‌