‌گذاشت‌، آنكه براي پدر و مادر و نزديكان به گونه‌اي شايسته و بدون اجحاف وصيت كند. اين وصيت و سفارش براي پدر و مادر و خويشاوندان نزديك حق و وظيفه‌اي است بر عهده پرهيزگاران‌]"‌.
و جاي د‌يگر گويد: "‌... من بعد وصية يوصي بها أو دين ... نساء ١١ [‌.. . همه اينها پس از عمل به وصيت ميت و پرداختن وام او است‌...]"‌.
باز هم مي‌فرمايد:" يا أيها الذين آمنوا شهادة بينكم إذا حضر أحدكم الموت حين الوصية إثنان ذوا عدل منكم    مائده ١٠٦ [‌اي‌كساني‌كه ايمان آورده‌ايد چون مرگ يكي از شما فرا ر‌سد بهنگام وصيت بايد دو فرد عادل از همكيشان خودتان را گواه و شاهد بگيريد...]"‌. و در سنت نبوي احاديث زيرآمده است‌:
1- بروايت بخاري و مسلم از ابن عمر پيامبر صلي الله عليه و سلم  گفت‌:" ما حق امرئ مسلم له شئ يوصي فيه، يبيت ليلتين إلا ووصيته مكتوبة عنده  [حق مرد مسلمان آنست‌كه اگر چيزي دارد كه درآن وصيت مي‌كند، هيچ شبي بدون اينكه وصيت نوشته شده‌اش پيش او باشد نخوابد، يعني احتياط كند مبادا مرگش ناگهان فرا رسد]‌’‌’‌. ابن عمر گفت‌: از وقتي ‌كه اين سخن را از پيامبر صلي الله عليه و سلم  شنيدم هيچ شبي بدون اينكه وصيتم پيشم باشد نخوابيده‌ام‌. 
امام شافعي‌ گفت‌: احتياط و حزم و دورانديشي مسلمان آنست‌كه همواره وصيت او پيش او و نوشته و آماده باشد. اگربخواهد دراموالي‌كه دارد وصيت‌كند،بايد چنين باشد چون او نمي‌داندكه چه موقع مرگش فرا مي‌رسد و مانع رسيدن بخواسته‌اش مي شود. 
٢-‌بروايت احمد و ترمذي و ابوداود و ابن ماجه ازابوهريره پيامبر صلي الله عليه و سلم  گفت‌: " إن الرجل ليعمل والمرأة بطاعة الله ستين سنة ثم يحضرهما الموت فيضاران في الوصية فتجب لهما النار  [گاهي پيش مي‌آيد كه مرد و زن شصت سال طاعت و عبادت خداوند را مي‌كنند سپس مرگشان فرا مي‌رسد و در وصيت و سفارششان مرتكب زيان وضرر ديگران مي‌شوند و بخاطر آن بدوزخ مي‌روند يعني اشتباه و خطاء در وصيت‌شان طاعتشان را باطل مي‌كند]"‌.
سپس ابوهريره بعد ازاين حديث آيه زيررا خواند:" من بعد وصية يوصى بها أو دين غير مضاروصية من الله والله عليه حليم  ‌نساء ١٢ [... و اين‌كار نيز بايد پس از انجام وصيت ويا پرداخت بدهي صورت‌گيرد مشروط براينكه وصيت براي ورثه به زبان آنان منجرنشود يعني از 3/1 ‌نگذرد اين وصيت ودستورخدا است و خداوند دانا و بردبار است ]‌".

٣-‌بروايت ابن ماجه ازجابر پيامبر صلي الله عليه و سلم  گفت‌:" من مات على وصية مات على سبيل وسنة ومات على تقى وشهادة ومات مغفورا له  [هركه بر وصيت بميرد يعني وصيت كرده و مرده باشد او بر راه خدا و سنت پيامبر صلي الله عليه و سلم  و بر تقوي و شهادت مرده و آمرزيده مي‌شود]‌". و امت اسلامي بر مشروعيت وصيت اجماع دارند. 

وصيت اصحاب و ياران پيامبر صلي الله عليه و سلم  
پيامبر صلي الله عليه و سلم  به رفيق اعلي پيوست و ازجهان رفت‌، درحاليكه وصيت نكرد، چون مالي از خود بجاي نگذاشت تا درآن وصيت‌كند. بروايت بخاري از ابن ابي اوفي پيامبر صلي الله عليه و سلم  وصيتي نكرد. علما در علت و سبب آن‌گفته‌اند:
چون پيامبر صلي الله عليه و سلم  مالي از خود بجاي نگذاشته بود و اما زميني‌كه داشت در راه خدا وقف‌كرد و اما اسلحه و استري‌كه داشت خبرداده بودكه به ارث نمي‌رود، و وارث او مسلمانان هستند. نووي آن را ذكركرده است‌. و اما ياران پيامبر صلي الله عليه و سلم  در راه تقرب بخداوند ببعضي ازمال خود وصيت مي‌كردند وآنان براي وارثان بعد از خود وصيت مكتوب و نوشته شده‌اي داشتند. عبدالرزاق با سند صحيحي آورده است كه انس‌گفت‌: ياران پيامبر صلي الله عليه و سلم  در آغاز و اول وصيتهاي خويش مي‌نوشتند: بسم الله الرحمن الرحيم اين وصيت فلان پسر فلان است‌كه گواهي مي‌دهد باينكه هيچ خدائي و مالكي ومعبودي بحق نيست‌، مگرالله‌كه تنها وبي‌شريك است وگواهي مي‌دهدكه محمد بن عبدالله بنده ورسول الله است و قيامت ورستاخيز بدون شك مي‌آيد و خداوند مردگان قبور را زنده مي‌كند و بكساني‌كه بعد از او از اهل و خانواده‌اش مي‌مانند توصيه و سفارش مي‌كندكه تقواي خدا پيشه‌كنند و در ميان خود صلح‌ و سازش برقرار سازند و از خداوند و رسولش اطاعت كنند، اگر ايمان دارند و بدانان آن سفارش و وصيتي مي‌كندكه ابراهيم خليل ‌و يعقوب عليهما السلام بفرزندان خود كردند:" إن الله اصطفى لكم الدين فلا تموتن إلا وأنتم مسلمون  [‌خداوند دين الهي و اسلام را براي شما برگزيده است پس‌كاري‌كنيدكه مسلمان بميريد]"‌. سپس آنچه ‌كه مي‌خواهد بنويسد.

فلسفه و حكمت وصيت
در حديث از پيامبر صلي الله عليه و سلم  روايت شده است كه گفت‌:" إن الله تصدق عليكم بثلث أموالكم زيادة في أعمالكم فضعوها حيث شئتم أو حيث أحببتم "  [خداوند يك سوم مالتان را بشما بخشيده است علاوه بر اعمالي‌كه انجام داده‌ايد، پس آن را در هر جا كه مي‌خواهيد بگذاريد و بهركس ‌كه دوست داريد بدهيد و بهر طريق‌كه دلتان مي‌خواهد درآن تصرف‌كنيد]‌". اين حديث ضعيف است از اين حديث برمي‌آيد كه وصيت‌كردن تقرب است بخداوندكه انسان درآخر زندگيش خود را بخداوند نزديك مي‌سازد تا حسنات و خيرات او افزايش يابد يا جبران مافات‌ كند و چيزهائي راكه نتوانسته است انجام دهد اكنون بدان اقدام‌كند و درآن دستگيري و كمك و مواسات بمردم‌ باشد.

حكم وصيت[2] 
حكم و وصف شرعي وصيت ازحيث اينكه مطلوب است يا مطلوب نيست‌، علما درآن اختلاف دارند، اينك باجمال آراي علما را ذكر مي‌كنيم‌:
1-‌گروهي وصيت را واجب مي‌دانند، براي هركسي كه مالي از خود بجاي گذارد، خواه مالش فراوان يا اندك باشد. روي هم رفته اين نظر از زهري و ابومجلز و ابن حزم و ابن عمرو طلحه و ز‌بير و عبدالله بن ابي اوفي و طلحه بن مطرف و طاووس و شعبي و ابوسليمان و همه ياران شعبي نقل شده است و بدين آيه استدلال ‌كرده‌اند:" كتب عليكم إذا حضر أحدكم الموت إن ترك خيرا الوصية للوالدين والاقربين بالمعروف حقا على المتقين   بقره ١٨٠ .

٢-‌راي گروه دوم اينست‌ كه وصيت براي والدين و خويشاونداني‌ كه از ميت ارث نمي‌برند واجب است و اين مذهب مسروق و اياس و ابن جريرو زهري است‌.

 ٣-‌راي سوم قول پيشوايان چهارگانه فقهي و زيديه است‌كه وصيت برهركس‌كه مالي از خود بجاي مي‌گذارد فرض نيست مانند راي اول و وصيت براي والدين و خويشاونداني‌ كه ارث نمي‌برند فرض نيست مانند راي دوم بلكه حكم وصيت با  اختلاف اوضاع و احوال فرق مي‌كند و اختلاف دارد كه‌گاهي واجب وگاهي مندوب و گاهي حرام وگاهي مكروه وگاهي مباح مي‌گردد:
وصيت واجب‌: هرگاه برشخص يك حق شرعي باشد و اگر بدان وصيت نكند آن حق ضايع مي‌شود، در اين حال وصيت واجب است مانند وديعه يا قرض الهي يا قرض مردم مثل اينكه زكات بدهكار باشدكه نداده است يا بروي حج واجب بوده و انجام نداده است يا امانتي پيش وي بوده‌كه واجب است از عهده‌اش بدر آيد يا بر وي وا مي‌باشد كه غير او از آن اطل