 يا زن باشد هرگاه آزادكننده موجود نبود، عصبه ذكور او ارث آن بنده مرده را مي‌برند.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] -‌تیره‌ای‌كه  برابر  شرایط  مخصوص‌كه  در  مبحث  دیه  بیان  شده  است  در  پرداخت  خونبها  شركت می‌كنند.
[2] -‌زنی‌كه  سهم  معین  و  فرض  نداشته  باشد،  بهنگام  عدم  برادر  عاصبش  اگر  برادرش  هم  وجود  داشته  باشد  بصورت  عصبه  درنمی‌آید.  برای  مثال  اگر شخصی  بمیرد  عمویا  عمه  را  بجای‌گذارد  مال  او  همه‌ش  ازآن  عمواست  نه  عمه  و  عمه  به  وسیله  برادرش  بصورت  عصبه  درنمی‌آید،  چون  اگر  برادرش  هم  نباشد  عمه  ارث  نمی‌برد  و  سهم  معین  ندارد  و  دارای  فرض  نیست  و  پسر  برادر  با  دختر  خواهر  هم  همین  حكم‌دارد.حجب و حرمان

معني ‌حجب‌: حجب درلغت بمعني منع است و مقصود ازآن درمبحث ارث منع وارث معيني از همه سهم ا‌لارثش يا از بعضي از سهم‌الارثش بعلت وجود شخص ديگري كه از او مستحق‌تر است بايد دانست‌كه هريك از وارثان در همه احوال ارث نمي‌برند، بلكه درباره اوقات اوضاعي بوجود مي‌آيدكه وارث يا ازكليه سهم‌الارث خود محروم و ممنوع مي‌شود، يا اينكه مقدار سهم‌الارث وي نقصان يافته ازحداكثربحداقل تنزل مي‌كند.، اين محروميت وتنزل دراصطلاح اهل فرايض ‌حجب ناميده مي‌شود. 
حرمان‌: مقصود از حرمان منع شخص معيني است از ميراثش بسبب تحقق مانعي ازموانع ارث‌، مانند قتل و امثال آن از موانع ارث بردن‌.

اقسام‌ حجب 
حجب بدو نوع‌، حجب نقصان و حجب حرمان تقسيم مي‌شود:
الف‌: حجب نقصان‌: حجب نقصان عبارت است ازتنزل سهم الارث يكي ازورثه بعلت وجود غيراو،‌كه براي پنج نفرخواهد بود:
1-‌شوهر است‌كه با وجود فرزند زن فوت‌كرده‌، سهم‌الارثش از نصف به يك چهارم تتزل مي‌كند.           
 ٢-‌همسر است‌كه با وجود فرزندان شوهر متوفايش سهم الارثش از يك چهارم  به يك هشتم ‌تنزل پيدا مي‌كند.
٣-‌مادرمتوفي است‌كه با وجود فرع وارث ازمتوفي‌، سهم‌الارثش از يك سوم ‌به يك ششم ‌تنزل پيدا مي‌كند.      
٤-‌دختر پسر است‌.   
5-خواهرپدري است‌.          

ب‌: حجب حرمان‌: ‌حجب حرمان عبارت است از منع جميع ميراث از شخصي بعلت وجود غير او مانند محروم بودن برادر ازارث متوفي‌، بعلت وجود پسر  متوفي‌. و اين نوع محروميت براي شش نفر از وارثان پيش نمي‌آيد و شامل آنان نمي‌شود، اگرچه جايز است ‌كه حجب نقصاني برايشان پيش آيدكه عبارتند:
1-‌٢‌ -والدين = پدر و مادر 
٣-‌٤‌ -‌فرزندان = پسر و دختر 
٥-‌٦‌-‌زوجان= زن وشوهر 
حجب حرمان براي غيراين شش نفرازوارثان پيش مي‌آيد. ‌حجب حرمان بر دو اساس استوار است‌: 
1-‌هركس بوسيله يك‌كسي بميت منتسب‌گردد، با وجود آن‌كس او محروم است مانند پسرپسركه با وجود پسرمحروم مي‌شود -‌چون نسبت نوه بوسيله پسر است پس وقتي‌كه پسرهست نوه محروم مي‌شود. غير از اولاد مادركه آنان با وجود مادر هم ارث‌. مي‌برند اگرچه نسبتشان بميت بوسيله مادر است‌.
٢-‌در ‌حجب حرمان اقرب بر ا‌بعد مقدم است‌، پس پسرمتوفي پسر برادرمتوفي را حجب مي‌كند. اگردردرجه با هم مساوي باشند ترجيح با قوت قرابت و خويشاوندي است مانند برادر ابويني‌كه برادر پدري را حجب و محروم مي كند. - قاعده‌كلي است‌كه اقرب ابعد را محروم مي‌كند براي مثال پدرجد را و مادر جده را و فرزند، برادر را و برادر ابويني‌، برادر غير ابويني را محروم مي‌كند الي آخر -‌. 

فرق بين محروم و محجوب 
فرق بين محروم و محجوب در دو چيز است‌:
1- محروم اصلا اهليت ارث و شايستگي و استحقاق ارث بردن را ندارد مانند قاتل‌. بخلاف محجوب‌كه اهليت و شايستگي و استحقاق ارث بردن دارد ليكن بعلت وجود شخص ديگركه ازاو نزديكترو اولي‌تراست به ارث‌، محروم و حجب شده است‌.
٢-‌كسي‌كه محروم از ميراث است‌، وجودش در سهم ديگري تاثيري ندارد و نمي‌تواند اصلاكسي را حجب‌كند، بلكه معدوم فرض مي‌شود و حكم معدوم دارد، پس هرگاه‌ كسي بميرد و پسري‌ كافر و برادرمسلماني داشته باشد، همه ميراث از آن برادر مسلمان است و پسركافر چيزي نمي‌برد.
ولي محجوب‌گاهي در غير تاثيرمي‌گذارد و او را ‌حجب مي‌كند، خواه بصورت ‌حجب حرمان يا ‌حجب نقصان‌، براي مثال‌، دو برادر يا بيشتر با وجود پدر و مادر ارث نمي‌برند ، بخاطر وجود پدر، ولي مادررا ‌حجب مي‌كنندكه سهم او را از ثلث به سدس تقليل مي‌دهند. ‌هیات  سجود:

مستحب  است‌ که  سجـده ‌کننده امور  زیر  را  مراعات ‌کند:  
1-‌بینی  و  پیشانی  و  دستها  را  بر  زمین  بخوبی  جای  دهد  و  دستها  را  به  پهلوها  نچسباند.  از  وائل  بن  حجر  روایت  است‌ که‌:" لما سجد وضع جبهته بين كفيه وجافى عن إبطيه. [پیامبر صلی الله علیه و سلم  وقتی‌که  به  سجده  می‌رفت‌،  پیشانیش  را  بین  هر دو کف  می‌نهاد.  و  ابطین  (‌زیر  بغلها)  را  باز  می‌گذاشت‌]"‌.  بروایت  ابوداود.

از  ابوحمید  روایت  است  که‌:  پیامبر صلی الله علیه و سلم:" كان إذا سجد أمكن أنفه وجبهته من الارض، ونحى يديه عن جنبيه، و وضع كفيه حذو منكبيه  [چون  به  سجده  می‌رفت‌،  بخوبی  بینی  و  پیشانی  خود  را  بر  زمین  جای  می‌داد  و  دستها  را  از  پهلوها،  دور  می‌نمود  وکف  دستان  را  در مقابل  شانه‌ها  می‌نهاد]"‌.  به  روایت  ابن  خزیمه  و  ترمذی‌، و  او گفته  که‌:‌“‌حسن  و  صحیح‌“‌  است‌.

2-‌کف  دستان  در  برابر گوشها  یا  شانه‌ها  نهاده  شوند.  هر  دو  در اخبار آمده  است‌.  

بعضی  هر  دو  روایت  را  بدینگونه  جمع ‌کرده‌اند:  سر انگشتان  شست  در  مقابل ‌گوشها  و کف  دستان  در  مقابل  شانه‌ها  باشد.  

3-انگشتان  دست ‌کشیده  و  بهـم  پیوسته  باشد.  بروایت  ابن  حبان  و  حاکم‌:  پیامبر صلی الله علیه و سلم" كان إذا ركع فرج بين أصابعه وإذا سجد ضم أصابعه"[در رکوع  انگشتان را  باز  و  در  سجده  بهـم  پیوسته  می‌داشت‌]"‌.

4-مستحب  است‌ که  انگشتان  پاها  رو  به  قبله  باشند.  بروایت  بخاری  از  حدیث  ابوحمید  آمده  است‌:" أن النبي صلى الله عليه وسلم كان إذا سجد وضع يديه غير مفترشهما ولا قابضهما، واستقبل بأطراف أصابع رجليه القبلة "[پیامبر صلی الله علیه و سلم چون  به  سجده  می‌رفت  دستها  را  بگونه‌ای  می‌نهاد که  نه ‌گسترده  بودند  و  نه  بسته  (‌نیم ‌گسترده  و نیم  بسته‌)  و کناره‌های  انگشتان  پاهایش  رو  به  قبله  بود]"‌.عو‌ل 

عول = عول درلغت بمعني ارتفاع و افزايش است‌گويند عال الميزان يعني ميزان بالا رفت و بمعني ميل و تمايل بجورهم مي‌آيد مانند" وذلك أدنى ألا تعولوا    [‌اين نزديك‌تر است باينكه ظلم نكنند و بظلم نگرايند]"‌.
در اصطلاح فقهاء عبارت است از زيادت و افزايش در سهم ذوي الفروض و نقصان وكاهش از نصيب آنها در ارث‌. بعبارت ديگر مجموع سهام صاحبان فروض را بر اصل مساله افزايش داده و نصيب و بهره ورثه راكاهش مي‌دهيم‌.
روايت شده‌كه نخستين فريضه‌اي‌كه دراسلام عول آن درآن پيش آمد بر عمر بن خطاب عرضه شد،‌كه بعول و افزايش اصل مساله حكم داد، در‌بار