سانی که خداوند مهربان به آنان نظر لطف داشته است.

إِنَّ الْإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا۱۹إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا ﴿۲۰﴾ وَإِذَا مَسَّهُ الْخَیْرُ مَنُوعًا ﴿۲۱﴾ (معارج ۱۹-۲۲)

به راستى که انسان سخت آزمند [و بى‏تاب] خلق شده است (۱۹) چون صدمه‏اى به او رسد عجز و لابه کند (۲۰) و چون خیرى به او رسد بخل ورزد (۲۱)

محور دوم عدالت سیاسی در اسلام، الزام حاکم و شهروندان به پیروی و رهپویی از ما انزل الله است.

حاکم باید بساط عدالت را در سطح جامعه و میان شهروندان بگستراند.

إِنَّ اللّهَ یَأْمُرُکُمْ أَن تُؤدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَکَمْتُم بَیْنَ النَّاسِ أَن تَحْکُمُواْ بِالْعَدْلِ إِنَّ اللّهَ نِعِمَّا یَعِظُکُم بِهِ إِنَّ اللّهَ کَانَ سَمِیعًا بَصِیرًا ﴿۵۸﴾ نساء

خدا به شما فرمان مى‏دهد که سپرده‏ها را به صاحبان آنها رد کنید و چون میان مردم داورى مى‏کنید به عدالت داورى کنید در حقیقت نیکو چیزى است که خدا شما را به آن پند مى‏دهد خدا شنواى بیناست.

شهروندان و توده ی مردم نیز ملزم به پیروی و رهپویی از دستورات حاکم می باشند و در آن چه که از خدا و رسول (ص) رهپویی می کند:

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَطِیعُواْ اللّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الأَمْرِ مِنکُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن کُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ ذَلِکَ خَیْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِیلًا ﴿۵۹﴾نساء

اى کسانى که ایمان آورده‏اید خدا را اطاعت کنید و پیامبر و اولیاى امر خود را [نیز] اطاعت کنید پس هر گاه در امرى [دینى] اختلاف نظر یافتید اگر به خدا و روز بازپسین ایمان دارید آن را به [کتاب] خدا و [سنت] پیامبر [او] عرضه بدارید این بهتر و نیک‏فرجام‏تر است.

هم چنان که از سیاق این آیه بر می آید رهپویی از دستورات خداوند مهربان و پیامبر رحمت (ص) بدون هیچ قید و شرطی باید باشد اما رهپویی از دستورات حاکم باید مقید باشد به آن چه که در چالش با حکم خدا و رسول (ص) قرار نگیرد. اگر خداوند مهربان می فرمود: (یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَطِیعُواْ اللّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الأَمْرِ مِنکُمْ ) در این حالت رهپویی از حاکم نیز بدون هیچ قید و شرطی همانند رهپویی از خدا و رسول (ص) لازم بود، اما خداوند مهربان این گونه نفرموده و اگر در طول رهپویی از خدا و رسول (ص) رهپویی از حاکم را نیز آورده به دلیل این است که در درگیری ها و نزاع باید به او نهاد قضایی مراجعه کرد و تنها ضمانت اجرایی و مرجع رسیدگی که توان گرفتن حق مظلوم از ظالم را داشته اوست.

این مهم را ابوبکر صدیق (رض) یار غار به نیکی دریافته است زمانی که می گوید: ( مرا در آن چه که از خدا و رسولش رهپویی می کنم رهپویی نمایید و اگر از مسیر خدا و رسولش تخلف و کج روی کردم از من رهپویی نکنید )

ابوبکر صدیق (رض) با این سخن خود قانون الزام آور را که برگرفته از کتاب الله و سنت رسول الله (ص) است برای مسلمانان وضع کرده است.

در این جا مجال برای پرداختن به مقوله ی حاکم ستم گر نیست و این موضوع خود نیازمند کتابی است که به صورت تخصصی و ویژه به آن بپردازد. اما در ضمن اشاره ای گذرا می گویم که پیامبر رحمت (ص) شورش مسلحانه بر حاکم ستم گری که در عرصه ی تئوریک باور به ما انزل الله دارد اما در مقام اجرایی کردن به شهروندان ستم می ورزد، را جایز نشمرده چرا که این شورش هرج و مرج و مفسده ای بزرگ تر را در پی خواهد داشت و در آموزه های ربانی اسلام نیز دفع مفسده بر هر چیز به ویژه جلب مصلحت مقدم است.

اما این که گمان کنیم که پیامبر رحمت (ص) امر می کند که مسلمانان به ستمی که بر آن ها می رود راضی باشند و در برابر آن سکوت اختیار کنند،

سخن نادرستی است که نه خدا و نه رسولش هیچ یک آن را نگفته اند. در این جا تنها به بیان یک حالت که خدا و رسول اجازه ی شورش بر حاکم ستمگر را داده اند- البته صرف نظر از آن چه که در طول تاریخ اسلام روی داده، چرا که ملاک عمل ما مسلمانان اسلام است نه دیگران- بیان می کنم و موارد تفصیلی آن در کتاب و سنت وجود دارد و علاقه مندان می توانند به آن ها مراجعه کنند.

پیامبر رحمت (ص) مسلمانان را به شدت از شورش کردن برعلیه حاکم ستم گر نهی می فرماید با این اوصاف راهکارهایی را برای برون رفت از ستم گر نهی می فرماید اما با این اوصاف راهکارهایی را برای برون رفت از شر ستم گری او مشخص می کند تا این که بساط آن در روی زمین به کلی برچیده شود. از جمله راهکارهای پیامبر (ص) برای برون رفت از شر ستم حاکم ستم گر : نصیحت، امر به معروف و نهی از منکر است و این همان چیزی است که در جهان معاصر از آن با نام هایی چون: ابزارهای سیاسی، ابزار های دیپلماتیک و مانند این ها یاد می شود و به طور قطع هیچ گاه پیامبر رحمت (ص) دستور به سکوت در برابر ظلم و ستم را نداده و هیچ گاه نیز نفرموده که به آن راضی شوید.

رسول خدا (ص) فرمود:
” اگر امتی را دیدید که در میان آن ها از این که به ستم گر بگویند : ای ستم گر، ابا داشتند، چهر نکبیر بر آن ها بخوان ( آن ها را مرده به شمار آور) “[۱]

” امیرانی برشما گمارده می شوند که برخی از کارهای آنان را می پسندید و بخشی دیگر از کارهایشان را نمی پسندید، پس کسی که امور ناپسند را در دل خویش بد انگارد ( به سبب انکار خویش ) از گناه آن اعمال بری است و اگر کسی ( با دست و زبان ) بتوانند کار آن ها را انکار کند، ( از عذاب اخروی) جان سالم به در برده است و اما کسانی که از کردار آن ها خشنود شوند و پیروی کنند ( نه از گناه بری هستند و نه از عذاب اخروی سالم می مانند ) اصحاب عرض کردند: یا رسول الله (ص) آیا با آنان به پیکار ( جهاد) برخیزیم؟ فرمود : تا زمانی که در میان شما نماز برپای داشتند، با آنان جهاد نکنید. “[۲]

” هر ان کس از شما که امر نا پسندی ببیند ، باید آن را با دست خویش دگر گون سازد ، اگر نتوانست با زبان خویش ( از آن بر حذر دارد )باز اگر نتوانست پس باید با قلب خویش ( نسبت بهآن نگران باشد ) که این ضعیف ترین درجه ایمان است “

“(بنیاد) دین خیر خواهی (و نصیحت) است (به آن معنا که نصیحت ستون دین است و دین با آن استوار می شود ) عرض کردیم :برای جه کسانی ای رسول خدا (ص) فرمود : برای خداوند (با ایمان به او نفی هر گونه انباز وشریک از او ،توجیه و تاویل نکردن در صفات و نامهای الهی ، توصیف ان حضرت به صفات کمال ،پاک دانستن ان حضرت از همه کاستی ها ، اطاعت از اوامر وپرهیز ازنواهی خداوند … این نصیحت تحقق می یابد ) وبرای کتاب خداوند (که به ان ایمان اورد که کتاب الله ایت واز جانب او فرو فرستاده شده و کمترین همانند با گفتار افرید گان ندارد و کسی نمی تواند همانند ان را درمیان اورد …) وبرا ی فرستاده ی او (با ایمان به او، وپیروی از دستورات و پرهیز از نواهی آن حضرت، زنده نگه داشتند روش و سنت ایشان و…) تحقق می یابد. و برای پیشوایان مسلمان با پیروی از آنان در امور نیک و همکاری در جهت اجرای احکام الهی و… تحقق می یابد. و برای عموم مردم ( که نصیحت آنان با ارشاد به مصالح مصالح دنیوی و اخروی به طور عملی و با گفتار آنان را به آن یاری رساندن، امر به معروف و نهی از منکر کردنشان و.. تحقق می یابد.) “[۳]

در این قانون برگرفته از قرآن کریم و سنت پیامبر رحمت (ص) شهروندان حکومت اسلامی در عین این که ملزم به رهپویی از حاکم می باشند در همان حال نیز کردار و رفتار او را ملزم به رهپویی از حاکم می باشند در همان حال نیز کردار و رفتار او را زیر ذره بین قرار دهند، مبادا به چیزی غیر از آن چه که خداوند مهربان نازل کرده، دستور دهد. در ایدئولوژی و جهان بینی اسلامی حاکم و شهروندان هر دو میزان التزام به ما انزل الله شریک و ضامن یکدیگر می باشند و امر به معروف از ناحیه ی هر دو طرف ضمانت اجرایی این التزام می باشد.

از یک سو حاکم با قدرتی که در اختیار دارد مردمان را ملزم می گرداند که در کارهایشان براساس موازین اسلامی رفتار نمایند و از سویی دیگر شهروندان نیز با توان مردمی که دارند باید رفتارهای حاکم را در رهپویی از قوانین و حدود الهی و ما انزل الله مورد ارزیابی قرار دهند. و در صورت تکامل این دو نیز است که آموزه های این دین و خواسته ها و مقاصدش به منصه ی ظهور و عرصه ی اجرایی و تطبیق خواهد رسید.

اکنون به نمونه هایی تطبیقی و اجرایی شده از این آموزه ها در رروزگار روزی عمر فاروق (رض) به روی منبر آمد و گفت : ای مردم سخنان مرا بشنوید و آن ها را رهپویی نمایید، در این میان سلمان فارسی (رض) برخاست و گفت : امروز نه به سخنانت گوش فر ا می دهیم و نه آن ها را رهپویی می نماییم! عمر به من گفت : برای چه ای سلمان ؟ سلمان (رض) در پاسخ گفت : تا به ما نگویی که بقیه پارچه لباست را از کجا آورده ای، چرا که تو مرد بلند قد هستی و یک متر پارچه برای لباس تو کافی نیست! عمر (رض) فرزندش عبدالله (رض) را فراخواند و به سلمان (رض) گفت از عبدالله بپرس، سلمان (رض) گفت: ای عبدالله تو را سوگند می دهم بگوی عمر بقیه این پارچه را از کجا آورده ای؟ آیا تو پارچه خودت را به او هدیه دادی؟ عبدالله (رض) رو به سوی مردم کرد و گفت: همان طور که همگان می دانید پدرم مردی است بلند قد که یک متر پارچه برای لباس او کافی نیست من یک متر پارچه خودم را به او بخشیدم تا لباس او کامل شود، پس از آن سلمان (رض) گفت اکنون ای امیر المؤمنین (رض) بفرما، هم سخنانت را می شنویم و هم آن ها را نیز رهپویی می نماییم!

در جایی دیگر آمده که روزی عمر فاروق (رض) بر روی منبر از زیاده روی در میزان مهریه انتقاد کرد و خواست که میزان آن را تعیین نماید، در این میان زنی برخاست و گفت: ای امیر مؤمنان چیز فراخ و گسترده را محدود و تنگ کردی؟! در حالی که خداوند مهربان می فرماید :

(وَإِنْ أَرَدتُّمُ اسْتِبْدَالَ زَوْجٍ مَّکَانَ زَوْجٍ وَآتَیْتُمْ إِحْدَاهُنَّ قِنطَارًا فَلاَ تَأْخُذُواْ مِنْهُ شَیْئًا أَتَأْخُذُونَهُ بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُّبِینًا)
و اگر خواستید همسرى [دیگر] به جاى همسر [پیشین خود] ستانید و به یکى از آنان مال فراوانى داده باشید چیزى از او پس مگیرید آیا مى‏خواهید آن [مال] را به بهتان و گناه آشکار بگیرید.

عمر (رض) گفت: سخن عمر درست نیست و سخن این زن راست است. این ها دو نمونه از نمونه هایی بی شماری بود که در تاریخ اسلام و روی داده است و همان طور که بارها یادآور شده ایم اگر در طول تاریخ مسلمانان ملتزم به قوانین اسلامی نبودند و آن را به شیوه ای درست و نیکو اجرایی و تطبیق نکرده اند، این مشکل به مسلمانان بر می گردد نه به اسلام.

محور سوم عدالت سیاسی در اسلام، شورا است.
شوراریشه در اعماق و ژرفای مفاهیم دین اسلام دارد[۴] خداوند مهربان می فرماید:
“وَالَّذِینَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَیْنَهُمْ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ ” الشوری ۳۸
“و کسانى که [نداى] پروردگارشان را پاسخ [مثبت] داده و نماز برپا کرده‏اند و کارشان در میانشان مشورت است و از آنچه روزیشان داده‏ایم انفاق مى‏کنند”

بیان شورا در میان دو فریضه نماز و زکات نشان گر این مهم است که شورا نیز به سان دو فریضه ای اسلامی و باید مسلمانان آن را در عرصه ی اجتماع اجرایی و تطبیق سازند.

فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِی الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ ﴿۱۵۹﴾
پس به [برکت] رحمت الهى با آنان نرمخو [و پرمهر] شدى و اگر تندخو و سختدل بودى قطعا از پیرامون تو پراکنده مى‏شدند پس از آنان درگذر و برایشان آمرزش بخواه و در کار[ها] با آنان مشورت کن و چون تصمیم گرفتى بر خدا توکل کن زیرا خداوند توکل‏کنندگان را دوست مى‏دارد.

داستان این قضیه بسیار مهم مشهور است، این آیه اشاره به داستان جنگ احد دارد که پیران و سالمندان اصرار داشتند که در داخل شهر به رویارویی با سپاه مشرکان بپردازند که چون دشمن وارد شهر شد از هر طرف آن ها را محاصره می کنیم و در نهایت شکست خواهیم داد و جوانان چون شور جهاد و پیکار در راه خداوند مهربان را در سر داشتند، نیز اصرار می کردند که در بیرون شهر به رویارویی با دشمن بپردازندف باشد که به یکی از دو امر نیک: یا پیروزی و یا شهادت در راه خدا نایل آیند، هم چنان که خداوند مهربان می فرماید