فت‌:  آری‌،  پیامبر صلی الله علیه و سلم  فرمود:" فما منعك أن تفتح علي؟[‌چه  چیز تو  را  منع ‌کرد که  آن  را  به  یاد  من  بیاوری  و  مرا  بیاگاهانی‌؟‌]"‌.  ابوداود  و  دیگران  با  راویان  موثق  آن  را  روایت  کرده  و  آورده‌اند.

9-گفـتن  "‌الحمد  لله"‌،  بوقت عطسه  یا  بوقت پیش آمدن نعمتی[1]‌:
از  رفاعه  بن  رافع  روایت  است‌ که:  پشت  سر  پیامبر صلی الله علیه و سلم  نماز  می‌گزاردم ‌که  عطسه  کردم  و گفتم‌:" الحمد لله حمدا كثيرا طيبا مباركا فيه كما يحب ربنا ويرضى  چون  پیامبر صلی الله علیه و سلم  نماز را  بپایان  برد  فرمود:‌“‌چه ‌کسی  بود که  در  نماز  سخن ‌گفت‌‌“‌؟  کسی  حرف  نزد،  سپس  بار دوم  نیز سوال  را  تکرار نمود  و کسی  جواب  نداد،  سپس  بار سوم  آن  را  تکرار  کرد.  رفاعه ‌گفت‌:  من  بودم  ای  رسول  خدا.  پیامبر صلی الله علیه و سلم  فرمود:"  والذي نفس محمد بيده لقد ابتدرها بضع وثلاثون ملكا أيهم يصعد بها  [سوگند  بدانکس ‌که  جـان  محمد  در  دست  اوست  سی واند  فرشته  از  هـم  پیشی  می‌گرفتند، ‌که ‌کدامیک  آن  را  به  آسمان  ببرد]"‌.  نسائی  و  ترمذی  و  بخاری  آن  را  روایت ‌کرده‌اند.  ولی  متن  بخاری  با  این  متن تفاوت  دارد. 

10-‌سجده  برجامه  نمازگزار  یا  عمامه  او بهـنگام  عذر:
از ابن عباس  روایت  شده ‌که  پیامبر صلی الله علیه و سلم  در  یک  جامه  نماز  خواند  و  به  قسمت  بلند  و اضافی  آن‌،  خود  را  از  حرارت  و گرمای  زمین  و  سردی  آن  حفظ  می‌کرد  (‌بر گوشه‌ای  از  آن  سجده  می‌نمود)‌.  احمد  آن  را  با  سند  صحیح  روایت  کرده‌.  و  اگر  بدون  عذر  باشد  مکروه  است‌.

11-‌خلاصه  بقیه  اعمـالی که در  نمـاز  مباح  است‌:
ابن  القیـم  بعضی  از  اعمال  مباح  را که  پیامبر صلی الله علیه و سلم آنها  را  در  نماز  انجام  مـی‌داد،  خـلاصه ‌کرده  و گفته  است‌:  پیامبر صلی الله علیه و سلم نماز  مـی‌خواند  و  عـایشه  در  بین  او  و سجده‌گاهش  خوابیده  بود،  چون  به  سجده  می‌رفت  با  دست  او  را  فشار می‌داد  و  او  پای  خود  را  جمع  می‌نمود  و  چون  پیامبر صلی الله علیه و سلم  بـرمی خاست  او  پـای  خود  را  دراز می‌کرد.  روزی  پیامبر صلی الله علیه و سلم  نماز  می‌گزارد که  شیطان  آمـد  تا  نمازش  را  قطع ‌کند،  پیامبر صلی الله علیه و سلم  او  را گرفت  و گلویش  را  فشرد  تا  اینکه  آب  دهانش  بر  دست  او  روان  شد.  

پیامبر صلی الله علیه و سلم  بر  روی  منبر نماز  مـی‌خوانـد  و  بـه  رکـوع  مـی‌رفت‌،  چـون  وقت  سجده  می‌رسید  به  عقب  برمی‌گشت  و  بر زمین  سجده  می‌کرد،  سپس  دوباره  بر منبر صعود  می‌کرد.  پیامبر صلی الله علیه و سلم  پشت  دیواری  نماز  می خواند  که  حیوانی  آمد  و  می‌خواست  از  جلو  پیامبر صلی الله علیه و سلم بگذرد  و  پیامبر صلی الله علیه و سلم  پیش  رفت‌ که  آن  را  براند  و آنقدر پیش  رفت‌ که شکمش  به  دیوار  چسبید،  آنوقت  حیوان  از  پشت  سر  پیامبر صلی الله علیه و سلم  گذشت‌.  

روزی  پیامبر صلی الله علیه و سلم  نماز  می‌خواند،  دو کنیز  از “‌بنی  عبدالمطلب‌‌“  نزاع ‌کنان  پیش  او آمدند،  پیامبر صلی الله علیه و سلم آنها  را گرفت  و  از هـم  جدایشان  ساخت  و  حال  آنکه  در  نماز  بود“‌.  و  متن  حدیث  نزد  امام  احمد  چنین  است‌: ‌“‌آنان  زانوان  پیامبر صلی الله علیه و سلم  را گرفتند  و  او آنها  را  از  هم  جدا  ساخت  و  نماز  را  قطع  نکـرد‌“‌.  پیامبر صلی الله علیه و سلم  نماز  می‌خواند  جوانی  از  جلو  او  می‌گذشت‌،  با  دست  اشاره  کرد که  برگردد  و  او  برگشت  بعد  از  او کنیزی  آمد،  پیامبر صلی الله علیه و سلم  با  دست  اشاره ‌کرد که  برگردد  و آن ‌کنیز برنگشت  و رفت‌.  چون  پیامبر صلی الله علیه و سلم  از  نماز  فارغ  شد،  فرمود:" هن أغلب [زنان  بر  مردان  غلبه  می‌کنند]"‌.  امام  احمد  آن  را  در  سنن  ذکر کرده  است‌.

پیامبر صلی الله علیه و سلم  در  نماز  فوت  می‌کرد.  و  اما  حدیث‌:" النفخ في الصلاة كلام  اصل  آن  از  حضرت  رسول  ثابت  نشده  است  بلکه  سعید  آن  را  در سنن  خود  از ابن  عباس  روایت کرده  و گفته  است‌:  اگر صحیح‌  باشد.  “‌پیامبر صلی الله علیه و سلم  در نماز می‌گریست  و  سرفه  و  تنحنح  و  اح  اح  می‌کرد“‌.

علی  بن  ابی‌طالب  رضی الله عنه  گفته  است‌:  من  با  پیامبر صلی الله علیه و سلم  وقت  ملاقاتی  داشتم‌ که  پیش  او  می‌رفتم‌،  وقتیکه ‌کسـب  اجازه  می‌کردم  اگر  مشغول  نماز  خواندن  بود،  اح  اح  می‌کرد  و  من  وارد  می‌شدم‌،  و  اگر  نماز  را  تمام  کرده  بود،  اجازه  می‌داد‌“‌.  نسائی  و  احمد  آن  را  ذکر کرده‌اند.  متن  حدیث  نزد  احمد  چنین  است‌:  من  در  شب  و  روز ملاقاتی  با پیامبر صلی الله علیه و سلم  داشتـم  و  هر  وقت ‌که  بر او  وارد  می‌شدم  و  در  نماز  بود،  تنحنح  می‌کرد.  احمد  آن  را  روایت‌ کرده  و  بدان  عمل  می‌کرد  و  در نمازش  تنحنح  می‌کرد  و  آن  را  مبطل  نماز  نمی‌دانست‌.  پیامبر صلی الله علیه و سلم  گاهی  با  پای  برهنه  و گاهی  با کفش  نماز می‌خواند.  عبدالله  بن  عمر چنین‌ گفته  است‌،  و  دستور می‌داد  بر خلاف  یهود،  با کفش  نماز  بخوانید.  پیامبر صلی الله علیه و سلم  گاهی  در  یک  جامه  و گاهی  در  دو  جامه  نماز  می‌خواند  و بیشتر  در  دو  جامه‌.  

13-‌خواندن  از  روی  مصـحف‌:
ذکوان  مولای  عایشه  در  ماه  رمضان  به  امامت  او  می‌ایستاد  و  از  روی  مصحف  قرائت  می‌کرد.  به  روایت  مالک  و  مذهب  شافعیه  نیز  چنین  است‌.  نووی ‌گفته  است‌:  اگر احیاناً  از روی  قرآن  بخواند  و  آن  را  ورق  بزند  نمازش  باطل  نمی‌شود.  اگر در نماز  به نوشته  غیر از  قرآن  نگاه ‌کند  و آن  را  در  دل  خود  تکرار کند،  نمازش  باطل  نمی‌گردد  

اگر چه  طول  بکشد  ولی  مکروه  است‌.  شافعی  در “‌املاء‌“  خود  این  مطلب  را  بصراحت گفته  است‌.  

13-‌مشــغول  بودن  دل  به  غیر  از  اعمال  نماز:  (‌دل  مشغولی  بغیر  از  نماز)‌:
از  ابوهریره  روایت  است ‌که‌،  پیامبر صلی الله علیه و سلم  فرمود:"  إذا نودي للصلاة أدبر الشيطان وله ضراط حتى لا يسمع الاذان، فإذا قضى الاذان أقبل، فإذا ثوب بها  أدبر، فإذا قضى التثويب أقبل حتى يخطر بين المرء ونفسه يقول: اذكر كذا، اذكر كذا لما لم يكن يذكر حتى يظن الرجل لا يدري كم صلى، فإن لم يدر أحدكم ثلاثا صلى أم أربعا فليسجد سجدتين وهو جالس   [چون  بانگ  اذان  برخاست‌،  شیطان  پشت‌ کرده  و  می‌گریزد  و  از  خود  سر  و  صدا  راه  می‌اندازد  تا  صدای  اذان  را  نشنود،  چون  اذان ‌گفته  شد،  برمی‌گردد،  وقتی‌ که  صدای  اقامه  نماز  بلند  شد،  باز هم  می گریزد،  وقتیکه  اقامه  تمام  شد،  برمی‌گردد  تا  انسان  را  وسوسه ‌کند  و  بین  انسان  و قلبـش  خطور می‌کند  و می‌گوید:  فلان  چیـز و  فلان  چیز را  بیاد  آور،  چیزهایی‌ که  انسان  در  فکرش  نیست  آنها  را  به  یاد  او  مـی‌آورد،  تا  اینکه  نمی‌داند که  چند  رکعت  خوانده  است‌،  اگر  یکی  از  شما  نمی‌دانست  که  سه  رکعت  خوانده  یا  چه