  نماز نمی‌گردند،  حتی  اگر هم  متوالی  باشند،  ولی  این  عمل  مکروه  است‌.  امام  شافعی  فرموده  است  اگر  نمازگزار  آیات  را  با  بند  انگشتانش  بشمارد  نمازش  باطل  نمی‌شود  ولی  ترک  آن  بهتر  است‌.  ا. هـ‌.

5-‌ترک  رکن  یا شرطی  از  ارکان  و شرایط  نـماز به  عمد  و بدون  عذر:
زیرا  مسلم  و  بخاری  روایت ‌کرده‌اند،  پیامبر صلی الله علیه و سلم  عربی  را  دید که  نمازش  را  بدرستی  نمی‌خواند،  فرمود:" ارجع فصل فإنك لم تصل ‌که  قبلا  نیز گذشت‌.  ابن  رشد  گفته  است‌:  باتفاق  اگر کسی  بدون  وضو  و  طهارت  نماز  خوانده  بود،  بایستی  آن  را  اعاده ‌کند.  خواه  از روی  عمد  یا  از  روی  نسیان  باشد.  و  همچنین  اگر کسی  به  جهت  غیر قبله  نماز خواند  خواه  عمدی  یا  سهواً  باشد  باید  آن  را  اعاده ‌کند.  خلاصه  هر کس  یکی  از  شرایط  صحت  نماز  را  ترک ‌کند،  باید  آن  را  اعاده ‌کند [3] .‌

 6-تبسـم  و  خنده  در  نماز:
ابن  المنذر گفته  است  باجماع  نماز  با  خنده  باطل  می‌شود.  نووی ‌گفته‌:  این  در  حالی  است ‌که  دو  حرف  برزبانش  ظاهر  شود.  بیشتر  علماء ‌گفته‌اند که  تبسم  اشکال  ندارد.  اگر  خنده  بر کسی  آنچنان  غلبه ‌کندکه  قادر  به  دفع  آن  نباشد  اگر  اندک  باشد،  نماز  را  باطل  نمی‌کند،  ولی  اگر  خنده  در  این  حالت  فراوان  باشد،  موجب  بطلان  نماز  است‌.  ضابطه  اندک  بودن  و  فراوان  بودن  عرف  است‌. 
--------------------------------------------------------------------------------
[1] -‌شافعیه  و  حنابله  می‌گویند:  اگر کسی  از  روی  نسیان  یا  جهل  چیزی  خورد  یا  آشامید  نمازش  باطل  نمی‌شود  و  همچنین  اگر  چیزی  در  لای  دندانها  و کوچکتر  از  یک  دانه  نخود  بود  و  آن  را  بلعید.  طاوس  و  اسحاق‌ گفته‌اند:  نوشیدن  در  نماز  سنت  اشکال  ندارد.  از  سعید  بن  جبیر  و  ابن  الزبیر  روایت  شده‌ که  در  نماز  سنت  نوشیده‌اند.
[2] -بقره/238.
[3] -‌فایده‌:  حرام  است‌ که  نمازگزار،  بدون  عذر  عملی  را  انجام  دهد که  موجب  بطلان  نمازش  می‏‎گردد.  اگر  سببی  برای  قطع  نماز  پیش  آید  باید  نمازش  را  قطع ‌کند،  مانند  نجات  دادن  غریقی  یا کسی‌ که  در  تنگنایی  قرار گرفته  است‌.  حنفی‌ها  و  حنبلی‌ها  می‌گویند:  اگر کسی  نگران  تلف  شدن  مالی  از  خود  یا  دیگران  باشد  اگر چه  اندک  باشد  یا  اگر  زنی  دید که بچه‌اش  بسختی‌ گریه  می‌کند  یا  دیگی  در  اثر  جوشیدن  سر  می‌کشد  یا  اگر کسی  نگران  بود که  مرکوبش  فرار کند،  در  این  حالات  و  امثال  آن  مباح  است  که  نماز  را  قطع‌ کند.قضاي نماز

باتفاق  علما  قضای  نماز  برای  کسی‌ که  فراموش  کرده  یـا  خوابش  برده  باشد،  واجب  است‌،  زیرا  قبلا  از  قول  پیامبر صلی الله علیه و سلم  نقل‌کردیم ‌که‌:" إنه ليس في النوم تفريط إنما التفريط في اليقظة، فإذا نسى أحد صلاة أو نام عنها فليصلها إذا ذكرها  [در  خواب‌ کوتاهی  و  اهمال  نیست‌،  بی‌گمان ‌کوتاهی  و  اهمال  در  بیداری  است‌،  پس  هرگاه ‌کسی  نمازی  را  فراموش ‌کرد  یا  اینکه  خوابش  برده  بود،  هر وقت  بیادش  آمد  و  یا  بیدار شد  آن  را  قضا کند]"‌. کسی‌ که  در  حالت  اغماء  و  بیهوشی  افتد،  بر  وی  قضای  نماز  نیست  مگر  اینکه  وقتی  بخود  آید که  فرصت ‌گرفتن  وضو  و  داخل  شدن  در  نماز  بـاقی  باشد.  

عبدالرزاق  از  نافع  روایت  کرده  است‌ که‌:  ابن  عمر  شکوه  نمود  از  اینکه  موقتا  عقل  خود  را  از  دست  داد  (‌بحالت  اغماء  در آمد)  تا  اینکه  نماز  را  ترک ‌کرد،  سپس  بهوش آمد  و آن  نماز  را که  وقتش ‌گذشته  بود  بجای  نیاورد.  ابن  جریج  از  ابن  اوطاس  و  او  از  پدرش  روایت ‌کرده  است ‌که‌:  اگر بیماری  بحال  اغماء  افتاد،  سپس  بخود  آمد،  نماز را اعاده  نمی‌کند.  معمر گفته  است‌:  درباره  کسی  که  بحال  اغماء  می‌افتد  از  "‌زهری‌“  پرسیدم‌،  او گفت‌:  نماز  را  قضاء  نمی‌کند.  حماد  ابن  سلمه  از  یونـس  بن  عبید  و  او  از  حسن  بصری  و  محمد  بن  سیرین  روایت ‌کرده‌اند که  آن  دو  نفر گفته‌اند: ‌کسی‌ که  بحال  اغماء  بیفتد  چون  بحال  خود  آید،  آن  نماز  را که  در  حال  اغماء  فوت  شده‌،  اعاده
نمی‌کند.  

و  اما  اگر کسی  به  عمد  نماز را  ترک‌ کرد،  بنا  به  مذهب  جمهور او گناهکار است  و قضای  آن  بر  وی  واجب  است‌.  ولی  ابن  تیمیه ‌گفته  است‌:  اگر کسی  به  عمد  نماز  را  ترک‌ کند،  قضای  آن  نماز،  برای  او  یک  عمل  شرعی  و  صحیح  نیست‌،  بلکه  باید  با  نمازهای  سنت  آن  را  جبران ‌کند.  ابن  حزم  این  مساله  را  بنحو  شایسته  و  به  تفصیل  بررسی‌ کرده‌ که  ما  خلاصه  آن  را  در اینجا  ذکر می‌کنیم‌:  او گفته  است‌:  اگر کسی  عمدا  نماز  را  ترک ‌کند،  تا  اینکه  وقتش  می‌گذرد،  او  هرگز  نمی‌تواند  آن  نماز  را  قضا کند،  او  باید کارهای  خیر  فراوان  و  نمازهای  سنت  فراوان  انجام  دهد،  تا کفه  ترازوی  اعمال  خیر  وی‌،  در  روز  قیامت  سنگینتر گردد  و  از این  عمل  خویش  به  درگاه  خدای  بزرگ  

استغفار  و  توبه  نماید.  ابوحنیفه  و  مالک  و  شافعی ‌گفته‌اند:  باید  بعد  از گذشتن  وقت‌،  آن  را  قضا کند  تا  جائیکه  مالک  و  ابوحنیفه ‌‌گفته‌اند: ‌کسی‌ که  عمداً  نمازی  یا  نمازهایی  را  فوت‌ کرده  است‌،  باید  پیش  از  نمازی ‌که  وقتش  فرا  رسیده  است‌،  آنها را  قضا کند،  این  در  صورتی  است ‌که  نمازهای  ترک  شده  پنج  تا  یا کمتر  باشند،  خواه  وقت  نماز  حاضر بگذرد  یا  خیر،  ولی  اگر آن  نمازها  بیش  از پنج  تا  باشد،  نخست  نماز حاضر را  می‌خواند  و  بعد  از  آن  نمازهای  قضا  را.  ابن  حزم  می‌گوید:  دلیل  صحت قـول  ما:  (‌نمازهایی  که  عمداً  تر‌ک  شده‌اند  قضاء  ندارند)‌.  این  آیات  است‌:" فويل للمصلمين الذين هم عن صلاتهم ساهون[1]   [وای  برکسانی ‌که  از  نماز  غفلت  می‌ورزند  و  آن  را  ترک  می‌کنند]‌"‌. "فخلف من بعدهم خلف أضاعوا الصلاة، واتبعوا الشهوات فسوف يلقون غيا[2]   [‌بعد  از آنان ‌کسانی  آمدند که  ناخلف  بودند  و  نماز  را  ضایع ‌کردند  و  از  آرزوهای  نفسانی  خویش  پیروی  نمودند  بنابر این  بگمراهـی  و  هلاک  دچار  می‌شوند]‌"‌.اگر کسی  به  عمد  نماز  را  ترک  می‌کند،  می‌توانست  بعد  از گذشتن  وقت‌،  آن  را  جبران ‌کند،  وعده  عذاب  ‌“‌ویل‌“  و ‌“‌هلاک  و  خسران‌“  در  این  آیات  به  وی  داده  نمی‌شد.  همانگونه ‌کسی ‌که  نماز  را  تا  آخر  وقت  نمی‌خواند  ولی  چون  در آخر  وقت   می‌تواند،  آنرا  بخواند،  تهدید  به “‌ویل‌“  و  “‌دچار  شدن  به  گمراهی“  نشـده  است‌.  گذشته  از  این‌،  خداوند،  برای  هر  نماز فرصتی‌،  اول  و آخر وقت  را  معین  فرموده  است  که  از وقت  معین  شروع  و در وقت  مشخص  پایان  می‌پذیرد.  بنابر این  فرق  نمی‌کند،‌ که  کسی  آن  را  پیش  از  وقت  بخواند  یا  بعد  از وقت  بخواند،  در هر دو  وقت  نماز صحیح  نیست  چون  هر دو،  در  غیر وقت  معین  واقع  شده‌اند.  و  در  اینجا  هیچکدام  بر دیگری  قیاس  نشده‌،  بلکه  در هر دو  صورت  از  حدود  و مقررات  خداوند  تجاوز  شده  است‌