جد  جامع  و  حمام  داشته  باشد  و  شرایطی  از  این  قبیل‌ دیگری ‌گفته  است‌:  وقتی  نماز جمعه  واجب  می‌شود که  امام  اعظم  مسلمین  وجود  داشته  باشد،  اگر  امام  وجود  نداشته  یا  بنحوی  عدالت  وی  مخدوش  باشد،  نماز  جمعه  واجب  و  مشروع  نیست‌،  و  از  این  قبیل  سخنانی ‌که  از  روی  دانش‌ گفته  نشده  و  دلیلی  از  قرآن  و  سنت  نبوی  برای  ادعای  خویش  مبنی  بر  اینکه  اینگونه  امور شرایط  صحت  نماز  جمعه  یا  فرضی  از  فرایض  یا  رکنی  از ارکان  آن  باشند،  ندارند.  در  شگفتم  از  این  همه  آراء  سخیف  و  سخنان  یاوه‌ای‌ که  بیشتر  به افسانه‌ها  و  داستانها  و  حکایاتی ‌که  مردم  در  مجامع  نقل  می‌کنند  شباهت  دارد  و  هیچگونه  پیوندی  با  شریعت  مطهر  ندارند.

هر کس  از قرآن  و  سنت  آگاه  و  دارای  انصاف  بوده  و  ثابت  قدم  باشد  و  قیل  و  قال‌، او  را  از  راه  حق  منحرف  ننموده  باشد،  این  مطالب  را  می‌داند.  بنابر این  سخنان اشتباه ‌آمیز  هر کس  به  خود  وی  برمی‌گردد.  آنچه ‌که  باید  در  بین  مردم  حکـم  و  داور  باشد، ‌کتاب  خدا  و  سنت  پیامبر صلی الله علیه و سلم  وی  می‌باشد.  همانگونه ‌که  خداوند  می‌فرماید:" فإن تنازعتم في شئ فردوه إلى الله والرسول[1]   [هرگاه  در  چیزی اختلاف‌ کردید  آن  را  به  حکم  خدا  و  رسول  خدا  وا گذارید]"‌." إنما كان قول المؤمنين إذا دعوا إلى الله ورسوله ليحكم بينهم أن يقولوا سمعنا وأطعنا  [2] [هرگاه  مومنان  به  داوری  خدا  و رسول  خدا  در  بین  آنان  خوانده  شوند  می‌گویند:  شنیدیم  و  اطاعت ‌کردیم‌]"‌."  فلا وربك لا يؤمنون حتى يحكموك فيما شجر بينهم ثم لا يجدوا في أنفسهم حرجا مما قضيت ويسلموا تسليما [3] [به  پروردگارت  قسم  ایمانشان ‌کامل  نیست  و  ایمان  نمی‌آورند،  مگر  درباره  چیزی ‌که  در  آن  اختلاف  دارند،  ترا  داور  و  حکم  قرار  دهند  و  از  اعماق  قلبشان‌،  به  حکم  تو  راضی  و  بدان  تسلیم  باشند]"‌.

از  این  آیات  و  امثال  آن  برمی‌آید که  مرجع  اختلاف‌،  حکم  خدا  و  حکم  رسول  خدا  است‌.  حکم  خدا،  قرآن‌کریم‌،  و  حکـم‌ پیامبر صلی الله علیه و سلم بعد  از  رحلت  وی‌،  سنن  او  می‌باشد.  خداوند  به  هیچ ‌کس  از  بندگانش‌،  به  هر  درجه‌ای  از  علم  و  دانش  رسیده  باشد،  اجازه  نداده  است‌ که  در شریعت  محمد صلی الله علیه و سلم  به  چیزی  حکم ‌کند،  مگر اینکه  از  کتاب  خدا  و  سنت  رسول  دلیل  داشته  باشد.

اگر چه  بهنگام  نبودن  دلیل‌،  از کتاب  خدا  و  سنت  رسول  خدا،  مجتهد  رخصت  دارد که  به  رای  خود  عمل‌ کند،  ولی  دیگران  این  رخصت  را  ندارند که  به  رای  این مجتهد  - ‌هر کس  باشد  - ‌عمل‌ کنند.

خدا  می‌داند  که  من  بسیار  در  شگفتم‌،  از  اینکه  این  سخنان  در  نوشته‌های  نویسندگان  آمده  و  در  سر لوحه ‌کتابهای  هدایتی  و آموزشی  قرار گرفته  است  و  به  توده مردم  دستور  داده  شده ‌که  بدان  عقیده  داشته  و  عمل ‌کنند.  در  حالی ‌که  این  سخنان  جای  پای  استواری  ندارند.  متاسفانه  این  مساله  تنها  به  یک  مذهب  و  یک  منطقه  و  یک  عصر  و  زمانه  اختصاص  ندارد،  بلکه  متاخرین  در‌باره  این  خرافات  از  متقدمین  پیروی ‌کرده  و گویی ‌که  آن  را  از  قرآن  گرفته‌اند.  بی‌گمان  در‌باره  این  عبادت  -  نماز  جمعه  -‌همانگونه ‌که  اشاره  شد  چیزهای  فراوانی  تعیین ‌کرده‌اند  بدون  اینکه  از  قرآن  و شریعت  و  عقل  دلیل  و  برهانی  داشته  باشند.  
--------------------------------------------------------------------------------
[1] -نسا/59
[2] -نور/51.
[3] -نسا/65.تطهير خاك و زمين

وقتی که  زمین  با  چیز نجسی  آلوده‌ گردد،  باید  با  ریختن  آب  بر روی  آن‌،  آن  را  پاک  و  تطهیر  نمود،  زیرا  ابوهریره رضي الله عنه  گفته  است‌:  یکنفر  عرب  بادیه‌نشین‌،  در  مسجد  برخاست  و  ادرار کرد،  مردم  به  سوی  او  حمله‌ کردند،‌ که  او  را  بزنند،  پیامبر صلي الله عليه و سلم  فرمود:  (دعوه و أريقوا على بوله سجلا من ماء أو ذنوبا من ماء، فإنما بعثتم ميسرين ولم تبعثوا معسرين)  [او  را  بحال  خود  واگذارید  و  بر  جای  ادرار  او،  یک  سطل  آب  بریزید،  شما  برای  آن  فرستاده  شده‌اید که  بر  مردم  آسان  بگیرید،  نه  برای  این‌ که  بر  مردم  سخت  و  دشوار  بگیرید]‌‌.  جماعت  محدثین  بجز  مسلم  آنرا  روایت‌ کرده‌اند.

زمین  و  آنچه  بدان  متصل  است  و  روی  آن  قرار  دارد،  مانند  درخت  و  ساختمان‌،  اگر آلوده  باشد،  با  خشک  شدن  نیز پاک  می‌گردد.  ابوقلابه ‌گفته  است‌:  ”‌خشک  شدن  زمین  پاک  شدن  آنست‌“‌‌،  و  عایشه  -‌رضی  الله  عنها  -گفته  است:  (زكاة الارض يبسها)  [پاکیزگی  زمین  خشک  شدن  آن  است‌]‌‌.  ابن  ابی  شیبه  آنرا  روایت‌ کرده  است‌.  این  در  صورتی  است‌ که  نجاست  مایع  آبکی  باشد،  اما  هرگاه  نجاست  دارای  جرم  باشد،  تا  آنرا  از  بین  نبرند  یا  تغیير  ندهند،  پاک  نمی‌شود.خطبه  نماز جمعه

حکم‌ آن‌:
جمهور  علماء  خطبه  نماز  جمعه  را  واجب  می‌دانند  و  استدلالشان  آنست‌ که بموجب  احادیث  ثابت  شده‌ که  پیوسته  پیامبر صلی الله علیه و سلم  در  نماز  جمعه  خطبه  می‌خوانده  است‌.  و  همچنین  پیامبر صلی الله علیه و سلم  فرموده  است‌:" صلوا كما رأيتموني أصلي   [ ‌آنگونه  نماز  بخوانید  که  مرا  می‌بینید  که  آن  را  می‌خوانم‌]"‌.  و  خداوند  می‌فرماید: " يا أيها الذين آمنوا إذا نودي للصلاة من يوم الجمعة فاسعوا إلى ذكر الله   این  امر  به  رفتن  برای  ذکر  خدا،  دلیل  بر  وجوب  آن  است‌،  چه  رفتن  برای ‌گوش  دادن  به  چیزی‌ که  واجب  نباشد،  واجب  نیست  و کلمه  ‌“‌ذکر“  را  در این  آیه  به  خطبه  نماز جمعه‌،  تفسیر کرده‌اند.  چه  خطبه  مشتمل  بر ذکر است‌.  

شوکانی  این  دلایل  را  مورد  مناقشه  قرار  داده  است  و  در  جواب  اولی‌ گفته  است‌:  تنها  انجام  دادن‌ کاری  دلیل  بر  وجوب  آن  نیست‌.  در  جواب  دلیل  دوم‌ گفته  است‌:  در  این  حدیث  تنها  امر  شده ‌که  نماز را  بهمان ‌کیفیتی‌ که  پیامبر صلی الله علیه و سلم  می‌خواند،  بخوانید  و بدیهی  است ‌که  خطبه  جزء  نماز  نیست‌.  

در  جواب  دلیل  سوم‌ گفته  است‌:  ذکری‌ که  در این  آیه  بدان  امر شده  عبارت  است  از  خود  نماز  بهر حال  هم  نماز و  هم  خطبه  هر  دو  مشتمل  بر ذکر هستند  ولی  در  وجوب  نماز  اتفاق  و  در  وجوب  خطبه  اختلاف  است‌.  پس  نمی‌توان  آن  را بصورت قطعی  دلیل  بر  وجوب  خطبه‌ گرفت‌.  سپس‌؛  شوکانی  می‌گوید:  چنان  پیداست ‌که  رای  حسن  بصری  و  داود  ظاهری  و  جوینی درست  باشد که ‌گفته‌اند:  خطبه  نماز   مندوب  است  لاغیر.  

مستحب  است‌ که  امام  چون  از  منبر  بالا  رفت “‌سلام‌“  بگوید  و  چون  بر  منبر  نشست‌،  اذان ‌گفته  شود  و  مامومان  روبروی  امام  قرار گیرند:

از  جابر  روایت  است‌ که  پیامبر صلی الله علیه و سلم  هرگاه  بر  منبر  قرار  می‌گرفت‌،  “‌سلام‌“  می‌گفت‌.  ابن  ماجه  آنرا  روایت‌ کرده  و  در  اسناد  او  ابن لهیعه  وجود  دارد  و آن  هم  از اثرم  است  که  در  سنن  خود  از  شع