حری  خوردیم‌،  سپس  برخاستیم  و  برای  نمازرفتیم‌.  به  وی‌گفتم  فاصله  بین  سحری  خوردن  و  نماز  چقدر  بود؟‌گفت‌:  باندازه  مدت  خواندن  پنجاه  آیه  قرآن‌‌“‌.  بروایت  بخاری  و  مسلم‌.  

از  عمرو  بن  میمون  روایت  است‌که‌گفت‌:  “‌یاران  محمد صلی الله علیه و سلم    بیش  ازهمه  مردم  در  افطار  شتاب  می‌ورزند  و  در  خوردن  سحری  تاخیر  می‌کردند“‌.  بیهقی  با  سندی  صحیح  آن  را  روایت‌کرده  است‌.

از  ابوذر  غفاری  بطریق  مرفوع  از  پیامبر صلی الله علیه و سلم    روایت  است‌که  فرمود:  ‌“‌تا  زمانی  که  امّت  من  در  افطار  شتاب‌کنند  و  در  سحری  خوردن  تاخیرکنند  زود  افطارکنند  و  دیر  سحری  بخورند  -‌بر  خیرو  نیکی  هستند“‌‌.
در  سند  این  حدیث  سلیمان  بن  ابوعثمان  وجود  دارد که ‌گمنام  و  مجهول  است‌.  

٢-‌شک  نمودن  در  طلوع  فجروسپیده  صبح‌:
هرکس  درباره  طلوع  فجر  شک‌کند،  برایش  جایز  است  بخوردن  و  آشامیدن  ادامه  دهد  تا  اینکه  درطلوع  فجریقین‌کسب  می‌کند،  و  لازم  نیست‌که  به  شک  عمل‌کند.  زیرا  خداوند  پایان  خوردن  و  نوشیدن  (‌امساک‌)  را  بر  یقین  قرار  داده  است  نه  بر  شک  که  فرموده  است‌: " وكلوا واشربوا حتى يتبين لكم الخيط الابيض من الخيط الاسود من الفجر  [بخورید  و  بیاشامید  تا  زمانی‌که  خط  سپیده  صبح  ازخط  سیاهی  شب  آشکار  می‌گردد  ]‌".

مردی  به  ابن  عباس‌گفت‌:  ‌“‌من  وقتی‌که  سحری  می‌خورم‌،  چون  به  شک  افتادم  امساک  می‌کنم‌.  ابن  عباس‌گفت‌:  هروقت  شک‌کردی  به  خوردنت  ادامه  بده  تا  اینکه  شکت  برطرف  شود“‌.  ابوداود  از  قول  ابوعبدالله  (‌احمد  بن  حنبل‌)  گفته  است‌:  

“‌هرکس  درطلوع  فجر شک کند  تا  اینکه  به  طلوع  فجر یقین  حاصل  می‌کند،  به خوردن  ادامه  دهد“‌.  

این  بود  مذهب  ابن  عباس  و  عطاء  و  زارعی  و  امام  احمد.  نووی‌گفته  است‌:  یاران   امام  شافعی  اتفاق  نظر  دارند  بر  اینکه  اگرکسی  در  طلوع  فجر  شک  داشته  باشد،  برایش  جایز  است‌که  بخوردن  ادامه  دهد. 

٣-‌شتاب  در  افطار:
هرگاه  غروب  خورشید  متحقق‌گشت‌،  مستحب  است‌که  درافطار  شتاب‌کرد.  از  سهل  بن  سعد  روایت  است‌که  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفت‌:"  لا يزال الناس بخير، ما عجلوا الفطر     [‌تا  زمانی‌که  مردم  در  افطار  شتاب  می‌کنند،  بر  خیر  هستند]‌"‌.  بروایت  بخاری  و  مسلم‌.  لازم  است‌که  افطار  با  چند  دانه  خرمای  رطب‌که  تعداد  آنها  تک  باشد،  انجام  گیرد  و  اگر  خرما  نباشد،  با  آب  افطار  صورت  پذیرد.  از  انس  روایت  است‌که‌گفت‌:  “‌پیامبر صلی الله علیه و سلم    پیش  از  اینکه  به  نماز  ایستاد  با  چند  دانه  خرمای  رطب  افطار  می‌نمود.  و  اگررطب  نبود  با  خرمای  سیاه  (‌تمر)  واگرخرما  نبود  با  چند  جرعه  آب  افطارمی‌کرد‌“‌.  بروایت  ابوداود  و  حاکم‌که  آن  را  ‌“‌صحیح‌‌“  دانسته  و  ترمذی‌که  آن  را  “‌حسن‌‌“  دانسته است‌.

از  سلمان  بن  عامر  روایت  است‌که  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفت‌:" إذا كان أحدكم صائما، فليفطر على التمر، فإن لم يجد التمر فعلى الماء، فإن الماء طهور   [‌هرگاه  یکی  از  شما  روزه  بود  با  خرما  افطارکند،  اگر  خرما  نبود  با  آب  افطارکند،  زیرا  آب  پاکیزه  می‌باشد]‌"‌.  بروایت  احمد  و  ترمذی  آن  را  ‌“‌حسن  وصحیح‌‌“  دانسته  است‌.  ازاین  احادیث  برمی‌آیدکه  مستحب  است  پیش  ازنماز  مغرب  افطارکرده  و  چون  نماز  خوانده  شد،  نیاز  خویش  را  از  غذا  برآورده  نمود.  مگر  اینکه  طعام  حاضر  (‌و  سفره  چیده  شده‌)  باشد.که  در  اینصورت  نخست  غذا  صرف  می‌شود  و  بعد  نمازرا  می‌خوانند.  انس‌گفته  است‌که  پیامبر صلی الله علیه و سلم   فرمود:" إذا قدم العشاء فابدءوا به قبل صلاة المغرب، ولا تعجلوا عن عشائكم  [هرگاه  شام  آماده  بود  (‌سفره  را  چیدند)  پیش  از  نمازمغرب  شام  را  بخورید  و  درخوردن  آن  هم  شتاب  مکنید]"‌.  بروایت  شیخین  

 ٤-‌خواندن  دعا  بهنگا‌م  افطار  و  در  طی  روز  بهنگام  روزه‌داری‌:
ابن  ماجه  از  عبدالله  بن  عمرو  عاص  روایت‌کرده  است‌که  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفت‌:" إن للصائم عند فطره دعوة ما ترد    [‌بیگمان  دعای  روزه‌دار  بهنگام  افطار  مورد  اجابت  قرار  می‌گیرد]‌"‌.  و  عبدالله  بهنگام  افطار  می‌گفت‌:" اللهم إني أسألك - برحمتك التي وسعت كل شئ - أن تغفر لي  [‌خداوندا  ترا  بدان  رحمتت‌که  همه  چیز  را  در‌بر  می‌گیرد  مرا  بیامرز]"‌.  در  حدیث  به  اثبات  رسیده  است  که  پیامبر صلی الله علیه و سلم    می‌گفت‌:"  ذهب الظمأ، وابتلت العروق، وثبت الاجر إن شاء الله تعالى     [تشنگی  رفت‌،  رگها  سیراب  شدند.  اگر  خدا  بخواهد  پاداش  آن  نیز  ثابت‌گشت‌]"‌.  و  بصورت  مرسل  روایت  شده  است‌که  پیامبر صلی الله علیه و سلم    می‌گفت‌:"  اللهم لك صمت، وعلى رزقك أفطرت     [خداوندا  برای  رضای  تو  روزه  بودم  و  بر  روزی  تو  افطار  می‌کنم‌]"‌.  ترمذی  با  سندی  "حسن‌“  آن  را  نقل‌کرده  است‌،  که  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفت‌: " ثلاثة لا ترد دعوتهم: الصائم حتى يفطر  والامام العادل، والمظلوم    [دعای  سه‌کس  مردود  نمی‌شود  و  مورد  اجابت  واقع  می‌گردد:  روزه‌دار  تا  وقتی‌که  افطار  می‌کند،  پیشوای  عادل  و  دادگر،  وکسی‌که  بناحق  مورد  ستم  واقع  گردیده  است  ]‌"‌.

5-‌خودداری  از  چیزهائی که با  روزه‌داری  منافات  دارد:
روزه  عبادتی  است‌که  خداوند  آن  را  بمنظور تزکیه  وپرورش  نفس  وروح  انسان  و  عادت  دادن  آن  بر  خیر  و  نیکی  فرض‌کرده  و  از  بهترین  عباداتی  است‌که  بمنظور  تقرب  بخداوند  انجام  می‌پذیرد.  بنابراین  شایسته  و  لازم  است‌که  روزه‌دار خویشتن  را ازکارهائی  که  روزه‌اش  را  خدشه‌دار  می‌سازد،  پرهیزکند.  تا  از  روزه‌اش  ثواب  و  پاداش  و  بهره‌کامل  ببرد  و  بدان  تقوائی  دست  یابدکه  خداوند  از  آن  نام  برده  است‌:" يأيها الذين آمنوا كتب عليكم الصيام كما كتب على الذين من قبلكم لعلكم تتقون    [روزه تنها  خویشتن  داری  از  خوردن  و  نوشیدن  نیست‌،  بلکه  باید  از  همه  چیزهائی‌که  خداوند  از  آنها  نهی  کرده  است  پرهیز گردد]"‌.

   از  ابوهریره  روایت  است‌که  پیامبر صلی الله علیه و سلم    فرمود:"  ليس الصيام من الاكل والشرب، إنما الصيام من اللغو، والرفث، فإن سابك أحد، أو جهل عليك، فقل إني صائم، إني صائم     [روزه  تنها  عبارت  نیست  از  خویشتن  داری  از  خوردن  و  نوشیدن‌،  بلکه  درهنگام  روزه  باید  از  هرزه‌گوئی  و  هرزه‌درائی  و  آمیزش  با  زنان  نیز  خودداری‌کنید.  اگرکسی  به  شما  فحش  و  ناسزائی‌گفت  یا  نادانی‌کرد،  در  جواب  او  بگو:  من  روزه‌ام‌]"‌.  ابن  خزیمه  و  ابن  حبان  و  حاکم  آن  راروایت‌کرده‌اند  و  بقول  حاکم  برابر  شرایط  مسلم  صحیح‌   است‌.گروه  محدثین  جز  مسلم  از  ابوهریره  روایت‌کرده‌اندکه  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفت‌:" من لم يدع  قول الزور والعم