بجای  میت  بر  پرداخت  دیون  مقدم  باشد،  اگر  دارائی  متوفی  برای  هر  دوكفایت  نكند.  امام  مالك‌گفته  است‌:  وقتی  بجای  او  حج‌گزارده  می‌شودكه  وصیت‌كرده  باشد  چون  حج  عبادتی  است‌كه  جنبه  بدنی  آن‌،  بر  جنبه  مالی  آن  رجحان  دارد،  پس  نیابت  درآن  پذیرفته  نمی‌شود،  و  اگر  متوفی  وصیت‌كرده  بود  ازیكسوم  دارائی  اوهزینه  حج  تامین  می‌شود.حج‌گزاردن  بجا‌ی  دیگران

اگر شرایط  وجوب  حج  دركسی  جمع  شد،  سپس  بعلت  بیماری  یا  پیری  ازادای  آن  عاجزگردید،  واجب  است‌كه  دیگری  بجای  او  حج  بگزارد،  بنابراین  او  از  ادای  فریضه  حج  مایوس  است  و  حكم  مرده  را  دارد.  چون  فضل  بن  عباس‌گفت‌:  زنی  از  قبیله  خثعم  به  پیشگاه  پیامبر صلی الله علیه و سلم    آمد  وگفت‌:  ای  رسول  خدا  برذمه  پدرم  فریضه  حج  واجب  شده  و  او  پیرمردی  است‌كه  نمی‌تواند  بر  پشت  مركوب  خود  را  نگه  دارد  من  می‌توانم  به  جای  او  حج  بگزارم‌؟  حضرت  فرمود:  آری‌،  و  این  واقعه  در  سال  حجه  الوداع  بود.گروه  محدثین  آن  را  روایت‌كرده‌اند  و  ترمذی  آنرا  حسن  صحیح  دانسته  است‌.  ترمذی‌گفته  است  بطریق  صحیح  بیش  از  یك  حدیث  دراین  باره  روایت  شده  است‌.  و  عمل  اهل  علم  از  اصحاب  پیامبر صلی الله علیه و سلم    و  دیگران  نیز  بر  این  منوال  است‌كه  بجای  میت  حج‌گزارده  می‌شود.

رای  شافعی  و  ثوری  و  ابن  المبارك  و  احمد  و  اسحاق  هم  چنین  است‌.  امام  مالك  گفته  است‌:  اگر  متوفی  وصیت  كرده  بود  بجای  او  حج‌گزارده  می‌شود.  بعضی  رخصت  دانسته‌اندكه  اگركسی  بعلت  پیری  قادر  به  حج‌گزاردن  نباشد  می‌توان  بجای  او  حج  بگزارد،‌كه  قول  ابن  المبارك  و  شافعی  و  احمد  و  حنفی  است‌.  ازاین  حدیث  برمی‌آیدكه  زن  می‌تواند  بجای  مرد  و  زن  حج‌گزارد  و  مرد  هم  می‌تواند  بجای  مرد  و  زن  حج  بگزارد  و  نص  مخالف  با  این  نیامده  است‌.هرگاه  بیما‌ر  زمین‌گیر بهبودی یا‌فت‌: 

اگر  بجای  شخص  بیماری  زمین‌گیر،  حج‌گزارده  بودند  و  پس  از  آن  او  بهبودی  یافت  فرض  از  عهده  او  ساقط  است  و  اعاده  آن  واجب  نیست  تا  موجب  وجوب  دو  حج‌  نگردد  و  این  مذهب  احمد  است  و  برا  جمهور  فقها،  حج  قبلی  برای  او كفایت  نمی‌كند  چون  معلوم‌ گردیده  است‌كه  او  از  انجام  آن  مایوس  نشده  است‌،  و  سرانجام    فرجام‌كار  مورد  اعتبار  است‌.  ابن  حزم  رای  اولی  را  ترجیح  داده  است  و گفته‌:  چون  پیامبر صلی الله علیه و سلم    دستور  داده  است‌،  كسی  كه  نمی‌تواند  نه  سواره  و  نه  پیاده‌،  حج  بگزارد،  بجای  او  حج  بگزارند  و  خبر  داده  است  كه  دین  خداوند  بجای  او  ادا  می‌شود  و  فریضه  از  او  ساقط  می‌گردد  و  برای  اوكافی  است‌.  بنابراین‌،  این  فریضه  دیگر  برنمی‌گردد،  مگر  بموجب  نص  جدیدی  و  در  این  باره  نصی  در  دست  نیست‌كه  بموجب  آن  فریضه  برگردد.  اگر  این  فریضه  برمی‌گشت  پیامبر صلی الله علیه و سلم    آن  را  بیان ‌می‌فرمود،  زیراگاهی  پیرمرد  نیرو  می‌گیرد  و  می‌تواند  سواری‌كند.  حالا كه  پیامبر صلی الله علیه و سلم    از آن  خبر  نداده  است  پس  برگشتی  فریضه  جایز  نیست‌.٦-‌گذا‌شتن  ریش:  بگذارید  ریش  به  نحوی  باشد كه  نمایانگر  متانت  و  وقار  باشد  

نه  آنقدر  آنرا  كوتاه  كرد، ‌كه  به  تراشیدن  نزدیك  باشد  و  همچنین  نه  آنرا  بحال  خود گذاشت‌،  تا  بيش  از  حد  معمول‌،  بلند گردد،  حد  متوسط  نیكو  است‌:  

-  اندازه  نگه  دار كه  اندازه  نكوست  -

بی‌گمان  ریش  نشانه‌ي‌ كمال  مردانگی  و  مذكر  بودن  است‌.  از  ابن  عمر  رضی  الله  عنهما  روايت شده كه گفته است: (قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: (خالفوا المشركين: وفروا اللحى، و أحفوا الشوارب)[1] ]پيغمبر صلي الله عليه و سلم فرمود: ريش را بلند بگذارد و سبيلها را خيلي كوتاه كنيد[. اين حديث متفق عليه است. و  بخاري بدان افزوده است: (وكان ابن عمر إذا حج أو اعتمر قبض على لحيته فما فضل أخذه). ]ابن عمر هر گاه به حج يا عمره مي‌رفت، ريش خود را در مشت مي‌گرفت و هر چه از آن اضافه مي‌آمد، كوتاهش مي‌كرد[.

--------------------------------------------------------------------------------
[1] بعضي از فقهاء اين امر را حمل بر وجوب كرده‌اند و لذا ريش تراشيدن را حرام مي‌دانند. "مؤلف"شرایط  انجام  حج  بجا‌ی  دیگران  = چه‌كسی  می‌تواند  بجا‌ی  دیگران  حج‌ بگذارد؟

كسی‌كه  بجای  دیگری  حج‌  می‌گزارد،  باید  قبلا  برای  خود،  حج  انجام  داده‌،  باشد.  زیرا  ابن  عباس‌گوید:  پیامبر صلی الله علیه و سلم    از  یكی  شنید،‌كه  می‌گوید: " لبيك عن شبرمة  ‌گفت‌:  تو برای  خودت‌،  حج‌كرده‌ای‌؟‌گفت‌:  نخیر.  فرمود:  اول  برای  خود  حج‌كن  بعد  برای  شبرمه  حج‌ كن‌‌“‌.  بروایت  ابوداود  و  ابن  ماجه‌.

بیهقی‌ گفته  است  در  این  باره  اسناد  صحیح  تر  از  اسناد  این  حدیث  نداریم‌.  ابن  تیمیه‌ گفته‌:  امام  احمد  بروایت  فرزندش  صالح  از  او  حكم  به  مرفوع  بودن  این  روایت  كرده  است‌،  اگرچه  موقوف  است  وكسی  درآن  با  ابن  عباس  مخالفت  نكرده  است‌.  و  قول  اكثر  اهل  علم‌،  بر  اینست‌ كه ‌كسی  تا  خود  حج  نكرده  باشد،  مطلقا  نمی‌تواند  جای  دیگری  حج‌-  بگزارد.  خواه  مستطیع  باشد  یا  نباشد،  زیرا  ترك  طلب  تفصیل  و  عدم  تفریق  درنقل  احوال‌،  دال  برعموم  است  و  پیامبر صلی الله علیه و سلم    آن  را  بصورت  مطلق  و  بدون  طلب  تفصیل‌،  بیان  فرموده  است‌.كسی‌ كه  حج‌ نذری  را  انجام  می‌دهد  و فریضه  حج‌ نیز بر او  هست‌:

ابن  عباس  و  عكرمه  فتوی  داده‌اند كه  اگر كسی  مشغول  انجام  حج  واجب  نذری  بود  و هنوز فریضه  حج  را  انجام  نداده  بود  این  حج  وی  بجای  هردوكفایت  می‌كند  و  هردوفریضه  ساقط  می‌شوند  و  بنا  بفتوای  ابن  عمرو  عطاء‌:  باید  این  شخص  نخست  فریضه  حج  را  انجام  دهد  سپس‌ به  نذر  خود  وفا كنند.ترك  نكا‌ح ‌و ترك  حج  در اسلام  نیست

ابن  عباس‌ گوید:  پیامبر صلی الله علیه و سلم گفت‌:" لاصرورة في الاسلام [‌ترك  ازدواج  و  ترك  حج  در  اسلام  نیست‌]"‌.  بروایت  احمد  و  ابوداود.  خطابی‌گفته  است‌:  ضرورت  دو  تفسیر  دارد:  
1-‌كسی‌كه  از  ازدواج  و  نكاح  امتناع  می‌ورزد  وگوشه  نشینی  اختیار  می‌كند،  همانگونه‌ كه  راهبان  مسیحی  این  شیوه  را  پیش  می‌گیرند.  نابغه‌ گفته  است‌:

لو أنها عرضت الاشمط راهب - عبد الاله صرورة متعبد
 أدنا لبهجتها وحسن حديثها - ولخالها رشدا وإن لم يرشد    

[اگرآن  زن  خود  را  عرضه‌كند  برراهبی‌كه  موهایش  جوگندمی  است  و  خدا  را عبادت  می‌كند  و  ترك  ازدواج  و  نكاح‌كرده  و  تعبد  و  پارسائی  را  اختیاركرده  است‌،  بعلت  زیبائی  وحس  حدیث  وخوش  بیانی‌،  به  وی  نزدیك  می‌شود  وآن  را  رشد  و  هدایت  می‌پندارد  اگرچه‌گمراهی  نیست  چون  رشد  از  لغات  متضاد  است‌]‌.

معنی  دوم  آن‌،‌كسی  است‌كه  هرگز  حج  نگزارده  باشد.  بنابراین  معنی  لاصروره  فی  الاسلام  یعنی  سنت  وراه  دین