  چنین  است‌كه  هركس  توانائی  انجام  فریضه  حج  را  یافت‌،  نباید  حج  را  ترك‌كند.  بعضی  پنداشته‌اند  معنی  حدیث  چنین  است‌:  هركس  هرگز حج‌  نگزارده  باشد،  نمی‌تواند  بجای  دیگران  حج  بگزارد.  تقدیر  سخن  به  نزد  وی  چنین  است‌:  كسی  كه  حج  نگزارده  باشد  اگر  شروع  كند  بگزاردن  حج  بجای  دیگری‌،  حج  برای  خود  او  می‌باشد  و  فریضه  حج  برای  خود  او  می‌باشد  و  از  اینراه  است  كه  معنی  نفی  درست  می‌شود  و  دیگر  ضرورتی  در  بین  نیست‌.  و  اینست مذهب  اوزاعی  و  شافعی  و  احمد  و  اسحاق‌.  مالك  و  سفیان  ثوری ‌گفته‌اند كه  حج  بر  طبق  نیت  حج‌گزار،  صورت  می‌گیرد  و  بنیت  هركس  باشد  برای  او  است  و  صاحبان  رای  و  حسن  بصری  و  نخعی  و  عطاء  هم  چنین‌ گفته‌اند.قرض‌ گرفتن  برای حج  

عبدالله  بن  ابی  اوفی گوید:  درباره ‌كسی ‌كه  به  حج  نرفته  است‌،  از  پیامبر صلی الله علیه و سلم    سئوال  كردم  و گفتم  آیا  او  می‌تواند  برای  سفر  حج  قرض  بگیرد؟  فرمود:  نخیر.  بروایت بیهقی‌.ادای  فریضه  حج‌  با مال  حرا‌م

برای  اکثر علما،  انجام  فریضه  حج  با  مال  حرام  موجب  سقوط  فریضه  حج  است  و  کفایت  می‌کند،  اگرچه  او  با  این  عملش‌  مرتکب  گناه  شده  است‌.  امام  احمد  گفته  است‌:  موجب  سقوط  فرض  نمی‌شود  و  اصح  آنست‌،  زیرا  در  حدیث  صحیح  آمده  است‌:" إن الله طيب لا يقبل إلا طيبا    [‌خداوند  پاک  است  و  جز  پاک  را  نمی‌پذیرد]‌”‌.  ابوهریره  گوید:  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفت‌:" إذا خرج الحاج حاجا بنفقة طيبة ، ووضع رجله في الغرز  فنادى: لبيك اللهم ناداه مناد من السماء: لبيك وسعديك  زادك حلال، وراحلتك حلال وحجك مبرور غير مأزور  وإذاخرج بالنفقة الخبيثة فوضع رجله في الغرز، فنادى: لبيك، ناداه مناد من السماء: لالبيك ولاسعد يك، زادك حرام، ونفقتك حرام، وحجك مأزور غير مأجور [هرگاه کسی  با  نفقه  و  هزینه  حلال بقصد  سفر  حج  بیرون  آمد  و  پا  برکاب  نهاد  وگفت‌:  خداوندا  بخدمت  تو  می آیم  -‌اینک  بخدمت  تو  آمدم  - ندائی  از آسمان  می‌آید:  حج  تو  مقبول  است  و  دعایت  مستجاب‌.  توشه‌ات  حلال  و  وسیله  سفرت  حلال  وحجت  مقبول  وگناهانت  مغفوراست  وهرگاه‌کسی  با  هزینه  حرام  بقصد  حج  بیرون  آمد  و  پایش  برکاب  نهاد  وگفت‌:  اینک  خدایا  به  خدمت  آمدم‌.  ندائی  از  آسمان  می‌آیدکه  آمدن  تو  مقبول  نیست  و  تو  خوشبخت  نیستی‌،  توشه‌ات  حرام  وهزینه‌ات  حرام  و  حج  توگناهان  را  نمی‌زداید  و  مزدی  واجری  برآن  نداری‌]"‌.  منذری‌گفت‌:  طبرانی  آن  را  در  اوسط  روایت‌کرده  و  اصفهانی  آن  را  از  قول  اسلم  مولای  عمر  بن  خطاب‌،  بصورت  مرسل  و  مختصرآورده  است‌.حج  سواره  بهتراست  یا پیاده؟

حافظ  در  “‌الفتح‌‌“  از  قول  ابن  المنذر  می‌گوید:  اختلاف  در  اینکه  سواره  به  حج  رفتن  بهتر  است  برای  حاجیان  یا  پیاده‌؟  جمهور  علما گویند  سواره  بهتر  است‌.  چون پیامبر صلی الله علیه و سلم    سواره  به  حج  رفته  است  چون  بهتر  انسان  می‌تواند  دعا  بخواند  و  ابتهال گوید  و  سودمند  هم  می‌باشد.  اسحاق  بن  راهویه‌گفته‌:  پیاده  بهتر  است‌،  زیرا  رنج  و  خستگی  بیشتری  دارد.  احتمال  دارد  سواره  و  پیاده  رفتن  به  نسبت  احوال  و  اشخاص‌،  اختلاف  داشته  باشد.  بخاری‌گوید:  پیامبر صلی الله علیه و سلم    پیرمردی  را  دیدکه  با  اتکاء به  دوفرزندش‌،  طواف  می‌کند،‌گفت‌:  این  شخص  را  چه  شده  است‌؟‌گفتند:  نذر کرده  است‌،‌ که  پیاده  حج  بگزارد.  او گفت‌:  خداوند  نیازی  ندارد،‌که  او  نفس  خود  را  بیازارد  و  رنجه  دارد.  دستور  داد  او  سوار  شود  و  سواره  حج  بگزارد‌“‌.کسب  و داد  و  ستد  و کرایه‌کشی  در  حج

کسی‌که  به  حج  یا  به  عمره  می‌رود،  اشکال  ندارد که  به  تجارت  یا کرایه‌کشی  و  کرایه  دادن  اسب  و  استرو  الاغ  و غیره  (‌کسب  حلال‌)  بپردازد.  ابن  عباس‌گوید:  “‌مردم  درآغاز  اسلام‌،  بهنگام  حج  بداد  و  ستد  در  منی  و  عرفات  و  بازار  “‌ذوالمجاز“  -‌درکنار  عرفات  -  می‌پرداختند  و  خوف  داشتند  از  اینکه  داد  و  ستد  در  حال  احرام‌،  اشکال  داشته  باشد،  لذا  خداوند  فرمود:" ليس عليكم جناح  أن تبتغوا فضلا من ربكم في مواسم الحج    [‌بر  شما  باکی  نیست  و‌گناهی  نیست  که  در  موسم  حج  همراه  با  انجام  فریضه  حج‌،  خیر  و  برکت  خدا  را  در  معامله  و  داد  و  ستد،  بجوئید]‌”‌.  بروایت  بخاری  و مسلم  ونسائی‌.  بروایت  ابوداو‌د  از  ابن  عباس  آمده  است‌: " ليس عليكم جناح أن تبتغوا فضلا من ربكم) قال: كانوا لا يتجرون بمنى فأمروا أن يتجروا إذا أفاضوا من " عرفات [‌بر  شماگناهی  ...  مسلمانان  در  منی  تجارت  نمی‌کردند.  به  آنان  دستور  داده  شد،‌که بعد  از  پراکنده  شدن  از  عرفات  به  تجارت  بپردازند]‌’‌’‌.  

ابی  امامه  تیمی  به  ابن  عمرگفت‌:  من  در  راه  حج‌کرایه‌کشی  می‌کنم  و  مردم  را  سوار  می‌کنم‌.  بعضی  از  مردم  به  من  می‌گویند،  تو  ثواب  حج  نداری‌.  ابن  عمرگفت‌:  مگر  احرام  نمی‌بندی  و  تلبیه  نمی‌گوئی  و  طواف  خانه‌کعبه  را  نمی‌کنی  و  بعد  از وقوف  درعرفات  رهسپار  منی  نمی‌شوی  و رمی  جمرات  نمی‌کنی‌؟‌گفتم‌:  چرا،  همه  آنها  را  انجام  می‌دهم‌،‌گفت‌:  پس  تو  حج‌ما  می‌گزاری  و  ثواب  آن  را  داری‌،  مردی  به  حضور  پیامبر صلی الله علیه و سلم    آمد  وهمین  سئوال  راکه  تو  ازمن  می‌کنی  ازاو  پرسید.  پیامبر صلی الله علیه و سلم    به  وی  جواب  نداد  تا  اینکه  این  آیه  نازل  شد:" ليس عليكم جناح أن تبتغوا فضلا من ربكم ”    پیامبر صلی الله علیه و سلم   بدنبال  وی  فرستاد  واین  آیه  را  بروی  خواند  وگفت  حج  توصحیح  است‌.  بروایت  ابوداود  و  سعید  ابا  منصور.  منذری‌گفته  است‌:  نام  ابوامامه  معروف  نیست‌.  

شخصی  از  ابن  عباس  پرسید:  من  نفس  خود  را،  بدین  قوم  اجاره  داده‌ام  و  مناسک  حج  را  همراه  آنان  انجام  می‌دهم‌،  آیا  من  هم  پاداش  و  ثواب  دارم‌؟  ابن  عباس‌گفت‌:  آری‌.  " أولئك لهم نصيب مما كسبوا، والله سريع الحساب    [‌آنان  ازکسب  خود  بهره ای  می‌برند  و  حساب  خداوند  سربع  است  و  حساب  آن  بر  خداوند  مجهول  نیست‌]‌’‌’‌.  

بروایت  بیهقی  و  دارقطنی‌.حج  پیا‌مبر صلی الله علیه و سلم    

مسلم ‌گوید:  از  ابو‌بکر  بن  ابی  شیبه  و  اسحاق  بن  ابراهیم  و  حاتم  بن  اسمعیل  مدنی   از  طریق  جعفر  بن  محمد  از  پدرش  برایمان  روایت  شده  است‌ که ‌گفت‌:  “‌بر  جابر  بن  

عبدالله  وارد  شدیم  از  یکایک  حاضران  احوال  پرسی ‌کرد  تا  اینکه  به  من  رسید. گفتم  من  محمد  پسر  علی  پسر حسین  هستم‌.  بر سرم  دست‌ کشید  و دکمه‌های  بالاو  پائین  جامه‌ام  را  بازکرد  و  دست  بر  سینه‌ام  نهاد،  من  آن  روز  جوان  بودم‌،‌ گفت‌:  مرحبا  ای  پسر  برادرم‌.  از  هرچه  می‌خواهی  سئوال ‌کن‌.  از  او  سئوال‌ کردم  -  جابر کور  بود  -  در  آن  وقت  هنگام  نماز  فرا  رسید.  او  برخاست  و  ب