:  جابر  بن  زید  به  من‌گفت‌:  من  نماز  را  در  عرفات  شكسته  می‌خوانم‌.  سعید  بن  منصورآن  را  روایت‌كرده  است‌.روان شدن و سرازیر شدن از عرفات

 سنت ا‌ست‌ كه  بعد  از  غروب  خورشید،  بآرامی  از  عرفات  دور  شد  و  پراكنده  گردید.  پیامبر صلی الله علیه و سلم    به  آهستگی  و  آرامی  از  عرفات  دور  شد،  در  حالیكه  افسار  شتر  خویش  را،  آنقدربه  سوی  خود  می‌كشیدكه  سرآن  به  جلوزین  می‌خورد  ومی‌گفت‌:  “‌ای  مردم  بر  شما  است‌كه  آرامش  را  مراعات‌كنید،  زیرا  خوبی  و  نیكی  درشتابزدگی  نیست‌”‌.  بروایت  مسلم  و  بخاری‌.  آنان‌گویندكه  پیامبر صلی الله علیه و سلم   " يسير العنق فإذا وجد فجوة نص    [‌پیامبر صلی الله علیه و سلم   بهنگام  سرازیر  شدن  از  عرفات  -  استوار  و  آرام  و  بنرمی  گامی برمی‌داشت  و  چون  فرصت  می‌كرد  و  ازدحام  كمتر  می‌شد،  سرعت  بیشتری  می‌گرفت‌]"‌.  یعنی‌،  بجهت  مراعات  مردم  بآرامی  راه  می‌رفت  و  شتابش‌كمتر  بود  و  چون  ازدحام‌كمتر  می‌شد  و  راه  بازمی‌گردید،  شتاب  بیشترمی‌گرفت  تا  آن  را  جبران  كند  ومستحب  است ‌كه ذكر و تلبیه ‌گوید.  زیرا  پیامبر صلی الله علیه و سلم    تا  موقع  رمی  جمره  العقبه  همچنان  تلبیه‌گویان‌،  راه  می‌رفت‌.  اشعث  بن  سلیم  بنقل  از  پدرش‌گوید:  “‌با  ابن  عمر  ازعرفات  به  سوی  مزدلفه  می‌آمدم‌ كه  همچنان  تكبیرو  تهلیل  می‌گفت‌،  تا  اینكه  به  مزدلفه  آمدیم‌”‌.  به  روایت  ابوداود.جمع  بین‌نما‌ز  مغرب  و  عشا‌ء  در  مزدلفه

چون  حاجی  به  مزدلفه  آید،  نماز  مغرب  و  عشاء  را  با  یك  اذان  و  دو  اقامه  می‌خواند،  بدون  اینكه  در  فاصله  بین  آنها،  نمازسنت  بخواند.  در  حدیث  مسلم  آمده  است‌كه  پیامبر صلی الله علیه و سلم    به  مزدلفه  آمد  و نماز مغرب  و  عشاء  را  با  یك  اذان  و  دو اقامه  با  هم  جمع‌كرد  و  درفاصله  بین  آنها  هیچ  نماز  دیگری  نخواند.  جمع  بین  نماز  مغرب  و  عشاء  در  مزدلفه  باجماع  علما  سنت  می‌باشد.  اگركسی  همه  نمازها  را  در  وقت  خویش  بخواند،  علما  درآن  اختلاف  دارند.  بیشتر  علما  آن  را  جایز  می‌دانند  و  عمل  پیامبر صلی الله علیه و سلم    را  حمل  بر اولویت ‌كرده‌اند،  یعنی  بهتر  است‌كه  آنها  را  با  هم  جمع‌كند.  ثوری  و  صاحبان  رای‌گفته‌اند:  اگركسی  نماز  مغرب  را  نرسیده  به  مزدلفه‌،  خواند،  بر  وی‌است‌كه  آن  را  اعاده  كند  و  خواندن  هریك  از  نماز  ظهر  و  عصر  در  وقت  مخصوص  به  خود  را  مكروه  دانسته‌اند.2-‌فضيلت وضو:  
در  فضیلت  و‌ضو  احادیث  فراوان  روایت  شده  است‌ كه  با  اشاره  به  بعضی  از  آنها اكتفاء  می‌كنيم‌:

الف  -‌از  عبدالله صنابجی‌ رضي الله عنه  روایت  شده‌ كه  پیامبر صلي الله عليه و سلم  فرموده  است‌.  ]إذا توضأ العبد فمضمض خرجت الخطايا من فيه، فإذا استنشر خرجت الخطايا من أنفه، فإذا غسل وجهه خرجت الخطايا من وجهه حتى تخرج من تحت أشفار عينيه، فإذا غسل يديه خرجت الخطايا من يديه حتى تخرج من تحت أظافر يديه. فإذا مسح برأسه خرجت الخطايا من رأسه حتى تخرج من أذنيه، فإذا غسل رجليه خرجت الخطايا من رجليه حتى تخرج من تحت أظافر رجليه. ثم كان مشيه إلى المسجد وصلاته نافلة)  [‌هرگاه  بنده‌ای  وضو گرفت  و  مضمضه  كرد  (‌آب  توی  دهان  گردانید)  گناهان  از  دهانش  بیرون  می‌رو‌ند  و  وقتی  استنشاق  نمود،  گناهان  از  بینی  او  بيرو‌ن  می‌روند،  و  و‌قتی ‌كه  صورت  را  شست  گناهان  از  تمام صورت  او  حتي  از  زير  پلكهاي  دو  چشمانش  بیرون  می‌روند،  و  وقتی  كه  دستها  را شست‌،  گناهان  از  دستهای  او  حتی  از  زیر  ناخنهای  دستانش  نیز  بیرون می‌روند، و وقتيكه  سرش  را  مسح‌ كرد، ‌گناهان  از  سرش  حتی  از  سوراخهای‌ گوشش  نیز  بیرون  مي‌روند،  و  وقتی‌كه  پاها  را  شست‌ گناهان  از  پاهایش  حتی  از  زیر  ناخنهاي  پایش  نیز بیرون  می‌روند،  سپس  ثواب  و  پاداش  رفتن  به  مسجد  و  خواندن  نماز،  اضافی  و  زیادی  برايش  می‌ماند]‌.  مالك  و  نسائی  و  ابن  ماجه  و حاكم  آنرا  روایت  كرده‌اند.  

ب-  از  انس رضي الله عنه  روایت  شده  كه‌:  پیامبر صلي الله عليه و سلم  فرموده  است‌: (إن الخصلة الصالحة تكون في الرجل يصلح الله بها عمله كله، وطهور الرجل لصلاته يكفر الله بطهوره ذنوبه وتبقى صلاته له نافلة)  [‌خصلت  و  خوی  شایسته  و  درست  انسان  موجب  می‌گردد كه خداوند  تمام  اعمال  او  را  اصلاح  نماید،  وضو گرفتن  انسان  برای  نماز سبب  می‌گردد  كه  خداوند گناهان  او  را  ببخشاید  و  وضو را كفاره‌ي آبها  قرار دهد  و  اضافه  بر آن‌،  ثواب  و  پاداش  نماز  برایش  باقی  می‌ماند]‌‌‌.  ابویعلی‌،  و  بزاز،  و  طبرانی  در كتاب  اوسط  آن  را روایت  كرده‌اند.

ج-‌از  ابوهریره رضي الله عنه روایت  شده  است  كه‌:  پیامبر صلي الله عليه و سلم   فرمود:  (ألا أدلكم على ما يمحو الله به الخطايا، ويرفع به الدرجات. قالوا: بلى يا رسول الله، قال: (إسباغ الوضوء على المكاره، وكثرة الخطا إلى المساجد، وانتظار الصلاة بعد الصلاة، فذلكم الرباط  فذلكم الرباط فذلكم الرباط)   [‌آیا  می‌خواهید  چیزی  را  به  شما  بگویم ‌كه  خداوند  بسبب  آن‌ گناهان  شما  را  محو كند  و مرتبه‌ي شما  را  بالا  برد؟‌ گفتند:  آری  بگو  ای  رسول  خدای‌!  ایشان‌ گفتند:  آن عبارت  است  از گرفتن  وضوی‌ كامل  در  وقت  سختی‌،  و  بسیار گام  برداشتن  به  سوی  مسجد  و  بعد  از ادای  نماز  به  انتظار  نماز  بعدی  نشستن‌،  اینست  جهاد  در  راه  خدا، اینست  جهاد،  اینست  جهاد]‌‌.  مالك  و  مسلم  و  ترمذی  و  نسائی  آنرا  روایت‌كرده‌اند.  

د-‌از  ابوهریره رضي الله عنه روایت  شده  است‌ كه  پیامبر صلي الله عليه و سلم،  به ‌گورستان  رفت  و گفت‌:  (السلام عليكم دار قوم مؤمنين، وإنا إن شاء الله بكم عن قريب لاحقون، وددت لو أنا قد رأينا إخواننا) قالوا: أو لسنا إخوانك يا رسول الله؟ قال (أنتم أصحابي وإخواننا الذين لم يأتوا بعد) قالوا: كيف تعرف من لم يأت بعد من أمتك يا رسول الله؟ قال: (أرأيت لو أن رجلا له خيل غر محجلة بين ظهري خيل دهم بهم  ألا يعرف خيله؟) قالوا: بلى يا رسول الله، قال: (فإنهم يأتون غرا محجلين من الوضوء وأنا فرطهم على الحوض، ألا ليذادن رجال عن حوضي كما يذاد البعير الضال أناديهم:
ألا هلم، فيقال: (إنهم بدلوا بعدك) فأقول: سحقا سحقا)  [درود  بر  شما  ای  منزل  و ماوای  قوم  مومنان‌،  بی‌گمان  اگر  خدا  بخواهد  ما  نیز به  زودی  به  شما  می‌پیوندیم‌،  ایكاش  برادران  خود  را  می‌دیدم‌،  گفتند:  مگر  ما  برادران  تو  نیستیم  ای رسول  خدا؟  فرمود:  شما  یاران  من  هستید،  برادران  من‌ كسانی  هستند  كه  هنوز  نیامده‌اند،  گفتند:  ای  پیامبر كسانی  را كه  از  امت  شما  می‌باشند  و  هنوز  نیامده‌اند،  چگونه  می‌شناسید؟  فرمود:  آیا  اگر ‌كسی  اسبان  پیشانی  سفید  و  دست  و  پا  سفیدی  داشته  باشد،  در  بین  اسبان  سیاه  آنها  را نمی‌‌شناسد‌؟ ‌گفتند:  آری  ای  رسول  خدا  