 مالهاي  شما  و آبروي  شما  برشماها  حرام  است  يعني  برشما  حرام  است‌كه  بخون  ومال  و آبروي  و ناموس  همديگر  تجاوز كنيد  همانگونه‌كه  هرگونه  تجاوزي  در  اين  روز  و  در  اين  ماه  و  در  اين  

شهر بر شما  حرام  است  و  همانگونه ‌كه  اين  روز و اين  ماه  و  اين  شهر براي  همه  محترم  است  خون  و  مال  ناموس  همه  نيز محترم  است‌]"‌.
٢-‌بخاري  و  مسلم  از  ابوهريره  روايت‌كرده‌اندكه  پيامبر صلي الله عليه و سلم   گفت‌:" لا يزني الزاني حين يزني وهو مؤمن، ولا يشرب الشارب حين يشرب وهو مؤمن، ولا يسرق السارق حين يسرق وهو مؤمن، ولا ينتهب نهبة   يرفع الناس إليه فيها أبصارهم حين ينتهبها وهو مؤمن    [كسي  كه  مرتكب  زنا  مي‌شود،  در حين  ارتكاب  اين  جرم  ايمان  ندارد،  چون  اگر ايمان  داشته  باشد،  ازآن  دوري  مي‌كند  و  همچنين‌كسي‌كه  مرتكب  شرابخواري  و  دزدي  و  نبودن  مال ديگران  مي‌شود،  در  حين  ارتكاب  اين  اعمال  او  مومن  نيست  چون  ايمان  انسان  را  از  ارتكاب  جرم  وگناه  باز  مي‌دارد]"‌.
٣-‌بروايت  سائب  بن  يزيد  از  پدرش  پيامبر صلي الله عليه و سلم  گفت‌: " لا يأخذن أحدكم متاع أخيه جادا ولالاعبا، وإذا أخذ أحدكم عصا أخيه فليردها عليه    [هيچكس  ازشما كالاي  برادر  ديني  خودش  را  نه  بجدي  ونه  بشوخي  نگيرد  و هرگاه‌كسي  ازشما  عصاي  برادرش  را  برداشت  آن  را  بوي  برگرداند]"‌.  احمد  و  ابوداود  آن  را  بيرون  آورده  و  ترمذي  آن  را  بيرون  آورده  و  حسن  دانسته  است‌.
٤-‌دارقطني  از  طريق  انس  به  پيامبر صلي الله عليه و سلم   رسانده  و  نسبت  داده  است ‌كه‌:" لا يحل مال امرئ مسلم إلا بطيبة من نفسه    [مال  مسلمان  براي  ديگري  حلال  نيست  مگر  برضاي  خاطر  و  طيب  نفس  او]‌’‌’‌.
٥-‌در  حديث  آمده  است‌كه  “‌هركس  مال  برادر  ديني  خود  را  بزور  بگيرد  خداوند  آتش  دوزخ  را  بروي  واجب  مي‌كند  و  بهشت  را  برايش  حرام  مي‌كند  يكي‌گفت‌:  اي  رسول  الله  اگرچه  آن  مال  اندك  هم  باشد؟  فرمود  حتي  اگر هيزمي  و شاخه‌اي  ازچوب  اراك  -‌چوب  مخصوص  مسواك‌ كردن  -  هم  باشد“‌.
٦-  بخاري  و  مسلم  از  عايشه  روايت‌كرده‌اند كه  پيامبر صلي الله عليه و سلم   گفت‌:"  من ظلم شبرا من الارض طوقه الله من سبع أرضين    [‌هركس  باندازه  يك  وجب  و  بدست  از زمين  بمردم  ظلم‌كند  خداوند  از  هفت  طبقه  زمين  بگردن  وي  طوق  مي‌اندازد]"‌.

كشت  زمين  يا  نهال ‌كاري  يا  ساختمان  سازي ‌در زمين  مغصوب
هركس  زمين  غصبي  را كشت‌كند،  زراعت  وكشت  ازآن  صاحب  زمين  است  و غاصب  حق  ادعاي  هزينه  را  دارد  اين  وقتي  است‌كه  زرع  و كشت‌  درو  نشده  باشد  ولي  اگرمحصول  درو شده  بود،  صاحب  زمين  تنها  حق  اجاره  ومزد  زمين  را  دارد  نه  محصول  را.  اگركسي  درزمين  غصبي  نهال‌كاشت  يا  ساختمان  ساخت  براو  واجب  است‌كه  آنچه‌كاشته  است‌،  از  زمين  بكند  و آنچه  ساخته  است  ويران ‌كند.  درحديث  رافع  بن  خديج  آمده  است‌كه  پيامبر صلي الله عليه و سلم   گفت‌:" من زرع في أرض قوم بغير إذنهم فليس له من الزرع شئ، وله نفقته    [‌هركس  درزمين  ديگران  چيزي  بكارد  و كشت‌كند  بدون  اجازه  و  اذن  آنان‌،  چيزي  از  زراعت  وكشت  از  آن  او  نيست  و  او  حق  دارد  هزينه خويش  را  مطالبه‌كند]"‌.  

اين  حديث  را  ابوداود  و  ابن  ماجه  و  ترمذي‌كه  آن  را  حسن  دانسته  است  و  احمد  روايت  كرده‌اند.  و  احمدگفته  اين  حكم  را  از  روي  استحسان  و  برخلاف  قياس  برگزيده‌ام‌.  ابوداود  و  دارقطني  از  حديث  عروه  بن  الزبير  بيرون  آورده‌اند،‌كه  پيامبر صلي الله عليه و سلم  گفت‌:  " من أحيا أرضا فهي له وليس لعرق ظالم حق     [‌هركس  زمين  موات  و  باير را  آباد  كند  مال  او  است  وكسي‌كه  بظلم  و  غصب  ريشه‌اي  بكارد  حقي  ندارد  يعني  عمل  بظلم  و  ريشه  ظلم  ايجاد  حق  نمي‌كند]"‌.  اوگفت‌:‌كسي‌كه  اين  حديث  را  برايم  نقل  كرده  است  به  من  خبردادكه  دومرد  داوري  را  نزد  پيامبر صلي الله عليه و سلم   بردندكه  يكي  ازآنها  در  زمين  ديگري  نخلي ‌كاشته  بود،  پيامبر صلي الله عليه و سلم  حكم‌كرد  باينكه  زمين  ازآن  صاحب  زمين  است  وبصاحب  نخل  دستور دادكه  نخل  خويش  را  بكند.  اوگفت‌:  من  خود  ديدم‌كه  صاحب  خرما  با  تبر ريشه  نخل  را  مي‌زد  و آن  نخل  را  مي‌كند  از ريشه  وحال  آنكه  آن   نخل‌كاملا  ريشه  دوانده  و  تناور  شده  بود.  

انتفاع  و  بهره  بردن  از  چيزي‌كه  غصب  شده  است‌،  حرام  است
مادام‌كه  عمل  غصب  حرام  باشد،  استفاده  و  انتفاع  از  مغصوب  يعني  چيزي‌كه  غصب  شده  بهرشكل  و  بهرصورت‌كه  باشد  نيز  حرام  است  و  رد  و برگشت  دادن  آن  چيز غصب  شده‌،  اگرموجود  باشد،  همراه  با  چيزي‌كه  ازآن  پديد  آمده  وتوام  با  رشد  و  نمو  آن‌،  واجب  مي‌باشد،  خواه  از آن  جدا  شده  باشد،  يا  بدان  متصل  باشد.
اگر  مغصوب  بگونه‌اي  باشدكه  به  وسيله  غاصب  حامله  شده  باشد  بعضي  از  علماء ‌گفته‌اند  بايد  بين  مالك  و  غاصب  تقسيم  شود  مانند  مضار‌به‌.  در  حديث  سمره  از  پيامبر صلي الله عليه و سلم   آمده  است‌:" على اليد  ما أخذت حتى تؤديه   [‌هركس  ضامن  چيزي  است‌كه  آن  راگرفته  است  تا  اينكه  آن  را  بصاحبش  برگرداند]"‌.  احمد  و  ابوداود  و  حاكم  آن  را  صحيح  دانسته‌اند  و  ابن  ماجه  آن  را  بيرون  آورده  است‌.
اگرمال  مغصوب  هلاك  شد  برغاصب  واجب  است‌،‌كه  مثل  آن  يا  قيمت  آن  را  بپردازد،  خواه  اين  تلف  شدن  به  وسيله  اوصورت‌گرفته  باشد  يا  به  وسيله  يك  آفت  آسماني‌.
علماي  مالكيه  مي‌گويند: ‌كالاها  و  حيوان  و  غيرآن  را  از  چيزهائي‌كه  قابل  پيمانه  كردن  و  وزن‌كردن  نيستند  اگربعد  ازغصب  تلف  شدند  غاصب  ضامن  قيمت  آنها مي‌باشد.  
علماي  حنفي  و  شافعي  مي‌گويند:  هركس  چيز  غصب  شده  را  نابودكند،  يا  تباه  سازد،  ضمانت  مثل  آن  را  بعهده  دارد،  مگراينكه  مثل  آن  پيدا  نشودكه  در  اين  صورت  عدول  از  آن  جايز  است‌.
و  اتفاق  دارند  بر  اينكه  چيزي‌كه  قابل  پيمودن  و  وزن‌كردن  باشد  هرگاه  بعد  از  غصب  تلف  شدند،  غاصب  ضمانت  مثل  آنها  را  بعهده  دارد  اگرموجود  باشد،  چون  خداوند  مي فرمايد:  " فمن اعتدي عليكم فاعتدوا عليه بمثل ما اعتدى عليكم     بقره١٩٤  [هركس  بر  شما  تعدي‌كرد  بروي  تعدي‌كنيد  آنگونه‌كه  بر  شما  تعدي‌كرده  است‌]"‌.  
هزينه  و  تكاليف  برگشت  دادن  چيز  غصب  شده  بصاحبش‌،  بعهده  غاصب  است  هر  اندازه  باشد.  هرگاه  در  چيز  غصب  شده‌،‌كاهش  بوجود  آمده  باشد،  واجب  است  كه  غاصب  قيمت  وبهاي  آن‌كاهش  را  بپردازد،  خواه  آن ‌كاهش  دراصل  آن  چيز  پديد  آمده  باشد  يا  در  صفت  آن‌.

دفاع  از  مال
برهركس  واجب  است‌كه  ازمال  خود  دفاع  نمايد،  اگركسي  بخواهد  آن  را  بربايد  يا  ازوي  بگيرد  بايد  دفاع  نمايد،  و  دردفاع  بايد  نخست  از  وسايل  ساده  و  بطور  ساده  استفاده  شود  اگر  سودمند  واقع  نشود،  از  وسايل  سختتر  و  شيوه  سختتر  استفاده‌كند