  زدن  و  اعمال  دیگر  فقط  بمقدار  مورد  نیاز  جایز است‌.  ابن  مفلح  درکتاب  “‌الاداب  الشرعیه‌” ‌گفته  است‌:  اگر  زن  بیمار  شد  و  پزشکی  غیراز  مرد  نبود،  جایز است  پزشک  اندامهای  مورد  نیاز  زن  را  ببیند  حتی  اگر  “‌فرجین  

= شرمگاه  پیش  و  پس  او”  نیز باشد  و همچنین  مرد  با  مرد  نیزچنین  است‌.  ابن  حملان  گفته  است‌:  اگر پزشکی  بغیراززن  وجود  نداشته  باشد،  پزشک  زن  می‌تواند  اندامهای  مورد  نیازمرد  را  ببیند  حتی  اگر “‌فرجین  =  شرمگاه  پیش  وپس"  او نیز باشد.  قاضی  نیز  گفته  است‌:  برای  پزشک  جایز است‌ که  بهنگام  ضرورت  و  نیاز عورت‌،  و  شرمگاه  زن  را  ببیند  و  همچنین  زن  ومرد  نیزمی‌توانند  بهنگام  نیاز  عورت  وشرمگاه  مرد  را  ببینند“‌.  ا  ه‌.مداوا  و معا‌لجه  با خواندن  دعا‌ها  

معالجه  و  مداوا  با  خواندن  دعاها،  اگر  مشتمل  بر  نام  و  ذکر  “‌الله"  و  با  الفاظ  و  کلمات  عربی  مفهوم  ومعنی‌دار  باشد  شرعاً  اشکالی  ندارد.  زیرا  اگرکلمات  دارای  معنی  مفهوم  نباشد  احتمال  داردکه  معنی  غیر  مشروع  و  شرک‌آمیز  داشته  باشند.  از  عوف  بن  مالک  روایت  است‌که  گفت‌:  ما  در  دوره  جاهلی  برای  یکدیگر  دعاهائی  می‌نوشتیم  و  مداوا  را  با  نوشته‌ها  می‌کردیم‌.  ای  رسول  خدا  نظر  شما  در  این  باره  چیست‌؟  پیامبر صلی الله علیه و سلم   گفت‌:"  اعرضوا علي رقاكم.لا بأس بالرقى ما لم يكن فيه شرك  [‌دعاها  و  نوشته‌های  خود  را  برمن  عرضه‌کنید.  دعا  ونوشته  اگردرآن‌کلمات  شرک  آمیزی  نباشد  اشکالی  ندارد]"‌.

مسلم  و  ابوداود  آن  را  روایت‌کرده‌اند  و ربیع‌گوید:  درباره  دعای  نوشته  بمنظور  شفا  از  امام  شافعی  سئوال‌کردم‌.  اوگفت‌:  اگر  نوشته  ازکتاب  خدا  باشد  یاکلمات  و  الفاظ  مشتمل  بر  ذکر  خدا  باشد،  اشکالی  ندارد.گفتم‌:  آیا  جایز  است  اهل‌کتاب  برای  مسلمانان  دعای  نوشته  بدهند؟‌گفت‌:  آری‌،  اگر  چیزی  بنویسند  یا  بگویندکه  مشتمل  بر  ذکر  خدا  یاکلمات‌کتاب  خدا  باشد  اشکالی  ندارد.  

برخی  از  دعاها‌ئی‌که  دراین  باره  نقل  شده  است
1-‌بروایت  بخاری  و  مسلم  از  عایشه  آمده  است‌که  پیامبر صلی الله علیه و سلم    برای  یکی  از  افراد  خانواده‌اش  دعائی  می‌خواند  و  با  دست  راستش  بر  وی  دست  می‌مالید  و  می‌گفت‌:"    اللهم رب الناس أذهب البأس  أشف وأنت الشافي، لاشفاء إلا شفاؤك شفاء لا يغادر سقما

[‌خداوندا  ای  پروردگار  مردمان‌،  این  سختی  را  برطرف  کن‌،  خداوندا  این  ناراحتی  را  شفا  ده‌،  چه  تنها  تو  شفا  دهنده  هستی‌،  جز  شفای  تو  شفای  دیگری  نیست‌.  خداوندا،  شفائی  برسان‌که  هیچ  دردی  و  بیماریی  را  باقی  نگذارد]"‌.

٢-‌بروایت  مسلم  از  عثمان  بن  ابی  العاص  آمده  است‌که  او  از  دردی‌که  در  تن  خود  احساس  می‌کرد  نزد  پیامبر صلی الله علیه و سلم   شکوه  نمود.  پیامبر صلی الله علیه و سلم    به  وی‌گفت‌:" ضع يدك على الذي يألم من جسدك وقل: باسم الله، وقل: سبع مرات: أعوذ بعزة الله وقدرته من شر ما أجد وأحاذر    [دست  خود  را  برآن  اندامت  بگذارکه  درد  می‌کند  و  بگو:  “‌باسم  الله‌”  و  هفت  بار  نیز  بگو:  “‌اعوذ...  از  شر  و  دردی‌که  در  تن  خود  احساس  می‌کنم  به  عز  و  قدرت  خداوند  پناه  می‌برم  و  خویشتن  را  در  امامن  او  می‌دارم‌]"‌.  عثمان‌گوید:  بارها  این  دعا  را  خوانده‌ام  و  خداوند  درد  مرا  شفا  داده  است‌.  از  آن  ببعد  همواره  خانواده  خویش  و  دیگران  را  بدان  دستور  دادم‌.

٣-‌بروایت  ترمذی  از  محمد  بن  سالم  آمده  است‌که‌گفت‌:  ثابت  بن  بنانی  به  من  گفت  “‌ای  محمد،  هرگاه  عضوی  از  اندام  تو  دردگرفت‌،  دست  خود  را  بر  آن  اندام  بگذار  سپس  بگو:  " بسم الله أعوذ بعزة الله من شر ما أجد من وجعي هذا     [بنام  خدا  به  عزت  خداوند  پناه  می‌برم  ازاین  دردم‌]"‌،  سپس  دست  خود  را  بردار  و آنگاه  مجدداً  آن  را  چند  بار  بصورت  وتر و  تاک  تکرار کن‌”‌.  زیرا  انس  بن  مالک  برایم ‌گفت‌:‌ که  پیامبر صلی الله علیه و سلم  این  سخن  را  به  وی‌ گفته  است‌.

٤-‌ازابن  عباس  نقل  شده  است‌که  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفت‌:" من عاد مريضا لم يحضر أجله فقال عنده سبع مرات: أسأل الله العظيم رب العرش العظيم أن يشفيك.إلا عافاه الله من ذلك المرض    [هرکس  بعیادت  بیماری  برودکه  اجلش  فرا  نرسیده  باشد  وهفت  باربر  سر  او  بگوید:  اسال‌...  از  خداوند  بزرگ  و  پروردگار  عرش  بزرگ  می‌خواهم‌که  ترا  شفا  دهد،  آنگاه  خداوند  او  را  از  آن  بیماری  شفا  می‌دهد]‌"‌.  بروایت  ابوداود  و  ترمذی‌که  آن  را  “‌حسن‌“  دانسته  است  و  حاکم  آن  را  بنا  بشرایط  بخاری  “‌صحیح‌”  دانسته  است‌.   

5-بروایت  بخاری  از  ابن  عباس  آمده  است‌که  پیامبر صلی الله علیه و سلم    برای  حفظ  حسن  و  حسین  دعا  می‌خواند  و  می‌گفت‌:"  أعيذ كما بكلمات الله التامة من كل شيطان وهامة. ومن كل عين لامة     [‌به‌کلمات‌کامل  و  سخنان  عظیم  خداوند  پناه  می‌برم‌که  شما  را  از  شر  و  بدی  هر  شیطانی  و  هر  جانور  موذی  و  هر  چشم  زخمی  در  امان  دارد]"‌.  و  می‌فرمود:  پدرتان  ابراهیم  خلیل  این  دعا  را  بر  فرزندان  خود  اسماعیل  و  اسحاق می‌خواند.  

6-‌بروایت  مسلم  ازسعد  بن  ابی‌وقاص  آمده  است‌که  او  بیماربود  و  پیامبر صلی الله علیه و سلم    به  عیادت  وی  آمد  و  سه  بارگفت‌: " اللهم اشف سعدا    [‌خداوندا  سعد  را  شفا  بخش‌]‌"‌.  مسح‌ بر  خفین

1-‌دلیل  شرعی  بودن  مسح  بر  خفین‌:  
مسح  بر  خفین  بجای  شستن  پا  از طریق  سنت  صحیح  نبوی  ثابت  شده  است‌، نووی‌ گفته  است‌:  معتبرترین  اجماع‌،  اجماعی  است‌ كه  درباره‌ي جواز  مسح  بر  خفین وجود  دارد.  خواه  در سفر یا  در  حضر،  از روی  نیاز  یا  بدون  نیاز باشد،  حتی  مسح  بر  خفین  برای  زنی‌ كه  ملازم  خانه  است‌،  و  برای  كسیكه  زمین  گیر  است  و  قادر  به  راه  رفتن  نیست‌،  نیز  جایز  است‌.  تنها  شیعه  و  خوارج  منكر  جواز آن  هستند،  و  مخالفت  آنان  نیز  اعتباری  ندارد  - ‌چون  متكی  بر دلیل  شرعی  نیست  - ‌حافظ  بن  حجر  در كتاب الفتح‌ گفته  است‌:‌ گروهی  از  حافظان  حدیث  تصریح‌ كرده‌اند  به  اینكه‌:  حدیث  “‌‌مسح  بر  خفین‌“‌  به  حد  تواتر  رسیده  است‌.  برخی  راویان  آنرا  جمع‌‌آوری‌ كرده ‌كه  از  هشتاد  نفر متجاوز  هستد  و  عشره‌ي مبشره  از  جمله‌ي آنان  می‌باشند.

معتبرترین  حدیث‌،  حدیثی  است‌ كه  احمد  و  شیخین  و  ابوداود  و  ترمذی  بعنوان  حجت  و  دلیل  بر  جواز  مسح  بر  خفین‌،  از  همام  نخعی‌ رضی الله عنه روایت‌ ‌كرده‌اند،‌ كه‌ گفته  است‌:  "‌جریر  بن  عبدالله  ادرار كرد،  سپس  وضو گرفت  و  بر  خفین  خود  مسح ‌كرد  (‌بجای  شستن  پاها)‌،  به  وی  گفته  شد:  بر  خفین  مسح  می‌كنی  در  حالیكه  ادرار  كرده‌اید؟  گفت‌:  آری‌،  پیامبر  را  دیده‌ام  كه  ادرار كرد،  سپس  وضو گرفت  و  بر  خفین  خود  مسح‌ كرد”‌‌.  ابراهی