  می‌دانند.  ابن  المنذرگفته  است‌:  از  غیر  آنان  مخالفت  با  آنان  را  سراغ  ندارم‌.  

6-تهیه كفن میت  از  سرمایه  او كارسازی  میگر‌دد:
اگركسی  مرد  ومالی  از  خود  بجای‌گذاشت‌،  ازآن  برای  اوكفن  تهیه  می‌گردد  و  هزینه  آن  از  سرمایه  او  پرداخت  می‌شود.  اگر  او  خود  چیزی  نداشته  باشد،  هزینه  تكفین  او  بعهده‌ كسی  است‌،‌كه  نفقه  میت  به  وقت  زندگی  بعهده  او  بوده  است‌.  اگركسی نداشت‌كه  نفقه‌اش  بعهده  او  بوده  باشد،  هزینه  تكفین  از  بیت‌المال  مسلمین  پرداخت  می‌گردد.  اگر  بیت‌المال  نباشد،  هزینه  تكفین  بعهده  خود  مسلمین  است‌.  زن  

نیز  حكم  مرد  را  دارد.  ابن  حزم ‌گفته  است‌:  هزینه  تكفین  و  تدفین  زن  مرده از  سرمایه  او  پرداخت  می‌شود  وشوهرملزم  به  پرداخت  آن  نیست‌.  زیرا  جزبمفاد  نص  قرآن  یا  سنت  رسول  اكرم‌ صلی الله علیه و سلم   نمی‌توان  در  اموال  مسلمین  تصرف  نمود،  چه  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفته  است‌:" إن دماءكم وأموالكم عليكم حرام     [بیگمان  ریختن  خون  شما  مسلمانان  و  استفاده  غیرمشروع  از  اموالتان‌،  بر  شما  حرام  است‌،  باید  از  آن پرهیز كنید]"‌.

خداوند  نفقه  ولباس  و  منزل  وماوی  دادن  به  زن‌رابرشوهرواجب‌كرده  است  و  دراصطلاح  شرع‌،‌كفن  جزء  پوشاك  وگور  جزء  منزل  و  ماوای  سكونت  نیست‌.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:480.txt">نماز بر ميت</a><a class="text" href="w:text:481.txt">چگونگی‌ نما‌ز  بر  مّیت</a><a class="text" href="w:text:482.txt">ا‌مام  در كجا‌ی  جنا‌زه با‌یستد</a><a class="text" href="w:text:483.txt">نماز  بر بیش‌ از  یک  جنا‌زه</a><a class="text" href="w:text:484.txt">چگونگي صف مأمومين در نماز بر ميت</a><a class="text" href="w:text:485.txt">فراواني جماعت نماز بر ميت</a><a class="text" href="w:text:486.txt">دير رسيدن به نماز بر ميت</a><a class="text" href="w:text:487.txt">بر جنازه ي چه كسي نماز خوانده مي شود</a><a class="text" href="w:text:488.txt">نما‌ز بر  جنین سقط  شده</a><a class="text" href="w:text:489.txt">نما‌ز  خواندن  بر  شهید</a><a class="text" href="w:text:490.txt">کسی ‌که  در جنگ  زخمی  شود و  بعداً  بمیرد</a><a class="text" href="w:text:491.txt">حکم ‌کسی  بعد  از  اجرای  حدود می‌میرد</a><a class="text" href="w:text:492.txt">نماز بر كسي كه خودكشي كرده ...</a><a class="text" href="w:text:493.txt">نماز  خواندن  بر کا‌فر</a><a class="text" href="w:text:494.txt">نما‌ز خواندن  بر گور</a><a class="text" href="w:text:495.txt">نما‌ز  خواندن  بر  مرده ي  غا‌یب</a><a class="text" href="w:text:496.txt">نما‌ز  بر  میت  در  مسجد  </a><a class="text" href="w:text:497.txt">نما‌ز  بر  جنا‌زه  در گورستا‌ن</a><a class="text" href="w:text:498.txt">زنان  می‌توانند  بر  جنازه  نماز  بخوانند</a><a class="text" href="w:text:499.txt">چه‌کسی  شایسته  است  بر  جنازه  میت  نماز  بخواند</a></body></html>آنچه ‌كه  بر  جنب حرام  است

چیزهای  زیر بر  جنب  حرام  است  و  نباید  آنها  را  در  حال  جنابت  انجام  دهد:
1-‌نماز

2-‌طواف‌ خانه ‌كعبه‌.  دلایل  آنها  را  در  مبحث  وضو  ذكر كردیم .

٣-‌دست  زدن  به  مصحف  شریف  و برداشتن  آن‌:  
پیشوایان  چهارگانه‌ي فقه  بر حرمت  دست  زدن  و  حمل ‌كردن  مصحف  برای  جنب‌، اتفاق  دارند  و  هیچیك  از یاران  پیامبر صلی الله علیه و سلم  نیز  با  آن  مخالفت  نكرده‌اند.  داود  ظاهری  و  ابن  حزم  برای  جنب  جایز  می‌دانند كه  به  مصحف  دست  بزند  و آنرا  بردارد  و  در آن  اشكالی  ندیده‌اند.  آنان  به  حدیثی  استدلال  كرده‌اند  كه  در  “‌‌صحیحین‌“‌  آمده  است‌:  پیامبر صلی الله علیه و سلم  نامه‌ای  برای  هرقل  فرستاد كه  درآن  نوشته  بود:  ‌بسم  الله  الرحمن  الرحیم  ...  تا  آنجاكه  نوشته‌:  (يا أهل الكتاب تعالوا إلى كلمة سواء بيننا وبينكم ألا نعبد إلا الله، ولا نشرك به شيئا، ولا يتخذ بعضنا بعضا أربابا من دون الله فإن تولوا فقولوا أشهدوا بأنا مسلمون) [بگو  ای  اهل ‌كتاب  بیائید  به  سوی  سخنی‌ كه  میان  ما  و شما  مشترك  است‌، كه  جز خداوند  یگانه  را  نپرستیم‌،  و  چیزی  را  شریك  او  قرار  ندهیم‌،  و  بعضی  از  ما  بعضی  دیگر  را،  غیر  از  خداوند  یگانه‌،  به  خدایی  نپذیرد،  هرگاه  (‌از  این  دعوت‌)  سر بتابند،  بگوئید:‌ گواه  باشید كه  ما  مسلمانیم  ]"‌‌.  ابن  حزم‌ گفته  است‌:  این  پیامبر  است‌ كه  نامه‌ای  را  برای  نصاری  فرستاد كه  در آن  این  آیه  بود.  بیگمان  او  یقین  داشت‌ كه  آنان  بدان  نامه  دست  می‌زنند  و  آنرا  بر می‌دارند.  جمهور  علماء  در  جواب ‌گفته‌اند:  كه  این  نامه  است  نه  مصحف‌،  دست  زدن  به  نامه‌ها  وكتب  تفسیر و كتب  فقهی  و امثال  آن‌ كه  مشتمل  بر آیات  قرآن‌كریم  باشد،  اشكال  ندارد.  زیرا  آنها  مصحف  نامیده  نمی‌شوند  و  وجود  آیات  قرآن  در  آنها،  احترام  مصحف  را  برای  آنها كسب  نمی‌كنند  -‌ اختلاف  در  آن  را  قبلا  ذكر كرده‌ایم  -

٤-‌قرائت  قرآن: بنا  به  قول  جمهور  فقهاء  بر  جنب  حرام  است‌ كه  چیزی  از  قرآن  بخواند،  زیرا  از  علی‌ رضی الله عنه  روایت  است ‌كه‌:  “‌‌هیچ  چیزی  بجز جنابت  پیامبر صلی الله علیه و سلم  را،  از  خواندن  قرآن  منع  نمی‌كرد”‌‌.  صاحبان  سنن  آنرا  روایت  كرده‌اند  و  ترمذی  و  دیگران  آنرا  “‌‌صحیح‌“‌  دانسته‌اند.  حافظ  در  “‌‌الفتح‌‌“‌ گفته  است‌:  بعضی  از  اهل  حدیث  بعضی  از راویان  این  حدیث  را  “‌‌ضعیف‌“‌  دانسته‌اند،  و  حقیقت  آنست‌ كه  این  حدیث  از  قبیل  احادیث  “‌‌حسن‌“‌  است  و  شایستگی  دارد  كه  بدان  احتجاج  كرد.  باز  هم  از  او  رضی الله عنه،  روایت  است  كه‌:  “‌‌پیامبر صلی الله علیه و سلم  را،  دیدم ‌كه  وضو گرفت  سپس  اندكی  از  قرآن  خواند  و  گفت‌:" (هكذا لمن ليس بجنب، فأما الجنب فلا ولا آية  [‌كسی‌ كه  جنب  نباشد  چنین  می‌كند،  اما  كسی  كه  جنب  باشد  نباید  قرآن  بخواند  حتی  یك  آیه  را]"‌‌.  احمد  و  ابویعلی  آنرا  روایت ‌كرده‌اند.  هیثمی  گفته  است‌:  رجال  این  حدیث  موثق  هستند، شوكانی  گفته  است‌:  “‌‌اگر  این  مطلب  صحیح  باشد  می‌توان  بدان  بر  تحریم  خواندن  قرآن  برای  جنب  استدلال ‌كرد  حدیث  اول  بر تحریم  دلالت  نمی‌كند،  زیرا  تنها  چیزی  كه  از آن  فهمیده  می‌شود  آنست‌كه  پیامبر  در  حال  جنابت  قرآن  نخوانده  است‌.  این  گونه  احادیث  نمی‌توانند  مستمسك‌ كراهت  واقع  شوند،  پس  چگونه  بدان  بر حرمت  استدلال  می‌شود؟‌“‌‌.  بخاری  و  طبرانی  و  داود  و  ابن‌  حزم  بجواز  قرائت‌  قرآن  برای  جنب  رای  داده‌اند.  بخاری‌ گفته  است‌:  ابراهیم ‌گوید:  اشكال  ندارد كه  زن  حائض  آیه‌ي قرآن  را  بخواند.  و  ابن  عباس  نیز  در  این ‌كار  اشكالی  نمی‌دید.  و  پیامبر صلی الله علیه و سلم در  همه‌ي احیان  و  اوقات  نام  “‌‌الله‌“‌  را  بر  زبان  می‌آورد.  حافظ  درتعلیق  بر  این  مطلب ‌گفته  است‌: بخاری  هیچیك  از  احادیثی  را  كه  جنب  و  حائض  را  از  قرائت  قران  منع  می‌كند “‌‌صحیح‌“‌  نمی‌دانسته  است‌،  اگر چه  مجموع  آنها  برای  دیگران  حجت  قرار گرفته  است‌،  لیكن  اكثر  آنها  قابل  تاویل  می باشند .

5-ایستادن  در  م