جب  مي‌گردد.

امام  شافعي‌گويد: مبلغ‌  اضافه  برمهريه  هبه  و  بخشش  است  از  جانب  مرد،  اگر  زن  آن  را  دريافت  نمود،  جايزاست  و  اگرآن  را  دريافت  نکرد،  باطل  مي‌شود. امام  احمد  گفته‌:‌که  آن  مبلغ‌ حکم  اصل  مهريه  را  دارد.

مهريه  پنهاني  و  مهرين  آشکار
هرگاه  طرفين  عقد  ازدواج‌،  پنهاني  بر  مهريه‌اي  توافق‌ کردند  ولي  در  ظاهر  و  بصورت  آشکار  در  ضمن  عقد  از  مهريه‌اي  بيشتر  نام  بردند،  سپس  در  ميانشان  اختلاف  پيش  آمد  و  بقاضي  مراجعه‌ کردند،  قاضي  بکداميک  حکم‌ کند؟

ابو يوسف  (‌حنفي‌)‌ گويد: چون  مهريه  پنهاني  مورد  توافق  هر  دو  طرف  بوده  و بيانگر  اراده  حقيقي  و  مقصود  دو  طرف  عقد  مي‌باشد،  بايد  قاضي  بدان حکم ‌کند. 

برخي ‌گفته‌اند: چون  حکم  بمقتضاي  ظاهر  است  و  مهريه ي  مذکور درضمن  عقد معلوم  است  و  مهريه  پنهاني  را  خداوند  مي‌داند،  لذا  بايد  قاضي  به  مهريه ي  مذکور در  ضمن  عقدکه  معلوم  است  و  مهريه  پنهاني  را  خداوند  مي‌داند،  لذا  بايد  قاضي  به  مهريه‌اي  مذکور  در  ضمن  عقد  حکم‌کند،‌که  مذهب  ابوحنيفه  و  محمد  و  ظاهر  قول  امام  احمد  بنا  بروايت  اثرم  است  و  قول  شعبي  و  ابن  ابي  ليلي  و  ابوعبيد نيز  چنين است  . 

گرفتن‌ مهريه  
اگر  زوجه  صغيره  باشد  پدرش  مي‌تواند  مهريه‌اش  را  بگيرد،  چون  او  سرپرست  مال  وي  مي‌باشد  پس  همانگونه‌که  بهاي‌کالاي  فروخته  شده  وي  را  مي‌گيرد  مي‌تواند  مهريه‌اش  نيز  بگيرد.

اگر  زوجه  صغيره‌،  پدر  و  جد  نداشته  باشد  ولي  و  سرپرست  مالي  او  مي‌تواند  مهريه‌اش را  بگيرد  و  بصندوق  مخصوص  دادگستري  بسپارد که  ويژه  اين‌گونه  مسايل  است‌. و  بدون  اجازه  دادگاه  درآن  تصرفي  نمي‌شود. اما  مهريه  زن  بالغ  و  رشيدي‌که  دوشيزه  نباشد  ولي  نمي‌تواند  آن  را  بگيرد،  مگر  با  اجازه  او،  چون  او  حق  تصرف  در  مال  خويش  را  دارد. پدر  اگر  با  حضور وي  مهريه  را  بگيرد  و  او  سکوت  اختيارکند  اين  سکوت  بمنزله  اجازه  دادن  او  بحساب  مي‌آيد  و  ديگر  زوج  تعهدي  نسبت  بدان  ندارد  و  ذمه‌اش  تبرئه  مي‌گردد،  چون  همانگونه  که  اجازه  مي‌دهد  براي‌گرفتن  بهاي  کالاي  فروخته  شده‌اش‌،  مي‌تواند  اجازه‌گرفتن  مهريه‌اش  را،  نيز  بدهد. دوشيزه  بالغه  عاقله  رشيده[2]  نيز  حکم  غير  دوشيزه  را  دارد  و  پدر  بدون  اجازه  او  حق  ندارد  مهريه‌اش  را  بگيرد. برخي‌گفته‌اند  پدر  حق  دارد  بدون  اجازه  وي  مهريه‌اش  را  بگيرد  چون  عادت  و  عرف  چنين  است  و  چون  دوشيزه  حکم  صغيره  را  دارد. 
--------------------------------------------------------------------------------
[1] -‌برای  تفصیل ‌و بیان ‌بیشتر به  تفاسیر مراجعه ‌شود.  چون ‌در دوره ‌جاهلیت  رسم ‌بود برای  اینکه  زن  را  تحت  فشار قرار  بدهند  و  او  را  حاضر به گذشت  مالی ‌کنند  به  وی  تهمت  ناروا  می‌بستند  و  او  از  ترس  اینکه  آبرویش  نریزد  از مهریه  و مال خود  می‏گذشت.
- ‌به  تفسیر نمونه  ج 3/369 و تفسیرفی ضلال  ترجمه  فارسی  دکترخرم‌دل  مراجعه  شود.  
[2] - بموجب  قوانین  مصری  سن  دختر رشید  ٢١سال  است‌.  جهيزيه

جهيزيه  عبارت  است  ازلوازم  منزل كه  زن  و  خانواده  وي‌،  آن  را  تهيه  مي‌بينند  و آن  را  با  خويش  به  خانه  شوهر مي‌برد. عرف  و  عادت  برآن  جاري  است‌،‌كه  زن  جهيزيه  و  اثاث  منزل  با  خويش  به  خانه  شوهر ببرد  و  اين‌كار  موجب  شادي  و  دلگرمي  زن  بهنگام  زفاف  مي‌باشد. نسائي  از  علي  بن  ابيطالب روايت  كرده  است  كه  گفت‌: پيامبر صلي الله عليه و سلم   بعنوان  جهيزيه  قطيفه‌اي  و  مشكي  و  بالشي‌كه  باگياه  خوشبوي  “‌اذخر”  پر  شده  بود  بفاطمه  داد.

 جهيزيه  تنها  عرف  و  عادت  مردم  است‌،  والا  شوهرمسوول  تهيه  منزل  مسكوني  بصورت  شرعي  ومسوول  لوازم  خانگي  واثاث  منزل‌،  مي‌باشد،  نه  همسر،  وهمسر در  اين  باره‌كوچكترين  مسئوليتي  ندارد  و  مهريه  در  اين  باره  هيچ  نقشي  ندارد،  حتي  اگر  براي  تهيه  اثاث  منزل  مهريه  را  بالا  بگيرند،  باز  هم  زن  مسوول  نيست‌: چون  در  حقيقت  مهريه  هر  اندازه  باشد،  دربرابر  حق  برخورداري  جنسي‌،  زن  استحقاق‌گرفتن  آن  را  پيدا  مي‌كند،  نه  براي  تجهيز  خانه  زناشوئي‌،  مهريه  حق  خالص‌زن  است‌،  پدرو  شوهر  و  هيچكس  درآن  حقي  ندارد.

مالكيه‌گويند: مهريه  حق  خالص  زن  نيست‌،  لذا  براي  او  جايزنيست  ازآن  بر  خويشتن  نفقه‌كند  يا  ازآن  قرض  و  وام  خود  را  باز  پردازد،  اگرچه  در  صورتيكه  مهريه  فراوان  باشد  و  او  بدان  نيازمند  باشد،  مي تواند  ازآن  هزينه‌كند  و  مقدار  اندكي  ازآن‌،  را  در  راه  نيكي  و  بنيكوئي  تصرف  نمايد  و  بدهي  اندكي  راكه  دارد،  ازآن  بازپرداخت‌كند. گويند  بدين  جهت  نبايد  ازآن  هزينه‌كند،  زيرا  بروي  لازم  است‌كه  در  برابر  مهريه‌اي  نقدي‌كه  پيش  از  زفاف  مي‌گيرد  يا  در  برابر  مهريه‌اي  غيرنقدي‌كه  پيش  از  زفاف  وعده‌اش  فرا  رسيده  باشد  و  آن  را  مي‌گيرد،  بنحو  احسن  و  برابرعرف  و  عادت  امثال  خويش‌،  خود  را  براي  شوهرآماده  و  مجهز  مي‌سازد. اگرگرفتن  مهريه  تا  بعد  از  زفاف  بتاخيرافتاد،  برزن  لازم  نيست‌كه  ازآن  لوازم  منزل  را  تهيه  ببيند،  مگراينكه  در  ضمن  عقد  آن  را  شرط‌كرده  باشند. و  يا  عرف  وعادت  چنان  باشد.

قانونگذاران  قوانين  احوال  شخصيه  -  در  مصر  -  در  اين  باره  از  مذهب  امام  مالك  الهام‌گرفته‌اند  در  ماده  شماره  ٦٦  آن  آمده  است‌: بر  زن  لازم  است‌كه  بفراخور  حال  خود  و  متناسب  با  مهريه‌اي‌كه  پيش  اززفاف  مي‌گيرد،  خويشتن  را  مجهز نمايد  مگر  اينكه  برغيرآن  توافق  شده  باشد. اگر  چيزي  ازمهريه  پيش  از  زفاف  پرداخت  نشده  بود،  زن  براي  جهيزيه  الزامي  ندارد  مگر  اينكه  توافقي  صورت‌گرفته  يا عرف  بدان  حكم  كند [1]‌.

 جهيزيه  را  اگر  زن  از  مال  خويش  خريداوي‌كرده  باشد  يا  پدرش  برايش  خريده  باشد،  مال  خالص  او  و  ملك  شخصي  او  است‌،  شوهر يا  غير  او  درآن  حقي  ندارند،  پس‌او  مي‌تواند  به  شوهرش  و  مهمانان  او  حق  استفاده  ازآن  را  بدهد  يا  مانع  آن‌گردد،  اگر  امتناع  ورزد،‌كسي  حق  مجبوركردن  آن  را  ندارد.

امام  مالك  گويد: شوهر  حق  دارد  از  جهيزيه  زنش  برابر  عرف  و  عادت  استفاده  كند.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] - ص  ٢١٤/حكما  الاحوال  الشخصیه  دكتر  یوسف  موسی‌.  نفقه  

در  اينجا مقصود  از  نفقه  تهيه  و آماده‌كردن  مايحتاج  و  لوازم  زندگي  همسر  مي‌باشد،  از  قبيل‌: خوراك‌،  پوشاك‌،  مسكن‌،  خدمات  لازمه  و  درمان  و  امثال  آنها  حتي  اگر  ثروتمند  هم  باشد. نفقه  همسر  بموجب  قرآن  و  سنت  نبوي  و  اجماع‌،  واجب  است‌.

1-‌خداوند  مي‌فرمايد:" وعلى الولود له رزقهن وكسوتهن بالمعروف. ولا تكلف نفس إلا وسعها بقره233  [‌و  برآن‌كسي‌كه  فرزند  براي  اومتولد  شده  يعني  پدر،  لازم  خوراك  و  پوشاك  مادر  را  بطور  شايسته  و  فراخور  حال  خود  (‌