"‌.

3-‌در صحیح مسلم از رافع بن خدیح روایت شده است ‌كه‌:  ‌“‌ما نماز مغرب را همراه پیامبر صلی الله علیه و سلم بجای می‌آوردیم وقتی ‌كه ما از نماز خواندن بر می‌گشتیم می‌توانستیم جای تیر انداخته شده خود را ببینیم‌‌“‌.

4-‌باز هم مسلم از سلمه بن الكوع روایت ‌كرده ‌كه‌: پیامبر صلی الله علیه و سلم وقتی نماز مغرب را می‌خواند كه خورشید غروب می‌كرد و چهره در نقاب می‌كشید... 

وقت نماز عشاء (‌نماز خفتن‌)
با ناپدید شدن سرخی‌ كنار آسمان (‌شفق احمر) وقت نماز عشاء فرا می‌رسد، و تا نصف شب امتداد می‌یابد. از عایشه رضی الله عنها روایت است‌ كه ‌گفته‌:" [‌نماز عشاء را در مدت فاصله بین ناپدید شدن سرخی افق و ثلث اول شب می‌گزاردند]"‌. بخاری آن را روایت كرده است‌.

از ابوهریره روایت شده‌كه پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود:" (لولا أن أشق على أمتي لامرتهن أن يؤخروا العشاء إلى ثلث الليل أو نصفه) [‌اگر ترس این نبود، ‌كه امت من بسختی دچار شوند و در مضیقه قرار گیرند، به آنها دستور می‌دادم كه نماز عشاء را تا ثلث اول شب یا نصف شب به تاخیر اندازند]‌"‌. احمد و ابن ماجه و ترمذی آن را روایت كرده‌اند. و ترمذی آن را  ‌“‌صحیح‌“‌ دانسته است‌. از ابوسعید روایت شده كه گفته است‌: شبی در انتظار پیامبر صلی الله علیه و سلم برای نماز عشاء نشستیم تا نصف شب‌، آنوقت پیامبر صلی الله علیه و سلم آمد، و با ایشان نماز گزاردیم‌، سپس فرمود:" (خذوا مقاعدكم فإن الناس قد أخذوا مضاجعهم، وإنكم لن تزالوا في صلاة منذ انتظرتموها لولا ضعف الضعيف وسقم السقيم وحاجة ذي الحاجة، لاخرت هذه الصلاة إلى شطر الليل [‌در جای خود بنشیند، كنون مردم به رختخواب رفته‌اند، بیگمان شما از آن وقت‌ كه به انتظار نماز نشسته‌اید، در نماز هستید (‌ثواب و پاداش آن را دارید) اگر بخاطر ناتوانی ناتوانان و بیماری بیماران و نیاز نیازمندان نبود، وقت این نماز را تا نصف شب به تاخیر می‌انداختم‌]"‌. احمد و ابوداود ‌و ابن ماجه و نسائی و ابن خزیمه آن را روایت كرده‌اند و اسناد آن “‌صحیح‌“ است‌.     

تا اینجا مربوط بود به وقت اختیاری نماز عشاء‌، اما وقت جواز و اضطراری آن تا سپیده دم صبح امتداد دارد. زیرا ابوقتاده ‌گفته است‌: پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود:" (أما إنه ليس في النوم تفريط إنما التفريط على من لم يصل الصلاة حتى يجئ وقت الصلاة الاخرى) [‌اما اینكه كسی در خواب ماند و نمازش قضا شود، كوتاهی نكرده است‌، بی‌گمان سستی و سهل‌ انگاری درباره كسی است كه نماز را نمی‌خواند تا اینكه وقت نماز دیگر فرا رسد [9]‌]‌’‌. مسلم آن را روایت‌ كرده است‌.

چیزی‌ كه در مبحث “‌‌مواقیت‌‌“‌ گذشت‌، دلیل است بر اینكه وقت هر نمازی تا فرا رسیدن وقت نماز بعدی ادامه دارد، مگر نماز صبح كه وقت آن تا وقت نماز ظهر ادامه ندارد، زیرا فقهاء اجماع دارند بر اینكه با طلوع خورشید وقت آن به پایان می‌رسد . 

مستحب است ‌كه نما‌ز عشا‌ء را دیرتر از اول وقت خواند
بهتر است‌ كه نماز عشاء را تا آخر وقت اختیاری آن ‌كه نیمه شب است به تاخیر انداخت‌. عایشه ‌گفته است‌: شبی پیامبر صلی الله علیه و سلم نماز عشاء را به تاخیر انداخت تا اینكه قسمت زیادی از شب‌ گذشت‌، و اهل مسجد خوابیدند، سپس بیرون رفت و نماز گزارد و فرمود:" : (فويل للمصلمين الذين هم عن صلاتهم ساهون[بی‌گمان اگر امت خود را به مشقت نمی‌انداختم‌، (‌می‌گفتم‌) وقت نماز عشاء این است‌]‌"‌. مسلم و نسائی آن را روایت كرده‌اند . 

حدیث ابوهریره و حدیث ابوسعید هم‌ كه قبلا بیان شدند در همین معنی حدیث عایشه می‌باشند و همه آنها دلالت دارند بر اینكه تاخیر نماز عشاء مستحب و بهتر است‌. و چون برای نمازگزاران مشقت دارد، مواظبت و مداومت بر تاخیر آن  را ترك ‌كرده‌اند. زیرا پیامبر صلی الله علیه و سلم حال مامومین (‌كسانی ‌كه پشت سر او نماز می خواندند) خود را مراعات می‌فرمودند. لذا گاهی زود و اول وقت آن را می‌خواند و گاهی آن را به تاخیر می‌انداخت‌.

از جابر روایت شده است ‌كه‌:  ‌“‌پیامبر صلی الله علیه و سلم نماز ظهر را بعد از زوال‌، در حین ‌گرما می‌گزارد و نماز عصر را وقتی بجای می‌آورد كه هنوز خورشید در دل آسمان درخشان بود، و نماز مغرب را بعد از غروب خورشید، و نماز عشاء را گاهی به تاخیر می‌انداخت و گاهی در اول وقت می‌خواند، هرگاه می‌دید كه مردم‌ جمع شده‌اند در آن تعجیل می‌كرد،‌ و هرگاه می‌دید كه مردم در حضور بهم رسانیدن تاخیر می‌كنند، او نیز نماز را به تاخیر می‌انداخت‌، و نماز صبح را پیامبر صلی الله علیه و سلم با مردم در تاریكی آخر شب می‌گزاردند‌“‌. بخاری و مسلم آن را روایت ‌كرده‌اند.

خوابیدن قبل از نماز عشا‌ء و گفتگوی بعد از آن
خوابیدن قبل از نماز عشاء و گفتگوی بعد از آن ‌كراهت دارد. زیرا ابوبرزة اسلمی گفته است ‌كه‌:  ‌“‌پیامبر صلی الله علیه و سلم مستحب می‌دانست (‌دوست داشت‌) ‌كه نماز عشاء را كه  ‌“‌عتمه‌‌“ می‌گفتند، به تاخیر اندازد، از خوابیدن قبل از آن و گفتگوی بعد از آن بدش می‌آمد“‌‌. گروه محدثین آن را روایت كرده‌اند. 

از ابن مسعود روایت شده ‌كه‌:"  جدب لنا رسول الله صلى الله عليه وسلم السمر بعد [‌پیامبر صلی الله علیه و سلم ما را از داستان سرائی شبانه و گفتگوی بعد از نماز عشاء منع فرمود و نهی‌ كرد]‌"‌. ابن ماجه آن را روایت‌ كرده و گفته است‌: ‌“‌جدب‌“‌ یعنی ما را از آن زجر و نهی ‌كرد. 

علت كراهت خواب قبل از نماز عشا و گفتگوی بعد از آن
خوابیدن پیش از گزاردن نماز ممكن است سبب شود كه نمازگزار نتواند آن را در وقت مستحب بگزارد یا نماز جماعت را از دست بدهد. داستانسرایی و گفتگوی بعد از نماز عشا ، موجب شب بیداری می شود و در نتیجه فواید فراوانی را از دست می‌دهد. ولی اگر خواست بخوابد و كسی بود كه او را بموقع بیدار كند، یا گفتگوی بعد از نماز عشاء درباره ‌كارهای نیكو باشد آنوقت هیچكدام مكروه نیستند. زیرا از ابن عمر روایت شده است‌ كه ‌گفته‌:" (كان رسول الله صلى الله عليه وسلم يسمر عند أبي بكر الليلة كذلك في أمر من أمور المسلمين، وأنا معه [‌گاهی پیش می‌آمد كه پیامبر صلی الله علیه و سلم شب در نزد ابوبكر می‌ماند و در‌باره ‌كارهای مسلمانان ‌گفتگو می‌كرد و من هم همراه ایشان می‌بودم‌]"‌. احمد و ترمذی آن را روایت ‌كرده‌اند و ترمذی آن را  ‌“‌حسن‌‌“ دانسته است‌.

از ابن عباس روایت شده است كه‌ گفته‌: “‌شبی پیامبر صلی الله علیه و سلم در خانه میمونه بود، آنجا خوابیدم تا ببینم ‌كه نماز پیامبر صلی الله علیه و سلم در شب چگونه است‌؟، پیامبر صلی الله علیه و سلم ساعتی با اهل خود گفتگو كرد، سپس خوابید“‌. مسلم آن را روایت ‌كرده است‌.

وقت نماز صبح (‌نماز پگاه‌)
وقت نماز صبح از طلوع فجر صادق (‌سپیده ‌دم‌) آغاز می‌شود و تا طلوع خورشید ادامه دارد همانگونه ‌كه در حدیث‌:  ‌“‌امامت 