ه  باشي  همواره  مودت  ومحبت  مرا  خواهي  داشت‌،  وقتي‌كه  مي‌بيني  من  خشمگين  هستم  در  حين  خشم  وشدت  من‌،  سخن  مگوي‌،  ومرا  سرزنش  مكن  ومرا  هيچگاه  چون  دف  مزن‌،  براستي  تو  نمي‌داني  مردي‌كه  در  اثر  خشم  عقل  را  از  دست  داده  است  چگونه  مي‌باشد  فراوان  شكوه  مكن  زيرا  شكوه  تو  نيروي  مرا  از  بين  مي‌برد  و  دلم  از  تو  مي‌گريزد،  دلها  در  حال  دگرگوني  هستند. براستي  من  دريافته‌ام‌كه  هرگاه  آزار  و  مهرو  محبت  ورنج  وآزاردردلي  جمع  شوند  مهرو  محبت  مي‌گريزد  ورنج  وآزارمي‌ماند  وآنها  با  هم  جمع  نمي‌شوند]‌".پند  و  اندرز  مادر  بدخترش  هنگام  ازدواج  او

عمرو  بن  حجر  پادشاه‌ كنده  از ام  اياس  دختر  عوف  بن  محلم  شيباني  خواستگاري  كرد  و  چون  شب  زفاف  فرا  رسيد  مادرش  امامه  دختر حارث  با  وي  خلوت ‌كرد  و  با وي  درباره  اساس  زندگي  خوشبخت  خانوادگي  و  حقوق  شوهر  بر  زن،  وظايف  زن نسبت  بشوهر  سخن  راند  وگفت‌: ‌“‌اي  دخترم  اگر  بخاطر  فضل  و  ادب‌،  مادر  دخترش  را  پند  و اندرز و سفارش  نمي‌كرد،  من  ترا  بدينجهت  نصيحت  نمي‌كردم  ولي  اگرچه  تو  با  فضيلت  و  ادب  هستي‌،  سفارش  و  توصيه  و  نصيحت  يادآورنده  براي  غافل  وكمك و  معونت  براي  عاقل  است‌. اگر  زني  بدليل  ثروت  پدر  و  مادرش  و  نياز  شديد  پدرو مادرش  به وي‌،  از  شوهر  بي‌نياز  مي‌گرديد،  تو  از  همه  مردم  بي‌نيازتر  بودي  به  شوهر،  ولي  بدانيدكه  زنان  براي  وصلت  با  مردان  آفريده  شده‌اند،  و  مردان  نيز  براي  وصلت  با  زنان  آفريده  شده‌اند. دخترم  فضائي  راكه  ازآن  بيرون  آمده  و  درآن  پرورش  يافته‌اي  ازآن  جدا  مي‌شوي‌،  و  لانه‌اي  راكه  در  آن  بزرگ  شده‌اي‌،  پشت  سر  مي‌گذاري  و  به  آشيانه‌اي  مي‌روي  كه  آن  را  نمي‌شناسي‌،  و  همنشيني  را  خواهي  داشت‌،  كه  بدان  الفت  نگرفته‌اي‌،  او  مالك  و  مراقب  و  پادشاه  شما  است‌،  تو  براي  اوكنيز  خوبي  باش‌،  او  نيز  براي  تو  عبدي  و  غلامي  خواهد  شد. در  برابر  او  همواره  ده  خصلت  را  داشته  باش‌كه  او  برايت  ذخيره  و  اندوخته‌اي  خواهد  شد: 

1-2-‌با  قناعت  و  خشنودي  به  وي  دربرابراو  تسليم  باش  و  به  وي  دل  بسپار،  و  از  او  فرمانبرداري‌كن  وگوش  شنوا  داشته  باش‌. 

٣-‌٤‌-  مواظب  چشمان  و  بيني  او  باش  و  نگذار  چشمان  او  از  تو  زشتي  بينند،  و  بيني  او  از  تو  بوي  بد  استشمام  كند. 

5-6-‌مواظب  وقت  خواب  و  طعام  او  باش‌. زيرا گرسنگي ‌كشيدن  پي  در  پي  شراره  آتش  بپا  مي‌كند  ووقت  تلخي  خواب‌،  آتش  خشم  را  بيفروزد.

7-8-  مواظب  ثروت  و  دارائي  او  باش  و  از  آن  حراست‌كن  و  حشم  و  خدم  او  را  مورد  رعايت  و  لطف  قرار  ده‌،  در  مال  او  حسن  تقدير  و  درباره  عيال  او  حسن  تدبير  داشته  باش‌. 

9-10-‌از  اوامراو  نافرماني  نكن  و  اسرار  او  را  فاش  مكن  -‌مطيع  و  رازدار  باش  -‌زيرا  اگر  با  اوامر  او  مخالفت‌كني  آتش  خشم  درسينه‌اش  برافروزي‌،  و  اگر  رازدار  نباشي  ورازش  را  فاش‌كني  از  خيانت  و  غدر  او  ايمن  نيستي‌. سپس  بدان  وقتي‌كه  اواندوهين  است  پيش  او  شادي  مكن‌،  و  وقتي‌كه  او  خوشحال  است  پيش  او اندوهگيني  از  خود  نشان  نده  و  از  اين  دوكار  پرهيزكن‌.	وليمه = سور  ازدواج

1-‌تعريف  آن‌:‌ 
كلمه  وليمه  از  “‌ولم‌“  بمعني  جمع  و گردهمائي ‌گرفته  شده  است  
زيرا  زوجين  هم  با  هم  جمع  مي‌شوند  ودر  عرف  و  عادت  بمعني  طعام  و  غذائي  است‌كه  براي  مراسم  عروسي  و  زفاف  آماده  مي‌شود. دركتاب  “‌قاموس‌“  آمده  است‌: وليمه  طعام  و  غذاي  عروسي  يا  هر  طعامي‌كه  براي  دعوت  و  ضيافت  و  امثال  آن  ساخته  مي‌شود،  مي‌باشد. او‌لم‌،  يعني  وليمه  ساخت  -‌سور  داد  -‌.

٢-‌حكم  آن  از  نظر  شرع  
جمهور  علماگويند: وليمه  سنت  موكده  است  و  پيامبر صلي الله عليه و سلم   برآن  تاكيد  نموده  است‌: 

1-‌پيامبر صلي الله عليه و سلم    به  عبدالرحمن  بن  عوف‌گفت‌:"  أولم.ولو بشاة  [‌وليمه  بده  حتي  اگر  گوسفندي  هم  باشد]"‌.
٢-‌انس‌گفته  است‌: پيامبر صلي الله عليه و سلم    براي  عروسي  زينب  بيش  از  همه  زنانش  وليمه  داد،  
وليمه  او  را  يك‌گوسفند  داد  گوسفندي  سربريد  و  ياران  خود  را  بدان  ضيافت  نمود  -  
بروايت  بخاري  و  مسلم‌. 

٣-‌از  بريده  روايت  است‌كه‌گفت‌: چون  علي  از  فاطمه  خواستگاري‌كرد  پيامبر صلي الله عليه و سلم    فرمود: " إنه لابد للعرس من وليمة    [براستي  براي  عروسي  وليمه  لازم  و  ضروري  است‌]"‌. بروايت  احمدكه  بقول  حافظ  در  سند  آن  اشكالي  نيست‌.

٤-  انس  گفت‌: “‌پيامبر صلي الله عليه و سلم   براي  هيچيك  از  زنانش  باندازه  زينب  وليمه  نداد،  مرا  

بدنبال  مردم  مي‌فرستاد  كه  مردم  را  دعوت‌كنيم‌،  بدانان  نان  وگوشت  دادم  تا  اينكه همه  سير  شدند‌“  -  شايد  برايشان‌كباب‌كرده  باشد. 

٥-  بخاري  روايت‌كرده  است‌كه  پيامبر صلي الله عليه و سلم   در  عروسي  يكي  از  زنانش  از  مقدار  دو  

“‌مد“  جو  طعام  ساخت  و  وليمه  داد. البته  اين  اختلاف  و  تفاوت  بين  وليمه  زنان  پيامبر صلي الله عليه و سلم   به  فضيلت  بعضي  ازآنها  برديگري  بستگي  ندارد،  بلكه  بستگي  به  حالت ،‌داشتن  و  نداشتن  پيامبر صلي الله عليه و سلم   داشته  است‌. يعني  هرچه  داشت  ازآن  وليمه  مي‌ساخت‌. 

٣-  وقت  وليمه
وقت  وليمه  بستگي  به  عرف  و  عادت  مردم  دارد: بهنگام  عقد  يا  بعد  ازعقد  يا  بهنگام  زفاف  و  عروسي  يا  بعد  ازآن  است‌. بخاري‌گويد: پيامبر صلي الله عليه و سلم   بعد  از  زفاف  با  زينب  مردم  را  به  وليمه  دعوت‌كرد. 

٤-  پاسخ  دادن  به  دعوت  وليمه
كسي‌كه  به  وليمه  و  مراسم  عروسي  دعوت  مي‌شود  بروي  واجب  است‌كه دعوت  را  اجابت‌كند،  چون  اين‌كار  موجب  اهتمام  بدان  و  خوشحال‌كردن  داماد  و راضي  و  خرسند  ساختن  او  مي‌باشد:

1-  از  ابن  عمر  روايت  است  كه  پيامبر صلي الله عليه و سلم    گفت‌:"  إذا دعي أحدكم إلى وليمة فليأتها   [‌هرگاه  يكي از  شما  به  وليمه‌اي  دعوت  شد،  دعوت  را  اجابت‌كند  و  بدان  برود]"‌. 

 ٢-  از  ابوهريره  روايت  است  كه  گفت‌: پيامبر صلي الله عليه و سلم   فرمود:" ومن ترك الدعوة فقد عصى الله ورسوله [‌هركس  دعوت  را  اجابت  نكند  براستي  از  خدا  و  پيامبرش  نافرماني كرده  است  ]‌’‌’‌. 

٣-‌از  او  روايت  است‌كه  پيامبر صلي الله عليه و سلم    گفت‌:" لو دعيت إلى كراع لاجبت، ولو أهدي إلي ذراع لقبلت [اگر  مرا  براي  پاچه  -‌گاو  وگوسفند  -‌دعوت‌كنند  اجابت  مي كنم  و  اگر  ساق  حيواني  را  به  من  هديه‌كنند  مي‌پذيرم‌]"‌. بخاري  اين  احاديث  را  روايت‌كرده  است‌.

اگر  دعوت  همگاني  باشد  و  بطور  مشخص  براي  شخصي  يا  جماعتي  نباشداجابت  وپذيرش  واجب  نيست  بلكه  مستحب  نيزنمي‌باشد  مثل  اينكه  دعوت‌كننده  بگويد: اي  مردم  دعوت  به  وليمه  مرا  نيزبپذيريد،  بدون  اينكه‌كسي  را  تعيين‌كند  يا  اينكه  دعوت‌كننده  بكسي  