ه‌اي ‌كه  خداوند  براي  قطع  يك  دست  معين  فرموده  است‌،  نبايست  قطع‌كرد.مستحب  است  برای‌ كسی  كه  اقامه  نماز  را  می‌شنود  از  اقامه  كننده  پیروی ‌كند،  مگر در " قد قامت الصلاة  ‌"كه  در وقت  شنیدن  آن  مستحب  است  بگوید:" (أقامها الله وأدامها) "  خداوند  آن  را  بر پای  دارد  و آن  را  ادامه  دهد  =  برپای  داشتن  و  ادامه  آن  را  از خداوند  می‌خواهیم‌.  از  بعضی  یاران  پیامبر صلی الله علیه و سلم  روایت  شده  است‌ كه  بلال  شروع  به  اقامه  كرد،  وقتی  كه  به"  قد قامت الصلاة  "  رسید،  پیامبر صلی الله علیه و سلم  فرمود:" (أقامها الله وأدامها) ".  مگر  در  وقت  ‌“‌حیعلتین‌‌“  كه  می‌فرمود:" لا حول ولا قوة إلا بالله ".شرايطي كه  درمحل  سرقت  معتبر  است  

شرط  اساسي  در  محل  سرقت  اينستكه  آن  محل  داراي  حرز  باشد  و  حرز  جائي  است‌كه  مال  را  بجهت  نگهداري  درآن  حفظ‌ كنند.  مانند:  خانه  و  منزل  و  دكان  و  طويله  حيوانات  و  خوابگاه  حيوانات  و  جاي  نگهداري  ميوه  خشك  و  امثال  آن‌،  بر  حسب  عرف  و  عادت‌.  و  ضابطه  شرعي  براي  حرز نداريم‌،  بلكه  حرز  بودن  و  حرز نبودن  را  عرف  و  عادت  مردم  هرمحل  تعيين  مي‌كند،  و  شريعت  اسلامي  بدينجهت حرز را  معتبر دانسته  است‌،‌كه  حرز دليل  بر  عنايت  و  توجه  صاحب  مال  بدان  است  و  مي‌خواهد  آن  را  از  تباهي  و  ضايع  شدن  حفظ‌كند  و  ازآن  نگهداري‌كند.  و  دليل  شرط بودن  حرز  روايتي  است‌كه  عمرو  بن  شعيب  از  پدرش  و  از  جدش  روايت‌كرده  است  كه  از  پيامبر صلي الله عليه و سلم    شنيده  است‌كه  مردي  از  او  سوال‌كردكه  درباره  حيواني‌كه  در  مزرعه  مي‌چرد  و  نگهبان  دارد،  نظرت  چيست‌؟  اگركسي  آن  را  بدزدد.

پيامبر صلي الله عليه و سلم    گفت  بايستي  دزد  دو  برابر  بهاي  آن  را  بپردازد  و  بكيفر عمل  زشتي‌كه  انجام  د‌اده  است‌،  مورد  ضرب  قرار گيرد  تا  رسوا  شود،  و  حيواني ‌كه  از اصطبل  و  آغل  دزديده  شود  اگرقيمت  آن  به  حدنصاب  يعني  بهاي  يك  سپربرسد،‌كيفرآن  قطع  يد  است‌[1]  آن  مرد  سوال‌كرد:  اي  رسول  خدا  اگر كسي  ميوه  را  قبل  از چيدن  از درخت  و  پاك‌كردن  وگندم  را  قبل  از  خرمن  دزديد  چطور  است‌؟
پيامبر صلي الله عليه و سلم    فرمود:" من أخذ بفيه ولم يتخذ خبنة   فليس عليه شئ، ومن احتمل فعليه ثمنه مرتين وضرب نكال، وما أخذ من أجرانه ففيه القطع إذا بلغ ما يؤخذ من ذلك ثمن المجن  [2][‌كسي‌كه  چيزي  -‌ظاهرا  از  ميوه  -‌بدزدد  و  بخورد  و  دامن  خويش  را  از آن  پر  نسازد  و  فقط  باندازه  نيازش  از  آن  خورده  باشد  مجازاتي  بر  وي  نيست  و  هركس  چيزي  ازآن  -‌ظاهرا  ازباغ  -‌با  خود  برد  بايد  دو  برابربهاي  آن  را  بپردازد  و  بعنوان ‌كيفر  آن  عمل  زشت  او  را  تعزير نمود  و مورد  ضرب  قرار  داد.  چيزي‌ كه  ازخرمن  يا  جاي  خشك‌كردن  ميوه  دزديده  شود  چنانچه  باندازه  بهاي  يك  سپر باشد  يعني  يك  چهارم  مثقال  طلا،  مجازات  آن  قطع  يد  است‌]"‌.
اين  روايت  را  احمد  و  نسائي  و  حاكم  ذكركرده  و  ترمذي  آن  را  صحيح  و  حسن دانسته  است‌.   
عمرو  بن  شعيب  از  پدرش  و  از  جدش  از  پيامبر صلي الله عليه و سلم   روايت‌كرده  است‌كه  پيامبر صلي الله عليه و سلم    گفت‌:" لا قطع في تمر[3] معلق ولا في حريسة الجبل، فإذا أواه المراح أو الجرين 
فالقطع فيما بلغ ثمن المجن  [دزدي  خرماي  روي  درخت  و  دزدي ‌گوسفندي ‌كه  شب  فرا  مي‌رسد  و  هنوز  به  خوابگاه  خود  نرسيده  است‌،  مجازاتش  قطع  يد  نيست  ولي  هرگاه  گوسفند  به  خوابگاه  و  محل  نگهداري  رسيد  و ميوه  درخت  به  محل  خشك‌كردن  و  نگهداري  رسيد،  مجازات  دزدي  آنها  قطع  يد  است  اگر  بهاي  آنها  به  حد  نصاب  برسد]"‌.  از  اين  دو  حديث  برمي‌آيدكه  حرز  و  محل  امن‌كالا  معتبر  است  تا  مجازات قطع  يد  اعمال  گردد.  

ابن  القيم‌گفته  است  پيامبر صلي الله عليه و سلم   مجازات  قطع  يد  را  از كسي‌كه  ميوه  را  از  روي  درخت  مي‌دزدد،  ساقط  كرده  است  و  براي‌كسي‌كه  ميوه  را  از  انبار  يا  ميدان  خشك  كردن  آن  مي‌دزدد  مجازات  قطع  يد  را  ثابت  كرده  است‌”‌.  ابوحنيفه  گفته  است  اين  بدينجهت  است‌كه  حرز  معتبر  است  چون  مال  در  غير  محل  حرز  ماليت  آن  ناقص است‌،  چون  فساد  و  تباهي  زود  بدان  سرايت  مي‌كند.  و  اين  اصل  را  براي  هر  مالي‌كه  فساد  بدان  راه  داشته  باشد  و  ماليت  آن  ناقص  باشد  اصل  قرار  داده  است‌.  و  قول جمهور  فقها  صحيحتر  است  زيرا  پيامبر صلي الله عليه و سلم   براي  مال  سه  حالت  بيان‌ كرده  است‌.  
1-‌حالتي‌كه  دزد  بقدر  نياز  خود  از  آن  مي‌خورد كه  چيزي  بر  وي  نيست‌.  
٢-‌حالتي‌كه  دو  برابر  مال  برده  شده  تاوان  مي‌دهد  و  بعنوان‌ كيفر  مورد  ضرب  قرار  مي‌گيرد  بدون  اينكه  مجازات  قطع‌ يد  درباره  او  اعمال‌گردد  و آن  وقتي  است‌كه  ميوه  را  از درخت  بچيند  و از  باغ  بيرون  ببرد  (‌و  ياگوسفند  و  امثال  آن  را  پيش  از رسيدن  به  محل  نگهداري  ازكوه  بربايد)‌.
٣-‌حالتي‌كه  مجازات  دزدي  آن  قطع‌  يد  است  و آن  وقتي  است‌كه  ميوه  را  از انبار يا  ميدان  خشك‌كردن  آن  بدزدد،  خواه  ميوه  بكلي  خشك  شده  يا  بتمامي  خشك  نشده باشد كه  محل  دزدي  ميوه  معتبر است‌،  نه  خشكي  و  تر بودن  آن  و  دليل  آن  اينست‌كه پيامبر صلي الله عليه و سلم    مجازات  قطع  يد  را  ازكسي‌ كه‌گوسفند  را  از  چراگاه  مي‌دزدد  ساقط ‌كرد  و  اين  مجازات  را  براي‌كسي‌كه  آن  را  از آغل  يا  خوابگاه  مي‌دزدد  واجب  نموده  است‌”  
پايان  سخن  ابن  القيم‌.  

جمهور  فقهاء  حرز  محل  را  معتبر  مي‌دانند.  و گروهي  از  فقهاء  حرز  محل  را  براي  مجازات  قطع  يد  معتبر  نمي‌دانند،  از  جمله  امام  احمد  و  اسحاق  و  زفر  و  ظاهريه  زيرا  كه  آيه " والسارق والسارقة..."  عام  است  و  احاديث  منقول  از  عمرو  بن  شعيب چون  مورد  اختلاف  هستند  نمي‌توانند  آيه  را  تخصيص  دهند  و  مراد  از  اين  عام  را  خاص كنند.  

 ابن  عبدالبر  اين  سخن  را  رد كرده  است  وگفته‌:  هرگاه  راويان  موثوق  به  احاديث عمرو بن  شعيب  را  روايت‌ كنند،  عمل  بدانها  واجب  است‌.  

حرز  و  محل  امن  با  توجه  به  اموال  مختلف  متفاوت  است
محل  حرز  با  توجه  به  اموال  مختلف  متفاوت  است  و  حرز  هر  چيزي  بستگي  بعرف  و عادت  مردم  دارد،‌گاهي  چيزي  در  وقتي  حرز  است  و  در  وقتي  ديگر  حرز نيست‌.  براي  مثال  خانه  و  منزل  براي‌كالاي  منزل  و اسباب  و  اثاثيه  خانه  حرز است  و  خرمن  و  محل  خشك‌ كردن‌،  براي‌گندم و ميوه  حرز است  و  اصطبل  و آغل  و طويله  و خوابگاه  شبانه  براي  حيوانها  و  دامها  حرز  است‌...

انسان  براي  خويش  حرز  است
هركسي  براي  خود  و  جامه  و  رختخوابش  حرز است‌،  خواه  در مسجد  يا  خارج آن  باشد  پس  هركس‌كه  در  راه  عمومي  نشسته  وكالاي  خود  را  همراه  داردكالاي  او حرز  تلقي  مي‌شود،  خواه  بيدار  باشد  يا  خوابيده‌.  پس  هركس  ازانساني  پول  نقد  يا كالايش  را  بدزدد، 