"‌.  احمد  و  ابوداود  و نسائی  و ابن  ماجه‌،  آن  را  روایت  كرده‌اند،  ابن  خزیمه  آن  را  ،“‌صحیح‌“  دانسته  است‌.  شافعیه  گفتن  اذان  را  بدون  طهارت  مكروه  می‌دانند.  احمد  و  حنفیه  و  دیگران  آن  را  مكروه  نمی‌دانند.

3-موذن  رو  به  قبله  بایستد.  ابن  المنذر گفته  است‌:  اجماع  برآن  است ‌كه  ایستادن  رو  به  قبله  برای ‌گفتن  اذان  سنت  است‌.  زیرا  در آن  حالت  صدای  موذن  رساتر است‌.  و  موذنان  پیامبر صلی الله علیه و سلم  رو  به  قبله  اذان  می‌گفتند.  اگر  موذن  رو  به  قبله  اذان  نگوید،  مكروه است‌،  لیكن  اذانش  درست  است‌.  

4-‌در  وقت  گفتن  دو بار:" حي على الصلاة "سر  و  سینه  و گردنش  به  طرف  راست  باشد.  و  در  وقت‌ گفتن  دو  بار " حي على الفلاح  "  سر  و  سینه  و گردنش  به  طرف  چپ  باشد  .  

نووی  گفته  است‌:  این ‌كیفیت‌،  درست‌ترین  كیفیت  اذان  است‌،  ابوجحیفه  گفته  است‌:  ‌“‌بلال  اذان  می‌گفت  و  من  نیز  او  را  می‌نگریستم  و  حركات  دهان  او  را  دنبال  می‌كردم ‌كه  در  وقت‌ گفتن حي على الصلاة  و حي على الفلاح   به  طرف  راست  و  چپ  نگاه  می‌كرد‌“‌.  احمد  و  شیخین  آن  را  روایت ‌كرده‌اند.  اما  اینكه  موذن  در  حین  گفتن  اذان  بدور  خود  بچرخد،  بیهقی‌ گفته  است‌:  این  عمل  از  طرق  “‌صحیح‌‌“  وارد  نشده  است‌.  و  در  مغنی  از  احمد  روایت  شده  است  كه‌:  موذن  نمی‌چرخد  مگر  اینكه  بر  مناره  باشد  و  بخواهد  مردم  هر  دو  جهت  بشنوند.  (‌آنوقت  می‌چرخد).

5-دو  انگشت  را  در  دو  سوراخ‌ گوشهای  خود  فرو كند.  بلال‌گفت‌:  “‌انگشت  خود  را  در  سوراخهای  گوش  فرو  بردم  و  اذان  گفتم‌‌“‌.  ابوداود  و  ابن  حبان  آن  را  روایت  كرده‌اند،  و  ترمذی ‌گفته  است‌:  اهل  علم  مستحب  می‌دانند كه  موذن  انگشتان  (‌سبابه‌)  خود  را  در  سوراخهای ‌گوش  فرو  برد.

 6-باید  با  صدای  بلند  اذان ‌گوید،  اگرچه  تنها  و  در  صحرا  هم  باشد.  از  عبدالله  بن  عبدالرحمن  ابن  ابی  صعصعه  از  پدرش  آمده  است  كه‌:  ابوسعید  خدری‌ رضی الله عنه  گفته است‌:  “‌من  ترا  می‌بینم  كه‌گوسفند  و  صحرا  را  دوست  داری‌،  هرگاه  در  میان  گوسفندانت  یا  در  بیابان  بودی  با  صدای  بلند  اذان  بگو.  زیرا  تا  آنجا كه  صدای  موذن می‌رسد،  جن  و  انس  و  هر  چیز در  روز  قیامت  برای  او گواهی  خواهند  داد‌“‌.  ابوسعید  گفت  این  حدیث  را  از  پیامبر صلی الله علیه وسلم  شنیده‌ام‌.  احمد  و  بخاری  و نسائی  و ابن  ماجه  آن  را  روایت  كرده‌اند  .  

7-‌موذن  در  بین  هر  دو كلمه  از  اذان  مكثی  و  سكوت ‌كوتاهی  بنماید،  ولی  در  اقامه چنین  نكند.  از  طرق  متعددی  مستحب  بودن  این  عمل  روایت  شده  است‌.

8-‌در  اثنای  اقامه  حرفی  نزند.  اما  سخن  گفتن  در  اثنای  اذان  را، ‌گروهی  از  اهل  علم  آن  را  مكروه  می‌دانند،  و  حسن  (‌بصری‌)  و  عطاء  و  قتاده  در آن  رخصت  قائل  شده‌اند.  ابوداود  گفته  است‌:  به  احمد  گفتم‌:  آیا  موذن  می‌تواند  در  اثنای  اذان  حرفی  بزند؟ ‌گفت‌:  آری‌. گفته‌اند:  می‌تواند  در  اثنای  اقامه  حرفی  بزند،‌ گفت‌:  نه‌.  زیرا  تسریع  در  اقامه  مستحب  است‌.  (‌بر خلاف  اذان‌ )جنايا‌ت

جنايات  جمع  جنايه  و از جني  يجني  بمعني‌ اخذ گرفته  ومشتق  شده  است  جني  الثمر يعني  ميوه  را  ازدرخت  چيد.  و  جني  علي  قومه  جنايه  يعني  درحق  ،قوم  خود گناهي  را  مرتکب  شدکه  بدان  مواخذه  خواهد  شد.  
مراد  از  جنايت  در  عرف  شرع  ارتکاب  هرکار  حرامي  است‌،  وکار  و  فعل  حرام  آنست‌ که  شرع  اسلام  آن  را  حرام  و  منع‌کرده  و  ازآن  نهي  نموده  باشد،  بدان جهت‌که  براي  دين  يا  جان‌،  يا  عقل  و  خرد،  يا  آبرو  و  ناموس‌،  يا  مال  ضرر و  زيان  داشته  باشد.  

بنابراين  هرچيزي ‌که  براي  دين  يا  جان  يا  عقل  يا  ناموس  يا  مال  شخصي  ضرر و زيان داشته  باشد،  حرام  است  و  جنايت  مي‌باشد،  در  اصطلاح  فقهاء  اين  جرائم  و  جنايات  بدو  قسم  تقسيم  مي‌شوند:

قسم  اول‌: "‌جرائم  الحدود“  جرائمي‌که  شرع  براي  آنها  مجازات  و  حد  تعيين‌کرده است  .  
قسم  دوم‌:  “‌جرائم  القصاص‌“[1]  جرائمي  که  شرع  اسلام  براي  آنا  قصاص  قرار داده  است‌.  جرائم  قصاص  جناياتي  است‌ که  برنفس  و  جان  شخصي  واقع  مي شود  يا برکمتر  از  جان  شخص  واقع  مي‌شود  و  موجب  مرگ  نمي‌شود  مانند  جراحات  و  زخمي  شدن  اندامها  يا  قطع  و  بريدن  عضوي  ازاعضاء  بدن‌.

اينست  اصول  مصالح  ضروري  و  اساسي  و  بايسته‌اي ‌که  محافظت  و  حفظ  و  نگهداشت  آنها  واجب  است  تا  مردم  و  زندگي  اجتماعي  آنها  محفوظ  و  مصون  بماند  قبلا  در  بحث  حدودات  از  جرائم  حدود  و  مجازات  و  عقوبات  آنها  به  تفصيل  سخن  رانديم  و  اينک  در  اين  فصل  از  جرائم  قصاص  سخن  مي‌گوئيم  و  درآغاز  بعنوان  پيش  درآمد  بحث  از ديدگاه  اسلام  راجع  بمحافظت  براسلام  و  حفظ  آن  و  قصاص  دردوره  جاهلي  و  قصاص  در  دوره  اسلامي  و  قصاص  نفس  يعني  قصاص  جناياتي‌که  بمرگ  منجر  مي‌گردند  و  قصاص‌کمتر  از  قصاص  نفس  يعني  جناياتي‌که  بمرگ منتهي  نمي‌شوند،  سخن  خواهيم‌گفت‌.  

جنايات  از  نظر  قانون‌،  خطرناکترين  جرايم  مي‌باشندکه  ماده  دهم  قانون  عقوبات  (‌مصري‌)  جنايات  را  چنين  تعريف  مي‌کند:  جرائمي‌که  مجازات  آنها  اعدام  يا  اعمال  شاقه  هميشگي  يا  اعمال  شاقه  موقتي  يا  زندان  است‌.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] - قصاص  در  لغت  بمعنی  تلافی‌،  مقابله  به  مثل‌،  جزاء‌،  تنبیه‌،‌کوشمالی‌،  تصفیه  حساب‌محافظت  نفس و  حفظ  جان  از  نظر  اسلام  

کرامت  انسان
خداوند  سبحان  به  انسان‌کرامت  بخشيده  و  او  را  خود  آفريده  و  به  وي  جان  داده و  فرشتگان  را  به  سجده  و  تعظيم  وي  دستور داده  است  و آنچه ‌که  درميان  آسمانها  و طبقات  زمين  است  مسخر  و  رام  اوکرده  است  و  او  را  در  روي  زمين  جانشين  خويش  ساخته  تا  راز طبيعت  را  بفهمد  و  نيروها  و  استعدادات  خاصي  را  به  وي  داده  است  تا  درکره  زمين  سيادت‌کند  تا  بآخرين‌کمال  مادي  و  ارتقاء  روحي  خويش  برسد  و  ممکن  نيست‌که  اين  اهداف  خويش  را  تحقق  بخشد  و  به  نهايت  درجه  خواسته‌هاي  خود  برسد،  مگراينکه  همه  عناصر و  مواد  پيشرفت  و  ترقي  و  رشد  و  نمو  را  داشته  

باشد  و  به  حقوق‌کامله  خود  برسد  و  نخستين  حقوقي‌که  اسلام  براي  انسان  تضمين  کرده  است‌،  عبارتند  از:

حق  حيات  وزندگي‌،  و  حق  تملک‌،  و حق  حفظ  ناموس‌،  حق  حريت  و آزادي‌،  و  حق  مساوات  و  برابري‌،  و  حق  آموزش  اين  حقوق  براي  هرانساني  قطع  نظر از رنگ  و يا  دين  و نژاد  و يا  ميهن  و  يا  موقعيت  و مرکزيت  اجتماعي‌،  واجب  و ضروري  است  و  لازمه  انسانيت  انسان  است‌.  خداوند  مي‌فرمايد:" ولقد كرمنا بني آدم وحملناهم في البر والبحر ورزقناهم من الطيبات، وفضلناهم على كثير ممن خلقنا تفضيلا

 اسراء/70  [ما  بني‌آدم  را گرامي  داشتيم  (‌به  وي  نطق و بيان و  تم