خم  هاشمه  -‌يك  دهم  ديه‌كه  ده  شتر  است  مي‌باشد.  و  اين  مطلب  از  زيد  بن  ثابت  روايت  شده  است  و  مخالفي  درميان  اصحاب  ندارد.  و  براي  زخم  منقله  يك  دهم  و  نصف  يك  دهم  يعني  پانزده  شتراست‌.  و  براي  زخم  مامومه  يك  سوم  ديه  است  باجماع  علما.  و  براي  زخم  جائغه  نيز  باجماع  يك  سوم  ديه  است  اگر  زخم  مامومه  و  جائغه‌كاملا  بداخل  سر  نفوذكردند،  هر  دو  جائغه  هستند  و  دو  سوم  ديه  كامل  واجب  مي‌شود.  امام  مالک  در  ‌“‌موطا “‌گفته  است‌:  برای  اینکه  مردم  چه  موقع  در  حین  اقامه  برخیزند  حد  محدودی  نشنیده‌ام‌،  بنظر  من  این  عمل  به  توانائی  مردم  بستگی  دارد،  زیرا  بعضی  سنگین  (‌وزن‌)  و  بعضی  سبک  (‌وزن‌)  هستند.  ابن  المنذر  از  انس  روایت  کرده  است‌:  وقتی  که  موذن  (‌مقیم‌)  به " قد قامت الصلاة "  رسید،  نمازگزاران  برمی‌خیزند. ديه  زن  

ديه  زن  درقتل  خطاء  نصف  ديه  مرد  است  و  همچنين  ديه  اندامهاي  بدنش  و  ديه زخمهايش  نصف  ديه  اندامها  و  جراحات  مرد  است  و  اكثر  اهل  علم  بر  اين  راي  مي با شند  .  
از  عمر  خطاب  و  علي  ابيطالب  و  عبدالله  مسعود  و  زيد  ثابت  رضي  الله  عنهم  روايت  شده  است‌ كه ‌گفته‌اند،  ديه  زن  نصف  ديه  مرد  است  و  نقل  نشده ‌كه‌كسي  با  آنان  مخالفت ‌كرده  باشد  پس  نظر  و  راي  آنان  بصورت  اجماع  درآمده  است  و  دليل  ديگرآن  آنست‌كه  در  ارث  و  شهادت  زن  نصف  مرد  بحساب  مي‌آيد.
برخي‌گفته‌اند  ديه  و  خونبهاي  زن  و مرد  با  هم  مساوي  هستند  تا  اينكه  مي‌رسد  بيك  سوم  ديه‌كامل  يا  نصف  باقي  مانده‌.  از آن‌ گذشت  با  هم  مساوي  نيستند.

نسائي  و  دارقطني  آورده‌اند  و  ابن  خزيمه  بصحت  آن  راي  داده  و  از  عمرو  بن  شعيب  و  از  جدش  روايت‌كرده‌اندكه  پيامبر صلي الله عليه و سلم  گفت‌: " عقل المرأة مثل عقل الرجل حتى يبلغ الثلث من ديته  [ديه  زن  و  مرد  مساوي  است  تا  مي‌رسد  بيك  سوم  ديه  مرد]"‌.  يعني  از  آن ‌كه ‌گذشت  ديگر  مساوي  نيست‌.
امام  مالك  در  موطاء  و  بيهقي  از  ربيعه  بن  عبدالرحمن  آورده‌اند  كه  او گفت‌:  “‌از  سعيد  پسر  مسيب  سوال  كردم‌:  ديه  انگشت  زن  چقدر  است‌؟‌گفت‌:  ده  شتر  است‌.  گفتم  براي  دو  انگشت  چقدراست‌؟‌گفت‌:  بيست  شتراست‌.گفتم‌:  براي  سه  انگشت  چقدر  است‌؟  گفت‌:  سي  شتر  است‌.گفتم  براي  چهار  انگشت  چقدر؟ ‌گفت‌:  بيست  شتر  است‌. گفتم‌:  وقتي‌كه  جراحت  بيشتر  شد  و  مصيبت  شديدتر گشت‌،  ديه  و  خونبها كم  مي‌شود؟‌!!  سعيد گفت‌:  آيا  تو  عراقي  هستي‌؟‌ گفت‌:  من  يك  دانشمندي  هستم‌ كه  مي‌خواهد  بيقين  برسد  يا  جاهلي  هستم‌ كه  مي‌خواهد  ياد  بگيرد.  سعيد  گفت‌:  “‌سنت  اين  است  اي  برادر زاده‌ام‌”‌.  امام  شافعي  اين  راي  را  بمناقشه‌ كشيده  و  بيان‌ كرده  است‌ كه  مقصود  از  سنت  سنت  زيد  بن  ثابت  است ‌كه  چنين  راي  داده  است  نه  سنت  پيامبر صلي الله عليه و سلم  ‌.  

امام  شافعي ‌گفته  است‌:  “‌هرگاه‌ كلمه  سنت  بطور مطلق ‌گفته  شد  مراد  سنت  رسول  الله صلي الله عليه و سلم  است  و  روايت  شده  است‌كه  بزرگان  اصحاب  برخلاف  راي  زيد  بن  ثابت  فتوي  داده‌اند  اگر  مراد  سنت  رسول  الله صلي الله عليه و سلم  بود  بزرگان  اصحاب  با  آن  مخالفت  نمي‌كردند،  پس  بايد  مراد  از  قول  سعيد  بن  المسيب‌ كه‌گفته  است  “‌سنت  است‌”  سنت  زيد  بن  ثابت  باشد.  چون  اين  راي  تنها  از زيد  بن  ثابت  بطور موقوف  روايت  شده  است‌.  بعلاوه  نمي‌توان‌گفت‌:  اين  راي  منسوب  به  پيامبر است‌،  چون  منتهي  به “‌محال‌”  مي‌شود  بدينمعني‌كه  هر  اندازه  درد  و  رنج  زن  بيشتر  باشد  و  مصيبت  او  فراوان‌تر  باشد  خونبهاي  آن‌ كمتر گردد كه  چنين  چيزي  محال  است  و  نسبت  آن  به  پيامبر صلي الله عليه و سلم  جايزنيست‌،  چون  ممكن  نيست‌كه  جنايت  از نظر شرع  تاوان  نداشته  باشد  و زشت‌تر آن  است‌ كه  تاواني‌كه  بوسيله  جنايتي  واجب  شده  باشد  با  جنايت  ديگري  ساقط  گردد! !”‌.ديه  و  خونبهاي  اهل‌كتاب  

ديه  اهل ‌كتاب  -  خواه  ذمي  باشند  يا  همپيمان  و  در  امان  باشند  -  هرگاه  كشته شوند،  نصف  ديه  مسلمان  است‌،  پس  ديه  و  خونبهاي  يك  مرد  اهل‌كتاب‌،  نصف  ديه  يك  مرد  مسلمان  و  ديه  يك  زن  اهل‌كتاب  نصف  ديه  يك  زن  مسلمان  است‌.  چون  عمرو  بن  شعيب  از  پدرش  و  از  جدش  آورده  است‌،‌كه  پيامبر صلي الله عليه و سلم  حكم‌كرده  است  باينكه  ديه  و  خونبهاي  اهل‌كتاب  نصف  ديه  و  خونبهاي  مسلمان  است‌”‌.  امام  احمد  آن  را  روايت‌كرده  است‌.  همان‌گونه‌كه  ديه  قتل  اهل‌كتاب‌،  نصف  ديه  قتل  مسلمان  است‌،  ديه  جراحت  و  زخم  آن  نيز  نصف  ديه  جراحت  و  زخم  مسلمان  است‌.  امام  مالك  و  عمر  بن  عبدالعزيز نيز  چنين  راي  داده‌اند.  امام  ابوحنيفه  و  ثوري  بنا  بروايت  از  عمر  و  عثمان  و  ابن  مسعودگفته‌اندكه  ديه  اهل‌كتاب  مانند  ديه  مسلمين  است‌،  چون  خداوند  مي‌فرمايد:"  وإن كان من قوم بينكم وبينهم ميثاق، فدية مسلمة إلى أهله، وتحرير رقبة مؤمنة  [هرگاه  مقتول  از قومي  بود كه  با  شما  عهد  وپيمان  داشت  بايد  ديه  و  خونبهاي  او  را  بخانواده‌اش  داد  و  بنده  مومني  را  نيز  آزاد كرد]‌".

زهري‌گفته  است‌:  “‌ديه  يهودي  و  نصراني  و  هر  شخصي  ذمي  مثل  ديه  مسلمان  است‌”‌.  اوگفت‌:  درزمان  پيامبر صلي الله عليه و سلم  و ابوبكر و  عمر و عثمان  و  علي  چنين  بود  تا  اينكه  زمان  معاويه  فرا  رسيد كه  او  نصف  ديه  را  در  بيت‌المال  مي‌نهاد  و  نصف  ديگر  را  به  اولياي  مقتول  مي‌داد.  سپس  عمر  بن  عبدالعزيز  به  پرداخت  نصف  ديه  حكم‌كرد.  و  آن  نصف  را كه  معاويه  براي  بيت‌المال  برقرار كرده  بود.  لغو  نمود.

زهري ‌گفت‌:  برايم  اين  امكان  پيش  نيامد كه  به  عمر  بن  عبدالعزيز  بگويم  و  به  او  متذكر شوم  و  به  وي  خبر بدهم‌ كه  ديه  اهل  ذمّه‌ كامل  است  نه  نصف‌.

امام  شافعي  مي‌گويد:  ديه  اهل  ذمه  يك  سوم  ديه  مسلمان  است  و  ديه  بت‌پرست  و  مجوسي  همپيمان  و  در امان  دو  سوم  از  يك  دهم  ديه  مسلمان  است‌.  و دليل  آن  در  اين  باره  اينست‌كه  اين  مقدار كمترين  چيزي  است ‌كه‌گفته  شده  است‌.  و  تا  زماني‌كه  يقين  يا  حجت  وجود  نداشته  باشد  ذمه  اشخاص  برائت  دارد.  بنابراين  ديه  آنان هشتصد  درهم  است  از  دوازده  هزار  درهم‌.  

و  از  عمر  و  عثمان  و  ابن  مسعود  روايت  شده  است‌كه  ديه  زنانشان  اهل  ذمه  نصف  است‌.  درباره  اينكه  آيا  پس  از  پرداخت  ديه  مقتول  اهل  ذمه  يا  همپيمان‌ ،‌كفاره  نيز  واجب  است‌؟  ابن  عباس  و  شعبي  و  نخعي  و  شافعي‌ گفته‌اند كفاره  نيز  واجب  است  و  طبري  نيز آن  را  اختياركرده  است‌.ديه  جنين  

هرگاه  جنايتي  و آسيبي  بريك  زن  آبستن  وارد  شد،  خواه  بعمد  يا  به  خطا  و  (‌جنين‌)  مرد  وليكن  مادرش  نمرد  ديه  آن  جنين  “‌غره‌”‌[1]  است  خواه  جنين  از  مادر جدا  شده  و  مرده  خارج  شود  