آمده است‌: كه پیامبر از پرس و جو درباره مسائلی‌ كه هنوز روی نداده است‌، نهی می‌فرمود. 
2-‌پرهیز از بسیار سوال ‌كردن و مسائل دشوار، به میان ‌كشیدن‌: 
در حدیث نبوی آمده است‌: (إن الله كره لكم قيل وقال وكثرة السؤال، وإضاعة المال)  
[خداوند قیل و قال و بسیار پرسش‌ كردن و تلف‌كردن و ضایع‌گرداندن مال را، برای شما دوست ندارد]‌.
و از پیامبر صلي الله عليه و سلم روایت شده است‌كه فرمود: : (إن الله فرض فرائض فلا تضيعوها وحد حدودا فلا تعتدوها، وحرم أشياء فلا تنتهكوها، وسكت عن أشياء رحمة بكم من غير نسيان فلا تبحثوا عنها)  
[خداوند فرایضی را برشما فرض‌ كرده است‌، پس آنها را ضایع مگردانید، بدانها عمل ‌كنید و در اجرای آنها سستی مورزید، و حدودی را برای شما نهاده است‌، از آنها تجاوز نكنید و در اجرای دقیق آنها، ‌كوشا باشید، و چیزهائی را بر شما حرام‌ كرده است‌، بدانها نزدیك مشوید و انتهاك حرمت نكنید، و بجهت مهر و شفقت بر شما، چیزهایی را مسكوت ‌گذاشته است‌، بدون اینكه آنها را فراموش كرده باشد، پس درباره‌ي آنها پرس و جو مكنید]‌.
باز هم از ایشان روایت شده است‌: (أعظم الناس جرما، من سأل عن شئ لم يحرم فحرم من أجل مسألته). [‌كسی‌كه درباره‌ي چیزی سوال‌ كند كه حرام نشده باشد و بدنبال سوال او آن چیز حرام‌ گردد،‌ گناه آن شخص از گناه مردمان دیگر، بزرگتر و سنگین‌تر است]‌‌’‌.
٣-‌پرهیز از اختلاف و تفرقه در دین‌: خداوند گوید: (وأن هذه أمتكم أمة واحدة و انا ربكم فاتّقون)[11]  [‌و بیگمان این دین شما، یك دین واحد است‌، و من پروردگار شما هستم‌، پس از عذاب من بپرهیزید]‌ ، (واعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا)[12]. [همگی به دین خدا و قرآن تمسك جوئید و پراكنده نشوید]‌ ، (ولا تنازعوا فتفشلوا وتذهب ريحكم)[13]   [ونزاع وكشمكش مكنید تا سست نشوید وقدرت وشوكت و هیبت شما از میان نرود]، (إن الذين فرقوا دينهم وكانوا شيعا لست منهم في شئ)[14] [بیگمان ‌كسانی‌كه آیین خود را پراكنده ساختند و به دسته‌جات‌ گوناگون (‌و مذاهب مختلف‌) تقسيم شدند هیچگونه ارتباطی با آنها نداری‌]‌‌. (‌من الذین فرقوا دینهم و كانوا شیعا)[15] [از آن‌ كسانی كه بر حسب هواهای نفسانی خود، آیین خویش را، پراكنده ساخته و چند فرقه و احزاب و دسته ‌گردیدند]‌، (ولا تكونوا كالذين تفرقوا واختلفوا من بعد ما جاءهم البينات، وأولئك لهم عذاب عظيم)[16] [‌و مانند كسانی نباشید كه پراكنده شدند و اختلاف ‌كردند، آنهم پس از آنكه نشانه‌های روشن  پروردگار، به آنان رسید و آنها عذاب عظیمی دارند]‌.
٤-‌برگشت دادن مسانل مورد اختلاف به قرآن و سنت نبوی‌: خدای بزرگ ‌گوید: (فإن تنازعتم في شئ فردوه إلى الله والرسول)[17]   [ای متخصصین پرهیزكار باایمان‌، هرگاه در چيزی نزاع ‌كردید آنرا به خدا و پیامبر (‌مقاصد عمومی شریعت خدا و پیامبر) ارجاع دهید اگر ایمان به خدا و روز رستاخیز دارید]‌‌. (وما اختلفتم فيه من شئ فحكمه إلى الله) [18] [‌و هر آن چیزی‌كه شما درآن خلاف ‌كنید و در احكام شرع و كار دین و دنیا، میان شما اختلاف رود، حكم آن با خدا است ‌كه به مصالح خلق و عواقب امور دانا و آگاه است‌]‌. و این بدین سبب است‌ كه ‌كتاب خدا -‌قرآن‌كریم- ‌امور مربوط به دین را به تفصیل بیان ‌كرده است‌، خداوند گوید: (ونزلنا عليك الكتاب تبيانا لكل شئ)[19] [و ما كتاب را (‌قرآن‌) بر تو، نازل‌ كردیم تا هر چیزی را كه انسان بدان نیاز دارد، بیان ‌كند]‌، ، (ما فرطنا في الكتاب من شئ)[20] [‌ما از هیچ چیزی‌ كه مورد نیاز دین و دنیای شماست فروگذار نكردیم‌]‌ ، و سنت عملی پیامبر صلي الله عليه و سلم آنچه را كه در این ‌كتاب است بیان می‌كند. خداوند گوید: 
‌(وأنزلنا إليك الذكر لتبين للناس ما نزل إليهم)[21]  
[و قرآن را بر تو نازل كردیم تا برای مردم بیان‌ كنی‌، آنچه را كه به سوی ایشان نازل شده است‌]‌‌. 
(إنا أنزلنا إليك الكتاب بالحق لتحكم بين الناس بما أراك الله)[22] [ما این ‌كتاب را به حق بر تو نازل كردیم تا به آنچه خداوند به تو آموخته، در میان مردم قضاوت‌ كنی‌]‌.
بنابر این‌، كار دین تمام است و راههای آن واضح و روشن است خداوند می‌فرماید: (اليوم أكملت لكم دينكم وأتممت عليكم نعمتي، ورضيت لكم الاسلام دينا)[23].
 [‌امروز دین شما را كامل‌كردم و نعمت خود را بر شما تكمیل نمودم و اسلام را به عنوان آیین جاودان‌، برای شما پذیرفتم‌]‌‌.
و مادام‌ كه مسائل دینی بدین شیوه بیان و روشن شده است و اصلی‌كه در داوری و محاكمات بدان مراجعه می‌شود، معلوم ‌گردیده است‌، پس برای اختلاف و جدل و نزاع‌، مجالی نیست و برای اختلاف و تفرقه‌، هیچ عذری پذیرفته نمی‌شود. خداوند می‌فرماید: 
(وإن الذين اختلفوا في الكتاب لفي شقاق بعيد)[24] 
[‌و آنها كه در آن ‌كتاب اختلاف می‌كنند (‌و باكتمان و تحریف‌، ماده‌ي اختلاف بوجود می‌آورند) در شكاف (‌و پراكندگی‌) عمیقی قرار دارند].
(فلا وربك لا يؤمنون حتى يحكموك فيما شجر بينهم، ثم لا يجدوا في أنفسهم حرجا مما قضيت ويسلموا تسليما)[25]  
[‌نه به پروردگارت سوگند كه آنها مومن نخواهند بود، مگر اینكه ترا در اختلافات و نزاعهای خود به داوری طلبند (‌حكم پیامبر را قبول داشته باشند) و سپس در دل خود از داوری و حكم تو احساس ناراحتی نكنند و كاملاً تسليم باشند]. 
یاران پیامبر صلي الله عليه و سلم و مسلمانان بعدی‌، در دوران سعادت و خوشبختی‌، در پرتو این قواعد و قوانین‌،‌ گام برمی‌داشتند و اختلافی در میان آنان پیش نیامد، مگر در مسائل معدودی‌ كه آنهم‌، ناشی از تفاوت در فهم نصوص بود، یا اینكه ‌گروهی‌، درباره‌ي آن مسائل معدود، اطلاعاتی داشتند، كه دیگران فاقد آن اطلاعات بودند.
هنگامی ‌كه پیشوایان مذاهب چهارگانه‌ي فقهی آمدند، آنان نیز از سنت و روش  پیشینیان پیروی ‌كردند، جز آنكه بعضی از آنان به سنت نبوی نزدیكتر بودند، مانند مردم حجاز كه راویان حدیث و حاملان سنت نبوی در میانشان فراوان بود. در حالیكه بعضی دیگر از آنان‌، به رای و اجتهاد نزدیكتر بودند، مانند مردم عراق ‌كه حافظان حدیث در میانشان‌، اندك بود، زیرا از خانه‌ي وحی و مركز آن دور بودند. 
این پیشوایان چهارگانه‌، بزرگترین تلاش و كوششی كه در توانائی داشتند، بعمل آوردند تا احكام این دین را به مردم بشناسانند وا ز این راه مردم را هدایت نمایند. و ایشان را، از تقلید و پیروی ناآگاهانه از خود، برحذر می‌داشتند، و می‌گفتند: برای هیچكس روا نیست‌ كه سخن ما را بپذیرد، مگر اینكه دلیل ما را برآن‌، بداند، و همگی تصریح‌ كرده‌اند، ‌كه‌: حدیث صحیح مذهب آنهاست (‌یعنی‌، هرگاه حدیث صحیحی پیدا شود و صحت آن محرز گردد، آنست مذهب آنها، خواه‌ گفته یا نگفته باشند)‌. زیرا آن بزرگواران‌، نخواسته‌اند كه بمانند پیامبر معصوم صلي الله عليه و سلم از آنان تقلید و پیروی‌ گردد و بدون دلیل سخنشان پذیرفته شود، بلكه تمام قصد و نهایت همتشان این بوده است‌كه در 