ند،  خير،  نمرده‌اند،  بلکه  زندگانند  نزديک  پروردگارشان‌،  روزي  داده مي‌شوند،  خوشيها  و  ميهمانيها  دارند،  خوشوقت  هستند  به  آنچه  خدا  از  فضل  وکرم  خود  به  ايشان  عطا  فرموده  است  (‌مرتبه  شهادت  داد  و  زندگي  جاويد  بخشود  و  بزرگداشتها  مقرر  فرمود  و  شادمان  وآسوده  خاطرند  درباره‌کسانشان‌که  بعد  از  ايشان زنده  مانده  و  به  ايشان  نرسيده‌اند  از  اينکه  ترسي  نيست  برايشان  و  نه  هم  اندوهگين شوند.  شادماني  مي‌کنند  به  نعمتهائي‌که  از  خدا  به  ايشان  مي‌رسد،  مي‌بينند  فضل  و رحمت  خدا  درباره  شهداء  از حد  تصور بيرون  است  و محقق  مي‌بينندکه  خدا  ضايع  نمي‌کند  مزد  و  ثواب  نکوکاران  و  مومنان  را]‌’‌’‌.

و  پيامبر صلي الله عليه و سلم    گفت‌:" أرواح الشهداء في حواصل طير خضر، تسرح في الجنة حيث شاءت    [ارواح  شهداء  در  چينه‌دان  پرندگان  سبزي  است  که  در  سراسر  بهشت  مي‌گردند  و  روانند  و  هرجا  بخواهند  مي‌روند]"‌.  پيامبر صلي الله عليه و سلم    گفت‌:" الشهيد لا يجد ألم القتل إلا كما يجد أحدكم ألم القرصة    [شهيد  ازقتل  خويش  رنج  نمي‌بيند  مگر  باندازه  رنج  نشگون ‌گرفتن  که  شما  احساس  مي‌کنيد]"‌.  پيامبر صلي الله عليه و سلم   گفت‌:" أفضل الجهاد أن يعقر   جوادك، ويراق   دمك    [‌برترين  و  بهترين  جهاد  آنست‌که  اسبت  پي  شود  و  خون  خودت  ريخته  گردد]"‌.  از  جابر  بن  عتيک  روايت  شده‌که  پيامبر صلي الله عليه و سلم    گفت‌:"  الشهادة سبع - سوى القتل في سبيل الله -: المطعون   شهيد، والغرق  شهيد، وصاحب ذات الجنب   شهيد، والمبطون   شهيد، وصاحب الحرق شهيد، والذي يموت تحت الهدم شهيد، والمرأة تموت بجمع   شهيدة    [‌شهداء  ثوابي‌ که  اجر  و  مزد  شهيد  را  دارند،  بغير  از  شهيد  واقعي‌که  در  راه  خدا  در  جنگ بشهادت  مي‌رسد  هفت‌گروه  هستند:‌کسي‌که  به  بيماري  طاعون  بميرد  و کسي‌ که  غرق  شود  وکسي‌که  در  اثر  بيماري  ذات‌الريه  بميرد  و کسي‌که  در  اثر  بيماري  شکم  درد  بميرد  وکسي‌که  در  اثر  حريق  بميرد  وکسي‌که  دچارآتش  سوختگي‌گردد  و  کسي‌که  در زير آوار  بميرد  و زني‌که  بر اثر زايمان  بميرد،  همگي  اين  هفت‌گروه  شهيد  اخروي  و  ثوابي  محسوبند]"‌.  احمد  و  ابوداود  و  نسائي  با  سند  صحيح  آن  را  روايت  کرده‌اند  .

از  ابوهريره  روايت  شده  است‌که  پيامبر صلي الله عليه و سلم    گفت‌:" ما تعدون الشهيد فيكم "؟ قالوا: يا رسول الله: من قتل في سبيل الله، فهو شهيد.قال: " إن شهداء أمتي إذن لقليل ".
قالوا: فمن هم يا رسول الله؟ قال: " من قتل في سبيل الله، فهو شهيد، ومن مات في سبيل الله  ، فهو شهيد، ومن مات في الطاعون، فهو شهيد، ومن مات في البطن، فهو شهيد، والغريق شهيد ".
   [‌شما  چه  کساني  را  در  ميان  خود  شهيد  مي‌دانيد  و  شهيد  بحساب  مي‌آوريد؟‌گفتند  اي  رسول  خدا کسي‌ که  در  راه  خداکشته  شود  شهيد  است‌.  پيامبر صلي الله عليه و سلم    گفت‌:  پس  با  اين  حال شهداي  امت  من  اندک  خواهند  بود. گفتند:  پس‌کيانند  شهيد  اي  رسول  خدا؟  فرمود: کسي‌که  در  راه  خداکشته  شود  يا کسي‌ که  در  راه  خدا  بميرد  وکسي‌که  با  بيماري طاعون  يا  شکم  درد  يا  در  اثر  غرق  شدن  بميرد،  همگي  شهيد  هستند]‌’‌’‌.  بروايت  مسلم‌.  و  از سعيد  بن  زيد  روايت  شده‌ که  پيامبر صلي الله عليه و سلم    گفت‌: " من قتل دون ماله، فهو شهيد، ومن قتل دون دمه، فهو شهيد، ومن قتل دون دينه، فهو شهيد، ومن قتل دون أهله، فهو شهيد  [‌هرکس  در  راه  دفاع  از  مال  و  جان  و  دين  و  خانواده  خويش‌کشته  شود  شهيد  مي‌باشد]"‌.  بروايت  احمد  و  ترمذي‌که  آن  را  صحيح  دانسته  است‌.

علماء  گفته‌اند:  مراد  و  مقصود  از  شهادت  اين  گروه  بغير  از  شهيد  در  راه  خدا  آنست‌،  که  در  قيامت  ثواب  و  مزد  شهداء  در  راه  خدا  را  دارند،  ولي  در  دنيا  بمانند  شهيد  با  آنان  رفتار  نمي‌شود،  پس  بايد  شسته  شوند  و  بر  آنان  نماز  خوانده  شود.  شهداء  برسه  دسته  هستند:  شهداء  دردنيا  وآخرت‌که  عبارت  هستند  ازکساني‌که  در  جنگ  باکفار کشته  مي‌شوند.  دوم  شهداي  اخروي  که  احکام  شهيد  در  دنيا  بر  آنان  اجرا  نمي‌گردد،  از  قبيل  اين‌ گروهها که  در  احاديث‌گذشت  و  سوم‌کساني‌که  در  دنيا شهيد  هستند  و‌لي  در قيامت  شهيد  نيستند  و اجرو  پاداش  شهيد  را  ندارند  مانند کسي که  از  غنايم  چيزي  بردارد  و  بدزدد  و  يا  در  حال  فرار  از کافران ‌کشته  شود.  از  عبدالله  ابن  عمر  روايت  شده  که  پيامبر صلي الله عليه و سلم    گفت‌: " يغفر الله للشهيد كل ذنب، إلا الدين    [‌خداوند  همه‌گناهان  شهيد  را  مي‌آمرزد  بجز  و‌ام  و  قرض  را]‌’‌’‌.
و  مظالم  و  اموال  غصبي  و  بظلم‌ گرفته  شده  حکم  وام  و  قرض  دارد  مانند  قتل  و  خوردن  اموال  مردم  بناحق  و  امثال  آن‌.  
جهاد  براي  برتري  بخشيدن  بسخنان  و  حکم  خدا  =  براي  اجرا  فرامين  الهي  وقتي  جهاد،  جهاد  حقيقي  بحساب  مي‌آيد که  تنها  بخاطر  رضاي  خدا  صورت  گيرد  و  مراد  از  آن  اعلا‌ي‌ کلمه  الله  و  اجراي  فرمان  خداوند  باشد.  و  بمنظور  برافراشتن پرچم  حق  وحقيقت  و  راندن  باطل  و  بذل  جان  درراه  رضاي  خدا  باشد.  هرگاه  مراد  و  هدف  از  جهاد،  بهره‌هاي  دنيائي  و  چيزهاي  ديگري  غير  از  رضاي  خدا  باشد،  در  حقيقت  جهاد  بحساب  نمي‌آيد.  برخي  براي  احراز  منصب  و  مقام  و  برخي  براي  بدست  آوردن  غنيمت  يا  اظهار  شجاعت  يا  رسيدن  بشهرت‌،  مي‌جنگند که  اينگونه اشخاص  بهره‌اي  از  ثواب  و  پاداش  و  مزد  شهيد  ندارند.
از  ابوموسي  آمده  است‌،‌که  گفت‌:  مردي  بحضور  پيامبر صلي الله عليه و سلم    آمد  وگفت‌:  مردي  هست  براي  بدست  آوردن  غنيمت  مي‌جنگد  و  مردي  هست  براي  حصول  شهرت  مي‌جنگد  ومردي  هست  براي  اينکه  بشجاعت  مشهورگردد،  مي‌جنگد،‌کدام  يک  از  آنها  در  راه  خدا  به  حساب  مي‌آيند؟  پيامبر صلي الله عليه و سلم   گفت‌: " من قاتل لتكون كلمة الله هي العليا، فهو في سبيل الله    [‌کسي  در  راه  خدا  مي‌جنگدکه  بمنظوراعلاي  فرمان  خدا  و  کلمه  الله  به  جنگ  مبادرت‌کند]‌’‌’‌.
ابوداود  و  نسائي  روايت‌کرده‌اندکه  مردي‌گفت‌:  اي  رسول  خدا  آيا  مردي‌که  براي  مزد  وشهرت  بجنگد،  چه  چيزي  نصيب  او  خواهد  شد؟  پيامبر صلي الله عليه و سلم   گفت‌:  “‌چيزي  از  پاداش  اخروي  نصيب  او  نخواهد  شد.  آن  مرد  سه  بار  اين  پرسش  را  تکرارکرد.  

 پيامبر صلي الله عليه و سلم   گفت‌:
" لاشئ له، إن الله لا يقبل من العمل إلا ما كان خالصا، وابتغي به وجهه   [او  بهره‌اي  ندارد.  براستي  خداوند  تنها  عمل  خالص  را  مي‌پذيرد  و  عملي‌که  تنها  بقصد  رضاي  او  انجام  پذيرد]"‌.  براستي  نيت  و  قصد،  روح  عمل  است  و  بدان  ارزش  مي‌بخشد،  هرگاه  عملي  ازنيت  خالص  خالي  باشد.  در  حقيقت  بي‌جان  و  مرده  بحساب  مي‌آيد و  در  نزد  خداوند  ارزشي  ندارد.

بخاري  از  ابن  عمر  روايت‌کرده  است‌که  پيامبر صل