تل النفس التي حرم الله، وأكل الربا، وأكل مال اليتيم، والتولي يوم الزحف    [‌اي  مومنان  از هفت‌گناه  بزرگ  و  هلاک‌کننده  پرهيز  و  اجتناب ‌کنيد گفتند:  اي  رسول  خدا  اين  هفت  چيز  چه  هستند؟  فرمود:  شريک  و  انباز  براي  خداوند  قرار  دادن  و  سحرکردن  و کشتن  به  ناحق  که  خداوند  آن  را  حرام کرده  است  و ر‌باخواري  و  مال  يتيم  خواري  و  فرار در جنگ  با  دشمن  و در  برابر هجوم  دشمن‌]‌". " وقذف المحصنات المؤمنات الغافلات    [‌و  اتهام  زنا  دادن  بزنان  پاکدامن  مومن  غافل  از  اتهام  و  از گناه  ]"‌.دروغ  و نيرنگ  و  خدعه  در جنگ

در  جنگ  با  دشمن  ارتکاب  خدعه  و  نيرنگ  و  دروغگوئي  براي‌ گمراه  سازي  دشمن  جايز  است  مادام‌که  به  نقض  پيمان  و  اخلال  به  امان  منجر  نشود.  از  جمله  خدعه‌ها  اينست  که  فرمانده  دشمنان  را  فريب  دهد  و  بدانان  وانمود  کند  که  تعداد  سربازانش  بسيار  فراوانند  و  نيرو  و  قوات  او  شکست  ناپذيرند  بخاري  از  جابر  روايت  کرده  است‌که  پيامبر صلي الله عليه و سلم  ‌گفت‌:" الحرب خدعة    [‌جنگ  فريب  ونيرنگ  است  و  فريب  و  نيرنگ  از  جمله  ابزار  جنگ  است‌]"‌.  مسلم  از  ام‌کلثوم  دخت  عقبه  روايت‌کرده  است  که‌گفت‌:  “‌من  سراغ  ندارم  و  نشنيده‌ام ‌که  پيامبر صلي الله عليه و سلم    هيچگونه  دروغي  را  که  مردم  مي‌گويند  جايز  دانسته  باشد،  جز  در  جنگ  و  اصلاح  بين  مردم  و  دروغ  مصلحت‌آميز  مرد  با  زنش  و  دروغ  مصلحت‌آميز همسر  با  شوهرش‌”‌.فرار  از دشمني که دو  برابر  خودي  باشد

قبلا  بيان ‌کرديم‌ که  فرار  در  جنگ  با  دشمن  حرام  است‌،  مگر  در  دو  حالت‌که  بيان  شد.  بايد  يادآور  شد  وقتي‌که  تعداد  افراد  دشمن  بيش  از  دو  برابر  افراد  خودي  باشد،  نيز  فرار  در  جنگ  جايز  است‌،  ولي  اگر افراد  دشمن  دو  برابر  يا کمتر  باشد  فرار  حرام  و  گناه  کبيره  است‌،  خداوند  مي‌فرمايد:" الآن خفف الله عنكم وعلم أن فيكم ضعفا فإن يكن منكم مائة صابرة يغلبوا مائتين وإن يكن منكم ألف يغلبوا ألفين بإذن الله والله مع الصابرين    انفال  ٦٦  [حال  خداي  متعال  تخفيف  داد  بشما  و  دانست‌که  در شما  ناتواني  هست  پس  اگر شما  يکصد  مرد  شکيبا  باشيد  بردويست  نفر کافر چيره  مي‌شويد  و اگر شما  يکهزار  مرد  شکيبا  باشيد  بر  دو  هزارکافر  چيره  مي‌شويد  و  اين  چيرگي  شما  بفرمان  خدا  و  اراده  او  است‌،  بنابراين  بايد  با  دو  برابر  خود  جهادکنيد  و  در  برابرشان  پايداري  کنيد  و  خدا  همراه  شکيبايان  است‌،  به  مددکاري‌شان‌.  در  ابتداء  که  تعداد مسلمانان  اندک  بود،  مسئوليت‌شان  بيشتر  بود  و  بعدکه  بيشتر  شدند  از مسئوليت‌شان‌کاسته  شد  و  برايشان  تخفيف  داده  شد]"‌.  

صاحب  مهذب  گفته  است‌:  اگر  تعداد  کافران  بيش  از  دو  برابر  تعداد  مسلمانان  باشد،  فرار  جايز  است‌،  ليکن  اگر  ظن  غالب  داشتند  که  هلاک  نمي‌شوند،  پايداري بهتر  است  و  اگرگمان  مي‌کردند،‌که  هلاک  مي‌شوند  دو  نظر  و  راي  وجود  دارد: 

 او‌ل‌:  برگشتن  و  ترک  مقاومت  لازم  است‌،  چون  خداوند  گفته  است‌:" ولا تلقوا بأيديكم إلى التهلكة    [بدست  خويشتن  خويش  را  در  هلاکت  ميندازيد]"‌.

دو‌م‌:  انصراف  مستحب  و  پسنديده  است‌،  و  واجب  نيست‌،  چون  اگرکشته  شوند  بفيض  شهادت  نايل  مي‌گردند.  

اگر  تعداد کافران  از  دو  برابر  تعداد  مسلمانان  بيشتر  نبود،  اگر گمان  نمي‌کردند  که  هلاک  مي‌شوند،  فرار  جايز  نيست  و  اگر گمان  مي‌کردند که  هلاک  مي‌شوند،  دو  وجه  ا ست:  

1-‌باز  هم  فرار  جايز  است  با  توجه  به " ولا تلقوا بأيديكم إلى التهلكة  "

٢-‌جايز  نيست  با  توجه  بظاهر آيه  ٦٦  انفال‌.  حاکم‌ گفته  است  اين  مطلب  به  ظن  غالب  و  اجتهاد  مجاهد  بستگي  دارد،  اگر گمان  کند که  مقاومت  ممکن  است‌،  فرار حلال  نيست  و  اگر گمان‌کند،‌ که  هلاک  مي‌شود،  جايزاست  فرارکند  بسوي  دسته‌اي  از  مسلمانان‌،  اگرچه  دورهم  باشند،  مشروط  بر  آنکه  قصد  فرار  از  جهاد  و  انصراف  از  جهاد  نداشته  باشد”‌.  

ابن  ماجشون  بروايت  از  مالک  مي‌گويد:  اعتباردو  برابر  بودن  در  قوت  و  نيرو  است  نه  در  عدد،  پس  اگر  يکنفر  مسلمان  در  برابر  يکنفر کافر  قرار گيرد،  که  اسب  بهتر  و سلاح  بهتر  و  قدرت  و  نيروي  بهتري  دارد،  جايز  است‌که  فرارکند  و  اين  ظاهر  است‌.رحمت  و شفقت  درجنگ  

اسلاميه  جنگ  را  بعنوان  يک  ضرورت  مباح  مي‌داند،  پس  براي  آن‌،  اندازه  قائل  است  و  در  جنگ  بايد  تنها کساني ‌کشته  شوند،‌که  در  پيکار  شرکت  دارند  و  اما کسي که  از  جنگ  پرهيز  مي‌کند،‌کشتن  وي  يا  تعرض  به  وي‌،  بهيچ  حال  جايز  وحلال  نيست‌.

و  همچنين  اسلام ‌کشتن  زنان  و کودکان  و  بيماران  و  پيران  و  راهبان  و  زاهدان  و  پارسايان  و  اجيران  و  اجراء  را  نيز  حرام‌کرده  است‌.  و  مثله ‌کردن  و کشتن  حيوانات  و  تباه ‌کردن  مزارع  و کشتيها  و  آبها  و  پرکردن  و  آلوده  کردن  چاههاي  آب  و  تخريب  خانه‌ها  را  همگي  حرام‌ کرده  است  و کشتن  مجروح  و  تير  خلاص  بوي  زدن  و  دنبال  کردن  فراري  را  نيز  حرام‌کرده  است‌،  چون  جنگ  در  اسلام  بخودي  خود،  مطلوب  نيست  بلکه  مثل  يک  عمل  جراحي  است‌ که  نبايد  از حد  ضرورت  و محل  نياز تجاوز   کند،  در  اين  باره  سليمان  بن  بريده  از پدرش  روايت ‌کرده ‌که  پيامبر صلي الله عليه و سلم   هرگاه  اميري  را  براي  سپاهي  يا  دسته‌اي  تعيين  مي‌کرد،  بوي  سفارش  مي‌کرد،‌که  خودش  تقواي  خدا پيشه‌کند  و  نسبت  به  مسلماناني‌که  همراه  او  هستند  راه  خير  و  نيکي  پيش‌گيرد،  سپس  مي‌گفت‌:  "  أغزوا باسم الله في سبيل الله، قاتلوا من كفر بالله، أغزوا ولاتغلوا، ولا تغدروا، ولا تمثلوا، ولا تقتلوا وليدا   [بنام  خدا  و  در  راه  او  بجنگيد  و  جنگ‌کنيد  باکافران‌،  بخدا،  جنگ‌کنيد  و  خيانت  و  دزدي  مکنيد  وکسي  را  مثله  نکنيد  و کودکان  را  نکشيد]"‌.

و  نافع  از  عبدالله  بن  عمرنقل‌کرده  است‌،‌که  دريکي  از  غزوات‌،  پيامبر صلي الله عليه و سلم    زني  را  يافتند  که‌ کشته  شده  بود،  پيامبر صلي الله عليه و سلم    آن  را  انکارکرد  و  ازکشتن  زنان  وکودکان  نهي  فرمود”‌.  بروايت  مسلم‌.

رباح  بن  ربيع ‌گويد: ‌که  پيامبر صلي الله عليه و سلم    در  يکي  از  غزوات‌،  ازکنار  زن‌‌کشته‌اي ‌گذشت  و  شايد  همان  زن‌ کشته  در  حديث  قبلي  باشد،  بر  جنازه  وي  ايستاد،  سپس‌گفت‌:" ما كانت هذه لتقاتل   [نمي‌بايستي  اين  زن‌کشته  بشود]‌".  سپس  بسران  اصحاب  خود  نگاه  کرد  و  خطاب  بيکي  از  آنان‌گفت‌:" الحق بخالد بن الوليد، فلا يقتلن ذرية، ولاعسيفا أي أجيرا ولا امرأة    [‌برو  به  خالد  بن  الوليد  ملحق  شو  به  وي  بگو که  بتاکيد کودکان  و  مزدوران  براي  خدمات  و  زنان  را  نکشد]"‌.  عبدالله  بن  زيدگفت‌:  پيامبر صلي الله عليه و سلم    از کشتن  خردمند  و  مثله  نهي ‌کرد.  بروايت  بخاري  عمران  به  حصين‌ گفت‌